روند بررسی این کودتا نشان می‌دهد که بیش از آنکه به یک کودتای تمام عیار شبیه باشد می‌توانست یک شورش باشد

داوود حشمتی - اواخر شب گذشته ترکیه شاهد کودتای بخشی از نظامیان در این کشور بود. کودتاگران که شامل بخشی از نیروهای نظامی ترکیه می شدند، توانستند برخی از مراکز قدرت در این کشور را تسخیر کنند. ساختمان ستاد ارتش به دست نیروهای کودتا افتاد. فرودگاه آتاتورک در استانبول و دو پل مهم شهر استانبول به تسخیرکودتاگران در آمد. آنها توانستند در ساختمان رادیو تلویزیون ملی TRT نیز بیانیه خود را قرائت کنند. این به آن معنا بود که آنها رادیو تلویزیون ملی را نیز تسخیر کرده بودند. اما این روند اندکی بعد تغییر کرد.

هیچ کدام از رهبران سیاسی در ترکیه از کودتا حمایت نکردند. این اولین نقطه ضعف کودتاگران بودند. دولت باغچلی رهبر حزب دموکراتیک خلق ترکیه MHP از اولین نفراتی بود که کودتا را محکوم کرد و از دولت قانونی کشور حمایت کرد. کمال قلیچداراوغلو رهبر مخالفات دولت حاکم که سالها رقیب اردوغان بود از حزب CHP نیز از روند قانونی حمایت و کودتا را محکوم کرد.

کودتاگران اعلام کردند که در تمام شهرها کنترل اوضاع را به دست دارند به جز آنتالیا. از اردوغان هیچ اطلاعاتی در دست نبود تا اینکه او از طریق ارتباط تصویری روی موبایل خود با یکی از شبکه‌های تلویزیون ارتباط برقرار کرد و از مردم خواست به خیابان‌ها بیایند. این اولین جرقه‌های بازگشت اوضاع بود.

کودتاگران ترکیه را می توان کاملا نظامی قلمداد کرد چرا که سبک و سیاق رفتار آنها این را نشان داد. کودتایی خشن با روش‌های کاملا نظامی که می‌توان گفت دوره آن تقریبا منسوخ شده است. خصوصا با توجه به حضور رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی.

همیشه کودتاها در گذشته به همین سبک بود؛ آنها رادیو تلویزیون ملی و چند مقر اصلی تصمیم گیری مانند ریاست‌جمهوری و پارلمان را به وسیله ابزار و ادوات نظامی تسخیر می‌کند. اما کودتای ترکیه نشان داد دوره اینگونه کودتاها به پایان رسیده است. یکی دیگر از نقاط ضعف کودتاگران ترکیه عدم دستگیری مقامات دولتی در این کشور بود. آنها قصد داشتند با ایجاد رعب و وحشت و ایجاد حرکات نظامی در داخل شهر مردم و دولت را وادار به قبول کودتا کنند. به همین منظور پل‌های مهم ارتباطی میان بخش اروپایی و آسیایی ترکیه را بستند، به پارلمان حمله کردند و دیوار صوتی را بر فراز شهر استانبول و آنکار را شکستند.

حرکت هواپیماها و هلی‌کوپتر‌ها با حرکت تانک‌ها در شهر همراه شد. اما این موضوع نتوانست برای آنها پیروزی به ارمغان بیاورد. در اولین تحلیل‌ها نگاه‌ها به سمت فتح الله گولن رهبر جماعت اسلامی ترکیه که در آمریکا زندگی می کند چرخید. اما برخی منابع اعلام کردند که گولن نیز از این کودتا حمایت نکرده است.

نکته قابل اهمیت در شکست این کودتا عدم حمایت کشورهای جهان از این اقدام بود. این نشان می‌داد که کودتاگران نه از عقبه مردمی برخوردار بودند و نه از عقبه سیاسی و بین‌المللی. آنها حتی نتوانستند شبکه‌های اجتماعی و وسائل ارتباط را به تسخیر خود در آوردند. همین باعث شد تا ماکتی کاریکاتوروار از کودتا به نمایش بگذارند. این ماکت آنقدر ضعیف بود که حتی برخی تحلیلگران را بر این باور رساند که اردوغان این کودتا را خودش به راه انداخته تا قدرتش را در این کشور افزایش دهد. تحلیلی که منطق بر واقعیت نیست اما ضعف کودتاگران مبنای ارائه چنین تحلیلی‌هایی بود.

کاری که گروهی از افسران میان رتبه و رده پایین ارتش ترکیه انجام دادند، یک کمدی تمام عیار بود و هیچ شباهتی با یک کودتای نظامی نداشت. کافی‌ست به طرح و نوع انجام کودتاهای ۱۹۶۰، ۱۹۷۱ و ۱۹۸۰ نگاهی بیاندازید که چگونه با حضور فرماندهان عالیرتبه در نیروهای زمینی،دریایی و هوایی و همراهی ستاد مشترک ارتش و هماهنگی کامل میان آنها در عرض چند ساعت کنترل تمامی مراکز حساس و مهم ترکیه را به دست گرفتند. به کودتای ۱۹۸۰ نگاه کنید.

در این وضعیت اردوغان می‌تواند به سمت یک دست کردن بیشتر حاکمیت در ترکیه پیش برود. یکی از مهمترین نکاتی که می‌تواند این موضوع را تقویت کند تمایل شدید مردم ترکیه به ثبات سیاسی است که ثبات اقتصادی و رفاه را برایشان به ارمغان می‌آورد.