بدالله ناصری معتقد است که روحانی برای تغییر فضای افکار عمومی به نفع خودش نخست نباید به فضاسازی‌های جریان منتقد دولت خود توجه کند. ثانیا باید با کمک مجلس آینده ترکیب تیم اقتصادی کابینه خود را دستخوش اصلاح کند

آقای دکتر روحانی تا انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 نزدیک به 14 ماه زمان دارد‌. اقتصاد، این روزها پاشنه‌آشیل دولت یازدهم معرفی می‌شود، به نظر شما آقای روحانی در مدت باقیمانده از مسئولیتش می‌تواند اقدامی ‌کند تا از گوشه رینگ اقتصادی بیرون بیاید یا آنکه بروز و ظهور آثار اقتصادی اجرای برجام طول می‌کشد و فرصت لازم در اختیار او نیست؟
دو نکته را باید از هم تفکیک کرد‌؛ نکته اول اینکه به هر صورت به سرانجام رساندن برجام کار بزرگی بود که حتما یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران و جمهوری اسلامی به‌شمار می‌آید. بدون‌ تردید، این سند افتخار برای دولت روحانی به ثبت رسید، البته ‌تردیدی نداریم که این با خواست و اراده شخص اول مملکت صورت گرفت و بدون اراده رهبری نمی‌توانست چنین کاری محقق شود، اما توانمندی دولت و تیم‌مذاکره‌کننده نقطه‌عطف در تاریخ بین‌الملل بود، مخصوصا باتوجه به تمام آنچه‌ در دولت اصلاحات و حتی دولت سازندگی در عرصه دیپلماسی و روابط بین‌الملل ساخته و پرداخته شده بود و در دولت آقای احمدی‌نژاد ویران شد. بنابراین عصر جدید دیپلماسی در دولت آقای روحانی شکوفا شده و نقطه‌عطف محسوب می‌شود. البته بروز و ظهور آثار برجام به هر صورت زمینه‌هایی را می‌خواهد که در واقع بتواند تحقق عینی و ملموس خود را به‌جامعه نشان دهد، مخصوصا برای کسانی که تبلیغ می‌کردند، تحریم‌ها کاغذ پاره است، هیچ تاثیری ندارد و هر چقدر قطعنامه صادر شود در روند امور کشور مشکلی ایجاد نخواهد کرد. به همین جهت ما مجبور شدیم از باب مصلحت و حفظ موقعیت جمهوری اسلامی در روند مذاکرات برجام امتیازات جدی بدهیم یا از گرفتن امتیازهایی چشم بپوشیم. این نکته مهم است که جریان مخالف آقای روحانی و مخالف برجام می‌کوشد شرایطی را ایجاد کند که به‌طور طبیعی طرف خارجی نسبت به حضور در عرصه سرمایه‌گذاری و پدید آوردن یک فضای اقتصادی جدید در ایران که ‌بی‌شک بدون کمک خارجی نمی‌تواند تحول چشمگیری صورت بگیرد، سرد شود. این جریان دنبال آن است که انتظارات اجتماعی را در حوزه اقتصاد و معیشت بالا ببرد، همزمان برجام را لوث کند تا از این طریق ریاست‌جمهوری آقای روحانی چهار ساله شود و به دور دوم نکشد اما خوشبختانه با اتفاقاتی که در انتخابات مجلس جدید صورت گرفت امیدواریم که با شکل‌‌گیری مجلس دهم در یک فرصت کوتاه شاهد اقداماتی از سوی آقای روحانی باشیم. البته من این فرصت را 14 ماه نمی‌بینم بلکه این دوره را کوتاه‌تر می‌بینم یعنی به‌طور جدی از دی و بهمن جامعه و افکار عمومی وارد موضوع انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 خواهد شد بنابراین قبل از این دوره آقای روحانی حتما باید کاری را انجام دهد و امیدوارم اتفاقی را بتواند شکل دهد. باتوجه به فضای بسیار بسیار تندی که علیه دولت او از ناحیه جریان رادیکال شکل گرفته مخصوصا بخشی که نتوانستند وارد مجلس و پیروز انتخابات هفتم اسفند شوند، بالطبع بیرون مجلس بعد از خرداد ماه تلاش بیشتر و توفنده‌تری خواهند کرد بنابراین آقای روحانی باید کاری در این حوزه کند.
‌نکته‌ای که مطرح می‌شود این است که آقای روحانی دقیقا باید چه کار کند، وقتی برجام را پیگیری کرد باتوجه به فرمایش شما رهبر معظم انقلاب ‌پشتیبان تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای بودند و توصیفات ایشان را هم در حمایت از تیم مذاکره کننده شاهد بودیم، سرانجام برجام به اجرا در آمد اما دلواپسان از همان ابتدا خیلی کوشیدند که نکات منفی برجام را بیان کنند، حتی اقدامات دیگری را هم که دولت انجام داد از نقد تند مصون نماند مثلا وقتی 118 فروند هواپیمای جدید ایرباس برای هما خریداری شد کلی مقایسه‌های سطحی کردند که هزینه پول نفت برای ایجاد اشتغال مهمتر است یا خرید هواپیما، هر‌چقدر دولت گفت یک ریال بابت خرید هواپیما پرداخت نکرده و هزینه این خرید از محل فروش بلیت پرداخت می‌شود، گوش منتقدان بدهکار نبود، به نظر شما آقای روحانی باید چه کار کند؟
من چون اقتصاددان و کارشناسان مسائل اقتصادی نیستم وارد مباحث جزیی و تخصصی نمی‌شوم و اگر روزی دولتی سر کار بیاید تصمیم بگیرد در حوزه‌ ترابری بحث اعظم سرمایه‌گذاری‌اش را مثل کشورهای توسعه یافته در حوزه توسعه شبکه ریلی به کار ببرد تا میزان تصادفات جاده‌ای کاهش پیدا کند و هم هزینه سفر مردم ارزان شود، اتفاق بزرگی است ولی نکته مهم زمان است. از اول هم بسیاری از سیاسیون و اصحاب رسانه و تحلیلگران مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می‌گفتند، دولت باید همزمان با شروع مذاکرات برجام در سال 92 یک سازمان رسانه‌ای منسجم‌ ‌برای اعتمادسازی افکار عمومی به کار بگیرد که متاسفانه این را به هیچ‌وجه جدی نگرفت. اگر این اتفاق می‌افتاد همزمان با اینکه تیمش برای موفقیت برجام تلاش می‌کرد جامعه هم می‌پذیرفت که موفقیت برجام و در واقع رفع تحریم‌ها همان‌طور که خود تحریم‌ها یک روند پیچیده و بسیار فنی و طولانی مدتی را طی کرد، آثار اقتصادی و معیشتی رفع تحریم‌ها یک پدیده و مقوله دراز‌مدت است که این کار متأسفانه به علت ضعف ساختار رسانه‌ای ستاد دولت آقای روحانی انجام نشد و دولتمردان تمام تلاش خودشان را فقط برای موضوع مذاکره و جزئیات آن صرف کردند. حالا این زمان دیگر گذشت، الان به نظر می‌رسد دولت حداقل باید در همین فاصله کوتاه کاری کند و انجام این کار را به دولت جدیدش موکول نکند.
آن اقدام چیست؟
آقای روحانی باید در حوزه کابینه خودش و حوزه مدیران ارشد استانی به‌طور جدی تحولات اساسی ایجاد کند که این به نظر من می‌تواند تا حدود زیادی انگیزه جانبداری ‌جامعه و افکار عمومی از آقای روحانی را ارتقا دهد، چون یک واقعیت آن است که مخالفان آقای روحانی از نظر توانمندی رسانه‌ای و خصوصا برخورداری از رسانه ملی بسیار بسیار دست بالا را نسبت به جریان دولت و جریان همسو با دولت از نظر قدرت افکارسازی عمومی و قدرت رسانه‌ای دارند. نکته دیگری که ‌بسیار مهم است؛ اینکه آقای روحانی بخش اعظمی ‌از وقتش را دارد صرف پاسخگویی به جریان‌سازی طرف مقابل در تمام سطوح می‌کند، این اتفاق فضای دوقطبی را در جامعه تشدید می‌کند، از این اتفاق شخص آقای روحانی باید کنار بماند و تمام تلاش خودش را نزد افکار عمومی متوجه این قصه نکند که هر ایراد جدی و محکم درباره برجام یا مساله معیشت، اقتصاد و بهتر بودن توسعه شبکه راهی کشور و راهداری کشور یا خرید هواپیما را پاسخ بگوید. به جای آن، آقای روحانی باید دولتمردان و مدیران ارشد خود را وارد گردونه اقناع‌سازی افکار عمومی کند و خیلی هم درصدد پاسخگویی به مسائل مختلفی که رقبا مطرح می‌کنند نباشد چون این یک واقعیت است و همیشه هم در تاریخ جمهوری اسلامی بوده، جریانی که خارج از قدرت است و مسئولیتی بر دوش خود احساس نمی‌کند، به راحتی می‌تواند سخن بگوید و برای جریانی که در قدرت است فضاسازی کند، طبیعتا دولت اگر بخواهد تمام وقتش را صرف پاسخگویی به تک تک این مباحث و فضاسازی‌ها کند علاوه بر اینکه فضای دو‌قطبی را تشدید می‌کند، از کار و رسالت اصلی خود باز می‌ماند. مخلص‌کلام اینکه دولت حتما باید تحول در عرصه‌های مدیریتی کشور را در این یک سال ایجاد کند.
یعنی آقای روحانی باید با به کارگیری یک تاکتیک سیاسی در حوزه اقتصادی به نفع خود زمان بخرد؟
حتما باید این اتفاق بیفتد. من کارشناس مسائل اقتصادی نیستم اما به هر صورت به‌عنوان یک معلم دانشگاه از بسیاری کارشناسان و اساتید اقتصاد این جمله را می‌شنوم که تیم اقتصادی و تیمی که در موضوع اجتماعی و رفاه عمومی جامعه در دولت مسئولیت دارد قدرتمند نیست. به هر صورت این را باید آقای روحانی به‌طور جدی درباره‌اش فکر کند یا بالاخره بتواند افکارعمومی را قانع کند. فکر می‌کنم این تاکتیکی است که چه در عرصه تغییر مدیریت‌های استانی و چه در مدیریت‌های ستادی در سطح کلان یک تاکتیک سیاسی بسیار خوبی در این فاصله 7 یا 8 ماهی که تا شکل گیری فضای انتخاباتی در کشور وجود دارد می‌تواند برای آقای روحانی باشد.
الان نسبت سیاسی آقای روحانی به اصلاح‌طلبان، اصولگرایان و حاکمیت چگونه تعریف می‌شود؟
جریان اصلاح‌طلب که عامل برنده شدن و برد آقای روحانی در انتخابات مجلس دهم و انتخابات ریاست‌جمهوری 92 بود، هنوز هم بر همین استراتژی و راهبرد است که در سال 96 از او حمایت کند اما خوشبختانه اتفاق خوبی که در 3-2سال اخیر از سال 92 تاکنون افتاد، بخش قابل‌توجهی از جریان اصولگرای معتدل و خردورز همراهی خودشان را با دولت اثبات کردند و نشان دادند. این اتفاق در مجموع برای آینده کشور و توسعه‌یافتگی کشور بسیار مطلوب و پیش برنده خواهد بود.
مثل آقای لاریجانی و ناطق‌نوری؟
بله، آقایانی همچون لاریجانی و ناطق‌نوری که خیلی‌ بسیار موثر بودند، چهره‌های طراز اول جبهه اصولگرایی بودند که نقش‌شان را در همین انتخابات اخیر دیدیم، بالاخره این همراهی‌ بسیار موثر بود و به نفع جریان دولت و جریان همفکر با دولت یعنی اصلاحات و عموم جامعه و کشور تمام شد. حالا به‌طور طبیعی جریان مخالف به راحتی کنار نخواهد نشست و عرض کردم آن بخشی که در درون مجلس نهم حضور دارند از خردادماه که مسئولیت پارلمانی هم‌ ندارند و بیکار هستند یا مسئولیت‌هایی در نهادهای بیرون دولت دارند، تبلیغات و فضاسازی‌های خود را علیه دولت تشدید خواهند کرد.
فکر می‌کنید واقعا شخصیت‌هایی مثل آقای لاریجانی و آقای ناطق‌نوری از آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری 96 حمایت علنی کنند یا سکوتی همراه با رضایت خواهند داشت چون ما دیدیم در انتخابات مجلس وقتی ائتلاف اصولگرایان شکل گرفت، آقای لاریجانی از آن ائتلاف اعلام استقلال کرد اما در قبال ائتلاف امید سکوت پیشه کرد؟ حالا اگر همین جمعی که ائتلاف اصولگرایان در مجلس را لیدری کردند تک نامزدی را مقابل آقای روحانی در سال 96 حمایت کنند آقای لاریجانی چه کار می‌کند؟
طبیعتا باید چند حالت را در نظر گرفت. اگر آقای لاریجانی مشخصا در مسند ریاست پارلمان قرار بگیرد، خب طبیعتا او به‌عنوان رئیس مجلس دیگر همین نقش را که در انتخابات هفتم اسفند بازی کرد ایفا می‌کند و نخواهد توانست علنی وارد صحنه حمایت رسمی و علنی از رئیس‌جمهور فعلی شود اما اگر در مسند ریاست مجلس قرار نگیرد آن وقت به‌طور طبیعی دست بازی خواهد داشت و بیشتر می‌تواند مانور دهد ولی معتقدم که آقای لاریجانی باتوجه به درک بسیار روشن‌تر نسبت به گذشته از وضعیت کشور و وضعیت جامعه جهانی و وضعیت خطیر ایران حتما با دولت آقای روحانی همراهی خواهد داشت.
آیا آقای ناطق مثل دوره گذشته بیانیه می‌دهد و از آقای روحانی اعلام حمایت خواهد کرد یا موضع او هم به نوعی دو‌پهلو خواهد بود؟
چهره‌های برجسته و بزرگ جریان اصولگرایی اظهارنظر درباره‌شان زود است چون آنها ملاحظات خاص خودشان را دارند ولی همین واقعیتی که درباره آقای لاریجانی عرض کردم به مراتب پر‌رنگتر و قوی‌ترش را درباره آقای ناطق باور دارم.
فکر می‌کنید آقای روحانی در یک سال آینده به حاکمیت نزدیک‌تر می‌شود یا دور‌تر؟ یعنی برای اخذ رای‌های ارزشی تلاش می‌کند یا می‌رود دنبال رای‌هایی که خاکستری هستند؟
به‌طور طبیعی هر کسی که بخواهد نامزد ریاست‌جمهوری به ویژه برای مرحله دوم شود قطعا تمام تلاشش این است که میزان رایش را نسبت به دوره اول بیشتر کند اما معتقدم که مسیر سه ساله به‌گونه‌ای طی شده که جریان ارزشی یا بهتر بگویم جریان حامی‌ گفتمان مقاومت به‌صورت جدی با افرادی چون آقایان جلیلی و احمدی‌نژاد یا قالیباف وارد رقابت با آقای روحانی خواهد شد.
نگفتید روحانی برای افزایش آرای خود در انتخابات ریاست‌جمهوری 96 به حاکمیت نزدیک‌تر می‌شود یا دورتر؟
واقعیت این است که ممکن است آقای روحانی ادبیاتی را در سخنرانی‌های خودش به کار ببرد که بعضی تلقی کنند او دارد در مقابل حاکمیت قرار می‌گیرد، اما من معتقدم آقای روحانی کاملا در یک چارچوب هوشمندانه، باتوجه به اختیاراتی که قانون اساسی برایش تعریف کرده دارد حرکت ‌می‌کند، گرچه گاهی اوقات ممکن است این تلقی در سطح نخبگان ایران یا بخشی از عموم جامعه ایجاد شود که مثلا گفت‌وگو یا بگو‌مگویی بین بخش‌هایی از حاکمیت با آقای روحانی وجود دارد اما من آقای روحانی را هوشمندتر از این می‌دانم که در برابر اقشار تاثیرگذار حاکمیت بخواهد قرار بگیرد.
شما به تحرکات آقای جلیلی و احمدی‌نژاد اشاره داشتید، به نظر شما آقای روحانی از حضور این دو نفر در انتخابات خوشحال می‌شود یا نگران؟
شخص آقای روحانی را نمی‌دانم. در واقع ذهن‌خوانی نمی‌کنم و نمی‌دانم باور آقای روحانی نسبت به این دو نفر چیست اما به شخصه معتقدم آقای جلیلی باتوجه به رای ‌چهار میلیونی که در انتخابات ریاست 92 آورد، با گفتمان مقاومت از قم یا شهر خودش مشهد نامزد انتخابات مجلس شورای اسلامی می‌شد، بنابراین فکر می‌کنم عمر سیاسی‌اش تمام شد و دیگر در فضای سیاسی کشور جایی ندارد اما آقای احمدی‌نژاد شخصیتی نیست که در عرصه سیاسی انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 را به این راحتی کنار بگذارد مخصوصا باتوجه به تحرکات جدیدی که اخیرا شروع کرده و حتما ادامه خواهد داد. با وجودی که احتمال ردصلاحیتش وجود دارد و اتفاق تاریخی ردصلاحیت آقای هاشمی را مشاهده کرد، حتما وارد میدان رقابت خواهد شد.
احمدی‌نژاد باتوجه به‌خصوصیات شخصی و باتوجه به اینکه توانست در دوره ریاست‌جمهوری‌اش به‌رغم همه بحران‌هایی که ایجاد کرد یک مرجع در تاریخ سیاسی معاصر ایران شود به صحنه رقابت سال 96 می‌آید چون معتقد است گفتمانش منحصر به فرد و‌ بسیار به مبانی جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی نزدیکتر از سایر گفتمان‌ها‌ست، به علاوه اینکه ویژگی‌ها و مختصات روانشناسانه خود او یعنی شیفتگی و خودباوری در درونش از بین نرفته است.
با این‌وجود به نظر شما حضور احمدی‌نژاد بازی را بین او و آقای روحانی دوقطبی می‌کند یا خیر؟
اگر نامزد دیگری از جبهه اصولگرای معتدل نباشد، احمدی‌نژاد نماد همان گفتمان مقاومت می‌شود و طبیعتا انتخابات دو‌قطبی خواهد شد اما پیش‌بینی‌ام این است که آقای روحانی با یک فاصله بسیار معنی‌داری برنده انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 لقب می‌گیرد.
این طور که شنیده می‌شود آقای قالیباف نیز تحرکاتی را برای انتخابات دارد، اگر آقای قالیباف بیاید می‌تواند شکل انتخابات را سه‌قطبی کند یا خیر؟
فکر می‌کنم باتوجه به دو بار تجربه کردن سال 84 و سال 92، آقای قالیباف دیگر از جریان اصولگرایی حمایت نشود. جبهه اصولگرایی معتدل اگر بخواهد به‌طور جدی نامزد معرفی کند، حتما دنبال‌ فرد دیگری خواهد رفت که چهره‌ای نو و قابل دفاع داشته باشد چون عملکرد آقای قالیباف در دوره طولانی مدت شهرداری حتی برای خود اصولگرایان و تعدادی از اعضای اصولگرای شورای شهر تهران هم قابل دفاع نیست، بنابراین فکر می‌کنم اصولگرایان معتدل آقای قالیباف را وارد این عرصه نکنند و قالیباف باتوجه به شرایطی که شخصا با آن مواجه است وارد عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری نشود.
آقای رضایی چطور؟ آیا می‌تواند بین احمدی‌نژاد و روحانی قطب سوم انتخابات شود؟
خیر، آقای رضایی اگر 10 بار هم نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شود به قطبی‌شدن فضای انتخاباتی نمی‌تواند کمک کند چون تجربه گذشته نشان داده نه پذیرش آن‌چنانی در جامعه دارد و نه گفتمان قابل فهمی‌ برای عموم مردم و نه گفتمان قابل دفاعی از منظر نخبگانی دارد. البته باتوجه به بازگشت او به کسوت نظامی، خیلی بعید می‌دانم که دوباره این هوس را در سر داشته باشد که وارد عرصه مبارزات ریاست‌جمهوری بشود. چون اگر می‌خواست این کار را بکند دوباره لباس نظامی بر تن نمی‌کرد و وارد عرصه نظامی نمی‌شد.
آیا باهنر می‌تواند چنین نقشی ایفا کند؟
شاید اصولگرایان به‌دنبال شخصیت‌هایی مثل آقای باهنر بروند اما آقای باهنر به همان دلایلی که در انتخابات مجلس ثبت‌نام نکرد در انتخابات ریاست‌جمهوری نمی‌آید.
‌آقای ولایتی می‌تواند چنین نقشی را ایفا کند؟
ممکن است آقای ولایتی به عنوان نامزدی برای بخشی از اصولگرایان معتدل‌مورد توجه باشد، چون معتقدم کماکان جریان اصولگرای معتدل تاثیرگذار که جمعیت بیشتری دارد حتما در سال 96 مثل 92 از آقای روحانی حمایت خواهد کرد.
چقدر مجلس دهم می‌تواند در یک سال آینده به آقای روحانی کمک کند؟
مجلس دهم قطعا مجلسی خواهد بود که با دولت تعامل خیلی خوبی خواهد داشت ولی متأسفانه فرصت آن‌چنان زیادی نخواهد داشت که بتواند یک دوره همکاری معنی‌دار و زمان‌داری را به افکار عمومی نشان دهد.
فکر می‌کنم در مجموع مجلس‌ بسیار موثر خواهد بود و کمک و مساعدت بسیار خوبی برای پیشبرد برنامه‌های آقای روحانی و طبیعتا رای‌آوری بیشتر او در مرحله دوم ریاست‌جمهوری خواهد بود.
به نظر شما اگر انتخابات سه قطبی شود برای آقای روحانی بهتر است یا دو‌قطبی؟
من فکر می‌کنم انتخابات آینده انتخابات دو‌قطبی خواهد شد یعنی انتخابات سه‌قطبی نخواهد شد اگر احمدی‌نژاد وارد عرصه انتخابات شود و به قول معروف از فیلتر شورای نگهبان عبور کند دیگر نامزد شاخصی از جبهه اصولگرایی معتدل برای دور شدن از دغدغه آقای احمدی‌نژاد معرفی نمی‌شود و این طیف نیز پای حمایت از آقای روحانی خواهد آمد.
یعنی در این حالت شما معتقدید برد با آقای روحانی خواهد بود؟
معتقدم آقای روحانی باتوجه به روندی که بر مجلس وجود دارد و همه به او باور داریم، ‌با رای بیشتر نسبت به سال 92 رئیس‌جمهور می‌شود.