اگر از چگونگی این فیلم اطلاع داشتم، اجازه ساخت و اکران به آن نمی‌دادم.

احسان رستگار ؛ هفته نامه مثلث : ۲۳ اردیبهشت، علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت یازدهم از ابتدا تا کنون، به دیدار مرجع عالی‌قدر،‌ آیت‌الله ناصر مکارم‌شیرازی می‌رود. وی در واکنشی اعتراف‌گونه از محتوای فیلم ۵۰ کیلو آلبالو ابراز ‌بی اطلاعی می‌کند و می‌گوید: «به‌عنوان مثال فیلم ۵۰ کیلو آلبالو به هیچ عنوان مناسب نبود و اگر از چگونگی این فیلم اطلاع داشتم، اجازه ساخت و اکران به آن نمی‌دادم.»
6 خرداد، علی جنتی در مصاحبه‌ای کوتاه ولی بسیار صریح به خبرنگار روزنامه شرق می‌گوید: «فیلم «٥٠ کیلو آلبالو» با وجود آنکه مجوز اکران گرفته و از آن هم استقبال شده، ‌اشکالات فراوانی دارد. من پس از اعتراض‌هایی که توسط برخی رسانه‌ها انجام شد، شخصا آن را بازبینی کردم. واقعا فیلم نامناسب و مغایر سیاست‌های دولت است. فروپاشی و سقوط خانواده را‌ ترویج می‌کند و با آرایش نامناسب بازیگران الگوی نامناسبی را ارائه می‌دهد؛ بنابراین من شخصا مخالف اکران این فیلم هستم. ربطی به مخالفت برخی رسانه‌ها هم ندارد.»
جنتی در پاسخ به این سوال که در این‌ صورت چه کسانی مسئول آن هستند؟ گفت: «کسانی که مجوز اکران آن را داده‌اند و منتخب وزارت ارشاد هستند. این جزو اشتباهات آنان است.»
در ۱۸ خرداد، جنتی در پاسخ به یکی از خبرنگاران صریحا اعلام می‌کند که «در صدور پروانه نمایش این فیلم اشتباه شده است.» پیرو این اظهارنظرهای صریح جنتی - که مسبوق به سابقه نبوده - و ممانعت از ادامه نمایش این فیلم، کانون کارگردانان طی بیانیه‌ای شدیداللحن،‌ به این تصمیم و مواضع اعتراض می‌کند. در بخشی از این بیانیه آمده:
«شرایط سخت تولید و مشکلات توزیع و ممیزی به اندازه کافی جان سازندگان آثار ایرانی را می‌گیرد تا موفق به اخذ پروانه نمایش بشوند، حال با دریافت پروانه نمایش وزیر محترم با اعتراض این یا آن جریان قانون‌گریز که در چند سال اخیر سینما را بهانه درگیری‌های سیاسی‌شان می‌کنند هم از شأن شورای پروانه نمایش کم می‌کنند و هم کار تولید‌کننده فیلم ایرانی را به انزوا و ناامیدی می‌کشاند بدیهی است فیلمی‌ که دارای پروانه نمایش است نباید به هیچ بهانه‌ای انکار شود. سینمای ایران با این جثه نحیفش که به لحاظ اقتصادی که خود مسئولان و کارشناسان و حتی مردم به آن وقوف دارند زیر بار این همه فشار چگونه جان به در ببرد؟»
آن چنان که از متن این بیانیه پیداست، کانون کارگردانان اصلا به روی مبارک نمی‌آورند که مراجع عظام تقلید، طیف اصلی‌ای بوده‌اند که اعتراضات شان باعث واکنش‌ها و نهایتا اتمام اکران این فیلم مبتذل شده است.
اما اتفاق عجیب‌تر وقتی رخ داد که نگارنده مطلع شد که علی جنتی چگونه از محتوای این فیلم باخبر و ‌ترغیب شده تا حتما از سازمان سینمایی بخواهد که آن را برای او در محل کارش نمایش دهند. علی جنتی که از اعضای حقوقی هیات نظارت بر مطبوعات است، در یکی از جلسات، به این نکته اشاره می‌کند که او اصلا فیلم را ندیده بوده و از ماجرای مبتذل‌بودن«۵۰ کیلو آلبالو» باخبر نبوده است اما پس از تماسی از جانب علی مطهری و اعتراض او نسبت به محتوای این فیلم در این مکالمه، فورا دستور می‌دهد تا فیلم برای او به نمایش درآید و پس از دیدن آن، موضع‌گیری‌های جنتی آغاز و از ادامه نمایش این فیلم مبتذل در ایام ماه مبارک رمضان جلوگیری به عمل می‌آید.
پیرو این اتفاقات، ذکر نکات زیر مفید به نظر می‌رسد:
۱- ۵۰ کیلو آلبالو دومین فیلم پرفروش سال ۹۵ بود که توانست بیش از ۱۳ میلیارد از سهم گیشه را از اواخر اسفند ۹۴ تا خرداد ۹۵ از آن خود کند. اینکه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور، این قدر سینما را جدی نمی‌گیرد که حتی دو، سه فیلم پرفروش سال را به تماشا بنشیند، بسیار غیرقابل پذیرش است و در چنین وضعیتی، این سوال پیش می‌آید که پس از نظر وزیر فرهنگ، کدام عرصه فرهنگ در کشور، می‌تواند موثرتر و فراگیرتر از سینما باشد؟ آیا سینما این قدر ارزش ندارد که آقای وزیر، به همراه خانواده محترم، لااقل دو، سه فیلم پرفروش سال را در کنار مردم تماشا کند؟ آیا ‌بی‌اطلاعی وزیر از محتوای مبتذل چنین فیلمی‌و ‌بی توجهی او به محتوای فیلم‌های بسیار پرفروش، می‌تواند توجیهی داشته باشد؟ آیا وزیر باید این قدر از عرصه‌های تحت امرش ‌بی اطلاع باشد و از یکی از نمایندگان دغدغه‌مند مجلس مطلع شود که فلان فیلم مبتذل و زننده است؟ ‌بی اطلاعی شاید گاهی از جرم و گناه یک شخص قدری بکاهد اما بعضا می‌تواند عذر بدتر از گناه باشد. اینکه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اصلا نداند که در سینما چه می‌گذرد و دو ماه پس از اکران یک فیلم رکیک و مسموم، تازه متوجه محتوا و موضوع آن شود، به معنای ‌بی توجهی وزیر به مهم‌ترین هنر و عنصر موثر در فرهنگ کشور است یعنی سینما.
۲- وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی این قدر پیرو باج‌هایی که حجت‌‌الله ایوبی به هنجارشکنان و اخلاق‌گریزان سینما داده، کار را به آنجا رسانده که رئیس یک سازمان، کل اخلاق جامعه را در معرض تهدید قرار می‌دهد و بعد هم اگر وزیر بخواهد مقابل این رفتار هنجارشکنانه بایستد، با هجمه کارگردان‌هایی رو به رو می شود که اخلاق و هنجارها را به هیچ می‌انگارند و در نامه‌شان از آن تحت عنوان «به هیچ بهانه‌ای» یاد می‌کنند. علی جنتی دیر به فکر اتخاذ تصمیمات ‌بی‌تعارف و مبتنی بر نظرات خود افتاده است. عملا وقتی کارد به استخوان رسیده، او از وادی «مدیریت نکن و فقط لبخند بزن و باج بده» خارج شده است.
۳- ایوبی تا امروز همواره هر کس را که نقدی ‌بی‌تعارف و حق‌مدارانه به محتوای بعضی از فیلم‌ها وارد می‌کرد و اخلاق را در سینمای ایران مورد هتاکی و تجاوز می‌دانست، «دلواپس و بولتن‌نویس» خطاب می‌کرده است. حال سوال اینجاست که آیا امروز، ایوبی می‌تواند مخالف‌ترین منتقد فیلم ۵۰ کیلو آلبالو - که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت تدبیر و امید است - را نیز دلواپس بنامد؟ آیا امروز نیز می‌تواند سرش را بالا بگیرد و متکبرانه تمامی‌‌منتقدینی که حسب تعارف نداشتن با فیلمسازان هنجارشکن، فیلم‌های هتاک را نقد کرده‌اند، بولتن‌نویس و دشمن سینما خطاب کند؟

حرف آخر
به نظر می‌رسد که شخص وزیر نیز متوجه شده که مشکل اصلی سینمای ایران، بیش از آنکه بعضی سینماگران آن باشند، رئیس سازمان سینمایی است که گمان کرده حق دارد تا بر مسند مدیریت حساس‌ترین و مهم‌ترین عرصه فرهنگی کشور - یعنی سینما - تکیه بزند و برای عزیز شدن نزد سینماگران، فارغ از ارزش‌های اسلامی و اخلاقی، به همه باج بدهد، لبخند بزند و جامعه را به جای بهره‌مند کردن از متعالی‌ترین و اثرگذارترین هنر، یعنی سینما، در خطر تهدید و فساد قرار دهد.