تا زمانی که این پرونده به نتیجه‌ای قطعی نرسیده است، این داغ همچنان و مرتبا تازه می‌شود. با هر حرف و هر خاطره‌ای...

داوود حشمتی - دو اتفاق موجب شد تا نام حاج‌احمد متوسلیان بار دیگر بر سرزبان‌ها بیفتد. اواخر سال گذشته بود که فیلمساز جوان به سراغ سوژه مفقودالاثری رفت که نامش نه در میان شهدا ثبت شده بود و نه در میان زندگان پس از جنگ. ایران حاج احمد را در نقطه اوج از دست داد و هنوز حسرت آن را می‌کشد.

در اوج جنگ. جایی که ایران به مردان بزرگی چون او نیاز داشت و او نشان داده بود که می‌تواند به این خاک کمک بی‌بدیلی انجام دهد که ایران، از نعمت او محروم شد. پخش فیلم ایستاده در غبار در جشنواره فیلم فجر بار دیگر توجهات را به حاج‌احمد جلب کرد. این خیزش احساسات، با اظهارنظر وزیردفاع ایران به موج بزرگی تبدیل شد. فضای مجازی پر شد از درخواست برای آزادی او که به سرعت به یکی از پربیننده‌ترین کامنت‌ها در توئیتر تبدیل شد.

سردار دهقان گفته بود که مدارکی دال بر اینکه این افراد زنده هستند و در اسارت رژیم‌صهیونیستی قرار دارند، وجود دارد. ساخت فیلم ایستاده در غبار و اظهارنظر وزیر دفاع ایران کافی بود تا موج جدیدی در مورد حاج‌احمد متوسلیان و چهار دیپلمات به راه بیفتد. احمد متوسلیان به همراه سه دیپلمات ایران در سال 61 در لبنان ربوده شدند و تاکنون هیچ اطلاعاتی از آنها در دست نیست.

وزیر دفاع: متوسلیان زنده است

سرآغاز همه گفت‌وگوهای جدید اظهارات وزیر دفاع بود که خبر داد متوسلیان همچنان زنده است. تا آن زمان برخی از او و همراهانش با عنوان شهید یاد می‌کردند. اما مدتی و در اواخر سال‌های دهه 80 پس از فوت پدر احمد متوسلیان و موسوی (یکی از دیپلمات‌ها) این موضوع یک‌بار دیگر به صدر اخبار بازگشت. برخی از دانشجویان به همراه فرزند موسوی این پرونده را یک‌بار دیگر پیگیری کردند.

سردار‌حسین ‌دهقان، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح طی سخنانی در حاشیه افتتاح سه خط تولید فیوزهای جنگی درباره موضوع اسارت سردار احمد متوسلیان و سه دیپلمات دیگر کشورمان به دست صهیونیست‌ها، گفته بود: «ما نمی‌پذیریم این‌گونه بیان شود که این افراد گروگان گرفته نشده‌اند و یا به شهادت رسیده‌اند.» او خواستار پاسخگویی رژیم‌صهیونیستی در این باره شده و گفته بود: «مدارکی وجود دارد که نشان می‌دهد حداقل برای یک دوره زمانی طولانی این چهار دیپلمات ایرانی زنده بوده‌اند، بر این اساس رژیم‌صهیونیستی باید پاسخگو باشد و مدارکی را ارائه کند که این افراد را به شهادت نرسانده‌اند و اگر این چهار ایرانی به شهادت رسیده‌اند باید مسئولیت آن را بپذیرند.»

وزیر دفاع تصریح کرد:‌ «دولت و ملت ما همواره این مطالبه را دارند و خواستار پیگیری جدی موضوع هستند.» این برای دومین بار بود که وزیر دفاع بر زنده و در اسارت بودن سردار احمد متوسلیان و سه دیپلمات دیگر کشورمان توسط رژیم‌صهیونیستی تاکید می‌کرد.

چهار دیپلمات ایران در 14 تیرماه 61 در مسیر سفارت ایران در بیروت بودند که در یک پست بازرسی توسط یک گروه شبه نظامیان فالانژ، ربوده شده و بعدها طبق خبرهای رسمی و غیررسمی، تحویل رژیم‌صهیونیستی شده‌ بودند.

این چهار نفر عبارت بودند از سردار احمد متوسلیان وابسته نظامی سفارت ایران در بیروت، سید‌محسن موسوی کاردار سفارت ایران در بیروت، تقی رستگار مقدم کارمند سفارت ایران و کاظم اخوان عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی. اظهارات سردار دهقان موج جدیدی را در این رابطه به راه انداخت.

محسن رضایی: به هر قیمتی باید مسائل روشن شود

سردار سرلشگر محسن رضایی هم درباره زنده‌بودن حاج‌احمد بر همان عقیده بود و در جمع خبرنگاران، گفت: «هرچند اخبار ضد و نقیضی پخش می‌شود اما ما زیر بار شایعات نمی‌رویم و حاج‌احمد متوسلیان را سالم می‌خواهیم. تلاش‌های ایران برای یافتن سرنخی از متوسلیان همچنان ادامه دارد؛ هرچند اخبار ضد و نقیضی شنیده می‌شود ولی ایران زیر بار این شایعات نمی‌رود.»

او از سازمان‌های اطلاعاتی و دستگا‌ه‌های نظام درخواست کرد تا این موضوع را پیگیری کنند: «به هر قیمتی مسائل باید روشن شود، هم وزارت امور‌خارجه و هم سازمان اطلاعات کشور در پی اطلاعاتی که توسط برخی کشورها به‌دست آمده است، تلاش‌ها برای یافتن حاج‌احمد متوسلین ادامه دارد تا نتیجه روشن شود.»

خانواده چه می‌گویند؟

حاج‌احمد متوسلیان بچه جنوب شهر تهران بود. انقلاب و حوداث پس از آن اجازه نداد تا او ازدواج کند. پدرش در سال 87 از دنیا رفت و محمود احمدی‌نژاد در مراسم ختمش شرکت کرد. از سال 84 بحث‌ها در مورد این چهار دیپلمات بار دیگر بر سرزبان‌ها افتاده بود.

برخی از دانشجویان عدالت‌خواه به‌دنبال بازکردن این پرونده و مطالبه از مسئولان بودند. در سوریه طوماری در حرم حضرت زینب(س) از سوی زائران به امضا رسید و به دست بشار اسد سپرده شد. این دانشجویان همچنین با مسئولان حزب‌‌الله لبنان و سیدحسن نصرالله دیدار کردند و از او در مورد پیگیری این پرونده قول‌هایی دریافت کرده بودند. این دانشجویان سبب شدند که یک‌بار دیگر نام حاج‌احمد بین مردم زنده شود. مردانی که مدت‌ها بود مردم ایران آنها را فراموش کرده بودند. به عکس ایران در اسرائیل شرایط فرق می‌کرد. ران آراد، خلبان اسرائیلی که سال‌هاست مفقود شده بود از سوی دولت این کشور مرتبا به مردم یادآوری شده و حتی در اقدامی ‌از آنها خواسته شده بود در سرمیز قضا صندلی خالی برای او بگذارند تا نمادی باشد از زنده نگهداشتن یاد او.

تاکنون هیچ منبعی در مورد به شهادت رسیدن آنها به‌طور قطع سخنی نگفته است. اما در عوض منابع بسیاری به زنده بودن آنها اشاره کرده‌اند. در اوایل دهه 80 سیدحسن نصرالله نیز تایید و اعلام کرد این افراد زنده و در دست اسرائیل هستند. آزاد شدن دو تن از زندانیان لبنانی این موضوع را بیشتر روشن کرد. آنها اطلاعاتی از زندانی بودن این افراد ارائه کرده بودند. بعد از فوت پدر حاج‌احمد متوسلیان، خواهر او در یک اظهارنظر خواستار پیگیری این موضوع از سوی دولت شده بود. او گفته بود که در سال 69 به‌دنبال آزادی برایان کینان، اسیر ایرلندی به‌دنبال پیگیری موضوع رفته‌اند و رئیس وقت فالانژهای لبنان به شجاعت آنها اعتراف کرده بود. در آن سال‌ها برخی از جنازه‌ها تحویل داده شده بود یا برخی از افراد آزاد شده بودند. خواهر احمدی‌متوسلیان گفته بود: «امروز پس از چند سال این جنازه‌ها تحویل داده می‌شود؛ اما از اسرای ما خبری نیست و می‌گویند امکان دارد آنها شهید شده باشند؛ اما ما از گوشه و کنار می‌شنویم که اینها در دست اسرائیل اسیرند.» بعد از اظهارات سردار دهقان، برادر متوسلیان نیز به احتمال معاوضه اسرا با اسرائیل اذعان کرد.

دو قدم مانده تا آزادی!

به اعتقاد برادر حاج‌احمد فاصله زیادی با آزادی او وجود نداشت. او گفته بود که فاصله تا آزادی حاج‌احمد دو قدم هم نبود و خیلی راحت می‌شد برادرم را از نیروهای اسرائیلی پس گرفت. اما نمی‌دانم چه سیاستی اعمال شد که الان اسارت ایشان 34 سال ادامه دارد.

امیر متوسلیان که با ایلنا گفت‌وگو می‌کرد با بیان اینکه اخیرا سردار دهقان و محسن رضایی مساله زنده بودن برادرم را اعلام کردند و گفتند که اسنادی دال بر زنده بودن حاج احمد وجود دارد، گفت: «این خبر جدیدی نیست و از روز اول همه می‌دانستند که حاج احمد زنده است.» او افزود: «برای ما این مساله جدیدی نبود و می‌دانستیم که از ابتدا حاج‌احمد دست رژیم‌صهیونیستی بود اما اقدامی ‌برای آزادی او انجام نشد و حرکت درستی دراین زمینه انجام نشد. حتی پیگیری‌هایی از طریق همشیره و اخوی در سفر به لبنان انجام شد، اما تا زمانی که مسئولان وارد عمل نشوند نمی‌توان شخصا کاری در این زمینه انجام داد که نتیجه‌بخش باشد که ‌آن هم باید از ابتدا اقدام می‌شد.»

نظر شهید همت در مورد آزادی

برادر حاج‌احمد متوسلیان در ادامه به ماجرای تبادل حاج‌احمد با اسرای اسرائیل اشاره کرده و گفته بود: «معتقدیم همان ابتدا می‌شد حاج‌احمد را با کسانی که در اسارت نیروهای ما بودند معاوضه کرد. شهید همت می‌گفت می‌توانستیم حاج‌احمد را پس بگیریم، اما او دست اسرائیلی‌ها ماندگار شد. متاسفانه کسانی که آن زمان در سوریه با حاج‌احمد بودند امروز ‌ترجیح دادند سکوت کنند. احمد متوسلیان برای کمک به مردم مظلوم فلسطین به سوریه رفت چرا که در آن زمان اسرائیل به آنجا حمله کرده بود، قرار بود نیروهای ما با سوریه یکی شوند و علیه اسرائیل اقدام کنند، آنجا نیروهای ما متوجه می‌شوند که اعراب اهل جنگ با یکدیگر نیستند، برای همین حاج‌احمد به تهران بازگشت و این مساله را با حضرت امام مطرح کرد. امام فرمودند بنده قلبا هم موافق این مساله نبودم اما حالا دیگر وارد جنگ نشوید و خونی ریخته نشود. خودتان برگردید و اگر کسی می‌ماند کار فرهنگی کند.»

این نکته‌ای است که این سال‌ها بسیاری بر آن تاکید می‌کنند. اما گلعلی بابایی که در این رابطه پژوهش مفصلی انجام داده و کتاب همپای صاعقه را منتشر کرده است، گفته بود: «در مورد اتفاقی که در مورد حاج‌احمد و بقیه افتاد، هیچ کس در لبنان پاسخگو نبود. هیچ‌‌کس ماجرا را گردن نمی‌گرفت و مشخص نبود که با چه کسی باید طرف شد. آن‌قدر این کار رذیلانه بود که هیچ کس آن را به عهده نمی‌گرفت.» آقای منصور کوچک محسنی که فرمانده نیروها بعد از حاج‌احمد بود می‌گوید: «ما حتی کسانی را به‌عنوان گروگان دستگیر کردیم و برای تبادل اعلام موضع کردیم. اما طرف مقابلی وجود نداشت که حاضر باشد تبادل اسرا کند. اینها یک مشت مزدور فالانژ بودند که پول گرفتند تا برای اسرائیل کار کنند. بلافاصله هم اینها به اسرائیل منتقل می‌شوند تا دست کسی به آنها نرسد. به‌طور کلی خیلی افراد در این زمینه کارهایی انجام دادند اما در نهایت به جایی نرسید. حتی این افراد که دستگیر شده بودند به مدت طولانی نیز نگهداری شدند اما هیچ اتفاقی صورت نگرفت.» (مثلث، شماره 302)

حاج احمد متوسلیان ۱۴ تیر ۱۳۶۱ به آقای محسن موسوی که کاردار ایران در بیروت بود، پیشنهاد داد قبل از بازگشت به تهران به اتفاق به بیروت برویم. در مسیر رفتن به بیروت در یکی از ایست‌های بازرسی به نام «حاجزبرباره» گروهکی به نام گروهک فلانژ که سرکرده آنها «سمیر جعجع» بود آنها را دستگیر می‌کنند. جانشین حاج‌احمد در آن زمان آقای محسنی بودند. آنها در پی این ماجرا در عملیاتی برخی از نیروهای این گروهک را دستگیر می‌کنند تا آنها را با حاج‌احمد مبادله کنند.

برادر جاویدان اثر حاج‌احمد متوسلیان در این‌باره می‌گوید: «در این میان شهید «عماد مغنیه» پیشنهاد می‌دهد فردی را دارم که اگر بخواهید می‌توانید او را با حاج‌احمد مبادله کنید، برای همین بنزی را که «حافظ اسد» به حاج‌‌احمد داده بود تا بتواند در مقرهای نظامی تردد کند، به شهید «عماد مغنیه» می‌دهند. او با آن بنز، یک نیروی آمریکایی که از مستشاران آنها بود و به زبان عربی و انگلیسی مسلط بود را با خود می‌آورد و او را در همان «پادگان زبدانی» نگهداری می‌کنند تا با حاج‌احمد مبادله کنند اما این موضوع را با تهران در میان می‌گذارند. گویا از تهران گفته می‌شود که اقدامی‌ انجام ندهید و به تهران بازگردید.»

گلعلی بابایی معتقد بود که هیچ وقت هیچ‌کس حاضر نشد بپذیرد که این چهار دیپلمات را در اختیار دارد تا بتوان برای مبادله آنها اقدام کرد. او گفته بود: «هیچ وقت کسی اعلام نکرد که در مقابل این افراد خواسته‌ای دارد و یا حاضر به معامله است. همیشه هم نقل قول‌ها در این باره بسیار پراکنده بود که مثلا از یک تاجر اسرائیلی شنیدم که در اورشلیم زندانی بود و گفته این چهار نفر را در زندان دیده است. نقل قول‌ها از این دست بود که هیچ وقت نمی‌شد به آنها استناد کرد. ادعاهایی بود که طرفین انجام می‌دادند.»

یکی از نقاطی که بسیاری معتقدند می‌توانست باعث آزادی این چهار اسیر شود، بحث گروگانگیری یک فرد آمریکایی باعنوان دیوید دوج بود. دوج، رئیس دانشگاه آمریکایی بیروت بود که گروگان گرفته می‌شود. آقای کوچک‌محسنی، جانشین حاج‌احمد به محسن رفیق‌دوست که به بیروت رفته بود تا ماجرا را جمع و جور کند، گفته بود که ما قصد داریم سمیر جعجع را بگیریم. اما رفیق‌دوست از او خواسته بود که به فرودگاه دمشق برود و از همان‌جا به تهران بازگردد. برادر شهید متوسلیان در این باره گفته بود: «بعد از آن بابت آن فرد آمریکایی، حزب‌الله حدود ۲۵ نفر از اسرای خود را آزاد می‌کند و حاج‌احمد همان‌جا ماند. فاصله تا آزادی حاج‌احمد حتی دو قدم هم نبود و خیلی راحت می‌شد برادرم را از نیروهای اسرائیلی پس گرفت اما نمی‌دانم چه سیاستی اعمال شد که الان اسارت ایشان ۳۴ است ادامه دارد. وقتی سردار دهقان و آقای رضایی مطرح کردند که حاج احمد زنده است، در دل خودم از آنها گله کردم که اگر می‌دانید حاج‌احمد زنده است شما چه کاری برای آزادی او انجام داده‌اید؟»

این درحالی بود که رفیق‌دوست در مصاحبه‌ای که برای انتشار کتاب همپای صاعقه انجام داده بود و در این کتاب منتشر شده معتقد بود که به این نتیجه رسیدند که نگهداشتن این افراد ‌بی‌فایده است و نمی‌توان با آنها چهار اسیر را مبادله کرد.

داغی که تازه شد

برادر حاج‌احمد اشاره می‌کند که این احتمال وجود داشت که بتوان با رایزنی از طریق عربستان نیز پیگیر آنها شد اما این راه امروز دیگر بسته شده است. او ادامه می‌دهد: «همه می‌دانیم حاج‌‌احمد زنده است چون او فردی است که حتما اسرائیل او را نگه می‌دارد. حاج‌احمد برای اسرائیلی‌ها خیلی ارزش داشت و دارد. یک روز آقای رضایی برای عرض تسلیت به منظور درگذشت پدرم در منزل ما حاضر شدند و گفتند حاج‌احمد را اسرائیلی‌ها بهتر از ما می‌شناختند و همین شناخت کافی بود برای اینکه برادرم را از دست ندهند. حتما سردار دهقان به شواهدی در مورد زنده بودن برادرم دست پیدا کردند که این موضوع را مطرح می‌کنند اما گفتن این حرف تنها داغ ما را دوباره تازه کرد و غم ما را بیشتر کرد که حاج احمد زنده است، اما هیچ دسترسی به او وجود ندارد.» تازه شدن این داغ با ساختن فیلم ایستاده در غبار و اظهارات وزیر دفاع مانند تلنگری بر جامعه وارد شده است. حاج‌احمد فاتح اصلی خرمشهر بود. هر سال که خرداد می‌آید یک‌بار دیگر این داغ تازه می‌شود. پدر حاج‌احمد در حالی که چشمانش به در خشک شده بود، از دنیا رفت و مادر او در بستر بیماری است. برادر حاج‌احمد گفته بود: «این روزها کسی برای عیادت می‌آید و می‌گوید تبریک عرض می‌کنم که حاج‌احمد آقا زنده است. این مادر صد بار می‌میرد چون چشم‌انتظار است. اگر واقعا حاج‌احمد زنده است مسئولان پیگیری‌های خود را نشان بدهند تا ما هم آنها را بفهمیم و درک کنیم. اینکه بعد از ۳۴ سال می‌آیند و می‌گویند حاج‌احمد زنده است، نمی‌دانند این حرف‌ها هزاران کشته روحی و فکری و عاطفی به جا می‌گذارد.» تا زمانی که این پرونده به نتیجه‌ای قطعی نرسیده است، این داغ همچنان و مرتبا تازه می‌شود. با هر حرف و هر خاطره‌ای...