مجلس شورای اسلامی اگر به این نتیجه برسد که برجام منافع ملت ایران را تأمین نمی‌کند، آن موقع می‌تواند طرح تازه‌ای را در دستورکار خود قرار دهد تا دست دولت را برای یک‌سری رفتارها باز کند

آقای عباس عراقچی در سالگرد توافق ایران و 1+5 درباره برجام اعلام کرد «بزرگترین دستاورد برجام تحقق خواسته اصلی مردم ایران در دستیابی به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای بود ولی در حوزه مشخص‌شدن آثار رفع تحریم‌ها با چالش‌هایی مواجه است که این چالش‌ها به‌تدریج در حال برطرف‌شدن هستند.» نظر شما چیست آیا برجام دستاوردی داشت یا خیر؟
برجام را باید در قالب خودش تعریف کرد. برجام توافق بر سر سه محور شناسایی حقوق هسته‌ای ایران، عمل ایران به تکالیفش و رفع تحریم‌ها بود. درباره اجرایی‌شدن محور نخست توافق معتقدم حقوق هسته‌ای ایران هنوز به‌طور تثبیت‌شده مورد شناسایی طرف مقابل به ویژه آمریکایی‌ها قرار نگرفته است. آمریکایی‌ها در مواردی که معمولا می‌خواهند زیر تعهدات‌شان بزنند همین رفتار را از خود نشان می‌دهند که این رفتارهای آنها باید مراقبت شود. محور دوم عمل ایران به تعهداتش درباره تعدیل فعالیت‌های هسته‌ای و کاهش ذخایر سوخت بود که به‌طور قطعی و کامل به اجرا درآمد. اجرای بخش سوم توافق به‌طور تام و تمام بر عهده طرف مقابل است و آن به پایان یافتن اعمال تحریم‌های ظالمانه علیه ایران مربوط می‌شود. تحریم‌ها از یک نوع و یک جنس نبودند؛ بخشی‌شان براساس ماده 41 فصل هفتم منشور سازمان‌ملل متحد اعمال شدند و بخشی نیز فراتر از قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد بودند که این بخش از تحریم‌ها را آمریکا و اتحادیه اروپا به اجرا درآوردند. تحریم‌های فرا قطعنامه‌ای در حوزه آمریکا نیز دو دسته هستند؛ آنهایی که با دستور رئیس‌جمهور اعمال شدند و تحریم‌هایی که متأثر از قوانین مصوب کنگره علیه ایران به اجرا درآمدند. برهمین اساس پرچالش‌ترین موضوع در حوزه اجرای برجام که باید محل بررسی قرار گیرد، همین مساله رفع تحریم‌هاست. انتظار داریم آقای ظریف متن گزارشی را که قرار است به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بدهد، فرا رسانه‌ای تنظیم کند و به‌طور مصداقی در حوزه رفع تحریم‌ها بگوید اوضاع از چه قرار است. معتقدم آمریکایی‌ها به سختی تا 10 درصد تحریم‌های فرا قطعنامه‌ای را تعدیل کردند و بازی سیاسی‌شان را ادامه می‌دهند. یکی از دلایل رویکرد غیرمتعهدانه آمریکایی‌ها در قبال برجام آن است که نگذارند پول‌های مسدود و بلوکه‌شده ایران در خارج از کشور به بدنه در حال توسعه کشور ما تزریق شود. آمریکایی‌ها مشخصا تلاش می‌کنند ایران در سال 1404 قدرت نخست منطقه نشود. دلیل دوم این رفتار آمریکایی‌ها که حتی خطرناک‌تر از دلیل نخست تلقی می‌شود، تلاش برای پیوند‌زدن موضوع رفع تحریم‌های ضدایرانی و توافق هسته‌ای به سایر حوزه‌های اختلافی بین ایران و آمریکا است.
مبارزه با تروریسم، نقض حقوق بشر، وضعیت رژیم‌صهیونیستی در خاورمیانه، توان موشکی ایران و غیره از جمله موضوعاتی هستند که آمریکایی‌ها می‌خواهند از طریق موضوع هسته‌ای به آن مباحث ورود کنند و اگر موفق شوند حد یقفی برای تحریم‌های آمریکا متصور نخواهد بود. چون آمریکایی‌ها سعی می‌کنند به بهانه‌های جدید تحریم‌های ضدایرانی ادامه پیدا کند، بر همین اساس به وظیفه خودشان در قبال برجام عمل نمی‌کنند و تلاش برای یارگیری در عرصه بین‌الملل دارند که موضع‌گیری خانم مرکل در همین قالب تعریف می‌شود. معتقدیم برجام عبارت بود از مدیریت جزیره‌ای بخشی از اختلاف ایران با آمریکا. یعنی به عبارتی اختلافات میان ایران و آمریکا سلسله جزایر اختلافی است که دو کشور اختلاف جزیره هسته‌ای را در قالب برجام مدیریت کردند و قرار نیست از این جزیره پل‌هایی به سایر جزایر اختلافی زده شود. کارهایی که آمریکایی‌ها می‌کنند موضوع رژیم‌صهیونیستی، موضوع حقوق بشر و مبارزه با تروریسم را دائم با بهانه‌هایی می‌خواهند به جزیره هسته‌ای مرتبط کنند، حال آنکه ایران به هیچ وجه تصمیم ندارد درباره این جزایر وارد مذاکره شود و حتی فشار را بپذیرد. در مجموع آمریکا می‌خواهد همچنان نقش بازیگر بد را برای ایران حفظ کند و اجرای تعهداتش در قبال برجام را منوط به رفع اختلافات خود با ایران در حوزه‌های دیگر کند. در این رابطه معتقدم هنوز دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نتوانسته راه برقراری روابط بین جزایر اختلافی با آمریکا را قطع کند، بر همین اساس شاهد کارشکنی‌های آمریکایی‌ها هستیم، به ویژه کنگره آمریکا می‌کوشد از شکل‌گیری شرایط توسعه‌ای برای ایران جلوگیری کند تا زمان انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا فرابرسد چون بعد از آن یک رئیس‌جمهور تازه‌نفس بیاید و سیاست‌های تقابلی با ایران را دوباره بازسازی کند. حالا اینکه چقدر این اتفاق می‌افتد یا خیر، تحلیل جداگانه‌ای دارد. در حوزه تحریم‌های مربوط به اتحادیه اروپا، معتقدم اتحادیه اروپا 80 درصد اجرای تحریم‌های ذیل قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل را علیه ایران لغو کرد و به‌طور کامل در حوزه تحریم‌های مختص به این اتحادیه همکاری لازم را انجام داد. در واقع بعد از اجرای برجام اتحادیه اروپا همکاری‌هایی با ایران در حوزه‌های توسعه‌ای داشت - که در بعد از انقلاب متفاوت است و من نگاه مثبتی به این نوع تعامل دارم - منتها فقط در جاهایی مناسبات پساتحریمی ‌اروپا با ایران دچار مشکل شدند و آن نقاط و گذرگاه‌هایی بود که اقتدار دلار یا حوزه حاکمیت دلار در آنجا وجود داشت. در واقع آمریکایی‌ها در جاهای مختلف سرمایه‌داری دنیا آمدند دلار را به‌عنوان نگهبان گذاشتند که اگر اروپایی‌ها خواستند با ایران همکاری کنند این گذرگاه‌ها مانع شکل گیری همکاری آنها شود. این مشکلاتی است که کماکان بین ایران و اروپا مانده است. شاید منظور آقای عراقچی از شکل‌‌گیری یک‌سری گشایش‌ها در آینده همین روابط ایران و اروپا باشد. البته آقای عراقچی در جایی گفت کشورهای غربی برجام را اجرا کردند که من به این صحبت او نقد دارم چون معتقدم کشورهای غربی را در حوزه اجرای برجام نباید یکسان و یک کاسه دید چون آمریکا سعی می‌کند تا حدی اروپا را در فضای تحریم‌های فرامرزی خود حفظ کند. قسمت سوم معطوف به بقیه دنیاست، مخصوصا کشورهای عضو گروه بریکس یعنی برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای‌جنوبی که 24 درصد چرخه مالی دنیا میان آنها شکل گرفته است یا کشورهای دیگری مثل کره‌جنوبی. معتقدم اینها برجام را تقریبا کامل دارند اجرا می‌کنند. برگه برنده برجام در اینجا هستند یعنی مابقی دنیای خارج از حوزه غرب دارند برجام را اجرا می‌کنند و ایرانی‌ها از این فرصت‌ها دارند استفاده می‌کنند که تحریم‌های فرامرزی آمریکا بازنگردد.
قریب به اتفاق منتقدان معتقدند بود و نبود برجام برای ایران فرقی نمی‌کرد، اگر پرونده ما ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل بود و خطر جنگ وجود داشت، هیچ گاه آمریکا جرأت نمی‌کرد تهدیدهایش را عملی کند، پس حالا که پرونده از ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل خارج شده، فرق چندانی برای ما نکرده است یا می‌گویند برجام حقوق هسته‌ای ایران را تثبیت نکرد، بلکه پیش از این تثبیت شده بود، ما غنی‌سازی داشتیم و حتی معتقدند برجام آن حقوق تثبیت‌شده را تخریب کرد، نظر شما چیست؟
معتقدم اگر برجام امضا نمی‌شد یا توافق صورت نمی‌گرفت در برخی حوزه‌ها به ویژه حوزه‌های توسعه‌ای کشور، شرایط مدیریت اوضاع سخت‌تر از حال حاضر بود. دوم آنکه به هر حال باید بپذیریم آمریکایی‌ها خیلی تلاش داشتند با عدم تصویب برجام، پرونده هسته‌ای ایران به فاز تنبیهی کشانده شود، گرچه امکان شکل‌گیری‌اش وجود نداشت اما آمریکایی‌ها تمام تلاش خود را به کار می‌گرفتند تا شرایط سخت‌تری را به ایران تحمیل کنند. دوستانی که چنین نقدهایی را مطرح می‌کنند باید بپذیرند که در صورت نبود برجام شرایط مدیریت امور کشور سخت‌تر می‌شد. ما بعد از اجرای برجام روی تازه‌ای از مناسبات‌مان را با کشورهای مهم دنیا شکل دادیم که نمی‌شود اینها را نادیده گرفت. ما در حوزه‌های مختلف با گشایش‌هایی مواجه شدیم. در حوزه‌های گردش مالی، در حوزه خرید هواپیما، ‌تردد اتباع ایرانی به نقاط مختلف دنیا و به ویژه برقراری مجدد مناسبات با بخشی از دنیا که شرکای سنتی ما بودند اما به دلیل تحریم‌های 15 گانه ذیل قطعنامه‌های هفت‌گانه این مناسبات با مشکل مواجه شده بود. اگر ایران مناسبات خود را فقط با گروه بریکس که 24 درصد گردش مالی دنیا را در اختیار دارد برقرار کند و این مناسبات را به‌گونه‌ای شکل دهد که جزئی از چارچوب گروه بریکس شود، خود گام مهمی ‌محسوب می‌شود. اما دوستان دلواپس ملاحظاتی نیز دارند که وزارت‌خارجه باید در راستای رفع نگرانی آنها نیز تلاش کند. در مجموع یادآور می‌شوم آمریکایی‌ها در موضوع برجام نقض عهد کردند. خود برجام هنوز اجرا نشده و آمریکایی‌ها سعی می‌کنند با‌ تراشیدن حوزه‌های اختلافی تازه عملا زیر تعهداتی بزنند که در قالب برجام متعهد به اجرایش بودند. خود دوستان دولت می‌دانند اجرای معاهدات باید پشتبند قدرت داشته باشد. بر همین اساس امیدوارم آقای ظریف گزارشی که به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس می‌دهد، گزارشی واقع‌‌گرایانه باشد. مجلس شورای اسلامی اگر به این نتیجه برسد که برجام منافع ملت ایران را تأمین نمی‌کند، آن موقع می‌تواند طرح تازه‌ای را در دستورکار خود قرار دهد تا دست دولت را برای یک‌سری رفتارها باز کند. ما در گذشته سابقه کوتاه‌‌آمدن آمریکا را مقابل چنین قوانینی داشتیم. دو نمونه آن قانون الزام دولت به حفظ چرخه سوخت هسته‌ای و قانون اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی در صورت ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل بود. البته درباره جزئیات چنین طرحی باید بعدا صحبت کرد.