امروز حتی هواداران مرد شماره یک اعتدال از اقتصاد به‌عنوان پاشنه‌آشیل دولت تدبیر و امید و در نتیجه عامل مهمی‌ در خالی‌شدن سبد رای او در خرداد 96 یاد می‌کنند

به نظر شما چالش جدی پیش روی دولت حسن روحانی در سال 95 که مقدمه‌ای برای ورود به انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 خواهد بود، چیست؟
مهم‌ترین چالش بحث اقتصادی است. مساله برجام نیز به نوعی به موضوع اقتصادی بازگشت دارد چراکه عمده انتظاراتی که دولت نیز مخصوصا روی این بُعد قضیه تاکید دارد، نتایج اقتصادی برجام بود. این درحقیقت همان صحبتی است که مقام معظم رهبری نیز در طول مذاکرات داشتند و آن اینکه اگر برجام نتواند تحریم‌ها را بردارد، ما اساسا برای چه داریم مذاکره می‌کنیم. البته برخلاف دولتمردان، بسیاری اعتقاد ندارند که برجام با فرض اینکه در بهترین حالت اجرا شود، تاثیر قابل‌توجهی در اقتصاد کشور خواهد داشت. اما رئیس‌جمهور در طول ‌دوسال گذشته بر این باور بوده که تاثیرپذیری اقتصادی برجام بسیار بالاست. صرف‌نظر این اختلاف عقیده، دولت سال سختی را به لحاظ اقتصادی نسبت به سال گذشته پیش‌روی خود دارد چراکه آثار منفی شاخص‌های اقتصادی در سال گذشته، امسال خودش را بروز خواهد داد.
آیا این چالش اقتصادی که حسن روحانی در سال جدید در پیش خواهد داشت، می‌تواند منجر به یک دوره‌ای شدن دولت تدبیر‌و‌امید شود؟
یک دوره‌ای شدن ریاست‌جمهوری حسن روحانی، تابع شرایط مختلفی است. صرفا مسائل اقتصادی نیست. فضای جامعه در زمان انتخابات و رقبای حسن روحانی در دور بعدی ریاست‌جمهوری در این مورد تاثیرگذار است. نمی‌شود این طور حکم داد که اگر دولت در یک سال آینده در زمینه اقتصادی موفق نباشد، حتما رای نخواهد آورد اما یکی از فاکتورهای مهم در رای‌آوری آقای روحانی در دور بعدی، همین مسائل اقتصادی است.
آقای روحانی همیشه سعی داشته تا برجام را بزرگ‌تر از آن چیزی که هست، نشان دهد. مخالفان رئیس‌جمهور از این اقدام با عنوان «بزک کردن برجام» یاد می‌کنند. به نظر شما این اقدام رئیس‌جمهور در ستایش و تزیین برجام تا چه اندازه می‌تواند‌ رای‌آوری وی در خرداد 96 را تضمین کند؟
تاکنون آقای روحانی و دولت می‌توانست این موضع و ژست را داشته باشد که برجام چه آثاری از جهت اقتصادی یا رفع ایران‌هراسی خواهد داشت، اما قسمت سخت موضوع از بعد از امضای برجام است. باید ببینیم که آن بزرگ‌نمایی که درخصوص برجام شده بود، تا چه حد قابلیت اجرا پیدا می‌کند. حداقل می‌شود گفت که عملکرد سه ماهه دولت بعد از امضای برجام، خیلی این موضوع را نشان نمی‌دهد و هرچه قدر که جلوتر برویم، حباب بزرگ شده برجام، آرام‌آرام کوچک می‌شود.
به‌نظر شما رابطه فی‌مابین دولت و اصلاح‌طلبان در سال 95 و به تبع آن انتخابات سال 96 چگونه پیش خواهد رفت؟
فکر نمی‌کنم کسی شک داشته باشد که آن اتفاقی که در خرداد 92 افتاد و حمایتی که اصلاح‌طلبان از آقای روحانی کردند، یک حمایت از سر اضطرار بود نه از سر یک انتخاب. اصلاح‌طلبان چون هیچ گزینه دیگری نداشتند، به آقای روحانی اقبال کردند ولی خب مسلم بود در مجموع، آقای روحانی یک چهره مورد قبول برای اصلاح‌طلبان نبود. در دو سال اول به دلیل اینکه برجام می‌خواست امضا شود و خب مذاکره با غرب همیشه مورد تایید اصلاح‌طلبان بوده است، آنها از دولت حمایت می‌کردند. از طرفی اصلاح‌طلبان کوچک‌ترین انتقادی نسبت به دولت در عرصه‌های مختلف نداشتند و در برابر نقاط ضعف دولت سکوت کردند.
البته امثال سعید حجاریان از شرایط سخت اقتصادی دولت و عدم‌رسیدگی جدی حسن روحانی به سیاست داخلی، انتقاداتی را مطرح کرده اند.
بله؛ ولی این مساله عمومیت نداشت. آقای حجاریان هم در گوشه و کنار صحبت‌هایی را مطرح می‌کرد که آن هم بیشتر با عنوان مطالبه از دولت یا اخطار به آقای روحانی بود. اگر رویکرد اصلاح‌طلبان که مطلقا در برابر نقاط ضعف دولت سکوت می‌کنند را با رفتار اصولگرایان در برابر دولت‌هایی که مورد حمایت آن‌ها(اصولگرایان) بوده مقایسه کنیم، می‌بینیم که اصولگرایان خیلی بیشتر انتقاد کرده‌اند یعنی اصولگرایان به مراتب دموکراتیک‌تر رفتار کردند. به نظر من تاریخ رویکرد اصلاح‌طلبان نسبت به دولت، همین انتخابات مجلس دهم بود. اصلاح‌طلبان در مجلس قدرت بیشتری پیدا کرده‌اند و آرام‌آرام به این سمت می‌روند که دیگر با دولت روحانی خیلی کار نداشته باشند، یعنی دولت روحانی دیگر برای آنها منافعی نداشته باشد. اصلاح‌طلبان اگر بتوانند در انتخابات ریاست‌جمهوری 96 گزینه دیگری در کنار آقای روحانی مطرح کنند، به‌طور طبیعی بدشان نمی‌آید که از سَمت روحانی به گزینه مطلوب‌تر خودشان بروند. البته این موضوع بستگی به شرایط سیاسی دارد.‌تردید نکنید که اصلاح‌طلبان مترصد اولین فرصت هستند که گزینه دیگری جز آقای روحانی را معرفی کنند چراکه اینها روحانی را اصلاح‌طلب نمی‌دانند.
اینکه آقای عارف یا لاریجانی رئیس مجلس دهم شوند، تا چه اندازه روی سرنوشت سیاسی آقای روحانی در سال 95 و به تبع آن سال 96 اثرگذار خواهد بود؟
به نظر من خیلی نمی‌تواند موثر باشد، یعنی رویکرد آقای عارف و لاریجانی را از حیث نوع مواجهه با دولت نزدیک به هم می‌دانم. هر دوی این افراد در صورت رسیدن به ریاست مجلس، رویکرد کاملا محافظه‌کارانه‌ای نسبت به دولت در پیش خواهند گرفت. به این معنا که نه روبه‌روی دولت می‌ایستند و با دولت به‌نوعی مقابله می‌کنند و نه اینکه رفتارشان، کاملا دولتی خواهد بود. بنابراین اینکه چه کسی رئیس بشود را روی سرنوشت دولت در انتخابات سال آینده چندان موثر نمی‌دانم.
به نظر شما آیا در سال 95 نوع برخورد آقای روحانی با مخالفان خود یک برخورد رادیکالی جهت جلب نظر اصلاح‌طلبان مخالف خواهد بود یا اینکه وی به سمت آرامش می‌رود و با مخالفان خود سازش خواهد کرد؟
تاکنون پرونده دولت آقای روحانی در میان روسای‌جمهوری که پس از انقلاب، مسند قدرت را در دست داشته‌اند، از حیث برخورد با مخالفین و منتقدین، پرونده خوبی نبوده است؛ حتی به نسبت دولت قبل. یعنی آقای‌روحانی نسبت به منتقدین خود با ادبیات خشن، غیر‌صبورانه برخورد می‌کند و به هیچ وجه با منتقدین خود در آشکار و خفا سرسازش ندارد. به نظر من، نوع مواجهه آقای روحانی در سال 95 با منتقدین خود تغییری نخواهد کرد بلکه تندتر نیز خواهد شد و دلیل آن هم این است که رئیس‌جمهور در سال جاری با جدی شدن مشکلات کشور(عمدتا در زمینه اقتصادی و اجرا نشدن بخشی از برجام) مواجه خواهد شد و هرچقدر که از این جهات روی آقای روحانی فشار وجود داشته باشد، وی را در برابر منتقدین خود رادیکال‌تر خواهد کرد چراکه زبان منتقدین درازتر خواهد شد و تجربه نشان داده که آقای روحانی تحملش نسبت به منتقدین خیلی محدود است.
اصولگرایان تهران در انتخابات مجلس ناکام بودند. به نظر شما این ناکامی‌چه تاثیری روی رفتار جبهه اصولگرایی با دولت آقای روحانی در سال جدید خواهد داشت؟
اصولگرایان از این پَس باتوجه به عدم اجرای برخی از وعده‌های دولت، فضای بهتری را برای طرح مسائل خود پیدا می‌کنند. ضمن اینکه عملکرد مجلس دهم نیز در نوع مواجهه تبلیغاتی اصولگرایان موثرتر خواهد بود، چراکه مجلس آینده فار‌غ از مسائل جناحی، مشکلات جدی از جهت داشتن افراد وزین و صاحب تجربه و علم دارد؛ به همین جهت عملکرد اصلاح‌طلبان در مجلس آینده چندان قابل دفاع نخواهد بود و این مساله نیز فضای بهتری را برای تبلیغات اصولگرایان فراهم می‌کند.
به نظر شما کدام بخش از جریان اصولگرایی در سال جدید و در آستانه انتخابات 96 به آقای روحانی نزدیک خواهد شد؟
به نظر من هیچ کدام. چراکه طیف‌های اصولگرایی اگر می‌خواست تا الان به لاریجانی نزدیک شود، نزدیک می‌شد.
یعنی به نظر شما تنها آقای لاریجانی با روحانی خواهد ماند؟
بله؛ بقیه طیف‌های اصولگرایی علیه دولت موضع خواهند داشت. یک مقدار این موضع تندتر هم خواهد شد و دولت نیز هیچ فضایی را جهت تلطیف نظرات اصولگرایان ایجاد نکرده است. درعین حال درصد اصولگرایان در مجلس ضعیف شده است و بنابراین هیچ دلیلی ندار‌د که بخواهند به دولت نزدیک شوند چرا‌که دولت نیز وضعیت خوبی ندارد که اصولگرایان بخواهند به آن طمع داشته باشند. دولت در حال حاضر هیچ جذابیتی برای نزدیکی اصولگرایان به خود ‌ندارد.
آقای احمدی‌نژاد از قبل از شروع سال جدید، سخنرانی‌های خود را در نقاط مختلف کشور آغاز کرده ‌و به نوعی با این حرکت، پیام غیر‌مستقیمی‌را جهت حضور مجدد در رقابت‌های انتخاباتی ریاست‌جمهوری به رسانه‌ها داده است. آیا آقای روحانی از حضور مجدد احمدی‌نژاد در رقابت‌های انتخاباتی ریاست‌جمهوری به‌ویژه در سال 96 استقبال می‌کند یا نه؟
در مورد آقای احمدی‌نژاد خیلی بحث وجود دارد که آیا وی می‌آید یا نمی‌آید و اگر بیاید، آیا مورد تایید جهت حضور در رقابت‌های انتخاباتی قرار خواهد گرفت یا خیر. اما با فرض اینکه احمدی‌نژاد بتواند همه مراحل را طی کند و نامزد ریاست‌جمهوری شود، تصور می‌کنم که دولت آقای روحانی از این موضوع استقبال نخواهد کرد.
چرا استقبال نخواهد گرفت؟
چون عملکرد اقتصادی دولت آقای روحانی قابل دفاع نیست و احمدی‌نژاد هم فردی است که بسیار خوب می‌تواند از نقاط ضعف دولت به نفع خود بهره‌برداری کند و در این زمینه هنرمندی بسیار بالایی دارد. اینکه می‌گویم هنرمندی بالایی دارد به معنی تایید رفتار و مواضع وی نیست، چراکه من شخصا بهره‌برداری از نقاط ضعف طرف مقابل از سوی آقای احمدی‌نژاد را خلاف شرع و عرف می‌دانم.
همچنان که در انتخابات سال 88 چنین بود اما در هر صورت، آقای احمدی‌نژاد این کار را خواهد کرد.آقای احمدی‌نژاد در میان برخی‌ اقشار جامعه پایگاه‌هایی نیز دارد. پایگاه وی درمیان برخی از اقشار ضعیف جامعه در دولت آقای روحانی خیلی وضعیتشان تغییری نکرده و حتی بدتر نیز شده است. با این شرایط آقای احمدی‌نژاد مستمسک‌های بسیار زیادی خواهد داشت که بیاید و موضعی در مقابل دولت بگیرد و حرف‌هایی بزند که خیلی خوشایند این دولت نخواهد بود.
آقای روحانی در سال 92 از نگاه اصلاح‌طلبان یک چهره نزدیک به جریان حاکمیت قلمداد می‌شد و شاید به همین جهت جریان اصلاحات برای نزدیکی مجدد به حاکمیت، آقای روحانی را برای حمایت انتخاب کرد. آیا روحانی 95 نسبت به روحانی 92 به جریان حاکمیت نزدیک‌تر است یا دورتر؟
اساسا رویکرد تاکتیکی اصلاح‌طلبان و نه مشرب و استراتژی‌شان بعد از حوادث سال 88 تغییر کرد. داستان‌8ساله دولت اصلاحات و پس از آن به‌خصوص حوادث سال 88، یک تغییر نگرش جدی در میان اصلاح‌طلبان به وجود آورد. اصلاح‌طلبان متوجه شدند که نه از طریق ایستادن در مقابل نظام بلکه از راه مماشات با حاکمیت و درگیر نشدن با آن می‌توانند به اهداف خود برسند و مشکلات‌شان را حل کنند و بار دیگر به عرصه قدرت بازگردند. اتفاقا بیشترین حُسنی که شخص آقای روحانی برای اصلاح‌طلبان در سال 92 داشت، همین بود. یعنی آقای روحانی نه اصولگرا بود و نه اصلاح‌طلب و در عین حال آن‌قدر به حاکمیت نزدیک بود که اصلاح‌طلبان می‌توانستند به کمک وی و بدون آنکه به حاکمیت نزدیک شوند، مشکلات شان را حل کنند.
الان هم همینطور است. الان هم که اصلاح‌طلبان آقای عارف رامطرح می‌کنند به این دلیل است که وی جزو استثناهای اصلاح‌طلبی است که به حاکمیت نزدیک است.
با این اوصاف، آقای روحانی نیز به سمت زاویه با حاکمیت حرکت نخواهد کرد.
بله همینطور است؛ سوابق آقای روحانی این اجازه را به او نمی‌دهد که به سمت زاویه با حاکمیت حرکت کند و به‌طور کلی او نمی‌تواند چنین کاری کند.
برخی اظهارات آقای روحانی درخصوص نوع عملکرد شورای نگهبان و اینکه این نهاد باید صرفا یک نهاد نظارتی باشد نه اجرایی، زاویه رئیس‌جمهور با حاکمیت را استنباط می‌کرد.
آقای روحانی از چنین اظهاراتی باز هم خواهند داشت منتها چنین اظهاراتی به معنی فاصله از حاکمیت نیست. آقای روحانی می‌خواهد خودش را به‌گونه‌ای نمایش بدهد که بگوید کاملا آن چیزی که نظام می‌گوید، نیست و یک مقدار فاصله هم دارد و فرد مستقلی است اما اینکه بیاید و با نظام رویارویی کند، چنین چیزی نخواهد بود.