اصولگرایان مسلما در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 نامزد خواهند داشت اما تاکتیک انتخاباتی خود را باید در ابتدای سال 96 انتخاب کنند

انتخابات مجلس شورای اسلامی به پایان رسید و حالا اصولگرایان به آینده می‌نگرند که چگونه می‌خواهند در رقابت‌های سیاسی حضور پیدا کنند. بر این اساس دو دیدگاه وجود دارد، یکی معتقد است تجارب گذشته نشان می‌دهد همه روسای جمهور گذشته دو دوره در قدرت بودند و روحانی نیز دوره دوم ریاست‌جمهوری خود را تجربه خواهد کرد، پس معرفی نامزد اصولگرا مساوی با ثبت شکستی دیگر در کارنامه سیاسی این جریان است و از این اقدام باید اجتناب کرد، دیدگاه دوم می‌گوید حتی اگر معرفی نامزد اصولگرا در انتخابات ریاست‌جمهوری به شکست منتهی شود اصولگرایان باید حضوری فعال داشته باشند تا با نقد قوی دولت روحانی یک انتظار اجتماعی به وجود آورند و در واقع سنگ بنایی را برای آینده پایه‌گذاری کنند. به نظر شما اصولگرایان باید چه کار کنند و در کدام مقطع وارد اکت سیاسی شوند؟
اول اینکه تجربه جمهوری اسلامی نشان داده انتخابات ریاست‌جمهوری دور دوم به این‌گونه بوده که هیچ کدام از روسای جمهوری گذشته دوره مسئولیت‌شان چهار ساله نبوده. البته این به معنی آن نیست که همیشه این داستان ادامه دارد، شاید یک زمانی اتفاق بیفتد که رئیس‌جمهوری فقط یک دوره چهار ساله هدایت دستگاه اجرایی را در اختیار داشته اما واقعیت آن است که مبارزه انتخاباتی در دور دوم کلا سخت است چون ذهنیت مردم این نیست که به رئیس‌جمهور فعلی که فقط چهار سال سر کار بوده رای ندهند و به نامزد دیگری اقبال کنند و این تجربه، کار را برای نامزدهایی که با رئیس‌جمهور وقت وارد رقابت سیاسی می‌شوند سخت می‌کند. با این تفاسیر قاعدتا اصولگرایان حتی اگر تصمیم بر این داشته باشند که در انتخابات بیایند و احتمال قوی هم بدهند که موفق می‌شوند رئیس‌جمهور را عوض کنند الان برای این فکر زود است. باید گذاشت تا سال 95 بگذرد و عملکرد این دولت درباره مسائل اقتصادی و برجام روشن شود، اگر مردم به این نتیجه برسند که این دولت در مجموع نتوانسته خیلی موفق عمل کند، یعنی فضای ذهنی برای روی کار آمدن یک رئیس‌جمهور دیگر مهیا بود، آن موقع اصولگرایان به یک موضوع جدی‌تر فکر خواهند کرد، یعنی بیایند برای اینکه قطعا در انتخابات پیروز شوند. حالت دوم اینکه یک سال بگذرد و اصولگرایان به این جمع‌بندی برسند که احتمال موفقیت گرچه منتفی نیست ولی خیلی هم زیاد نیست اما از این فرصت می‌توانند برای گفتن یک‌سری حرف‌ها و نقد دولت آقای روحانی استفاده کنند. در هر دو حالت اصولگرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده خواهند آمد. منتها تفاوتی که حالت اول و دوم دارد در نوع کاندیداهاست. اگر احتمال بالای عقلایی بدهند که امکان کسب پست ریاست‌جمهوری وجود دارد و رئیس‌جمهور برای اولین بار یک دوره‌ای می‌شود ممکن است یک کاندیدایی را به میدان بفرستند اما اگر این احتمال را کم بدانند و فقط بخواهند از فرصت انتخابات برای اعلام مواضع سیاسی و نقد دولت روحانی استفاده کنند ممکن است از کاندیداهای دیگر استفاده کنند.
یعنی در حالتی که اصولگرایان احتمال پیروزی را کم برآورد کنند، به یک کاندیدا خود را محدود نمی‌کنند و با نامزدهای بیشتر برای نقد قوی‌تر دولت روحانی به میدان می‌آیند؟
منظورم کاندیدای بیشتر نبود بلکه کاندیدای دیگر بود.
یعنی یک کاندیدایی که احتمال رای آوری ندارد اما قدرت سخنوری و نقد قوی دارد؟
نه اینکه احتمال رای‌آوری ندارد. احتمال رای‌آوری دارد ولی می‌تواند خیلی خوب نقد و اعلام مواضع کند. ممکن است در نوع کاندیداها تفاوت کند اما قطعا اصولگرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری کاندیدا خواهند داشت.
به نظر شما اصولگرایان به شکل متحد خواهند آمد یا مدل انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 را تکرار می‌کنند؟
سال 92 تجربه بدی برای اصولگرایان بود ولی آنها سال 94 تجربه خوبی کسب کردند. البته در انتخابات مجلس شورای اسلامی به نتیجه شهر تهران نباید توجه کرد. مدلی که اصولگرایان در انتخابات هفتم اسفند 94 پایه گذاشتند، مدل موفقی بود؛ نه از جهت کسب نتیجه بلکه از این نظر که توانستند یک گام بزرگ به جلو بردارند و آن مشکل و گمشده چندین دور انتخابات گذشته خودشان یعنی عدم وحدت را به مقدار زیادی حل کنند. یعنی این تجربه، تجربه توسعه‌یافتگی سیاسی بود. اگر‌چه اصولگرایان در نوع چینش کاندیداها یا در بعضی مسائل دیگر اشتباهاتی مرتکب شدند اما توانستند با هماهنگی جامعتین بالاخره دور هم جمع شوند و فقط یک حرف بزنند. نهایتا هم جامعتین راضی بودند و همه طیف‌های مختلف اصولگرا، البته طیف آقای لاریجانی نیامد اما بقیه طیف‌ها آمدند، نماینده فرستادند و تمکین کردند. لیست موازی هم ندادند و لیست سراسری ائتلاف را هم در تهران و شهرستان‌ها تایید کردند. البته اصولگرایان در شهرستان‌ها در مجموع موفق بودند اما در تهران خیر. مهم آن است که مدل کنار هم نشستن و تصمیم واحد گرفتن را توانستند برای اولین بار تجربه کنند.
در انتخابات ریاست‌جمهوری چه می‌شود؟
اصولگرایان مسلما برای انتخابات ریاست‌جمهوری انسجام‌شان بیشتر خواهد بود چون یک تجربه کنار هم نشستن و تصمیم واحد گرفتن را در سال 94 دارند، دوم آنکه شرایط برای‌شان سخت‌تر شده است، آنها علاوه بر ریاست‌جمهوری، بخشی از کرسی‌های مجلس را نیز دست دادند، بنابراین اگر در سال 96 نتوانند موفق عمل کنند خیلی از قدرت سیاسی فاصله می‌گیرند، بنابراین تمام تلاش خود را خواهند کرد.
اما پایداری دنبال خالص‌سازی گفتمانی است و معتقد است «لیست‌های ترکیبی و فراگیر جواب نمی‌دهد و هر جا اصولگرایان مثل مشهد لیستی با گفتمان مشخص داشتند موفق بودند، بنابراین بهتر است از این به بعد هر سلیقه‌ای نامزد اختصاصی خودش را به میدان بفرستد تا اختلاط گفتمانی به‌وجود نیاید»، نظر شما چیست؟
من چنین موضعی را از پایداری تاکنون نشنیدم، با وجودی که درباره جبهه پایداری خیلی حرف و حدیث زیادی قبل از انتخابات هفتم اسفند 94 بود اما پایداری‌ها تا آخر تمکین کردند و در این اتحاد باقی ماندند. من همان زمان می‌گفتم «عمدا یک مقداری پایداری بزرگنمایی می‌شود، در حالی‌که پایداری‌ها این طور نیستند»، درست است که پایداری‌ها زوایه فکری با بقیه طیف‌های اصولگرا مثل جبهه پیروان خط‌امام و رهبری، طیف آقای قالیباف، طیف آقای ولایتی، طیف آقای رضایی و طیف آقای لاریجانی دارند اما یک مقداری هم داشت کار سیاسی می‌شد، از این جهت که پایداری‌ها را بزرگ کنند تا از طریق پایداری‌ها میان اصولگرایان اختلاف بیندازند. یعنی میزان فاصله و زاویه داشتن پایداری‌ها با دیگر سلایق این‌قدر نبود که بزرگنمایی می‌شد. الان هم همین طور فکر می‌کنم. ضمن آنکه پایداری‌ها می‌دانند که اگر از این ائتلاف کنار بکشند دیگر هیچ روزنه امیدی برای آینده ندارند، بنابراین بهتر می‌بینند در همین ائتلاف باقی بمانند.
به‌نظر شما باتوجه به تحرکاتی که احمدی‌نژاد برای انتخابات ریاست‌جمهوری از خود نشان می‌دهد، اصولگرایان به احمدی‌نژاد بر‌می‌گردند؟
من اصلا احتمالش را نمی‌دهم. آن لطمه‌ای که اصولگرایان از آقای احمدی‌نژاد خوردند می‌توان گفت اصلاح‌طلبان نخوردند بلکه تازه به نفع اصلاح‌طلبان شد. اصلاح‌طلبان در طول دوران آقای احمدی‌نژاد کنار نشستند، هیچ گونه حتی نقادی هم نکردند، وضعیت موجود را حاشا کردند و در زمان مناسب بهره‌برداری‌اش را از اعمالی که دولت آقای احمدی‌نژاد انجام داد بردند و هنوز هم دارند می‌برند. حال آنکه اصولگرایان در دور اول ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد از او و دولتش حمایت کردند، در دور دوم او را هدف نقادی‌های خیلی تند قرار دادند و به تدریج از دولت دهم فاصله گرفتند اما در آخر تمام آسیب‌هایی اقتصادی و اجتماعی که دولت آقای احمدی‌نژاد به کشور وارد کرد، اصولگرایان چوبش را خوردند.
اما یک نگاه همین است که احمدی‌نژاد رای دارد، بنابراین اصولگرایان باید از او حمایت کنند تا روحانی را شکست دهد و بعد از 4 سال سکان ریاست‌جمهوری را از او تحویل بگیرند، نظر شما چیست؟
این نگاه را نگاه غالب در میان اصولگرایان نمی‌دانم، حتی بخشی از اصولگرایان ممکن است معتقد باشند با فرض اینکه احمدی‌نژاد تایید صلاحیت شود، تنها کسی که الان می‌تواند بیاید روبه‌روی آقای روحانی بایستد، یک نقادی حسابی و جدی علیه دولت یازدهم انجام دهد و حتی زمینه آرایش هم بیشتر از بقیه نامزدها باشد آقای احمدی‌نژاد است. آقای احمدی‌نژاد الان شاید بهترین کسی باشد که بتواند دولت موجود را نقادی کند. از تجربه رفتار او مطلع هستیم و می‌دانیم جسارت و ‌بی‌پروایی در مصاف‌های انتخاباتی دارد. از طرفی وجود پایگاه اجتماعی او در میان جامعه غیرقابل کتمان است اما اگر اصولگرایان از احمدی‌نژاد حمایت کنند، می‌دانند که احمدی‌نژاد هیچ وقت اصولگرا نبوده و نیست و با آنها پیمانی نخواهد داشت. در ثانی با فرض اینکه آقای احمدی‌نژاد بتواند آقای روحانی را شکست دهد و رئیس‌جمهور شود، دوباره همان چالش‌هایی را که اصولگرایان به لحاظ مبانی با آقای احمدی‌نژاد در دولت‌های نهم و دهم داشتند، تکرار خواهد شد، بنابراین هیچ دلیلی ندارد که اصولگرایان بخواهند از احمدی‌نژاد حمایت کنند.
حتی پایداری هم به احمدی‌نژاد بر‌نمی‌گردد؟
تصور نمی‌کنم. چون پایداری هم از دور دوم ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌نژاد به ویژه یکی، دو سال آخر دولت دهم، از آقای احمدی‌نژاد زاویه گرفت و کارهای تیم آقای احمدی‌نژاد و بالاخص حلقه انحرافی معروف را تایید نمی‌کرد. الان هم آقای احمدی‌نژاد همان آقای احمدی‌نژاد سابق است. هیچ تغییری نکرده است، بنابراین تصور نمی‌کنم پایداری‌ها نیز بخواهند از او حمایت کنند.
احمدی‌نژاد نیاید، اصولگرایان باید از چه نامزدی حمایت کنند؟ یا به عبارت دیگر نامزد اصولگرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 باید چه خصوصیتی داشته باشد؟
قاعدتا فردی باید باشد که اولا خوب بتواند نقاط ضعف دولت یازدهم را شناسایی و نقادی کند. اگر دقت شود در دور دوم ادوار مختلف انتخابات ریاست‌جمهوری همواره کاندیدای رقیب رئیس‌جمهور وقت نقادی رویکرد دولت حاکم را در دستورکار خود داشتند. آقای دکتر‌توکلی در انتخابات دور دوم ریاست‌جمهوری آقای هاشمی‌رفسنجانی عمده حرفی که می‌زد نقادی دولت اول آقای هاشمی بود تا اینکه بخواهد حرف‌های ایجابی بزند که من چه می‌کنم. در دور دوم انتخابات آقای خاتمی هم همین آقای توکلی عمدتا کاری که دولت اول آقای خاتمی می‌کرد مورد نقادی قرار داد. دور دوم آقای احمدی‌نژاد هم عمده کاری که آقایان موسوی و رضایی می‌کردند همین بود. یعنی اساسا کاندیداهایی که در مقابل رئیس‌جمهور وقت قرار می‌گیرند عمده کلام‌شان نقادی دولت موجود است تا آنکه بگویند چه کار می‌خواهند انجام دهند. یعنی بیشتر حرف‌های سلبی می‌زنند تا ایجابی. در دور اول هر کاندیدایی باید بگوید من چه می‌کنم اما در دور دوم عموما کاندیداها حرف‌های نقادانه می‌زنند، بنابراین اصولگرایان به‌طور طبیعی اگر می‌خواهند نامزد معرفی کنند باید آن نامزد کسی باشد که بیشتر از آنکه بگوید چه می‌کند باید بتواند بگوید در چهار سال گذشته چه شد.
اما تجارب گذشته نشان می‌دهد که این روش موفق نبود و روسای جمهور وقت با فاصله خیلی زیاد رای از رقبای خود 4 سال دیگر نیز سکان دستگاه اجرایی را به دست گرفتند.
آن یک دلیل دیگری دارد، دلیلش این است که یک باور عمومی وجود دارد و مردم نیز سی سال آن را تکرار کردند، به این معنا که ریاست‌جمهوری 4 سال کم است الا اینکه اتفاق ویژه‌ای بیفتد، به علت همین ذهنیت، کار کاندیداهای رقیب رئیس‌جمهور وقت مشکل است.
به نظر شما اصولگرایان برای انتخاب نامزد باید دنبال صالح مقبول باشند یا نامزد اصلح؟ کدامیک ارجحیت دارد؟
مسلما ما باید مقداری در این نوع مسائل نگاه پراگماتیستی و عملگرایانه داشته باشیم. مسلما مقبولیت در این زمان به اصلح بودن ارجحیت دارد. البته بهترین حالت این است که دنبال اصلح مقبول باشیم اما اگر اصلح مقبولی وجود ندارد بین اصلح و صالح مقبول عقل و شرع می‌گوید باید صالح مقبول را انتخاب کرد.
به نظر شما جامعه الان آقای جلیلی را می‌پذیرد؟ او می‌تواند مثل سال 92 بین خود و آقای روحانی دو‌قطبی ایجاد کند؟ در این دو‌قطبی پیروز چه کسی خواهد بود؟
من وارد صحبت راجع به افراد نمی‌شوم.
بالاخره از آقای جلیلی تحرک انتخاباتی دیده می‌شود.
خیلی‌ها دارند از خودشان برای انتخابات ریاست‌جمهوری 96 تحرک نشان می‌دهند.
آقایان قالیباف، توکلی و رضایی نیز از جمله شخصیت‌های اصولگرایی هستند که برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری از آنها نام برده می‌شود، آیا این برگشت به تجارب گذشته می‌تواند کمک حال اصولگراها باشد یا آنکه اصولگرایان باید با کاندیداهای دست اول وارد رقابت سیاسی پیش رو بشوند؟
به‌طور طبیعی مردم از دیدن چهره‌های تکراری خسته می‌شوند. چهره‌های جدید قاعدتا چند قدم جلوترند. یعنی اگر کسی بخواهد رئیس‌جمهور شود و لازم باشد 10 گام بردارد در صورتی که چهره‌ای جدید باشد عملا 2 گام از 10 گام حاصل شده است. چهره جدید خیلی مفید است. اگر دقت شود آقایان خاتمی، احمدی‌نژاد و روحانی که رئیس‌جمهور شدند یک چهره جدید در انتخابات ریاست‌جمهوری بودند. منظورم از چهره جدید این نیست که در جمهوری اسلامی حضور نداشتند، قطعا سوابقی داشتند منتها این‌قدر گمنام بودند که کسی خیلی احتمال نمی‌داد که آنها بیایند و خود را به‌عنوان نامزد ریاست‌جمهوری مطرح کنند و در معرض رای مردم قرار دهند. بر همین اساس این سه نفر توانستند موفق شوند.
اگر اصولگراها از نامزد دست اول استفاده کنند و این نامزد شکست بخورد سوزاندن یک چهره و شخصیت سیاسی در قد و قامت ریاست‌جمهوری نیست؟ آیا بهتر نیست که اصولگراها یک نامزد تکراری بیاورند که خوب بتواند دولت آقای روحانی را نقد کند و حرف‌ها و مواضع اصولگرایان را هم بگوید، در این صورت اگر رای هم نیاورد اتفاقی نمی‌افتد؟
اوایل سال آینده که رقابت‌های انتخاباتی برای ریاست‌جمهوری شکل جدی‌تری به خود می‌گیرد، اصولگرایان باید یک بررسی جامعی از وضعیت جامعه و وضعیت موجود بکنند. اگر احتمال عقلایی قوی دهند که در این انتخابات پیروز می‌شوند از یک‌سری چهره‌ها استفاده کنند شاید آن نامزد مورد حمایت قدیمی باشد ولی یک خصوصیت خاصی دارد که احتمال پیروز‌شدنش را بیشتر می‌کند اما اگر احتمال عقلایی قوی را برای پیروزی ندهند در این صورت ممکن است از نامزد دیگری استفاده کنند یعنی کسی که قدرت سخنوری و نقادی خوبی دارد. در مجموع استفاده از چهره‌های جدید تجربه خوبی است. یکی از دلایلی که برای شکست لیست تهران اصولگرایان در انتخابات مجلس شورای اسلامی می‌آورند این است که چهره‌های حاضر در لیست قریب به اتفاق قدیمی ‌و تکراری بودند. وقتی جامعه با چهره تکراری مواجه می‌شود ذهنیتش این است که این نامزد هر کاری می‌خواسته بکند کرده است و اقدام یا قابلیت جدیدی برای عرضه‌کردن ندارد چون اگر داشت در فلان مسئولیتش آن را نشان می‌داد. حالا اگر نامزد اصولگرایان چهره جدید باشد دیگر این ذهنیت به وجود نمی‌آید.