یکی از شاخص‌ترین خبط‌ها در فرآیند تاریخ پژوهی نهضت ملی، این همانی میان مخالفان دکتر مصدق با مخالفان نهضت ملی است که در درجه اول، پایه‌گذار این شاهکار، تاریخ نگاری ملی گرا به شمار می‌رود.

تاریخ پژوه و روزنامه نگار گفت: یکی از شاخص‌ترین خبط‌ها در فرآیند تاریخ پژوهی نهضت ملی، این همانی میان مخالفان دکتر مصدق با مخالفان نهضت ملی است که در درجه اول، پایه‌گذار این شاهکار، تاریخ نگاری ملی گرا به شمار می‌رود.

به گزارش فارس،محمدرضا کائینی تاریخ پژوه و روزنامه نگار که دومین سخنران نشست تخصصی «بازخوانی کودتای 28 مرداد از منظر دخالت های بیگانه» بود و تحت عنوان «نسبت شناسی آیت الله کاشانی وکودتای 28 مرداد»سخن می‌گفت، در آغاز سخنان خود اظهار داشت: یکی از شاخص‌ترین خبط ها در فرآیند تاریخ پژوهی نهضت ملی، این همانی میان مخالفان دکتر مصدق با مخالفان نهضت ملی است که در درجه اول، پایه‌گذار این شاهکار، تاریخ نگاری ملی گرا به شمار می‌رود. بسیاری از کسانی که در فرآیند این گونه از تاریخ نگاری به مخالفت با نهضت ملی متهم شده اند، از پایه‌گذاران این نهضت ضد استعماری بوده‌اند و نقش آنها در شکل گیری و پیروزی‌های این نهضت، به مراتب از شخص دکتر مصدق بیشتر است، با این همه به لحاظ مخالفت های اصولی خود با تصمیمات فردی وبعضا غیر منتظره مصدق،به مخالفت با نهضت متهم شده‌اند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به سابقه اندک تعامل آیت الله کاشانی و دکتر مصدق پیش از آغاز فرآیند نهضت ملی اظهار داشت: این دو در ماجراهایی مانند انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی و برخی حوادث بعدی، اساسا در دو جبهه متفاوت بودند، منتها پس از شهریور1320 و تلاش جریان مذهبی و اقلیت مجلس پانزدهم برای استیفای حقوق ملت ایران از نفت،دکتر مصدق یکی از آخرین افرادی بود که به این روند پیوست. آیت الله کاشانی نیز شخصیتا فردی بود که در شرایط نهضت ملی، دائما در حال سربازگیری بود و معمولا سعی داشت از هر فردی و با هر ظرفیتی برای پیشبرد نهضت ملی استفاده کند، رابطه وی با دکتر مصدق نیز بر همین اساس شکل گرفت و توسعه پیدا کرد.

کائینی در ادامه با اشاره به موارد اختلاف آیت الله کاشانی با مصدق گفت:به طور مشخص آیت الله کاشانی در دوره نخست وزیری مصدق، در چند مورد با او به اختلاف شدید رسید. یکی درخواست اختیارات 6 ماه و یکساله دکتر مصدق از مجلس بود که کاشانی آن را با روح مشروطیت در تضاد می دید و نمی‌توانست آن را بپذیرد. او از شاگردان و مشاوران مبرز و آخوند خراسانی در دوره مشروطه در نجف بود وخود را در تاسیس مجلس در ایران سهیم می دانست ونتیجتا نمیتوانست در برابر بی اعتبار کردن آن ساکت باشد.دیگری قانون امنیت اجتماعی مصدق بود که شاه و زاهدی بعدها و با تعدیل هایی، ساواک را برمبنای آن تاسیس کردند! و از همه مهم تر، انحلال مجلس هفدهم بود که دکتر مصدق آن را با رفراندمی کاملا غیر دموکراتیک و مخدوش عملی کرد. البته مخالفت با این موارد، تنها منحصر به کاشانی نبود و در اواخر زمامداری مصدق، به برخی از یاران و مشاوران نزدیک او نیز تعمیم یافت.

این تاریخ پژوه با اشاره به اینکه جنگ روانی روزنامه های وابسته به مصدق علیه کاشانی و حمله حامیان او به منزل آیت الله در آستانه انحلال مجلس هفدهم نیز نتوانست او را از خیر خواهی برای نهضت ملی ایران بازدارد،گفت:آیت الله کاشانی درروز 27 مرداد با نامه ارسالی به مصدق ، آمادگی خود را برای تجدید تعامل با او اعلام کرد. در روز 28 مرداد نیز وقتی خبردار شد که فرزندش مرحوم مصطفی کاشانی به شکل خودسرانه به رادیو رفته و در تایید سقوط مصدق سخن گفته،ب ه شماتت او پرداخت.بعدها هم در مصاحبه ای اظهار داشت که: تاکنون هیچ دولتی به اندازه دولت دکتر مصدق به ایران خدمت نکرده،اما متاسفانه پس از چندی از مدار صحیح خارج و کار ادامه نیافت.

وی درادامه سخنان خود، با اشاره به اعتراضات هم پیمانان سیاسی آیت الله کاشانی به رفتار نادرست و بی انصافی درباره دکتر مصدق اظهار داشت:در روزهای پس از 28 مرداد حسین مکی رئیس کمیسیون عرایض مجلس، با ارسال دو نامه برای شاه و زاهدی به نحوه دستگیری دکتر مصدق اعتراض کرد و اساسا رسیدگی به وضعیت او را در صلاحیت مجلس ون ه دادگاه نظامی دانست. او در این دو نامه همچنین از خدمات دکتر مصدق در دوره اول نخست وزیری وی تجلیل کرد،کاری که در شرایط روانی پس از 28 مرداد ، خطیر به نظر می رسید. دکتر بقایی هم در جلسه مخالفان تجدید ارتباط با دولت انگلستان با فضل الله زاهدی، به شدت اورا به خاطر عدم تفکیک بین خدمات و خطاهای دکتر مصدق مورد انتقاد قرار داد و گفت:شما با این عدم تفکیک، در واقع می‌خواهید نهضت ملی ایران را محاکمه کنید!...این در حالی بود که همین افراد در آخرین ماه‌های زمامداری دکتر مصدق، مورد شدید ترین حملات سیاسی و تبلیغی حامیان او قرارگرفتند وحتی به زندان افتادند.

کائینی در ادامه گفت:البته دراین سخن،هدف این همانی مکی و بقایی با کاشانی نیست،اما نشان دادن این نکته است که کاشانی و همپیمانان سیاسی او به رغم اختلافات شدید با دکتر مصدق و ضرباتی که از جانب وی دریافت کردند،در مواجهه با او از مدار انصاف خارج نشدند و در روزهای دشوار پس از28 مرداد،از جنبه های مثبت کارکرد او همچنان دفاع می‌کردند.