مشکلات ناشی از بالا بودن نرخ مسکن سبب شد تا فشاری مضاعف در طول سالیان متمادی بر اقشار آسیب‌پذیر و کم‌درآمد وارد شود. «مسکن مهر» پروژه‌ای بود که برای حل مشکل کمیت و گرانی مسکن طراحی و اجرا شد

طرح مسکن مهر به‌عنوان یکی از بزرگترین پروژه‌های اجرایی دولت‌های نهم و دهم و باتوجه به اصل 31 قانون اساسی که با نگاه به موضوع تأمین مسکن با‌‌کیفیت و امن برای اقشار جامعه با محوریت گروه‌های کم‌درآمد و آسیب پذیر است در سال 1386 به صورت رسمی‌آغاز شد.
باتوجه به کمبود 2 میلیون واحد مسکونی که از دولت‌های پیشین به جا مانده بود کارشناسان دولت نهم به این نتیجه رسیده بودند که اگر مسکن جدید‌ و ارزان قیمتی ساخته نشود باتوجه به کسری واحدهای مسکونی در کشور از 2 میلیون واحد در سال ۱۳۸۵ به رقم ۴ میلیون واحد مسکونی در سال 90 خواهیم رسید؛ عدد مزبور در مقایسه با ۲۲ میلیون خانوار، یعنی کسری۲۰درصدی واحدهای مسکونی در مقابل خانوارهای کشور بوده که عدد هنگفتی محسوب می‌شد.
طبق گفته صومعلو، معاون سابق امور مسکن و ساختمان در پایان سال 92 دو میلیون و 300 هزار واحد مسکونی شهری در قالب مسکن مهر تکمیل شده است که جمعیتی در حدود 7 میلیون نفر یعنی 14 درصد جمعیت شهرنشین را در‌بر می‌گیرد. اگر به بررسی تحقق طرح مسکن مهر در استان‌های مختلف کشور بپردازیم، می‌بینیم که استان قم در صدر استان‌هایی است که بیشترین تحقق برنامه را داشته است. این استان به ۸۲ درصد اهداف برنامه‌ریزی شده خود در مسکن مهر رسیده‌ که بالاترین درصد موجود بوده است. در پایان دولت دهم نیزبا توجه به عدم تکمیل تمام طرح‌های مسکن مهر حدود ‌یک میلیون واحد مسکن مهر شهری با ۷۰ درصد پیشرفت فیزیکی و ۴۰۰ هزار واحد مسکونی روستایی برعهده دولت یازدهم گذاشته شد تا این دولت افتتاح‌کننده باقی خانه‌هایی باشد که چشم امید مردم مستاجر بوده است.
در دولت یازدهم، آخوندی وزیر راه و شهرسازی در جلسه رای اعتماد خود قول داد پروژه‌های مسکن مهر را به پایان برساند. یکی از وعده‌های بی‌شمار وزیر راه و شهرسازی از شهریورماه سال ۹۲ تکمیل و تحویل پروژه‌های نیمه‌تمام مسکن مهر در سال ۹۴ بوده است، آخوندی آبان‌ماه سال ۹۳ با تاکید بر اینکه تمام تعهدات دولت قبل در خصوص مسکن مهر با قوت پیگیری می‌شود، ابراز امیدواری کرد که پروژه مسکن مهر در سال ۹۴ جمع شود.
کسانی که سال ۹۲ شرایط سیاسی اقتصادی ایران را رصد می‌کردند، شاید از همان ابتدای روی کار آمدنِ دولت حسن روحانی، متوجه شده بودند که نمی‌شود آینده روشنی را پیش روی طرح مسکن مهر دید. شاید هیچ کسی تصور نمی‌کرد که اوضاع این طرحِ بزرگ، پس از گذشت سه سال از عمر دولت یازدهم هم، اینقدر نزار و رقت‌بار باقی بماند.حتی آخوندی از این طرح به‌عنوان «مسکن مهر طرح مزخرفی است» یاد کرده و عدم توانایی دستگاه مربوطه خود را بر گردن این طرح عظیم می‌گذارد.
به‌رغم آنکه بارها و بارها رهبر معظم انقلاب نسبت به اجرای تعهدات دولت گذشته توسط دولت فعلی خصوصا درباره اتمام پروژه‌های مسکن مهر تذکر داده‌اند و در این خصوص تاکید فرموده‌اند، اما هنوز شاهدیم که بسیاری از پروژه‌های مسکن مهر به کندی پیش رفته و در برخی از این مناطق این طرح‌ها یا تعطیل شده و یا به دلیل عدم‌اتصال انشعابات، تحویل داده نشده‌ و موجب مکدر شدن خاطر مردم شده است.
دولت نیز برای اثبات خود خبر از طرح جدیدی به نام مسکن اجتماعی داد. طرح‌های دیگری مثل اعطای وام‌های سنگین برای چند باره خانه دار شدن اقشار مرفه جامعه که وام اقساط ماهانه آن از ۲٫۳میلیون تومان شروع می‌شد و تصویب قانونی بودن واگذاری واحدهای مسکن مهر به متقاضیان فاقد شرایط(دارای مسکن)، مساله‌ای که دست دلالان بازار مسکن را برای بیرون آوردن مسکن مهر از چنگ اقشار ضعیف باز کرده، باعث ایجاد بازار سیاه در این فضا شد. این در شرایطی است که طرح‌های جایگزینی از سوی دولت برای پاسخگویی به تقاضای سالانه یک‌میلیون واحدی مسکن ارائه شده که تا اکنون با شکست مواجه شده است.
به گفته دولتمردان، یکی از مشکلات اساسی مسکن‌مهر، کمبود منابع مالی برای خدمات زیر‌بنایی و روبنایی است. باتوجه به افزایش شدید نقدینگی به بیش از هزار هزار میلیارد تومان، این نقدینگی هیچ نقشی در تولید نداشته است و چه‌ چیزی بهتر از اینکه این میزان نقدینگی وارد مسکن شده و اشتغال را نیز تضمین کند. در دولت گذشته سالانه 89هزار میلیارد تومان بودجه جاری مورد استفاده قرار می‌گرفت اما این رقم در سال جاری به 173هزار میلیارد تومان رسیده، ‌در حالی که حقوق کارمندان افزایشی نیافته است. حال سوال اینجاست که این پول‌ها به کجا رفته است؟ باتوجه به اینکه یارانه‌های پرداختی نیز باتوجه به افزایش قیمت‌ها در همان حد قبلی خوب باقی مانده و یارانه برخی افراد نیز قطع شده است.
متاسفانه دولت در شرایطی مردم را به امیدهای برجام دلبسته کرد و وقت فراوانی از کابینه را به مذاکرات هسته‌ای اختصاص داد که نه تنها برجام «تقریبا هیچ دستاوردی» نداشت، که هنوز پروژه‌های مسکن مهر که یکی از نیازهای اساسی مردم نیازمند است، به اتمام نرسیده است. از وعده‌هایی که هرباره در این زمینه به مردم داده می‌شود که تا فلان تاریخ همه پروژه‌ها تحویل داده می‌شود، و این در حالی است که تاکنون بارها این تاریخ‌ها به تعویق افتاده و در تاریخ وعده داده شده، هیچ ملکی به مشترکین تحویل داده نشده است.
هر چه از عمر دولت یازدهم بیشتر می‌گذرد، به همان نسبت، امیدها برای تکمیل واحدهای نیمه‌تمام مسکن مهر نیز کم‌رنگ‌تر می‌شد و پیشرفت طرح‌ها به تدریج متوقف می‌شود. به نظر می‌رسد تنها چیزی که در میانه دعواهای سیاسی جناب آخوندی با مسکن مهر قربانی می‌شود، همین مردم کم‌بضاعت هستند.
اگرچه انتقادات کارشناسی به پروژه‌های مسکن مهر وارد است اما نمی‌توان از تاثیرگذاری ولو محدود آن بر قشرهایی از جامعه غافل بود. اگر بر فرض صحیح هم، طرح مسکن مهر یک سیاست صد در صد اشتباه نیز بوده باشد، نمی‌توان حجم عظیم سرمایه ملی مجتمع شده در این طرح را تنها به این دلیل به حال خود واگذار کرد! و باید در اولین فرصت این سرمایه‌گذاری عظیم را تکمیل کرده به بهره برداری رساند.
به نظر می‌رسد دولت تدبیر و امید به جای اینکه پس از سه سال از روی کار آمدن کماکان از تخریب این طرح و تخریب دولت قبل در سایر زمینه‌ها سخن بگوید خود آستین بالا زده و طرح‌های خود را برای خانه‌دار شدن بسیاری از مستاجر‌نشینان عملیاتی کند تا مردم که خود بهترین قاضی هستند در این خصوص قضاوت ‌کنند.
یادمان باشد خرداد 96 نزدیک است و دولت تدبیر و امید باید حرفی برای گفتن داشته باشد و بتواند به قول‌هایی که در خرداد 92 به مردم داده بوده‌ و اکنون نتوانسته است آنها را عملیاتی کند پاسخ بگوید و برای همین برای اینکه راه فراری داشته باشد باید بگوید که مسکن مهر طرح مزخرفی بوده است.

روایتی تلخ از مسکن مهری که درد شد
سه سال از روی کار آمدن دولت یازدهم می‌گذرد و اکنون سه سال از عدم اتمام و واگذاری مسکن مهر به مردم می‌گذرد. گذشته از اینکه مسکن مهر نیمه‌تمام برای مردم تبدیل به درد ‌بی‌درمان شده است، از مسئولان باید پرسید که آیا تکمیل نکردن این واحدهای مسکونی و عدم واگذاری آنها به مردم دیون شرعی بر گردن دولت نمی‌آورد؟
خانه از جمله اولین نیازهای بشر در طول حیات وی بوده است. چه آن زمان که با برگ و گیاه در میان درختان و چمنزار برای خود سرپناهی می‌ساخت و چه آن زمان که غار را برای خود مأمنی‌ برای محفوظ ماندن از گرما، سرما، حیوانات وحشی و سایر بلایا انتخاب کرد و چه آن زمان که به روستانشینی و شهرنشینی رو آورد و با مصالح و سنگ و کم کم با خشت و آجر برای خود خانه‌ای مستحکم ‌ساخت تا در آن بیاساید و زندگی کند.
در زندگی امروز خانه‌ها بیشتر از نوع آخر هستند. به ویژه در کشور ما، اکثر مردم روستانشین و شهرنشین هستند و ‌آمار مردم عشایر و کوچ‌نشین بسیار کم‌تر از مردم روستانشین و شهرنشین است. در این دسته‌بندی، نیاز به داشتن خانه‌ای از جنس آجر و مصالح از جمله نیازهای اولیه در سبد هر خانوار است.
طبیعی است که هر چه قیمت این نیاز اولیه بالاتر رود، امکان تشکیل خانواده برای افراد مجرد و نیز ادامه گذران زندگی برای خانواده‌های تشکیل شده نوپا و دیرپایی که توانایی خرید خانه را به لحاظ مال نداشته‌اند،سخت‌تر می‌شود.
از این حیث افراد فاقد سرپناه ملکی، از جمله افراد آسیب‌پذیر در این حوزه هستند. وقتی قیمت خانه بالا و پایین می‌شود، قبل از آنکه اثر آن را در حساب و کتاب‌های انبوه‌سازان و تجار حوزه مسکن ببینیم، قدر عمیق‌تر آن را در همین اقشار شاهد خواهیم بود. زیرا اگر با این بالا و پایین شدن‌ها سرمایه این سرمایه‌داران به خطر می‌افتد، در این خانواده‌های آسیب‌پذیر امکانات اولیه و ضروری برای ادامه گذران زندگی به خطر می‌افتد.
در سال‌های گذشته همواره تأمین مسکن و نیز مدیریت تاثیرات بازار مسکن بر سایر حوزه‌های اقتصادی اعم از اشتغال و صنعت، از بحث‌های مهم روز بوده است. اجاره به شرط تملیک، ایجاد شهرهای جدید همچون پرند و هشتگرد برای رفع تمرکز از کلانشهرها و جلوگیری از هجوم به ‌شهرهای بزرگی همچون تهران و نیز اعطای وام از جمله راهکارهای دیرپای دولت‌ها برای تامین مسکن برای نیازمندان بوده است.
این راهکارها در دولت نهم و دهم در قالب طرحی با عنوان مسکن مهر نمود پیدا کرد که در آن هزینه زمین مسکن از طریق زمین‌ها و اراضی کشور که متعلق به بیت المال است و مالک معینی ندارد، تأمین می‌شد و سند ملکی آن 100 ساله واگذار می‌شد.
دولت با احداث مسکن مهر در حاشیه شهرها درصدد کاهش‌تراکم جمعیت از کلانشهرها و خانه‌دار کردن نیازمندان بر‌آمد و اعلام کرد نیازهای مختلف مردم در این شهرک‌های مسکونی را تأمین خواهد کرد. پس از اجرایی شدن این طرح، بسیاری از آنانی که از همان ابتدا در این طرح ثبت‌نام کرده بودند موفق به دریافت خانه با قیمتی بسیار پایین شدند. پس از آنکه مردم شاهد این موفقیت شدند، برای خانه دار شدن اقدام کردند و هر آنچه داشتند برای ثبت نام در این طرح اختصاص دادند.
اما ماجرا به اینجا ختم نشد و در نزاع‌های انتخاباتی بحث آسیب شناسی مسکن مهر بالا گرفت و برخی از معایب طرح مسکن مهر سخن گفتند و آن را طرحی شکست خورده دانستند.
اما از سوی دیگر از آنجا که مردم زیادی در این طرح در سال‌های اخر دولت دهم ثبت نام کرده بودند، نامزدهای انتخاباتی از جناح مقابل دولت دهم عنوان کردند این طرح متوقف خواهد شد اما به‌رغم اشکالاتی که این طرح دارد، مردمی‌که پیش ازاین در این طرح ثبت نام کرده‌اند، متضرر نخواهند شد و مسکن آنان به زودی تحویل داده خواهد شد. درکنار این خبرها، بارها اعلام شد که مسکن مهر نتایج گرانباری بر اقتصاد داشته و دولت به زودی طرح جدیدی با عنوان مسکن اجتماعی را جهت تأمین مسکن مورد نیاز مردم به اجرا خواهد گذاشت.
خبر توقف مسکن مهر برای ‌آنهایی که خانه‌دار شدن دیگران را دیده بودند، خبری تلخ ‌بود و از سوی دیگر آینده خانه دار شدن خود را در طرح مسکن اجتماعی مبهم می‌دیدند.
از سوی دیگر افرادی که پول و دارایی خود را برای خانه دار شدن به حساب تعاونی‌های مسکن مهر واریز کرده بودند، نگران آینده مسکن خود بودند. اکنون نزدیک به 3 سال از عمر دولت یازدهم می‌گذرد و خبری از تحویل مسکن مهر ثبت نام کنندگان نیست و معلوم نیست آینده این طرح به کجا بینجا‌مد؛ طوری که آن دسته سوم که فکر می‌کردند از عدم ثبت نام در مسکن مهر متضرر شده‌اند و فرصت خانه دار شدن را از دست داده‌اند، آهی عمیق از سر راحتی می‌کشند و خدا را شکر می‌کنند که ثبت نامی‌نکرده‌اند. برخی از دسته دوم نیز در نتیجه بلاتکلیفی شان و نیازشان به پول واریز شده، انصراف را در پیش گرفته‌اند و امیدی به خانه دار شدن ندیدند اما بقیه افراد این دسته، همچنان چشم امیدی در ناامیدی دوخته‌اند تا روزی برسد که دولت یازدهم به تعهدات خود در این زمینه عمل کند.
این بازی‌های پر‌درد وقتی دردناک‌تر شد که در این سه سال، بارها مصاحبه‌های مختلفی از مسئولان حوزه مسکن مبنی بر امید بخشی به صاحبان این واحدهای مسکونی داده شد و چندی بعد بدون آنکه اتفاق خاصی بیفتد، آن مصاحبه در ‌آرشیو خبرگزاری‌ها و مطبوعات دیجیتال و کاغذی گم می‌شد و باز، چند وقتی دیگر، پس از گزارش‌های رنگی یک رسانه و خبرنگار دغدغه‌مند دیگری، دوباره مصاحبه‌ای با وعده‌های جدید و دوباره فراموشی وعده و تکرار داستان آرشیو مصاحبه‌ها و اظهارنظرها.
این مصاحبه‌ها وقتی دردناک‌تر می‌شد که برخی کارشناسان و مسئولان دولت یازدهم زخم از روی زخم این صاحبان نیم بند مسکن مهر می‌تراشیدند و مدام بر سر مسکن مهر و موسسین قبلی‌اش می‌کوفتند.
بیچاره مردمی‌که بر سر ساختمان‌ها می‌رفتند و می‌دیدند چهاردیواری این ساختمان‌ها کامل شده و تنها معطل برق و گاز و ‌آب و تلفن ‌مانده و رسیدن این امکانات به این شهرک‌ها نیازمند همت مسئولان دولت است. امروز مسکن مهر تبدیل به ساختمان‌هایی شده که چندین سال است‌ نیمه کاره ساخته شده‌اند و معلوم نیست قرار است چند سال بعد به‌عنوان خانه نوساز به آنها تحویل داده شود.
جای تأسف است که همه این اتفاق‌ها در حالی می‌افتد که رهبر انقلاب بر ضرورت عمل دولت یازدهم به تعهدات دولت دهم بارها تاکید کردند اما این تاکید نه تنها حداقل در حوزه مسکن مهر، سرلوحه کار دولتمردان دولت یازدهم قرار نگرفت بلکه با افزایش اقساط و بالابردن هزینه اتمام طرح‌ها و ستاندن پول بیشتر از مردم و عدم تحویل این واحدهای مسکونی بیش از پیش مردم را از تحویل گرفتن خانه‌هایشان ناامید کرد.
در پایان این مرثیه پردرد سوالی از مسئولان دولت یازدهم داریم؛ خودمانیم، این مردم پردرد که نیازمند یک سرپناه هستند چه گناهی کرده‌اند که باید هزینه اختلاف نظرهای شما با دولت قبل را در حوزه مسکن یا هر حوزه دیگری بدهند؟ آیا خودتان ‌بی‌خانگی و ‌بی‌سرپناهی کشیده‌اید تا بفهمید این مسکن مهر نیمه تمام چه مرثیه پردردی برای این مردم شده است؟ آیا تکمیل نکردن این واحدهای مسکونی و عدم واگذاری آنها به مردم دیون شرعی بر گردن
شما نمی‌آورد؟