آقای سید حسن خمینی فاقد یک جریان سیاسی سامان‌یافته است اما یکی از کانون‌های تاثیرگذار است.

سید رضا صالحی امیری به روزنامه اعتماد گفت:

من معتقدم احمدی‌نژاد محصول دوگانه‌سازی عدالت و فساد بود. احمدی‌نژاد با ایجاد تصویری فسادگونه از ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور خود را به عنوان یک «منجی اصلاح‌گر» معرفی کرد و در بستر تحریک عواطف و احساسات و مطالبات اجتماعی با رویکرد پوپولیستی به مقصود رسید اما در فرآیند حرکت به سمت مقصد به بیراهه رفت. این سرنوشت محتوم دولت‌های پوپولیستی است.نگاه دولت احمدی‌نژاد نگاهی ابزاری به عدالت بود، مثل نگاه ابزاری به مقدسات.

* گروه‌های مختلف سیاسی به جای همگرایی نوعی تخریب، انگ‌زنی و انتقام‌جویی سیاسی داشتند؛ منازعه سیاسی به اوج خود رسیده بود تا جایی که رییس دولت در داخل پارلمان علیه رییس یک قوه دیگر افشاگری کرد، احزاب به حاشیه رانده شده بودند؛ نهادهای مدنی فاقد هویت جدی بودند و نشاط سیاسی به پایین‌ترین سطح خود رسیده بود.

*آن چیزی که در دوره سه ساله آقای دکتر روحانی شکل گرفت، عنصری به نام وفاق ملی و نشاط سیاسی و فضای لازم برای تحرک احزاب سیاسی و حضور و ظهور نهادهای مدنی، تحمل و مدارای سیاسی را به عنوان اصول بنیادی گفتمان اعتدال در جامعه پیاده کرده، که معتقدم یک پیروزی و موفقیت برای دولت اعتدال بوده است.

* گفتمان اعتدال محصول حکمرانی خوب است که گفتمان اعتدال برونی شده تفکر حکمرانی خوب در جامعه ما است. حمکرانی خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟ حاکمیت قانون، شفافیت، پاسخگویی، ثبات مدیریتی، نظارت‌پذیری شاخص‌های حکمرانی خوب است. گفتمان اعتدال بر اساس مطالعه است و گفتمانی خلق الساعه نیست و تبار دینی دارد.

* عمده مخالفت‌ها با دولت روحانی از سوی سه طیف صورت می‌گیرد. اول متحجرانی که در مقابل اندیشه نوگرا و عقلانی روحانی قرار دارند. دوم مخالفان آزادی و باز شدن فضای سیاسی، فضای اجتماعی، فضای فرهنگی و فضای اقتصادی کشور. سوم جریانی که در انتخابات رای نیاورد و مورد اقبال رای مردم واقع نشد و سند دولت را واگذار کرد. در کنار این سه گروه، جریان پنهانی هم وجود دارد که منافع خود را بعد از روی کار آمد ن روحانی از دست داد. واضح است که فضای تحریم و انزوای ایران برای برخی گروه‌ها منافع فراوانی داشته که از طریق قاچاق و پولشویی، درآمدهای سرشاری کسب کرده‌اند و اکنون با برداشته شدن تحریم‌ها، کاسبی آنها از بین رفته است.

* من معتقدم نقش اقطاب سیاسی فراتر از جریان‌های سیاسی است. اثربخشی شخص آقای خاتمی بیش از کل جریان اصلاحات است و اثرگذاری شخص آقای هاشمی رفسنجانی قطعا چند برابر اثرگذاری حزب کارگزاران است.

* شخص آقای ناطق فاقد جریان حزبی است اما یکی از کانون‌های تاثیرگذار است. شخص آقای سید حسن خمینی فاقد یک جریان سیاسی سامان‌یافته است اما یکی از کانون‌های تاثیرگذار است. بنابراین من اول، نقش اصلی اثرگذاری را به اقطاب سیاسی می‌دهم و بعد احزاب سیاسی را مطرح می‌کنم.

* سه کانون مخالف دولت برای ناامیدسازی جامعه نسبت به این گفتمان وجود دارد که به صورت آشکار و پنهان در مقابل گفتمان اعتدال صف کشیده‌اند که مهم‌ترین این جریان‌ها، کسانی هستند که آرزوی بازگشت به رادیکالیسم را همچنان در ذهنیت خود به عنوان رویا پرورش می‌دهند و به نوعی به دنبال بازگشت به گذشته و دوران هشت ساله محمود احمدی‌نژاد هستند.

* به شخصه معتقدم بهترین رقیب برای دکتر روحانی کاندیدای جریان رادیکالیسم است. چرا که معتقدم جامعه ایران با مقایسه دو گفتمان اعتدال و رادیکالیسم حتما اعتدال را انتخاب خواهد کرد.

* یک پروژه‌ای تحت عنوان ایجاد هراس سیاسی برای حضور آقای احمدی‌نژاد در جامعه دارد در حوزه رسانه‌ای تعریف می‌شود که یک نوع عملیات روانی است. به اعتقاد من ظرفیت آقای احمدی‌نژاد در کشور مشخص است. در حالی که ظرفیت دکتر روحانی فراتر از ظرفیت سال ٩٢ خواهد بود.

* دکتر روحانی در ٩٦ در رقابت با رادیکالیسم رای بالای ملت را خواهد داشت.

* معتقدم احمدی‌نژاد رقیب جدی روحانی نخواهد بود و اگر باشد باید استقبال کرد. هرچند معتقدم احمدی‌نژاد برای شکستن مرزها و بخشی از هنجارهای اجتماعی به انتخابات ورود خواهد کرد و تا آخر انتخابات در صحنه باقی نمی‌ماند. او می‌آید که فضا را برای حضور دیگران باز کند.