آقای فلاحت‌پیشه‌! اظهارات «ولی‌الله سیف»‌ رئیس‌کل بانک‌مرکزی در مورد انتقاد از بدعهدی آمریکایی‌ها در اجرای برجام و بر‌طرف نشدن تحریم‌ها را چگونه تحلیل می‌کنید؟
استفاده آمریکایی‌ها از دلار همچون کارت اعتباری است و به‌رغم اینکه سهم دلار کاهش پیدا کرده است اما هنوز هم یک کارت اعتباری عمده در دنیای امروز محسوب می‌شود و به هر حال آمریکایی‌ها در معادلات مختلف سعی می‌کنند از پول‌پر قدرت دلار به‌عنوان کارت اعتباری استفاده کنند. از سوی دیگر استفاده از دلار به‌عنوان سیاست فشار و تنظیم معاملات اقتصادی با اهداف سیاسی است.
در این میان جمهوری اسلامی ایران به‌دنبال استفاده اعتباری از دلار نبوده اما واقعیت موجود این است که دلار در بازارهای سرمایه‌داری امروز یک پول پرقدرت است که به‌طور مشخص بسیاری از معاملات اقتصادی بدان وصل است. به‌عنوان مثال شرکت‌های هواپیمایی که قصد همکاری با ایران را برای فروش دارند، به اخذ قرارداد اقدام کرده‌اند اما زمانی که پای تضمین قطعات ‌یا خدمات پس از فروش به میان می‌آید، پای آمریکایی‌ها در میان است‌ یا از کانال آمریکایی‌ها می‌گذرد، که عقب‌نشینی می‌کنند. به‌خصوص اینکه آمریکایی‌ها در شرایط فعلی دلار و توان مالی را به رخ می‌کشند، ایران به‌عنوان یک کشور هدف، نشانه گرفته شده است.
معتقدم تا زمانی که آمریکایی‌ها در زمینه سیاسی چنین اقداماتی را انجام می‌دهند عملا در زمینه تحریم‌های بانکی با نظراتی شبیه رئیس کل بانک مرکزی مواجه هستیم، کمااینکه موضوع پیش آمده در برجام نیز ذکر شده بود اما پر واضح است که آمریکایی‌ها در دبه کردن مسائل بین‌المللی ید طولانی دارند و اکنون هم دقیقا مصداق همین‌دبه کردن و بد‌عهدی به جلو می‌روند.
درحال حاضر تکلیف وضعیت مالی ایران باتوجه به مفاد برجام به چه صورتی است؟
به عبارتی می‌توان گفت پول‌های ایران آزاد شده اما تبدیل به دو حالت نخواهد شد. یکی اینکه پشتوانه‌ای برای جذب سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی نیست، یعنی قراردادها نمی‌تواند فن‌آوری و سرمایه‌گذاری را به‌دنبال داشته باشد چراکه بخش عمده‌ای از آنها باید از کانال دلار بگذرد و دیگر آنکه تبدیل به پول‌قابل توجهی برای توسعه ایران نخواهد شد. این موارد ذکر شده دقیقا در راستای دبه‌کردن آمریکایی‌ها واقع شده است و سعی آنها بر این است که رفتار ایران را کنترل کنند.
واقعیت دیگر این است که ایران سعی می‌کند دو اقدام را انجام دهد‌؛ در گام اول با تکیه بر حسن نیت مانع ‌شکل‌گیری تحریم‌های جهانی علیه خود شود و حداقل از ورود به فضاهایی چون اروپا و... استفاده کند و در گام دوم شاخصه‌های قدرت را به رخ می‌کشد.
بنده به شخصه از مدافعان آزمایش موشکی ایران بودم چراکه آمریکایی‌ها فکر می‌کردند ایران در زمینه سیاسی، امنیتی، نظامی و حتی توسعه و فن‌‌آوری به صورت تک‌محصولی و تک‌راهبردی عمل کرده است اما وقتی راهبرد موشکی ایران افشا شد، آمریکایی از لحاظ امنیتی دچار چالش جدی از لحاظ امنیتی شدند؛ هرچند‌ سعی کردند این مورد را به تحریم ربط دهند‌ به هر حال باید در عرصه بین‌المللی کماکان شمشیر غلاف‌شده خود را نشان دهیم.
برجام هیچ وقت به معنای بخشش و کنار آمدن آمریکایی‌ها نیست، بلکه به معنای نتوانستن آمریکایی‌ها‌ست. آمریکایی‌ها نتوانستند ایران را وادار کنند برنامه‌های خود را کنار بگذارد و در عوض مجبور به امتیازدهی شدند.

با این تفاسیر، آیا اظهارات رئیس‌کل بانک مرکزی درست بوده است و این به معنای اعتراف دولت در زمینه تایید سخنان منتقدان برجام نیست؟ نظر شما درباره تحلیل‌های موجود راجع به بحث برکناری رئیس کل بانک مرکزی و مطرح ساختن چنین اظهاراتی برای خلع سلاح کردن دولت چیست؟ برکناری شخص به من ارتباطی ندارد و نباید اصلا این موضوع را این چنین تحلیل کرد چراکه بعید است کسی بخواهد با شخصیت بین‌المللی کشور این چنین بازی کند و اگر چنین هم کنند به نظرم جرم بزرگی ا‌ست. اما معتقدم رئیس‌کل بانک مرکزی واقعیت‌ها را گفته است. واقعیت این است که اگر کسی بخواهد نقش منفی آمریکا در مقابل برجام را تطهیر کند، حتما به منافع ملی کشور ظلم کرده است. من هم معتقدم آمریکایی‌ها دبه در‌آورده‌اند و همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند همان قالب و شکل همیشگی خود رانشان دادند اما این به معنی شکست برجام نیست چراکه برجام جنبه‌های مثبت زیادی داشته و تا جایی که به آمریکا ربط دارد، نقش شیطانی بازی کردن آنها در این میان است.
‌به‌هر‌حال برخی منتقدان دولت می‌گویند از اول هم معتقد بوده‌اند که برجام هیچ سودی برای ایران ندارد. این کارشکنی وزارت خزانه‌داری آمریکا هم به هر حال انتقادات آنها را منطقی‌تر کرده است. آیا شما حالا که به ماجرا نگاه می‌کنید برجام را بیهوده می‌دانید؟
من برجام را کار عبثی نمی‌دانم اما تحلیل اقتصادی صرف از برجام داشتن کار غلطی است. برجام موضوعی برای شان راهبردی، سیاسی، اقتصادی و دیپلماسی عمومی است هرچند‌ معتقدم مساله دیپلماسی عمومی کل مساله ایران را تغییر می‌دهد و از لحاظ راهبردی باعث شد‌ ایران از جایگاه متهم به جایگاهی همتا و ردیف طرف‌های معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شود.
از لحاظ امنیتی نیز واقعیت قضیه این است که اگر برجام شکل نمی‌گرفت کماکان یک فضای محاصره بین‌الملل علیه ایران وجود داشت چراکه در قالب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد همه کشورهای دنیا موظف بودند هر سه ماه یک‌بار گزارش تحریم ایران را ارائه کنند اما در حال حاضر چنین ‌وظیفه‌ای برای هیچ کشوری وجود ندارد و حتی گزارش‌هایی که توسط خزانه‌داری آمریکا داده می‌شود مربوط به تحریم‌های غیر‌هسته‌ای است.
در زمینه اقتصادی نیز با دبه‌کردن آمریکایی‌ها مواجه هستیم، اما در دیگر کشورها فضای عمومی مثبت است و در زمینه عملی اقدامات خوبی صورت می‌گیرد.
در حال حاضر ایران به چه صورت باید عمل کند؟
بخشی از موارد مربوط به ضعف‌های مدیریت اقتصادی است اما معتقدم دولت باید همان گونه که در زمینه پیش از برجام و تحریم‌ها، ضعف مدیریت اقتصادی را به تحریم وصل کرده بود اکنون نیز در این زمینه موفق‌تر عمل کند، اما اکنون در زمینه دیپلماسی اقتصادی، دولت ضعیف عمل می‌کند و مناسبات دو‌جانبه با دیگر کشورها را رها کرده است که به هر حال می‌تواند با احیای این موارد که منع بین‌المللی ندارد، بسیاری از مشکلات را حل کند.