در طول دوسال گذشته به‌خصوص پس از پیدایش داعش در عراق، جریان‌های افراطی در آسیای مرکزی و قفقاز رشد یافته و‌روز به روز تعداد بیشتری از مردم کشورهای این منطقه به داعش پیوسته و برای جنگ به عراق و سوریه می‌روند، دلایل رشد افراط‌گرایی مذهبی در آسیای مرکزی و قفقاز چیست؟
در ابتدا این مساله جای بحث دارد که آیا آنچه در رسانه‌های جهان و دولت‌های کشورهای آسیای مرکزی به‌عنوان افراط‌گرایی گفته می‌شود، واقعا به‌عنوان بخشی از واقعیت است یا نه‌. در درجه اول باید به این سوال پاسخ دهیم. در همین راستا باید اعلام کرد که سرویس‌های امنیتی دولت کشورهای آسیای مرکزی تمام مخالفان خود را به‌عنوان مبارزه با افراط‌گرایی سرکوب می‌کنند. بنابراین وجهی از گسترش افراط‌گرایی در این منطقه به این مساله باز‌می‌گردد. البته من منکر این مساله نیستم که افراط‌گرایی در سال‌های اخیر در آسیای مرکزی و قفقاز شمالی گسترش یافته است.
در کنار این مسائل در این مناطق ما اکنون شاهد بازگشت به دین و سنت‌های گذشته هستیم و می‌توانیم بگوییم که تاحدودی با بیداری اسلامی مواجه هستیم. همچنین این نکته را باید مورد توجه قرار دهیم که دولت‌های این منطقه سکولار هستند و این دولت‌ها تاکنون نتوانستند از خود آلترناتیوی نشان دهند که آینده‌ای را برای مردم این کشورها تضمین کنند. بر همین اساس تمایل به افراط‌گرایی و گروه‌هایی مانند داعش افزایش یافته است.
اما در کل می‌توان نتیجه گرفت که‌ میان کشورهای آسیای مرکزی نوعی ‌گرایش به دین اسلام به‌عنوان واقعیت موجود مشهود است اما هما‌ن‌گونه که دستگاه‌های امنیتی دولت این کشورها از این واقعیت سوء‌استفاده می‌کنند، در مقابل جریان‌های افراطی نیز از آن سوء استفاده می‌کنند.
با‌توجه به اظهارات شما به‌نظر می‌رسد که دولت‌های آسیای مرکزی با سرکوب گروه‌های میانه‌روی اسلامی، بستر لازم را برای گسترش هر‌چه بیشتر گروه‌های رادیکالی و افراط‌گرا باز می‌کنند، ارزیابی شما در این‌باره چیست؟
همواره بر این مساله تاکید کرده‌ام و نمونه واضح و مشخص این امر در تاجیکستان موجود است. متاسفانه سرویس‌های امنیتی در تاجیکستان به بهانه مبارزه با تروریسم و افراط‌گرایی یک حزب قانونی و اسلامی را سرکوب می‌کنند و در کنار آن، این فرصت را به دست گروه‌های افراطی می‌دهند که با بهره‌برداری، خود را توسعه دهند. هم دولت و هم افراط‌گراها به‌طور مشترک در برابر یک جریان اسلامی معتدل موضع می‌گیرند. نتیجه این امر این می‌شود که این جریان میانه‌رو که می‌توانست با فعالیت‌های خود از ‌گرایش جوانان و نیروهای جدید این منطقه به داعش و افراط‌گرایی‌ها جلوگیری کند، سر‌کوب می‌شود. بنابراین با نبود این جریان‌های میانه و قانونمند طبیعی است که برخی به جریان افراطی جذب شوند. به‌عبارت دیگر در چنین شرایطی افراط‌گرایی دینی و افراط‌گرایی ضد‌دینی با هم به صورت مشترک علیه تعقل دینی کار می‌کنند.
در همین راستا باتوجه به اینکه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، منطقه آسیای مرکزی و قفقاز شمالی همواره تحت نفوذ شدید روسیه قرار داشته است، آیا مسکو از گسترش جریان‌های افراط‌گر‌ا در نزدیکی مرزهایش احساس نگرانی نمی‌کند؟
به‌طور حتم روسیه نگرانی‌هایی در این باره دارد، اما نوع نگرانی روسیه با نوع نگاه کشورهای دیگر متفاوت است. برای مسکو بر‌اساس سیاست‌های این کشور مهم این است که امنیت حاکم بر آسیای مرکزی در یک چارچوب کلی به‌گونه‌ای نباشد که در مقابل و علیه امنیت روسیه قرار گیرد. بر همین اساس برای روسیه چندان دغدغه فکری نیست که آینده توسعه‌یافتگی این کشورها به چه شکل خواهد بود. این در حالی است که رویکرد برخی کشورهای دیگر مانند ایران نسبت به این کشورها، یک رویکرد مبتنی‌بر توسعه و رشد است. بنا‌براین نگاه امنیتی صرف با یک نگاه توسعه‌محور متفاوت است. اکنون نگاه امنیتی بر آسیای مرکزی حاکم است اما سوال این است که آیا دستگاه‌های امنیتی کشورهای آسیای مرکزی می‌توانند تا ابد هر جریان اسلامی را سرکوب کنند؟ در پاسخ باید گفت که به هیچ‌‌وجه این اقدام امکانپذیر نیست زیرا مردم این کشورها مسلمان هستند و‌ گرایش‌های اسلامی دارند و متاسفانه اعمال اقدامات سرکوب‌گرایانه تنها به رشد جریان‌های افراطی در این منطقه کمک می‌کند.
با‌توجه به اظهارات شما و اقدامات سرکوب‌گرایانه دولت‌های مرکزی در کشورهای آسیای مرکزی، آیا در آینده امکان ظهور گروه‌هایی در زیر‌مجموعه داعش‌ یا جریان‌های افراطی دیگر وجود دارد؟
در حال حاضر نیز از این‌گونه گروه‌های افراطی در کشورهای آسیای مرکزی ظهور کرده‌اند که می‌توان به گروه حرکت اسلامی در ازبکستان اشاره کرد که چندی پیش با داعش بیعت کرد. این‌ مساله بسیار مهمی‌است که باید از سوی دولت‌های مرکزی آسیای مرکزی به‌خصوص تاجیکستان مورد توجه قرار گیرد که اگر گروه‌های میانه‌رویی مانند نهضت اسلامی سرکوب شوند، در این صورت این گروه‌ها ممکن است به سمت جریان‌های افراطی مانند داعش متمایل بشوند.
متاسفانه دولت‌ها در برابر این‌گونه جریانات تحلیل درست فرهنگی و اجتماعی ندارند و تلاشی برای انجام حرکت‌های سیاسی- اجتماعی نمی‌کنند و تنها به برخوردهای صرفا امنیتی استناد می‌کنند و در نهایت به بن‌بست می‌رسند.
برخی از تحلیلگرا‌ن و صاحب‌نظران در منطقه و حتی در عرصه بین‌المللی بر این باورند که حملات هوایی مسکو توسط جنگنده‌های این کشور در سوریه و هدف قرار دادن مواضع داعش و گروه‌های افراط‌گرا به‌نوعی نشان‌دهنده نگرانی کرملین از رشد جریان‌های افراطی در کشورش و حتی و در اطراف مرزهایش است، ارزیابی شما در این باره چیست؟
بیان اینکه حرکت روسیه در سوریه صرفا به خاطر گسترش جریان‌های افراطی است و روسیه تنها به‌دنبال ریشه‌کن کردن این جریانات است، کاملا اشتباه است زیرا سوریه صحنه یک معادله بین‌المللی است و وضعیت متفاوت و پیچیده‌ای در جریان است‌، به هر حال این مساله بخشی از واقعیت صحنه است برای اینکه اگر مسکو توسط نیروهای خود در سوریه با نیروهای آمده از چچن و داغستان و آسیای مرکزی در قالب داعش و گروه‌های افراط‌گرا مقابله نکند در این صورت باید در کشور خود با آنها درگیر شود. اما باید این نکته را مورد توجه قرار داد که این تنها قسمتی از واقعیت موجود بوده و همه آن نیست.