چند نفر در تلویزیون درباره هدایت سلیقه‌های مردم و واداشتن ایشان به حضور در یک بازار انحصاری تصمیم گرفته‌اند.

مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور؛ صبح امروز (یکشنبه 5 اردیبهشت) در همایش اکران فیلم خارجی در ایران سخنرانی کرد و گفت که چند نفر در تلویزیون برای سلیقه مردم تصمیم گرفته‌اند.

به گزارش مثلث آنلاین آشنا در این همایش گفت: این گردهمایی فرصت و تمرین مناسبی برای دستیابی به چشم‌اندازهای جدید در طرح و حل مسایل مختلف کشور است؛ چیزی که در مقطع کنونی شدیداً به آن نیاز داریم. نه فقط از آن رو که مسایل حل‌ناشده‌ی زیادی فراروی تصمیم‌گیران و دولتمردان قرار گرفته است، بلکه به این دلیل که مجال و فرصت آزمون و خطا و شکست نیز به پایان رسیده است. فراخوان و تقاضای اجتماعی که طی چند سال اخیر برای کارآمدی تصمیم‌ها و اقدامات در کشور شکل‌گرفته است زمانمند است. پاسخ در زمان، درست و موثر به این فراخوان عمومی از اهمیت زیادی برخوردار است. به باورم چنین ضرورتی در حوزه‌ی فرهنگ و سیاستگذاری فرهنگی درحال افزایش است. در دقایق کوتاهی که مصدع اوقاتتان خواهم شد، تلاش خواهم کرد با تمرکز بر موضوع همایش یعنی تعاملات بین‌المللی در حوزه سینما و از منظر سیاستگذاری فرهنگی، ابعاد زمانمندی و پیچیدگی تصمیم‌گیری در این حوزه را نشان دهم.

سینما موضوع دیپلماسی

شاید تا چند دهه قبل در ایران توجه به ابعاد غیرهنری سینما جدی گرفته نمی‌شد. اما امروزه تایید وجوه هویتی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... سینما به زحمت و تلاش زیادی نیاز ندارد. در واقع به موازاتی که تکنیک و تحول تکنیکی خود را بر ساختار و فرم فیلم‌ها تحمیل کرده است، محتوا نیز تحت تاثیر تنوع گفتمانی، تحول، تنوع و تکثر پیدا کرده و نتیجه، سینمایی است که مرزهای سنتی از قبیل زبان، جغرافیا و ... را در نوردیده است. باید توسعه‌ی شتابان تکنولوژی‌های انتقال اطلاعات را نیز به این تحولات افزود که بیش از پیش سینما را به رسانه‌ای بدون مرز تبدیل کرده است. رسانه‌ای که می‌تواند موضوع یا ابزار دیپلماسی و اقتصاد قرار گیرد. بنابراین اگر زمانی سخن گفتن از دیپلماسی سینما یک انتخاب بود، امروز یک ضرورت است. موضوع تعاملات فرهنگی و اقتصادی بین‌المللی در حوزه صنعت سینما را به عنوان یک مساله در سیاستگذاری فرهنگی باید در چنین متنی از تحولات درک کرد.

بخش دیگری از زمانمندی اهمیت سینما با ارجاع به شرایط و مقطع خاصی که کشور در دوره پساتحریم با آن روبروست قابل درک است. از نظر من برجام بیش از آنکه عنوان یک مقطع زمانی باشد عنوان یک الگوی حل مساله است؛ به این معنی که در مشکلات بغرنج و مزمن، باید در مدت زمان معینی و با ارجاع به شرایط واقعی و نه توهمی و از طریق تشریک مساعی طرف‌های درگیر چاره‌جویی شود. ابتکار طرح مساله اکران فیلم خارجی در چنین شرایطی می‌تواند با نگاه به این الگوی حل مساله صورت گیرد. در عین حال فضای مساعد بین‌المللی فراهم شده پس از توافق هسته‌ای برای همکاری‌های منطقه‌ای و جهانی، فرصتی برای استفاده از اهرم تعاملات و بازار بین‌المللی برای رونق صنعت سینما در کشور محسوب می‌شود. بنابراین می‌توان گفت شرایط موجود از هر حیث برای تامل در مسایل مرتبط با تعاملات بین‌المللی در حوزه تولید و پخش فیلم مناسب است.

اکران یا عدم اکران فیلم خارجی، تجارب ما

آنچه از مرور سوابق تصمیم‌گیری در موضوع اکران فیلم خارجی در کشور حاصل می‌شود؛ آن است که دو رویکرد کاملا متمایز پیش و پس از انقلاب اسلامی در زمینه واردات فیلم قابل مشاهده است؛ اکران فیلم‌های هندی، آمریکایی و مصری در دهه 1340 و فیلم‌های هنگ‌کنگی، ایتالیایی و هندی در دهه 1350 توسط بخش خصوصی به تضعیف یا توقف تولید فیلم داخلی در سال 1356 (تولید 8 تا 9 فیلم) منتهی شد. با پیروزی انقلاب دولت با تأسیس بنیاد سینمایی فارابی ورود و اکران فیلم‌های خارجی را که غالبا محصول اروپای شرقی بودند به انحصار خود درآورد. نمایش عمومی فیلم‌های خارجی با ظهور سیستم‌های نمایش خانگی و اعمال محدودیت‌های بیشتر از جانب امور سینمایی کشور، آهسته آهسته تقریبا به فراموشی کامل سپرده شد. کم شدن توجه به نمایش عمومی فیلم های خارجی و رونق تولید فیلم‌های بلند ایرانی در دهه های ۷۰ و ۸۰ به علاوه محدودیت ظرفیت سالن‌های نمایش ، باعث دور ماندن فیلم‌های خارجی از سینمای ایران شد و در نهایت اینکه آنچه امروز شاهدش هستیم اکران فیلم‌های خارجی به صورت تک‌سانس و تنها در برخی از پردیس‌های تهران و برخی سینما‌های شهرستان‌ها است.

نتایج واقعی سیاست محدودسازی شدید اکران فیلم‌های خارجی چه بوده است؟

آیا واقعا مردم در طول 38 سال گذشته فیلم خارجی ندیده‌اند؟ پاسخ منفی است. اولاً تلویزیون تنها پخش‌کننده رسمی و انحصاری فیلم‌های سینمایی خارجی بوده است. پس، فیلم‌های سینمایی خارجی اکران نشده‌اند نه این‌که نمایش داده نشده‌اند. بنابراین سیاست رسمی، نمایش انحصاری بوده است نه نمایش ندادن فیلم خارجی. مشکل پرده عریض بوده است نه صفحه کوچک. مشکل بخش خصوصی و رقابتی بوده است نه بخش دولتی و انحصاری. به این ترتیب، تلویزیون به ابزار سیاست‌گذاری برای سینما نیز بدل شده است. سازوکار تصمیم‌گیری در تلویزیون برای نمایش فیلم و سریال در تلویزیون نیز نه دموکراتیک و نه کارشناسانه و نه رقابتی است. چند نفر در تلویزیون درباره هدایت سلیقه‌های مردم و واداشتن ایشان به حضور در یک بازار انحصاری تصمیم گرفته‌اند. به این ترتیب بود که تهاجم فرهنگی صنعت سینمایی و سریال‌سازی ژاپنی، هندی، کره‌ای و چینی از طریق تلویزیون در ذهن مخاطبان شکل گرفت. این انحصار بی‌شباهت به انحصار در خودروسازی ایران نیست و پیامدهای آن نیز به پیامدهای خودروسازی انحصاری شباهت دارد.

ثانیاً، از نوارهای بتاماکس تا وی‌اچ‌اس، از سی‌دی تا بلوری، از اینترنت کم‌سرعت تا اینترنت پرسرعت، همگی در خدمت انتقال آخرین دست‌آوردهای هنری و صنعتی سینمای جهان به مردم بوده‌اند. صنعت و اقتصاد زیرزمینی تهیه، زیرنویس، دوبله کردن، تکثیر، توزیع، آرشیو و نقد سینمای خارجی بنا شده‌اند. منتقدان در چهار دهه گذشته در مجلات تخصصی و عمومی در شرح و نقد فیلم‌هایی می‌نوشته‌اند که مردم قانوناً مجاز به دیدن آن‌ها نبوده‌اند. پس ما سیاست الزام‌آوری را اعمال کرده‌ایم که برای هیچکس الزام‌آور نبوده است. این مصداق «تخصیص اکثر و استثنای مستهجن» در کلام علماست.