در رابطه با نقش مذاکرات هسته ای در دولت در قبال سیاست‌های داخلی نیز به نظر من استراتژی دولت روحانی خاتمه دادن بحث مذاکرات به نفع جریان خاص است.

زهره طبیب زاده : در رابطه با میزان توفیق دولت در دستیابی به آزادی احزاب و آزادی مطبوعات من فکر می‌کنم آقای دکتر روحانی و دولتش با امکانات دولتی که در اختیار دارند در جهت اعطای یارانه به روزنامه‌های هماهنگ با خودشان توفیق بسیار زیادی کسب کرده‌اند. از آنجایی که ایشان حمایت مالی روزنامه‌های همسو با خود را در دستورکار قرار داده‌اند یارانه روزنامه‌هایی همچون وطن امروز را قطع کرده و نشریاتی چون پرتو و 9 دی را تعطیل و با آنها برخورد قانونی کردند. در این میان حتی کیهان که همواره به آن بودجه تعلق می‌گرفت را نیز حذف کردند. دولت روحانی و شخص رئیس‌جمهور با روزنامه‌های دگر‌اندیش که علیه مقدسات جمهوری اسلامی مطلب چاپ می‌کنند و حتی دارای محکومیت قضایی هستند با مماشات رفتار می‌کند و به زور اعتراضات نمایندگان و جریان‌های ارزشی بعد از کار هتاکی این قبیل روزنامه‌ها که مورد انتقاد متدینین و منتقدین قرار می‌گیرد وزارت ارشاد متوجه می‌شود که باید با این نوع روزنامه‌ها برخورد کند. روحانی طی دوسال گذشته توفیق خوب و در حد مطلوب در حمایت از نشریات زرد و نشریات اصلاح‌طلب به‌دست آورده است.

روحانی و مذاکرات هسته‌ای
در رابطه با نقش مذاکرات هسته ای در دولت در قبال سیاست‌های داخلی نیز به نظر من استراتژی دولت روحانی خاتمه دادن بحث مذاکرات به نفع جریان خاص است. روحانی و دولتش بحث انرژی هسته‌ای در مذاکرات را نقطه عطفی می‌دانند تا به‌وسیله آن به‌عنوان برگ برنده برای تغییر مناسبات سیاسی و احزاب جامعه مصادره به مطلوب بکنند. دولت روحانی فکر می‌کند در صورت برنده شدن در این مصاف ولو به هر قیمت می‌تواند در واقع به‌لحاظ سیاسی برگ برنده‌ای برای خود داشته باشد تا موازنه قدرت را در بخش سیاسی جامعه به نفع خودش تغییر دهد و تمام تلاش‌های خودش را از ابتدای حضور در دولت یازدهم در حل این مشکل معطوف کرده است.
روحانی برای دستیابی به اهدافش در مساله هسته‌ای بدترین توهین‌ها و توهین‌آمیزترین برخورد‌ها را با مخالفین نظام که در روند مذاکرات بر توافقاتی که کارگزاران وزارت امور خارجه انجام داده‌اند با کشورهای 1+5 نقد داشتند، کرده است. روحانی بدترین برخوردها و اعتراضات را نسبت به دلسوزان که از سر دلسوزی برای مصالح ملی اعضای تیم هسته‌ای را نقد می‌کنند داشته و امتیازات ناحقی را به مخالفین خود روا داشته است.
من معتقدم که برای ایشان رسیدن به توافق بسیار استراتژیک است که بیش از هرچیز و هر هدف دیگر پیروزی در مذاکرات هسته‌ای را به‌عنوان موفقیت برای خود تلقی می‌کنند و حاضرند برای رسیدن به این پیروزی بسیاری از امتیازات را به غرب واگذار کنند. روحانی همواره در اکثر سخنرانی‌های خود به‌عنوان رئیس دولت فراجناحی صحبت نمی‌کند بلکه همواره در موضع یک جناح در سخنرانی‌ها ورود پیدا می‌کند و از زمان رئیس‌جمهور شدنش برای یک جناح کار انجام داد و رفتارش تماما در جهت حمایت از گروه خاصی بوده است.
روحانی در دوران ریاست جمهوری خود تلاش کرده تا با مخالفینش برخورد کند، این درحالی است که یک رئیس‌جمهور نباید در زمان ریاست‌جمهوری‌اش جناحی رفتار کند و باید رفتارش فراجناحی باشد. اما در زمان ریاست‌جمهوری روحانی کاملا مشاهده کردیم که وی جناحی و در داخل یک جناح موضع می‌گیرد و به‌عنوان یک طرف مقابله‌کننده با سایر جریانات سیاسی در نقش رئیس‌جمهور حاضر می‌شود.
در حالی که در نظام جمهوری اسلامی رئیس‌جمهور باید رئیس‌جمهور کل مردم و موافقان، مخالفان و منتقدین خود باشد ولی ایشان تنها لباس حمایت یک جناح را بر تن کرده و با مخالفان و منتقدانش به مخالفت می‌پردازد و با منتقدینی که با جناح وی همسو نیستند مخالف است و به نظر من روحانی فراموش کرده که با چه میزان رای به کرسی ریاست‌جمهوری تکیه کرده است روحانی بداند که رایش 7/50 دهم‌درصد آراء است و با همین میزان رای تلاش می‌کند مخالفین خود با بدترین و زشت‌ترین تعابیر تحقیر کند. روحانی کاملا در حکومت کردن جناحی عمل کرده و این رفتار جناحی‌اش را می‌توانیم در انتخاب کردن وزرا مشاهده کنیم که برخی از وزرایی را که انتخاب کرده فعال در جریان فتنه بودند بنابراین ایشان جناح خود را از همان روز آغاز در انتخاب وزرا مشخص و به مردم معرفی کرد. روحانی در انتخاب وزرای خود یک‌نفر را شخصا از جناح مقابل انتخاب نکرد و تنها فقط در ارتباطات مصالحه‌ای که با مجلس داشت یکی از وزرا را با هماهنگی از مجلس و یکی دیگر را با هماهنگی با دولت قوه‌قضاییه انتخاب کرد و در این موضوع می‌توانیم به اجبار قانونی این هماهنگی نیز اشاره کنیم.
در جریان معرفی و استیضاح وزیر‌‌علوم بارها رئیس‌جمهور اعلام کردند که عناصر وزیر همان عناصر جریان فتنه است و فردی که در جریان فتنه حضور آشکار داشته و مجلس نیز به دلیل همین حضور افراد پیشنهادی را رد کردند و رای اعتماد ندادند اما ایشان به صراحت بارها اعلام کردند که خط ما در انتخاب وزیر علوم همین خط است و عملا نشان دادند با تعویض چهار منتخب خود به‌عنوان وزیر به مجلس از همان طیف فکری و جناح سیاسی تندرو و افراطی که کاملا وابسته به جریان فتنه بودند انتخاب و معرفی کردند.رئیس‌جمهور ظرف دوسال گذشته اصلا فراجناحی برخورد نکردند و تمام افراد انتخابی ایشان اعم از معاون وزرا و تمام استانداران و مدیران میانی و مدیران ارشد و روسای دانشگاه‌ها کسانی هستند که مستقیما فعال در جریان فتنه بودند یا تعلق شدید سیاسی به جریان اصلاحات دارند.
بزرگترین کامیابی دولت روحانی
بزرگترین کامیابی دولت ایجاد تعادل بودجه برای بیمه سلامت است و از آنجایی که من نسبت به این موضوع معتقد هستم که در خصوص شیوه و‌ترزیق امکانات در بخش درمان در کشور مشکلاتی را ایجاد می‌کند اما از آنجایی که ملت ما مشکلات درمانی بسیار زیاد دارند بنابراین ارائه چنین خدماتی برای مردم کم‌توان و دانشگاه‌ها برای ارئه خدمات‌‌رسانی به اقشار جامعه و یک توفیق مناسب و قابل تقدیر دولت به‌شمار می‌رود. به‌رغم اینکه معتقدم این شیوه از‌ترزیق پول و اعتبارات به درمان کشور را علاج اساسی بهداشت نمی‌دانم و به این شیوه و سایر شیوه‌ها نقد‌هایی است اما پرداخت پول کمتر از جیب مردم به بخش درمان یک توفیقی برای دولت است و این را کامیابی دولت روحانی می‌دانم که دولت گذشته در اجرای این امر ‌بی‌توفیق بوده است.

بزرگترین ناکامی‌ دولت روحانی
بسیاری از افراد و وزرای دولت تدبیر و امید افراد مسن و ‌بی‌انگیزه در حوزه مسئولیت هستند و فکر می‌کنم انتخاب وزرا کاملا سیاسی از سوی روحانی صورت گرفته است و این وزرا شور و نشاط جوانی برای اداره کردن زیر‌‌مجموعه خود را ندارند و استراتژی مشخصی را برای اجرای اقتصاد مقاومتی تعقیب نمی‌کنند و کاملا عکس آن در کشور در عرصه اقتصاد عمل و رفتار می‌کنند. در مورد وزرای فرهنگی و آموزشی آنها را بسیار ناکارآمد ‌بی‌توفیق و سرشار از خطاهای سیاسی و تاکتیکی و استراتژیک می‌دانم و کارآیی مسئولان فرهنگی در جهت عکس چارچوب‌های نظام است.

روحانی، چهار یا هشت سال؟
در یک روش سنتی شاهد هستیم که دولت‌ها به‌غیر از بنی‌صدر که از سوی مجلس ‌بی‌کفایت اعلام شد، ولی بقیه روسای جمهور در یک دوره هشت ساله رئیس‌جمهور بودند و معمولا و سیستم سنتی حاکم در آراء عمومی این طور است که این امکان برای روسای جمهور برای دو دوره به‌وجود آمده است. به خاطر روش سنتی برگزاری انتخابات اگر بخواهد انجام شود پیشگویی نمی‌توان کرد ولی احتمال می‌رود روحانی برای دور دوم نیز رای بتواند بیاورد.

نسبت روحانی و اصلاحات
نمی‌توان اصلاح‌طلبان را از روحانی جدا کرد. چرا که منافع اصلاح‌طلبان با روحانی گره خورده است و هر دوی این افراد دو سر یک طیف و جریان هستند بنابراین اصلاح‌طلبان حیات سیاسی خود را و بازگشت به حکومت و بازگشت به اقتدار گذشته خود را منوط به هماهنگی و همکاری با دولت روحانی می‌دانند. همواره به‌عنوان یک دنباله رو پشت‌سر آقای روحانی قرار گرفته‌اند و فکر نمی‌کنم چه مذاکرات نتیجه بخش مثبت و یا منفی باشد این طیف از روحانی جدا شود، چرا‌که این طیف جهت بازگشت به نظام و حیات سیاسی خودشان نیازمند به روحانی هستند و با اقداماتی که اصلاح‌طلبان بسیار تندرو در جریان فتنه‌های 77 و 88 داشتند چهره‌ای منفور در بدنه جامعه از این طیف به‌جا مانده است و مردم سابقه چنین فتنه‌هایی را از این طیف در پیش چشم خود دارند بنابراین این جریان نیازمند کاتالیزوری هستند که زمینه حضورشان در جامعه مهیا کند و این جریان کاتالیزور و محلل حضور خود در جامعه را دولت روحانی می‌دانند بنابراین شرایط مذاکرات هرچه باشد فکر نمی‌کنم جریان اصلاحات خود را از دولت روحانی جدا کنند، خود را به این طناب روحانی همچنان متصل خواهند کرد و اجازه قطع شدن اتصال را میان خود روحانی را نخواهند داد.

روحانی و سرمایه‌داری
دولت روحانی با شعارهایش شیوه زندگی و انتخاب وزرا نشان داد که طرفدار نظام سرمایه‌داری در جامعه هستند و نماینده اشرافیت مذهبی جامعه و به‌شدت مرفه و سرمایه‌دار هستند و انکاری هم در این زمینه تا‌کنون نکرده است و خود روحانی نیز هیچ تظاهری به ساده زیستی نمی‌کند و بسیاری از وزرا و معاونان روحانی نماینده سرمایه‌دارها هستند. بنابراین باید دولت روحانی را یک دولت بوروکراتیک سرمایه‌دار تعریف کرد و هیچ‌گاه ادعایی برای نمایندگی قشر متوسط جامعه ندارد و برای این قشر کار نمی‌کند.