دغدغه‌های امنیتی آمریکا در منطقه خاورمیانه و به‌خصوص عراق است به همین دلیل العبادی در ماه‌های گذشته تلاش کرده است فعالیت شبه‌نظامیان شیعه را د ر کشور خود محدود کند

ایران و عراق دو کشور همسایه با مرزهایی طولانی هستند که هم سابقه درگیری نظامی و هم همکاری‌های نزدیک امنیتی را در بیش از سه دهه روابط خود ثبت کرده‌اند. در ابتدا کمی راجع به پیشینه روابط دو کشور در زمان حضور بعثی‌ها در عراق بگویید‌.
روابط ایران و عراق تا قبل از سقوط بعث مبتنی بر سیاست‌های خصمانه‌ای بود که حاکمیت بعثی عراق در روابط دو کشور داشت؛ از جمله اینکه یک جنگ هشت ساله را بر دو ملت تحمیل کرد. پس سمت و سوی این سیاست بر پایه نگاه حاکمیت بعثی‌ها نسبت به ایران خصمانه بوده و طبیعتا وقتی یک جنگ را نیز به ایران تحمیل کرده بود نمی‌شد انتظار داشت روابط دو کشور در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی یک روند رو به ‌‌توسعه داشته باشد. همچنین با وجود این نگاه خصمانه، ظرفیت‌های همکاری دو کشور هم عملیاتی نشد، هرچند ظرفیت‌های خوبی برای همکاری‌های دو کشور وجود داشت.
سقوط صدام دوره جدیدی را در عراق رقم زد؛ در ابتدای برکناری رژیم بعث از عراق، شرایط این کشور به چه صورت بود و روابط تهران - بغداد چه شکلی به خود گرفت؟
بعد از سقوط رژیم بعث در عراق با پدیده اشغالگری با محوریت آمریکا مواجه شدیم. هژمونی سلطه آمریکا با چند هدف بود که عبارتند از؛ 1- به اسم دموکراسی یک نظام سیاسی مدل آمریکایی را در این کشور پایه‌گذاری کند 2 - ساختار دفاعی - امنیتی عراق را آمریکایی کند 3- حضور نظامی‌اش را در این کشور تثبیت کند. همچنین واشنگتن تلاش داشت روابط دو کشور ایران و عراق در چارچوب منافع و ظرفیت‌های موجود شکل نگیرد. از سال 1382 یا 2003 در عراق با این پدیده مواجه شدیم.
از طرف دیگر این کشور با هرج و مرج، شرایط آنارشیسم، تروریسم، موج ناامنی و تلاش دشمن برای ایجاد جنگ شیعه و سنی مواجه شد و رهبران این کشور از ابتدا با موضوعات تروریسم و ناامنی مواجه شدند. مساله دیگری که بعد از سقوط بعث قابل توجه است شکل‌گیری یک فضای روانی سنگین علیه ایران است. این پدیده توسط بازماندگان رژیم سابق و همچنین اشغالگران و کشورهایی که نگران شرایط حاکم بر عراق جدید بودند، پیگیری شد. این کشورها انتخابات و دموکراسی در عراق را بر‌نمی‌تابیدند و به هر ترتیب می‌‌خواستند‌ این کشور بر پایه مردم‌سالاری به یک وضعیت جدید نا‌ئل نشود. آنها حتی بهانه می‌کردند که ایران در حال نفوذ پیدا کردن در عراق است و باید جلوی نفوذ ایران را بگیرند. البته این حرف‌ها تماما بهانه بود. بنابراین کشورهای مذکور با عملیات روانی‌شان اولا مساله ایران‌هراسی را پدید آوردند و دوم اینکه گام‌های عملی برمی‌داشتند تا اجازه ندهند روابط دو کشور شکل بگیرد.
علاوه بر نقش کشورهای منطقه و کشورهای غربی و آمریکا چه متغیرهای دیگری در روابط تهران - بغداد اثرگذار است؟
عامل دیگری که بر روابط دو کشور اثر می‌گذارد ساختار نامتجانس مدیریتی و اداری حاکم بر این کشور است. یعنی رژیم سقوط کرده اما حاکمیتی که از قبل بوده باوجود برخی تغییرات همچنان پابرجاست. بنابراین این ساختار نگاهش به سمت مرزهای شرقی‌اش نبود و تمام این روابط و ساختار ضد شرق و همکاری با ایران بود و همکاری را به سمت کشورها و مرزهای دیگر شیفت کرده بود. ضمن اینکه همچنان از بازماندگان رژیم گذشته نیز در این حاکمیت حضور داشتند که نمی‌خواستند روابط دو کشور به سمت بهبود سوق پیدا کند. عامل اثرگذار دیگر برخی پرونده‌های باقیمانده از حاکمیت گذشته است؛ به‌عنوان نمونه مشکلات مرزی میان دو کشور را می‌توان نام برد. عهدنامه میان دو کشور موسوم به قرارداد 1975 الجزایر (قراردادی میان کشورهای ایران و عراق با وساطت الجزایر است که خط مرزی ایران و عراق در آب‌های اروندرود را تعیین کرده است) که صدام آن را پاره کرده بود، یکی از مشکلات به‌جا مانده است که می‌تواند بر روابط دو کشور تاثیر بگذارد. در کنار این متغیرهای منفی یک سری متغیرهای مثبت نیز در روابط دو کشور قابل مشاهده است، به‌خصوص مشترکات فرهنگی- دینی که دو کشور همسایه دارند و ظرفیت خوب همکاری و مرزهای طولانی میان ایران و عراق را می‌توان نام برد. در عین حال وجود اماکن مقدسه که در دو کشور وجود دارد را نیز نباید به‌عنوان یک عنصر اثرگذار از قلم انداخت. باتوجه‌ به این متغیرها روند روابط دو کشور از سال 2003 تا امروز با رشد فزاینده‌ای رو به توسعه بوده است. حوزه همکاری‌های دو کشور نیز در تمامی‌ زمینه‌ها اعم از اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، دفاعی و امنیتی قابل تعریف است. حتی به اعتقاد من روابط دو کشور با وجود تمام موانع و مشکلات می‌تواند به‌عنوان الگو و مدالیته‌ای برای روابط دیگر کشورها با عراق باشد.
در دوران حضور نیروهای اشغالگر در عراق و همچنین پس از سقوط صدام حسین، ایران چه نقشی را در سازندگی این کشور ‌ در این دوران ایفا می‌کرد؟
از آنجایی که عراق نزدیک به دو، سه دهه درگیر جنگ بوده و دچار ویرانی شده و از ابتدا نیز تروریسم در حال نابود کردن زیرساخت‌های آن کشور بوده و هست، این پدیده به‌عنوان یک عنصر اثرگذار بر روابط دو کشور تعریف می‌شود و همچنین اراده رهبران جدید عراق برای همکاری با ایران به واسطه تجربه خوب‌ کشورمان در سازندگی نیز قابل مشاهده بود. سیاست ایران در قبال عراق جدید نیز این بوده که این کشور به سمت ثبات، شکوفایی و استقلال حرکت کند و حاکمیت ملی در آن شکل بگیرد. این سیاست سبب شده‌ از همان ابتدا نگاه ایران کمک به ساخت یک عراق با ثبات، امن و مستقل باشد. این در شرایطی است که اشغالگر در این کشور وجود دارد و تروریسم نیز در حال نابودی زیرساخت‌های عراق است و از دیگر سو کشورهای ارتجاعی نیز نمی‌خواهند عراق جدید با مشخصه‌های دموکراسی و انتخابات شکل بگیرد. در این میان فقط جمهوری‌اسلامی تمام‌‌قد ایستاده و تلاش دارد اجازه ندهد‌ بر ثبات و استقلال عراق خدشه وارد شود. به‌دنبال همین سیاست‌ها بود که جمهوری اسلامی ایران با وجود تمام مخالفت‌ها و دشواری‌ها به کمک مردم و رهبران عراق در کمک به ساخت عراق جدید شتافت. اگر روند تحولات عراق از سال 2003 تا به امروز را نیز نگاهی بیندازیم، در‌می‌یابیم باوجودی که این کشور اشغال شده و ناامنی و بحران امنیتی در آن وجود دارد اما روند نظام سیاسی در آن شکل گرفته است. حتی عراق توانست یک «نه» بزرگ به حضور نظامی اشغالگران بگوید.
شما در صحبت‌هایتان به برخی موانع و مشکلات در روابط دو کشور اشاره کردید؛ این موانع چقدر بر سر راه توسعه روابط اثرگذار بوده است؟
همانطور که اشاره کردم اگر‌چه این روابط رو به‌رشد بوده‌، اما هنوز فاصله زیادی میان ظرفیت‌های همکاری و وضع موجود همکاری وجود دارد که باید تلاش شود این فاصله کم شود. یعنی اگر امروز میزان و حجم روابط اقتصادی دو کشور به 13 میلیارد دلار رسیده اما درواقع ظرفیت‌های همکاری اقتصادی ایران و عراق در حالت خوشبینانه باید حداقل دو‌برابر این میزان باشد. در یک سند‌ چشم‌انداز همکاری در بازه زمانی پنج ساله حتما باید این میزان را به دو‌برابر برسانیم و این امر مستلزم انجام برخی اقدامات است. همچنین اگر در سال 1393 حجم رفت و آمد اتباع دو کشور، سه و نیم میلیون بوده در یک بازه زمانی 10 ساله آن را باید به 10 میلیون برسانیم. البته مجموعه حوزه‌های همکاری نشان می‌دهد که ایران و عراق در حال رفتن به سمت یک روابط راهبردی هستند؛ می‌بینیم که ایران در مبارزه با پدیده تروریسم یا همان داعش به‌گونه‌ای همکاری می‌کند که آن را نه یک مشکل برای عراق بلکه برای امنیت منطقه و حتی منافع ملی خود می‌داند. اگر امروز جریانی مانند تکفیر که در داخل عراق شکل گرفته و خلافت اسلامی را در مرزهای عراق و سوریه راه‌اندازی کرده است، مهار نشود می‌تواند به دیگر مرزها نیز سرایت یابد. زیرا تروریسم مرز ندارد و این ناامنی فقط محدود به جغرافیای عراق نیست و می‌تواند تسری پیدا کند. بنابراین کشوری چون ایران با درک این واقعیت که باید با پدیده تروریسم مقابله کند هم در چارچوب موازین بین‌المللی و هم در چارچوب یک همکاری بین دو دولت، به حمایت و کمک به عراق برخاسته است. از جمله حمایت‌های ایران در این زمینه، آموزش، کمک‌های مستشاری و همکاری‌های لجستیکی است.
این درحالی است که تمامی ‌کشورها باید در مبارزه با تروریسم به کمک دولت عراق بیایند. در این میان ائتلاف دروغین آمریکا به اسم مبارزه با داعش شکل گرفته اما در واقع در حال همکاری با جریان تکفیری است. متاسفانه برخی کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی در پرونده تروریسم و ناامنی مسئول هستند؛ یعنی ریاض به همان‌اندازه که در کشتار مردم ‌بی‌دفاع یمن و تجاوز به این کشور مسئول است در کمک به گسترش تروریسم در عراق نیز مسئولیت دارد.
با‌توجه به اینکه اکنون به جز عراق، بسیاری دیگر از کشورهای منطقه همچون سوریه و یمن نیز درگیر هستند، سیاست خارجی بغداد را در قبال این کشورها چطور می‌بینید؟
باوجودی‌که عراق خود تحت فشار است و با چالش‌های ناامنی و تروریسم دست و پنجه نرم می‌کند، اما در قبال تحولات منطقه‌ای، مواضع مستقلی اتخاذ می‌کند. عراق سیاست حمایت از دولت اسد و مردم مظلوم یمن و بحرین را در پیش گرفته و این مساله نشان می‌دهد‌ پتانسیل عراق نه تنها در حل مشکلات داخلی خود بلکه در حل ‌مسائل منطقه‌ای است. بنابراین عراق باوجود تمام مشکلات و موانعی که در برابر خود دارد، مواضعی که در قبال مسائل منطقه‌ای می‌گیرد بسیار مسئولانه و مستقل است. از آنجایی که سیاست ایران نیز در دفاع از محرومان، مستضعفان و ایستادگی در برابر تجاوز است یک همسویی میان دو دولت ایران و عراق و رهبران دو کشور وجود دارد. اگر عراق سیاست‌مسئولانه و مستقلی را دنبال می‌کند به این خاطر است که برای این کشور قابل‌لمس است که جریان تکفیر یک جریان پدیده آمده از داخل عراق نیست بلکه یک جریان استعماری است که با طراحی دیگران وارد این کشور شده است. عراق می‌داند که اگر در برابر تجاوز آل‌سعود به یمن و گسترش تحرکات بدون مشروعیت تکفیر در منطقه ایستادگی نکند، این رویه می‌تواند علیه کشور خودش‌ نیز به کار گرفته شود. به همین خاطر تاکید می‌کنم آنچه‌ جمهوری‌اسلامی ایران در عراق، سوریه و یمن انجام می‌دهد فقط از نگاه اخلاقی، انسانی و اسلامی نیست و ایران اگر از چارچوب منافع ملی‌اش نیز به این وقایع نگاه کند باز باید همین حرکت را در حمایت از این دولت و ملت‌ها در پیش گیرد.
با‌توجه به‌سقوط الرمادی، حرف و حدیث‌هایی پیش آمد مبنی بر اینکه در سیاست حمایتی ایران از عراق تغییراتی ایجاد شده و به‌نوعی این حمایت‌ها کاهش یافته است. به‌نظر شما این تحلیل درست است؟
سیاست جمهوری اسلامی ایران نه امروز بلکه از روز نخست شکل‌گیری عراق جدید، بر پایه این بود که یک عراق باثبات و مستقل شکل بگیرد. به همین خاطر نیز‌ ایران با اشغالگری و تروریسم مخالف بود. همکاری‌های امنیتی امروز تهران - بغداد نیز بر پایه نیاز و درخواست دولت عراق است؛ این هم یک امر طبیعی است، چراکه بعد از سقوط رژیم گذشته، ارتش عراق منحل شد، آمریکا این کشور را اشغال کرد و وقتی دید نمی‌تواند سلطه خود را بر ملت عراق تحمیل کند تروریسم را ‌ترویج کرد. همچنین آمریکا اجازه نداد که در عراق یک ارتش حرفه‌ای و ملی شکل بگیرد؛ مانع روابط نظامی عراق با دیگر کشورها می‌شد؛ از طرف دیگر، عراق تروریسم را بال و پر می‌داد و در آخرین مرحله شاهد هستیم که جریان تکفیر و داعش در عراق ظاهر شده است. باید توجه داشت که پدیده تروریسم یک پدیده داخلی عراق نیست و طبیعی است عراقی که درگیر با این فضاست نیازمند کمک و همکاری است بنابراین جمهوری اسلامی نیز بر‌اساس سیاست‌ها و مواضعش و مسئولیتی که احساس کرد و همچنین در چارچوب منافع منطقه و منافع خود، همکاری‌های امنیتی با عراق را آغاز کرد. وقتی ایران نگاه به ثبات و استقلال یک کشور دارد برایش خوشایند نیست که گفته شود جمهوری اسلامی به‌دنبال شرایطی در عراق است که همیشه این کشور به آن نیازمند باشد. این در حالی است که سیاست ایران بر این مبناست که روزی برسد تا عراق بتواند خود به تنهایی بر همه مشکلاتش فائق آید. در عین حال اگر ایران ورودی در صحنه همکاری‌های دفاعی و امنیتی کرده، بر‌اساس خواسته‌های دولت عراق بوده است. این همکاری‌ها امروز باوجودی که خوشایند دیگران نیست همچنان ادامه دارد. در‌‌واقع آمریکایی‌ها نمی‌خواهند هیچ نوع همکاری میان ایران و عراق در جریان باشد حال چه همکاری‌های دفاعی-امنیتی و چه اقتصادی یا سیاسی. آمریکا هدفش این بود که با اشغال عراق سلطه خود را بر این کشور حاکم کند اما این اتفاق نیفتاد و آمریکا ناکام شد بنابراین امروز به‌دنبال انتقام‌ از ناکامی‌اش است. اینکه آمریکایی‌ها بخواهند در روابط ایران و عراق مانع ایجاد کنند منتفی نیست اما این مساله که آیا عراق به‌دنبال این است که رابطه‌‌اش با ایران را محدود کند، باید گفت خیر. مواضع رهبران عراقی از جمله نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور نیز این مساله را نشان می‌دهد که آنها به‌دنبال کاهش روابط با ایران نیستند. همچنانکه همواره در صحبت‌هایشان نیز به لزوم همکاری با ایران برای از بین بردن تروریسم اشاره می‌کنند. در نتیجه نه تنها امروز همکاری‌های دفاعی- امنیتی بین دو کشور قطع نشده بلکه همکاری‌ها در تمام حوزه‌ها به‌خصوص همین حوزه دفاعی در حال توسعه است.
این مساله که گاها گفته می‌شود مواضع برخی رهبران عراقی نشان می‌دهد که آنها خواهان این همکاری نیستند، دلیل آن مشخص است. اگر بعضا رهبران کشورها مواضعی این‌چنینی می‌گیرند به این دلیل است که بار مسئولیتی به عهده خودشان است و می‌خواهند نشان دهند که خواهان آن هستند که مسائل امنیتی‌شان را خودشان حل می‌کنند.
در مورد عراق برخی سخنان رهبران عراق را تفسیر نابجا کرد‌ه‌اند مبنی بر اینکه آنها نمی‌خواهند با ایران همکاری‌هایشان را ادامه دهند. اما در عرصه عمل می‌بینیم که امروز به دلیل ویژگی‌ها و شرایط موجود روند همکاری‌ها در حال توسعه یافتن است.
باید بر این نکته تاکید کنم مقابله با تروریسمی‌که امروز در عراق شکل گرفته و سقوط بغداد یکی از اهداف آن بود، به تنهایی از عهده ارتش و دولت عراق بر‌نمی‌آمد، چرا‌‌که همانطور که گفتم آمریکا اجازه نداد یک ارتش حرفه‌ای و ملی در عراق شکل بگیرد زیرا اگر چنین ارتشی شکل می‌گرفت دیگر نیازی به اشغالگر نبود و اگر داعش شکل نمی‌گرفت آمریکا نمی‌توانست ائتلافی دروغین برای مبارزه با داعش تشکیل دهد. آمریکا در تلاش است که برخی از عشایر را تسلیح کند یا بارها بحث تجزیه عراق را مطرح کرده است. این تسلیح کردن عشایر کرد و سنی عراقی بدون هماهنگی با دولت بغداد است.
این در شرایطی است که آمریکایی‌ها با بغداد توافقنامه همکاری و قرارداد دارند و باید قراردادهای تسلیحاتی‌شان را عملیاتی کنند. تا دیروز به بهانه نوری مالکی از همکاری سر باز می‌زدند اما در دولت جدید العبادی نیز آمریکا همکاری‌ها را انجام نمی‌دهد. در چنین فضایی طبیعی بود دولت و ارتش عراق به تنهایی نتواند در مقابل تروریسمی‌که حمایت همه جانبه می‌شود، مقابله کند.
داعش سه ماه هرگونه تجاوزی در عراق انجام داد اما حقوق بشر ساکت بود. بعد از 3 ماه که داعش نتوانست به اهدافی که آنها تعریف کرده بودند دست یابد، ائتلاف علیه داعش را شکل دادند.
درواقع تا به امروز عراق به واسطه چند گزینه توانست جلوی عراق را بگیرد که به شهرهای دیگر راه پیدا نکنند که عبارتند از 1- فتوای مرجعیت2- بسیج مردمی‌در کمک به دولت3- همکاری کشوری مانند ایران.
پس همکاری‌های امنیتی ایران و عراق همچنان مانند قبل ادامه دارد؟
نه تنها ادامه دارد بلکه رو به توسعه است. زیرا در عمل می‌بینیم که همکاری‌های دو کشور همچنان جدی است.
کمی ‌بیشتر درباره نقش آمریکا در سقوط رمادی توضیح دهید.
در خصوص رمادی، در یک فضاسازی که توسط برخی کشورهای دیگر از جمله آمریکا صورت گرفت، این‌گونه نشان دادند که اگر نیروهای بسیج مردمی ‌به آن منطقه بیایند این باعث می‌شود که یک جنگ شیعه و سنی در آنجا آغاز شود پس بسیج مردمی‌نباید وارد شود. همچنین آمریکایی‌ها اعلام کرده بودند که مانع از تهاجم داعش می‌شوند. اما مشاهده کردیم که ستون طویل نظامی نیروهای داعش از مرزهای سوریه و شمال غرب وارد این شهر شد و آمریکا نیز آنها را ‌دید ولی مانع نشد. دولت عراق بلافاصله بعد از اینکه متوجه شد آمریکایی‌ها نیت شومی ‌دارند و درخواستی که عشایر منطقه رمادی و شورای استان این منطقه داشت در خصوص کمک بسیج به ارتش و عشایر منطقه برای حل بحران، وارد عمل شد. بنابراین با همکاری اهالی منطقه در کمک به ارتش، عملیات‌ها در رمادی سازماندهی شد و طی چندین روز توانستند جلوی پیشروی‌های داعش را بگیرند و ارتش عراق نیز خود پیشروی‌هایی داشت. با این حرکتی که آغاز شده قابل پیش‌بینی است که رمادی را بازپس بگیرند و شرایط به حالت قبل بازگردد.
با‌توجه به صحبت‌های شما که فرمودید روابط ایران و عراق رو به توسعه است و همچنین باتوجه به شرایطی که اکنون بر عراق حاکم است، روابط ایران با دولت نوری مالکی بهتر بود یا دولت حیدر العبادی؟
اگر بخواهیم یک ارزیابی واقعی داشته باشیم باید گفت همکاری‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میان دو کشور طی این چند سال شکل گرفته است. این در حالی است که جریان تکفیر با نماد داعش وقتی وارد عراق شد هنوز مالکی نخست‌وزیر بود و همکاری‌های دفاعی - امنیتی به شکل کنونی از آن زمان شکل گرفت. زمانی که مسئولیت مالکی به العبادی واگذار شد این روند همچنان ادامه پیدا کرد و به میزانی که فضای امنیتی و بحران امنیتی در عراق توسعه یافت طبیعی است که روند همکاری‌های امنیتی تهران - بغداد نیز گسترده‌تر شد. بنابراین به دلیل شرایط کنونی عراق، سیاست رهبران دو کشور بر همکاری استوار است و بر همین اساس روند همکاری‌های دوجانبه با یک رشد فزاینده‌ای رو به توسعه است. به‌خصوص در برهه فعلی که همکاری‌های دفاعی امنیتی شدت گرفته است.
با‌وجودی که حرف و حدیث‌های بسیاری مطرح شد که ممکن است ایران و آمریکا بر سر داعش به همکاری با یکدیگر در عراق روی بیاورند اما چنین امری را شاهد نبودیم. دلیلش چیست؟
باید توجه داشته باشیم که مسئول پرونده امنیتی در عراق، دولت عراق است و نه آمریکا؛ در نتیجه‌ باید بدانیم آمریکایی که خود تروریسم را در این کشور توسعه داده است به‌دنبال برقراری امنیت واقعی در عراق نیست. حتی اگر یک ائتلاف ضدداعش تشکیل داد فقط بهانه‌ای بود برای ادامه سلطه‌اش بر منطقه. آمریکا همچنان به‌دنبال بازگشت به عراق است و می‌خواهد عدم موفقیتش در امضای یک توافقنامه امنیتی با عراق را جبران کند. بنابراین نگاه آمریکا با نگاه جمهوری اسلامی که به‌دنبال ایجاد ثبات و امنیت در منطقه و عراق است کاملا با هم تفاوت دارد و دو کشور هیچ وجه مشترکی برای همکاری پیرامون پرونده امنیتی در عراق ندارند. ضمن اینکه مسئولیت برقراری امنیت با دولت عراق است و جمهوری اسلامی نیز همکاری‌هایش را با عراق در این زمینه انجام می‌دهد.
در حال حاضر مناسبات دولت العبادی با آمریکا چگونه است؟
سیاست عراق خواهان همکاری با همه کشورها به جز رژیم اشغالگر قدس است و بنابراین طبیعی است که عراقی‌ها به‌دنبال ایجاد رابطه با همه کشورها مبتنی بر مصالح و منافع‌‌‌شان باشند. اکنون دیگر آمریکاست که باید به این رویکرد و سیاست عراق یک واکنش مثبت نشان دهد. اما متاسفانه آمریکا در نگاهش به کشورها همیشه دنبال منافع خودش بوده است و از جمله دلایلی که آمریکا در منطقه ناکام ماند یکی این است که منافع دیگران را نمی‌بیند و دیگر اینکه به هنجارهای فرهنگی - اجتماعی این کشورها ‌بی‌توجه است. قابل پیش‌بینی است که در چنین شرایطی عراق مجبور است برای مصالح و منافع خود با همه کشورها رابطه برقرار کند و روابطش با آمریکا نیز بستگی به این دارد که آمریکایی‌ها تاچه حد این همکاری را جدی بگیرند. البته آمریکا تا به امروز در عمل نشان داده که در مساله مبارزه با تروریسم و حل مشکلات امنیتی هیچ کمکی به کشورها نمی‌کند و دولت عراق نیز نسبت به این موضوع آگاه است. همچنین دولت عراق نیز از همکاری‌های آمریکا رضایت ندارد، زیرا این کشور نه به توافقاتش عمل کرده و نه در مقابله با تروریسم و ناامنی همکاری‌هایی داشته است. درواقع امروز آمریکا در کمک‌ به جبهه مخالفان در عراق متهم است.
با توجه به آنکه داعش تاکنون توانسته چند شهر در عراق را به اشغال خود در آورد و تا 30 کیلومتری بغداد نیز پیش رفته است، آینده پیشروی‌های داعش در عراق را چطور می‌بینید و آیا دولت ‌عراق می‌تواند در برابر این گروه تروریستی ایستادگی کند؟
تهدید داعش هنوز بر سر عراق است اما این کشور نشان داد با پتانسیلی که دارد و حمایت مرجعیت و مردم می‌تواند بر بحران فعلی فائق آید. اما در این مساله علاوه بر اتحاد دولت و ملت و حمایت مرجعیت، دیگر کشورها نیز باید به عراق کمک کنند. اگر این همکاری‌ها وجود داشته باشد می‌توان به از بین رفتن خطر داعش امیدوار بود اما اگر این انسجام و همکاری‌ نباشد حل بحران کمی دشوارتر است. از سوی دیگر‌ از آنجایی که ارتش عراق حرفه‌ای و ملی نیست در بسیاری از شهرها پیش از آنکه داعش بیاید نیروهای ارتش شهر را ترک کرده‌اند. اگر در عراق یک ارتش حرفه‌ای وجود داشته باشد می‌تواند با پدیده داعش مبارزه کند یا اگر یک ارتش ملی باشد دیگر طایفه‌ای نخواهد شد. اما آمریکا اجازه تشکیل چنین ارتشی را نداد و همچنین تجهیزات و تسلیحات مدرن را نیز در اختیار عراق قرار نداد.
با تمام این تفاسیر اکنون خطر داعش خیلی کمرنگ شده است اما ممکن است این شعله دوباره اوج بگیرد که باتوجه به ظرفیت عراق، انسجام حاصل شده، ایستادگی مرجعیت و کمک‌های جمهوری اسلامی به نظر می‌رسد که عراق بتواند خطر داعش را تضعیف کند. باید توجه داشت که اگر این اتفاق نیفتاد ممکن است این خطر حتی مرزهای ایران را نیز تهدید کند. اما پیش‌بینی من این است هما‌ن‌طور که ایران تا امروز خالق فرصت‌ها در دل چالش‌ها بوده، بحران داعش را نیز می‌تواند با کمک عراق تبدیل به یک فرصت کند.