اکنون طیف مهمی از اصولگرایان به این نتیجه رسیده‌اند که باید برای انتخابات سال 96 کاندیدایی مجزا معرفی کنند، یعنی فردی غیر از حسن‌روحانی و حتی محمود احمدی‌نژاد

حالا که برخی از چهره‌های شاخص جناح اصولگرا می‌گویند حمایت از حسن روحانی بعید است و البته به محمود احمدی‌نژاد هم روی خوش نشان نمی‌دهند، تحلیلگران سیاسی با مداقه بیشتری به رصد تحولات می‌پردازند تا به گزینه‌هایی نزدیک شوند که ممکن است جناح آنها را برای نامزدی مورد حمایت قرار دهند.
به یک معنا اکنون تحلیلگران به‌دنبال یافتن گزینه نهایی هستند؛ نامزد روز آخر؛ نامزد روز بیست و نه اردیبهشت.

حرف آخر آیت‌الله
در شرایطی که برخی چهره‌های راست سنتی تمایل‌شان را به حمایت از حسن روحانی ابراز کرده‌اند، بدون‌شک این سخن آیت‌الله موحدی‌کرمانی که هفته پیش بیان شده بسیار پر اهمیت است: «باتوجه به شرایطی که داریم بسیار بعید است که ما بخواهیم از آقای روحانی حمایت کنیم.»
او که دبیرکل جامعه روحانیت مبارز است، از آغاز فعالیت جریان اصولگرا برای بررسی نحوه ورود به انتخابات آتی ریاست‌جمهوری تا کمتر از یک ماه آینده خبر داده و گفته است: «نیروهای انقلاب و جریان‌های اصولگرا گزینه‌های مناسب و جدی برای رقابت 96 دارند.»
دبیرکل جامعه روحانیت مبارز درباره احتمال حمایت از احمدی‌نژاد نیز گفته است: «ما هنوز بحثی نداشته‌ایم اما درباره ایشان هم فکر نمی‌کنم حمایتی صورت بگیرد.»
آیت‌الله موحدی‌کرمانی با بیان اینکه تاکنون هیچ بحثی درباره گزینه‌های انتخابات ریاست‌جمهوری انجام نشده است، اظهار داشت: «ان‌شاءالله به زودی وارد بحث انتخابات ریاست‌جمهوری خواهیم شد، اما تا این لحظه هیچ بحثی درباره انتخابات نداشته‌ایم.»
آیت‌الله موحدی‌کرمانی در شرایطی این سخنان را بیان کرده که بیان سخنانی از سوی سید‌مرتضی نبوی و برخی چهره‌های شاخص دیگر طیف راست سنتی مبنی بر عملکرد دولت حسن روحانی و احتمال بالای تداوم ریاست‌جمهوری او این گمانه را پدید آورده بود که شاید‌ تفاهمی‌ در بخش مهمی ‌از جناح برای حمایت از حسن روحانی پدید آید. برخی تحلیلگران حتی به این فکر می‌کردند که جناح راست برنامه‌ای برای حمایت از حسن روحانی دارد و برای این ایده خود دلایلی را هم ذکر می‌کردند. حالا اما همسو با آیت‌الله موحدی‌کرمانی، محمد رضا باهنر هم حرف‌های مهمی‌ زده است. او خیلی ساده و روان گفته است: «اگر فرد بهتری باشد، حتما از روحانی عبور می‌کنیم.»
باهنر که این حرف را در یک نشست خبری زده، در پاسخ به سوالی مبنی‌بر اینکه چرا حمایت از روحانی در انتخابات سال آینده را به شش ماه آینده موکول می‌کنید، آیا این مساله به نوعی گروکشی سیاسی نیست؟ گفته است: «وقتی افرادی از سوی مقامات حاکمیتی صلاحیت‌شان تایید می‌شود، صلاحیت حضور در انتخابات را دارند اما ما باید‌ بین آنها به‌دنبال فرد اصلح باشیم.‌ صلاحیت یک فرد به یک سری خصلت‌های شخصی و عملکردی و تجربه بستگی دارد، یعنی قرار نیست ما با یک نفر بیعت کنیم و این بیعت را به هیچ‌وجه پایین و بالا نکنیم. طبیعی است اگر بخواهیم عاقلانه و عالمانه به توافق درباره یک نامزد ریاست‌جمهوری برسیم باید همه افرادی که در انتخابات نامزد می‌شوند را بررسی و آنها را با هم مقایسه کنیم. دوره گذشته روحانی در زمره نامزدهای مورد حمایت ما نبود اما انتخاب شد و همه ما گفتیم که باید حداکثر همکاری را با روحانی داشته باشیم، البته این مساله منحصر به وی نیست چرا که ما از هر فردی که به‌عنوان رئیس‌جمهوری انتخاب شود، حمایت خواهیم کرد. باید بگذاریم کسانی که برای انتخابات خود را گرم می‌کنند مشغول به گرم کردن شوند تا اینکه ببینیم در مجموع می‌توانیم از کدام‌ یک از این افراد باتوجه به مواضع سیاسی حمایت کنیم. اینکه بخواهیم از روحانی به‌طور مشروط حمایت کنیم و شرطی در این رابطه بگذاریم، این مساله تنها به روحانی معطوف نمی‌شود و همه نامزدها شرایط مشروط دارند و باید توانمند، خردورز، مدیر و دارای سوابق کاری بالایی باشند که البته همگی این موارد نسبی است و این بدین منظور است که ما صفر و صدی عمل نخواهیم کرد.»
محمد‌رضا باهنر البته در شرایطی این سخنان را مطرح کرده که هفته قبل از آن درباره احتمال حمایت اصولگرایان از روحانی اظهار کرده بود: «ما برای اینکه از ‌آقای روحانی حمایت کنیم یا خیر، شرط مهمی ‌داریم. باید ببینیم در ماه‌های آتی عملکرد دولت چگونه است.»
باهنر در پاسخ به این سوال که کمال سجادی، سخنگوی جبهه پیروان خط‌امام و رهبری که گفته بود تاکنون 30گزینه برای ریاست‌جمهوری را بررسی کرده‌اند، پس چطور می‌گوید که این جبهه تا اسفند‌ماه وارد بحث نمی‌شود،‌ اظهار کرده بود: «این مسائل با هم مغایرت ندارد. ممکن است 30 نفر در لیست باشند و آقای روحانی یکی از آن 30 نفر است. اینکه می‌گوییم تا چند ماه دیگر گزینه‌ای معرفی نمی‌کنیم معنایش این نیست که اوضاع را رصد نمی‌کنیم. بلکه ما هر روز بحث کرده و موضوعات را رصد می‌کنیم اما تصمیم نهایی اینکه از چه کسی حمایت می‌کنیم را آن زمان می‌گیریم.»
البته قبل از اینکه محمد‌رضا باهنر و آیت‌الله موحدی‌کرمانی نشانه‌های عبور از حسن روحانی را نمایان کنند، برخی دیگر از افراد جناح اصولگرا هم سخنانی از این جنس مطرح کرده بودند. چه اینکه غلامعلی حدادعادل در همین زمینه و البته در مورد آمادگی اصولگرایان برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده گفته بود:«این انتخابات آزمون مهم و ایستگاه سیاسی حساسی است‌ و اصولگرایان تلاش می‌کنند در آن به وظیفه خود عمل نمایند. اصولگرایان هنوز به جمع‌بندی مشخصی برای معرفی چهره واحد در انتخابات ریاست‌جمهوری آتی نرسیده‌اند و بررسی‌ها ادامه دارد. تجربه وحدت در تهران در انتخابات 1394 مجلس شورای اسلامی نیز گرچه به پیروزی ما منجر نشد ولی تجربه خوبی بود که امیدواریم در انتخابات آینده کمکی برای این جریان باشد.» یا مثلا در اظهارنظری دیگر که در واقع مخالفت با سخنان پیشین محمد‌رضا باهنر مبنی بر حمایت از روحانی برداشت می‌شد، زهره طبیب‌زاده با بیان اینکه ممکن است جبهه پیروان خط‌امام و رهبری که باهنر ریاست آن را برعهده دارد قصد حمایت از روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 را داشته باشد، گفته بود: «البته از آنجایی که جبهه مذکور نیز متشکل از جریان‌های مختلفی است، بعید می‌دانم همه آن جریانات با باهنر همفکر باشند.» عضو جبهه پایداری افزوده بود: «قطعا سایر احزاب طیف اصولگرایی با دیدگاه‌ باهنر در زمینه حمایت از روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری 96 موافق نخواهند بود.»

هر فردی غیر از روحانی
اما ‌آیا اکنون همه جناح مانند آیت‌الله موحد‌ی‌‌کرمانی و محمد‌رضا باهنر فکر می‌کنند؟ واقعیت این است که در حال حاضر بخش مهمی ‌از جناح اصولگرا که در انتخابات مجلس دهم هم تصمیم‌گیر اصلی بوده است، به این تحلیل رسیده است که باید برای انتخابات آینده یک نامزد معرفی کرد.
در اظهارنظری در این مورد حسین نجابت، عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران در مورد وضعیت اصولگرایان برای انتخابات ریاست‌جمهوری ٩6 گفت: «در حال حاضر در جلسات غیررسمی که میان گروه‌های مختلف اصولگرایان وجود دارد یک دامنه‌ای از کاندیدا مطرح است.» این عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران با بیان اینکه اظهارنظر در مورد اینکه کاندیدای نهایی اصولگرایان چه کسی است، در حال حاضر نپخته و زود است، ادامه داد: «آن چیزی که به آن یقین داریم این است که کاندیدای اصولگرایان برای انتخابات ٩6 فردی به جز روحانی است. روحانی اصالتا اصولگرا‌ست یعنی خاستگاه روحانی اصولگرایی بوده است اما در دوره گذشته جناح نزدیک به اصلاح‌طلبان را نمایندگی کرد و همین باعث شد ‌تا حدودی از اصولگرایان فاصله بگیرد گرچه خود آقای روحانی ادعای فراجناحی بودن می‌کند.»
او در عین حال در مورد شانس پیروزی روحانی در انتخابات 96 گفته است: «مقدار زیادی از این مساله به عملکرد دولت در 7 الی 8 ماه باقیمانده برمی‌گردد. مردم همواره در انتخابات ریاست‌جمهوری باتوجه به میزان رضایت از دولت موجود رای خود را به صندوق‌ها می‌اندازند.»
وی در مورد اینکه چه تضمینی وجود دارد که در صورت اجماع اصولگرایان بر کاندیدای خاص سایر افراد در این جریان اعلام کاندیداتوری همانند انتخابات مجلس نکنند افزود: «رفتار کسانی که در انتخابات مجلس دهم در تهران خارج از لیست اصولگرایان بودند و اعلام کاندیداتوری کردند قابل اعتنا نبود. لیست اصولگرایان در تهران بسیار منسجم بود و خوب هم رای آورد و یک میلیون و 400 هزار رای به‌طور متوسط داشت. ما حزب نیستیم که بخواهیم دیکتاتوری حزبی را اعمال کنیم و هرکسی که تخلف کرد را اخراج کنیم.»
اما حمید‌رضا‌ ترقی هم که پیش‌تر سخنانی نرم‌تر در مورد حسن روحانی بیان کرده و در واقع چراغ سبزهایی به حمایت از روحانی روشن کرده بود حالا حرف‌های دیگری می‌زند. او با تاکید بر این مطلب که اصولگرایان چهره‌های بسیاری برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست‌جمهوری دارند، اظهار داشته است:«باتوجه به اینکه آقای روحانی نتوانسته وعده‌ها و شعارهایش را محقق کند بنابراین رقابت با ایشان خیلی دشوار نیست و افرادی که مطرح هستند می‌توانند با آقای روحانی رقابت کنند.»

و همچنان روحانی...
اما در میان اصولگرایان هنوز هم هستند افرادی که از ایده مرتضی نبوی استقبال می‌کنند و بر این باورند که می‌توان از حسن روحانی حمایت کرد. از جمله این اصولگرایان می‌توان به علی لاریجانی، علی‌اکبر ولایتی، علی‌اکبر ناطق‌‌نوری، برخی اعضای جامعه روحانیت و جامعه مدرسین اشاره کرد.
در همین راستا‌ست که برخی افراد همچون عباس سلیمی‌نمین هم می‌گویند اگر روحانی رئیس‌جمهور دو‌دوره‌ای باشد به نفع کشور است. او در تازه‌ترین اظهارنظرش گفته است:«یک سال تا انتخابات ریاست‌جمهوری باقی است، اگر آقای روحانی برخی خطاهای خود را جبران و اعتماد جامعه را نسبت به خود کسب کند از این سنت رایج دو‌دوره‌ای شدن زمان ریاست‌جمهوری می‌تواند بهره گیرد. من خودم در واقع این را به نفع جامعه هم می‌دانم، اگر جامعه فرصت لازم برای تجربه کردن جریانات را داشته باشد یعنی جامعه به رشد سیاسی بیشتری نائل خواهد آمد.
جامعه ما یک بازگشتی به طرف تفکر آقای هاشمی پیدا کرد، در حالی‌که حدودا 15 سال پیش به‌شدت از او فاصله گرفته بود. این نشان می‌دهد نسل بعدی که وارد میدان سیاست شده خیلی تجربیات را در اختیار ندارد و طبیعتا ‌تمایلاتی به سمت تفکر آقای هاشمی پیدا شد، برای اینکه جامعه دوباره یک جریان را تجربه کند نیاز به فرصت لازم دارد. غالبا فرصت در چهارسال دست نمی‌دهد. الان مظاهر بررسی اشرافیت‌‌گرایی‌ها دارد رو و عواقبش برای جامعه روشن می‌شود، من فکر می‌کنم اگر به حسب ظاهر آقای روحانی برخی ضعف‌های جریان خودش را کنترل کند، می‌تواند از این فرصت برای اینکه در دور دوم هم در مقام ریاست‌جمهوری قرار بگیرد بهره‌مند شود. چون روالی را قائلم که این سنت است و خودش یک امتیاز محسوب می‌شود. این سنت نه از روی ارادت ویژه بلکه برای جمع‌بندی جامعه است.
غالبا این اعتقاد را دارم که همه فرصت را باید به یک جریان اهدا کرد تا جامعه بتواند به یک جمع‌بندی دقیق‌ از عملکردها برسد. از این رو فکر می‌کنم این امتیاز را آقای روحانی دارد مگر اینکه این روند را آقای روحانی خیلی اصلاح نکند، حقوق‌های غیر‌منطقی را به‌طور جدی کنترل نکند و خطاهای اطرافیانش را جبران نکند تا جامعه به یک اضطرار برسد. آیا ممکن است جامعه به اضطرار برسد؟ بله، آقای روحانی تا مرز رساندن جامعه به اضطرار برای آنکه اولین رئیس‌جمهور ‌چهارساله باشد نزدیک شده ‌ولی این فرصت برای او وجود دارد که اعتماد جامعه را مقداری‌ ترمیم و از این فرصت استفاده کند.»

بازگشت به محمود؟
در این میان اما یک بحث دیگر هم مطرح شده است. برخی اصولگرایان؛ اگر‌چه اندک و قلیل به این مساله اشاره می‌کنند که محمود احمدی‌نژاد می‌تواند گزینه خوبی برای شکست حسن روحانی باشد. از جمله اینکه مثلا بخشایش اردستانی که عضو جبهه پایداری است گفته است: «تنها راه وحدت اصولگرایان محمود احمدی‌نژاد است.» اما سخنانی این‌چنینی با عدم‌استقبال اصولگرایان مواجه شده است. حتی اصولگرایانی که معتقدند باید نامزدی غیر از حسن روحانی را برای انتخابات سال آینده معرفی کرد می‌گویند که احمدی‌نژاد نباید گزینه جناح باشد.
در همین زمینه است که محسن کوهکن گفته است:«‌در شرایط فعلی حمایت اصولگرایان از احمدی‌نژاد را بعید و حتی کمتر از‌ 10درصد می‌‌دانم. احمدی‌نژاد اخیرا شعارهای پوپولیستی جدیدی به ویژه در زمینه چند برابر کردن یارانه‌ها می‌دهد. استنباط نیمی ‌از کسانی که نگاه مثبت به عملکرد احمدی‌نژاد دارند (به ویژه در شهرستان‌ها) این است که می‌گویند احمدی‌نژاد به ما یارانه داده است، در حالی که طرح هدفمندی یارانه‌ها یک تصمیم حاکمیتی و چند‌قوه‌ای است اما چون دولت آن را پرداخت می‌کرد، مردم چنین دیدی دارند. به هر صورت با وجود آنکه باید حرمت کسانی که هنوز طرفدار احمدی‌نژاد هستند را نگه داشت، اما اگر احمدی‌نژاد به صحنه انتخابات آینده نیاید و به خاطر خدا از گزینه مطلوب اصولگرایان حمایت کند، ما از همین الا‌ن از وی تشکر می‌کنیم.» یا در اظهارنظری دیگر جعفر شجونی، عضو جامعه روحانیت گفته است: «عملکرد احمدی‌نژاد باعث شده اصولگرایان از او روی برگردانند و اگر در انتخابات سال 96 نامزد شود، از او حمایت نخواهند کرد. قطعا اگر احمدی‌نژاد در این دوره نامزد شود اصولگرایان و توده جامعه از وی حمایت نخواهند کرد، زیرا در دور دوم عملکرد نا‌امید‌کننده‌ای از خود بر‌جای گذاشت و باعث شد کشور به خطر بیفتد.»
اما نکته این است که محمود احمدی‌نژاد برنامه‌هایی برای انتخابات پیش رو در ذهن دارد‌؛ برنامه‌هایی که ممکن است برنامه‌های اصولگرایان را با مشکل مواجه کند. در مورد نوع مواجهه با محمود احمدی‌نژاد اختلاف‌عقیده در میان اصولگرایان وجود دارد.برخی می‌گویند اصلا نباید او را دید چرا که دیدن او باعث بدتر شدن اوضاع خواهد شد برخی دیگر اما می‌گویند باید با این پدیده مواجه شد و از هم‌اکنون اجازه نداد او برنامه‌های جناح را با مشکل مواجه سازد.
در اظهارنظری در این مورد سعید آجورلو، سردبیر هفته‌نامه مثلث در مصاحبه با خبرگزاری دانشجو با اشاره به تلاش احمدی‌نژاد برای معرفی خود به‌عنوان مخالف اصلی روحانی گفته است:«اصولگرایان باید هرچه سریعتر گزینه خود را مشخص بکنند و فضا را از احمدی‌نژاد بگیرند؛ در انفعال بودن اصولگرایان موجب پیشروی احمدی‌نژاد می‌شود.»
نکته اما این است که محمود احمد‌ی‌نژاد سفرهای استانی خود را با قدرت و متوالی دنبال می‌کند. رفتارهای اخیر او چنان شده که محمد‌رضا باهنر در موردش گفته است: «صحبت‌های آقای احمدی‌نژاد درباره انتخابات بیشتر شبیه تعارف است و اگر فضا فراهم باشد او می‌آید، البته می‌گویند که سفرهای استانی انتخاباتی نیست اما چه کسی است که این مساله را باور کند.» هفته گذشته صریح‌ترین حرف‌هایش را در عرصه عمومی از سال ٩٢ به این‌سو در حسینیه ارشاد مشهد زده است. اگر سخنان او را در این ماه‌های اخیر روی گراف و نمودار ببریم، به رابطه معنی‌دار آن با انتخابات ریاست‌جمهوری آینده پی خواهیم برد.
« متأسفانه عنوان انتخابات در کشور مجوزی برای تخریب و بی‌اخلاقی است. افراد در زمان انتخابات به معرفی خود نپرداخته و دیگران را تخریب می‌کنند. حتی عده‌ای تلاش دارند رقیبان خود را رد صلاحیت کنند. در زمان انتخابات‌های قبلی هجمه‌های زیادی به من وارد شد و زمانی که مطرح کردیم برنامه‌ خود را ارائه دهید اعلام کردند که در حال تدوین برنامه هستند». او افزوده است: «تمامی ‌تهمت‌ها از جمله ضد ولایت‌فقیه ‌بودن، بهایی ‌بودن و... را به این دولت زدند. مشکل این جریان‌ها با احمدی‌نژاد نیست، من که کسی نیستم و تنها سرباز کوچک ملتم. این هجمه منظور دیگری دارد. با نزدیک‌شدن به انتخابات دوباره هجمه و تهمت‌ها دوچندان می‌شود. در حال‌حاضر به‌خاطر مصلحت کشور سکوت می‌کنیم و بنده خود را فدای انقلاب می‌کنم. تمامی‌ ثروت این افراد یک‌صدم یک نفر از افراد دولت جدید نمی‌شود! این موضوع مشخص می‌کند چه کسی برای خود تلاش می‌کند و چه کسی تمامی‌ تلاش خود را برای مردم دارد!».
جالب اما اینجاست که هیچ کدام از افراد تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر جناح تمایلی به حضور محمود احمدی‌نژاد در انتخابات پیش رو ندارد. از جمله اینکه آیت‌الله موحدی کرمانی گفته است: «درباره ایشان هم فکر نمی‌کنم حمایتی صورت بگیرد.»
به نظر می‌رسد که محمود احمدی‌نژاد خودش هم می‌داند که چندان فرش‌قرمزی برای بازگشت او پهن نشده است. او گویا هدف‌های دیگری از این سفرها و از این حرف‌ها دارد. او حرف‌های زیادی در این چند سال دوری از قدرتش شنیده؛ چه فرصتی بهتر از این انتخابات برای بیان دفاعیاتش و مرور صفحات خاطرات خوشش برای حواریون و اندک هوادارانش. او می‌آید اما نه برای روز ‌29اردیبهشت 96؛ او فقط برای روزهای قبل از 29 اردیبهشت راهش را به این سو آورده است!
در همین رابطه اظهارات جدید محمد عطریانفر هم قابل توجه است. او گفته است: «روحانی رقیب گردن‌کلفت ندارد.کسانی که می‌توان روی آنها متمرکز شد دو نفرند‌؛ یکی آقای احمدی‌نژاد و دیگری آقای باهنر. آقای احمدی‌نژاد به دلایلی که هیچ نیازی به بیان نیست اصولگرایان او را به‌عنوان نماینده تام و تمام خودشان معرفی نخواهند کرد و نمی‌توانند این کار را انجام دهند. ضمن آنکه اساسا تایید صلاحیت او منشأ و محل بحث است. حتما آقای احمدی‌نژاد وقتی سال 84 آمد یک چهره ناشناخته بود اگر هم می‌باخت به جایی بر‌نمی‌خورد، اما الان چون رئیس‌جمهور سابق است علی‌القاعده دوست ندارد به صحنه بیاید و ببازد. احتمال عقلایی آن است که خود او نمی‌آید ضمن آنکه تایید صلاحیتش هم محل بحث است.ممکن است یک نفر گفتمان آقای احمدی‌نژاد را نمایندگی کند و هیچ اشکالی هم ندارد.»

گزینه نهایی کیست؟
با این تفاسیر به نظر می‌رسد که اکنون بخشی از جناح راست که انتخابات را بدون حمایت از حسن روحانی می‌بیند در جست‌وجوی یک نامزد مناسب است‌؛ فردی که بتواند او را به‌عنوان منتقد وضع موجود به جامعه معرفی کرده و آن‌قدر پتانسیل داشته باشد که بتواند با رئیس دولت وقت مبازره سیاسی کند.
حسن روحانی تبحر خوبی در مناظره دارد؛ خوب حرف می‌زند و سخنوری است که در مباحثات می‌تواند دست بالا را داشته باشد؛ چه اینکه حتی برخی تحلیلگران معتقدند آنچه او را توانست در انتخابات سال 96 پیروز سازد حتما بخش عمده‌اش توانایی فردی‌اش در همین مساله بوده است.
نامزد اصولگرایان باید فردی باشد که بتواند با حسن روحانی یک دو‌قطبی خوب ایجاد کند و از امتیازات این قطب بودن بهره گیرد. فعلا تا اینجای کار چند نام مطرح است؛ سعید جلیلی، محمد باقر قالیباف، محمد رضا باهنر، پرویز فتاح، عزت الله ضرغامی ، حدادعادل و محمد حسین صفار هرندی.
در میان این افراد برخی چهره‌ها تا‌کنون اعلام کرده‌اند که تمایلی به نامزدی ندارند، برخی افراد خبرهایی در مورد برخی تحرکات انتخاباتی‌شان مطرح شده و برخی دیگر هم محل گمانه‌زنی رسانه‌ها هستند. شاید اصولگرایان بتوانند از همان ساز و کار انتخابات مجلس دهم به یک نامزد واحد رسیده و برخلاف چند انتخابات قبل در این سطح با یک نظر واحد و بدون حضور سایر افراد جناح که معمولا اعلام می‌کنند به صورت مستقل آمده وارد انتخابات شوند.
اصولگرایان اکنون که به حضور اینگونه در انتخابات رسیده‌اند باید برنامه مدونی داشته باشند و البته حرف‌های گفتنی برای مردم. اینکه دقیقا بگویند چه در ذهن دارند و چه چیزهایی برای مردم خواهند آورد. آنها باید از هم‌اکنون با مردم حرف بزنند. حرف‌هایی که فقط از جنس نفی دولت مستقر نباشد بلکه سخنانی که حاوی برنامه، ایده و هدف باشد. نامزد آینده اصولگرایان باید مستظهر به جناح وارد انتخابات شود.