روزنامه لوتان چاپ سوئیس نوشت ایران و ترکیه همانند دو شیری هستند که برای هم می غرند اما به هم حمله نمی کنند.

روزنامه لوتان چاپ سوئیس نوشت ایران و ترکیه همانند دو شیری هستند که برای هم می غرند اما به هم حمله نمی کنند.

این روزنامه فرانسه زبان در مطلبی به قلم محمد رضا جلیلی نوشت ، از زمان انقلاب اسلامی ایران در سال هزار و نهصد و هفتاد و نه، روابط میان تهران و ریاض با تنش های بسیاری روبرو شد. به طور قطع تلاشهایی برای بهبود روابط صورت گرفت اما این تلاشها بی نتیجه باقی ماند. پس از حمله نظامی آمریکا به عراق، سرنگونی صدام حسین و به قدرت رسید دولتی شیعه در این کشور، روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی به وضوح بدتر از قبل شد. بنابراین رقابت میان دو کشور به جنگی سرد تبدیل شد. در پی بهارهای عربی، این جنگ سرد به اوج خود رسید و دو کشور در اکثر صحنه درگیری در خاورمیانه، از بحرین تا لبنان، همچنین در عراق و سوریه و فلسطین و در نهایت در یمن برای افزایش نفوذ خود به مبارزه با یکدیگر پرداختند. از همین رو کشورهای سوم و بسیاری از ناظران سیاست منطقه ای عادت کرده اند دو کشور را به موازات هم مورد بررسی قرار دهند؛ یکی از آنها به عنوان قطب اصلی اسلام سنی و دیگر رهبر شیعیان جهان در نظر گرفته می شود. این دیدگاه مبتنی بر این واقعیت است که حاکمیت هر دو کشور ابعاد مذهبی دارد و نظام حقوقی هر دو کشور نیز بر پایه شریعت است.
در این شرایط سخن گفتن از محور ایران- عربستان سعودی همانند آنچه از برزیل و آرژانتین همواره یاد می شود بی معناست. در واقع این دو کشور از همه نظر از یکدیگر جدا هستند؛ مسیر تاریخی، وضعیت جمعیتی، هویت فرهنگی و به ویژه مذهب دو کشور کاملا متفاوت است. عمدتا نوعی بیزاری و نفرت ضد شیعه در میان وهابیون وجود دارد که در میان اهل سنت در هیچ کجای دیگر جهان دیده نمی شود. اما در خاورمیانه اگر دو کشور حضور دارند که می توانند رو در روی هم قرار بگیرند به طور قطع این کشورها ایران و عربستان سعودی نیستند بلکه ایران و ترکیه هستند. در واقع این دو کشور همسایه بقایای دو امپراطوری رقیب هستند که از قرن شانزدهم اغلب در حال جنگ هستند اما همچنین موفق شده اند زمینه های فعالیت مشترک نیز بیابند. همچنین ایران و ترکیه نخستین کشورهای مسلمانی هستند که مرزهای خود را با معاهده قصرشیرین که در سال هزار و ششصد و سی و نه امضا شد تعیین کردند. در قرن بیستم هم هر دو کشور شاهد توسعه سیاسی مشابه بودند. انقلاب مشروطه در سال هزار و نهصد و شش و انقلاب ترکان جوان در سال هزار و نهصد و هشت مشابه بودند و هر دو عرصه سیاسی دو کشور را تغییر دادند. به علاوه شباهتهایی نیز میان برنامه های مدرن سازی دو کشور وجود دارد که پس از جنگ جهانی اول آغاز شد. جمهوری ترکیه از زمان تاسیس توسط آتاتورک در سال هزار و نهصد و بیست و سه،‌ سیاست مدرن سازی مستبدانه ای را آغاز کرد که رضا شاه از زمان تاسیس سلسله پهلوی در ایران در اواخر سال هزار و نهصد و بیست و پنج از آن بسیار الهام گرفته است. از سالهای هزار و نهصد و پنجاه تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران، آنکارا و تهران در قالب پیمان بغداد که بعدها به پیمان سنتو تغییر نام داد، همکاری نزدیکی داشتند.
در پی سرنگونی رژیم سلطنتی و استقرار جمهوری اسلامی در ایران، روابط میان دو کشور دست خوش آشفتگی ها و حوادث بسیاری شد. طی سالها، همزیستی میان جمهوری لائیک ترکیه و حاکمیت اسلامی ایران آسان نبود اما دو کشور مانع از قطع روابط می شدند و حتی تبادلات تجاری خود را توسعه می دادند. با به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه در ترکیه در سال دو هزار و دو، روابط دو جانبه ایران و ترکیه نیز گسترش یافت. سفرهای رسمی افزایش یافتند، همکاری در بخش انرژی ادامه یافت و تبادلات اقتصادی دو کشور رونقی بی سابقه را تجربه کرد. در سال دوهزار و ده وزیران امور خارجه ایران، ترکیه و برزیل تلاش کردند راه حلی برای بحران هسته ای ایران بیابند. اگرچه این تلاش به نتیجه نرسید اما فضای اعتماد سیاسی را که میان دو همسایه حاکم است تایید کرد. اما متاسفانه این مرحله بسیار کوتاه بود. بهار کشورهای عربی و به ویژه جنگ داخلی در سوریه، روابط سیاسی میان ایران و ترکیه را بار دیگر تحت تاثیر قرار داد.
تهران پایبند به اتحاد دیرینه خود با دمشق، به حمایت همه جانبه از حاکمیت بشار اسد متعهد شده است. این در حالی است که آنکارا از مخالفان سوریه حمایت می کند و به عربستان سعودی و قطر نزدیک شده است که از اسلامگرایان سنی حمایت می کنند. حسن روحانی رییس جمهور ایران پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سال دوهزار و سیزده، تلاش برای بهبود روابط دو جانبه ایران و ترکیه را که به طور قابل توجهی بدتر شده بود آغاز کرد. امضای توافق موقت ژنو در مورد برنامه هسته ای ایران در نوامبر سال دوهزار و سیزده و همچنین حضور فزاینده گروه های رادیکال در سوریه که امنیت ترکیه را نیز تهدید می کردند، فرصت برای بهبود روابط را ایجاد کرد. روحانی در ماه ژوئن سال دو هزار و چهارده سفری تاریخی به آنکارا داشت. به همین مناسبت توافقات بسیاری در زمینه انرژی و اقتصاد با اهداف بلندپروازانه به امضا رسید. پیروزی رجب طیب اردوغان در انتخابات ریاست جمهوری ترکیه در ماه اوت سال دوهزار و چهارده، مورد استقبال دولت ایران قرار گرفت. اما مسائل مهمی همچون حوادث عراق، سوریه و به طور گسترده تر دیدگاه آنکارا در مورد جاه طلبی های منطقه ای ایران همچنان بر روابط دو کشور تاثیر گذار است. همین مسئله موجب شد اردوغان در پایان ماه مارس سال جاری ایران را به تلاش برای سلطه بر منطقه متهم کند. اگرچه دو کشور همچنان از سیاست های منطقه ای یکدیگر انتقاد می کنند اما در سطوح بالا ارتباطات خود را حفظ می کنند. در همین چارچوب هفتم ماه آوریل اردوغان به تهران سفر کرد. در پی این سفر دو کشور تصمیم گرفتند مبادلات تجاری خود را افزایش دهند و برای یافتن راه حلی برای بحران یمن با یکدیگر همکاری کنند. این دو امپراطوری باستانی به خوبی می دانند از پایان جنگ جهانی اول، با یکدیگر وارد جنگ نشده اند و بیش از یک قرن است که تغییری در مرزهای دو کشور ایجاد نشده است. بنابراین هردو کشور با آگاهی از این منافع مشترک تاکنون همواره محتاط بوده اند و برای ممانعت از تبدیل شدن تنش به جنگ تمام عیار خویشتن داری کرده اند. علاوه بر این نوعی همکاری تکمیلی اقتصادی و ژئوپلتیک میان دو کشور وجود دارد. ایران ذخایر نفتی و گازی بسیاری در اختیار دارد. بنابراین ترکیه برای مصرف خود و همچنین تبدیل کردن خاکش به فضای ترانزیت انرژی میان اروپا و آسیا به ایران نیاز دارد. به علاوه ایران مشتری محصولات کشاورزی و صنعتی ترکیه است. از دیدگاه ژئواستراتژیک هم ترکیه به ایران اجازه ترانزیت به سوی اروپا را می دهد و در مقابل نیز ایران اجازه دسترسی به سرزمین های قفقاز و آسیای میانه را می دهد. در نهایت دو کشور به عنوان دو وزنه سنگین منطقه که هریک حدود هشتاد میلیون نفر جمعیت دارند، آگاهند که به عنوان دو کشور غیر عرب خاورمیانه همواره از یافتن زمینه های مشترک همکاری نفع می برند. همچنین آنها می دانند گفتگوی آنها یکی از عوامل آرامش در منطقه ای است که به شدت نیازمند آرامش است.