میان طیف چپ و راست جریان اصلاح‌طلب‌ در مورد نحوه ورود به انتخابات ریاست‌جمهوری و البته چگونگی راهبری جناح چپ اختلاف عقیده به‌وجود آمده و نظرات مختلفی بیان شده است.

شاید تعبیر چندان نادرستی نباشد که بگوییم هر‌چه به انتخابات نزدیک‌تر می‌شویم اختلافات اصلاح‌طلبان هم جدی‌تر می‌شود. آنها اکنون در دو سطح بدنه و تصمیم‌سازی دچار چالش شده‌اند. مساله‌ای که به گعده‌نشینی‌های سیاسی خودشان خلاصه نشده و به رسانه‌ها کشیده شده است.
در سطح بدنه طیف‌هایی از اصلاح‌طلبان راه دیگری برای خود برگزیده‌اند و می‌خواهند از معبری دیگر وارد پروژه انتخابات شوند. در سطح تصمیم‌سازی هم بحث جدیدی راه افتاده بر این مبنا که باید تغییر لیدر داد تا فضا را برای تنفس و حتی بهتر دیده‌شدن باز کرد.

پروژه راستگرایان اصلاح‌طلب
یک صدای جدید‌ میان طیفی از اصلاح‌طلبان شنیده می‌شود که از فحوای آن می‌توان فهمید تمایلی برای تغییر در بخش تصمیم سازی پدید آمده است. این مساله اگر‌‌چه به صراحت و روشنی بیان نمی‌شود اما بیان برخی اظهارات‌ یا تمایلات نشان از آن دارد که اتفاقاتی در حال وقوع است.
از قرار بخشی از جریان اصلاحات که از قبل هم با نقش بنیاد باران و طیف چپ در تصمیم‌سازی‌ها مخالف بود، حالا در آستانه تصمیم‌گیری برای انتخابات ریاست‌جمهوری فعال‌تر از گذشته شده و بنا دارد تا شکل کار را به نحوه دیگری تعیین کند. شاید چنین است که محمد عطریانفر به روشنی می‌گوید: «آقای عبدالله نوری فعال است. او جزو شخصیت‌های انگشت‌شماری است که نقش موثری در هدایت افکارعمومی اصلاح‌طلبان دارد. وی جلسات همفکری، ارتباطات سیاسی خودش را دارد. به هر حال الان با توجه به اینکه جناب آقای خاتمی‌ کمتر امکان حضور رسانه‌ای دارد‌ و ممنوع‌التصویر و ممنوع‌البیان است، آقای نوری صاحب اثر است و همان تفکر را نمایندگی می‌کند، در واقع نقش او رسمی است و خیلی هم نگاه او معتدل است و شاید اگر این بیاناتی که در این گفت‌وگو عرض کردم یک بیان اعتدالی به حساب بیاوریم نگاه آقای نوری و گفتمان سیاسی او از مواضعی که من دارم، معتدل‌تر و راهگشا‌تر است.» به یک معنا برخی تحلیل‌ها بر این پایه استوار است که طیف راست جناح اصلاح‌طلب تلاش می‌کنند تا بازوی قدرتمند طیف چپ برای تصمیم‌گیری‌ها را کم‌اثر‌تر کنند. برخی حتی می‌گویند اصرار بر نام عبدالله نوری، گرفتن دست بالاست تا در نهایت طیف چپ به جایگزین شدن فرد دیگری در جناح چپ برای رهبری جریان اصلاحات راضی شود. گویا راستگرایان اصلاح‌‌طلب پروژه عبور از خاتمی‌ را زودتر از آنچه تصور می‌شد کلید زده‌اند.

هشدار به آقای رئیس‌جمهور
درست در همین میانه است که یک رسانه نزدیک به هاشمی‌رفسنجانی یک خبر محرمانه را منتشر کرده و اطلاع داده که از سوی اصلاح‌طلبان یک نماینده مهم راهی منزل حسن روحانی شده است.
این رسانه گفته که موسوی‌خوئینی‌ها جلسه تعیین‌کننده‌ای با رئیس‌جمهور داشته است. اگر‌‌چه هنوز به صورت رسمی محتوای این دیدار رسانه‌ای نشده اما یکی از چهره‌های بنیاد باران به صورت غیر‌مستقیم بخش‌هایی از این دیدار را بیان کرده است. عبدالله ناصری گفته است: «... از سوی دیگر برخی از بزرگان جریان اصلاحات در دیدارهای مستقیم با آقای روحانی هشدارها و نگرانی‌های خود را نسبت به انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 به آقای روحانی اعلام کرده‌اند. به‌عنوان نمونه یکی از بزرگان جریان اصلاحات به صراحت به آقای روحانی عنوان کرده که اگر همین مسیر خود را در آینده نیز ادامه بدهد، ممکن است پایگاه رای خود را از دست بدهد و سال 96 در پاستور نباشد. این چهره برجسته جریان اصلاحات همچنین به آقای روحانی ضرورت تغییر در برخی نگرش‌ها و مدیریت‌های دولت را گوشزد کرده است.» جمع‌بندی ناصری شاید از اخبار جلسات محرمانه اصلاح‌طلبان و روحانی مهم‌تر بود: «در این جلسه که در منزل آقای روحانی برگزارشده به آقای روحانی در این زمینه هشدار‌های لازم داده‌ شده که ایشان دارای سازمان رأی مستقل نیست و نباید با طناب پوسیده برخی افراد به چاه برود. بدون‌شک سازمان رأی آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده جریان اصلاحات خواهد بود و کسی نمی‌تواند این مساله را کتمان کند. اگر کسی دچار توهم شده و احساس می‌کند آقای روحانی جدا از آرای اصلاح‌طلبان می‌تواند رئیس‌جمهور شود، سخت در اشتباه است و این اشتباه ممکن است به قیمت بسیار گزافی تمام شود.»
بر اساس تازه‌ترین اخبار موسوی‌خوئینی‌ها گزارشی از جلسه‌اش با روحانی را در جلسه مجمع روحانیون مطرح کرده و مباحثه‌ای طولانی در این مورد صورت گرفته است. در محافل سیاسی دیدار موسوی‌خوئینی‌ها با حسن روحانی یک جلسه بسیار تند ارزیابی شده و در محافل رسانه‌ای هم از این جلسه به‌عنوان فرصتی برای تهدید حسن روحانی تعبیر شده است. برخی تحلیل‌ها هم می‌گوید که این جلسه بر پایه ارزیابی اخیر سعید حجاریان مبنی‌بر نزدیک‌شدن حسن روحانی به اصولگرایان تشکیل شده است. شاید بتوان نشانه درستی تحلیل سعید حجاریان را در این سخنان علی یونسی از نزدیکان رئیس‌جمهور است دید. آنجا که او گفته است: «به‌‌نظر من بد نیست که روحانی نگرانی‌های عقلای اصولگرا را مورد توجه قرار دهد و سعی کند در برخی مسائل نظرات آنها را نیز تامین کند، که البته ایشان در بسیاری موارد به این نگرانی هم توجه دارند. آنها هم نگرانی‌های بین‌المللی و اقتصادی دارند که تا ‌حدی نگرانی‌های‌شان قابل درک است. دولت باید به آنها اطمینان دهد که به خواسته‌های آنها بی‌توجه نیست.» هنوز حسن روحانی واکنشی به این ماجراها نشان نداده، اکت‌های سیاسی و اظهارات او نیز هنوز نشانی از تغییر در نگرش او نداشته است.

دیدار خاتمی و روحانی
در این میان برخی خبرها نیز حکایت از این دارد که حسن روحانی به مجمع روحانیون مبارز رفته. شنیده شده است که در این جلسه حسن روحانی انتقادات تندی را از رئیس دولت اصلاحات انجام داده و به او گفته‌است که خاتمی در طول این سه سال حمایت روشنی از او و دولتش نداشته‌است و حاضر نشده که در حمایت از او هزینه بپردازد. اما اینکه طرف مقابل به او چه گفته است را یکی از چهره‌های اصلاح‌طلبان روایت کرده است. رسولی گفته است: «پس از اینکه حامیان آقای روحانی که در انتخابات مجلس با اصلاح‌طلبان ائتلاف کرده بودند به عهد خود وفا نکردند، گفت‌وگویی بین رئیس دولت اصلاحات و آقای روحانی انجام شد. در این گفت‌وگو رئیس دولت اصلاحات گلایه خود و اصلاح‌طلبان را از این مساله به آقای روحانی منتقل کرده است. نکته مهم درباره بدعهدی حامیان آقای روحانی کج رفتاری برخی از وزرای دولت برخلاف جهت‌گیری این ائتلاف بوده است. گویا در این جلسه آقای روحانی این گلایه را پذیرفته‌اند و عنوان کرده‌اند به این وزرا تذکر خواهند داد.» در این جلسه اعضای مجمع از روحانی خواسته‌اند که در فضای سیاست داخلی فعال‌تر عمل کند که روحانی گفته اگر من چنین کردم ولی شما به‌دنبال گزینه دیگری رفتید آن‌وقت وضعیت چه می‌شود. درنهایت اما با وساطت خاتمی قرار به حمایت از روحانی شده و درعین‌حال قرار شده روحانی هم اقداماتی انجام دهد.

حمایت مشروط
در میانه این مجادلات هنوز هستند اصلاح‌طلبانی که اصرار دارند به جای عبور از حسن روحانی باید همچنان گزینه حمایت مشروط را روی میز داشت. چه اینکه شکوری‌راد در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد این‌گونه در این مورد سخن گفته است: «عده‌ای - از اصلاح‌طلبان - معتقدند بدون اما و اگر باید از همین امروز اعلام کنیم که تنها و تنها از حسن روحانی حمایت می‌کنیم. در مقابل، عده‌ای دیگر می‌گویند تداوم حمایت اصلاح‌طلبان از روحانی باید منوط به بررسی عملکرد وی و آغاز گفت‌وگوهای سازنده با روحانی و دولتمردانش باشد. آنها حمایت بی‌چون و چرا از روحانی را معادل نفی نقد او می‌دانند و معتقدند مسدود کردن راه نقد دولت با اعلام حمایت بی‌چون و چرا عدول از هویت اصلاح‌طلبانه است.»
صریح‌ترین حرف‌ها را هم شاید منتجب‌نیا قائم‌مقام اعتماد ملی زده باشد. او گفته است: «بدون‌شک حمایت اصلاح‌طلبان از آقای روحانی در سه سال گذشته بیشتر از اعضای دولت بوده است. ما انتظار داریم به همان اندازه که از دولت حمایت می‌کنیم دولت نیز گوشه چشمی ‌به اصلاح‌طلبان داشته باشد. روحانی نباید از اینکه از اصلاح‌طلبان حمایت کند واهمه‌ای داشته باشد. برای برخی فرا‌حزبی و فراجناحی عمل کردن نوعی افتخار است. به نظر من در شرایط کنونی این رویکرد افتخارآمیز نیست، بلکه اشتباه است.»

آلترناتیوهای روحانی
اما در این میان هستند اصلاح‌طلبانی که معتقدند حسن روحانی چندان شانسی برای پیروزی ندارد و باید از همین حالا فکر آلترناتیو بود. آنچنان که برخی رسانه‌های اصلاح‌طلب عنوان می‌کنند سه نفر بیش از سایرین در این مورد مطرح هستند؛ محمدرضا عارف، محمد‌علی نجفی و اسحاق جهانگیری. آرمان در این مورد نوشته است: «مواضع دو پهلوی این روزهای عارف در قبال دولت و همچنین سکوت معنادار وی در مجلس به این شائبه دامن زده است.» این روزنامه فرد دیگری که احتمال جایگزینی برای روحانی را دارد «نجفی» دانسته و نوشته است: «گزینه دیگری که از پتانسیل بالایی برای آلترناتیوسازی برای روحانی برخوردار است محمدعلی نجفی سیاستمدار کارکشته‌ای است و در عرصه سیاسی ایران هم حضور دارد و هم ندارد. بدون‌شک محمدعلی نجفی از پتانسیل بالایی برای رأی‌آوری ‌بین اصلاح‌طلبان برخوردار است و مورد اقبال بدنه اجتماعی جریان اصلاحات نیز قرار خواهد گرفت.» روزنامه آرمان همچنین از اسحاق جهانگیری به‌عنوان پرشانس‌‌ترین کاندیدای احتمالی نام برد و نوشت: «اسحاق جهانگیری معاون اول روحانی است. از گوشه و کنار نیز خبر می‌رسد که برخی از اصلاح‌طلبان در حال زمینه‌سازی برای بیان چنین مساله‌ای در اتاق فکر جریان اصلاحات هستند. به همین دلیل به‌نظر می‌رسد آلترناتیو جریان اصلاحات در شرایط کنونی نه عارف و نه نجفی و بلکه اسحاق جهانگیری خواهد بود.»

شورش در بدنه
تحولات جناح اصلاح‌طلب تنها در بخش مربوط به سران و تصمیم‌سازان خلاصه نمی‌شود. چند روزی است صداهای مخالفی هم شنیده می‌شود که نشان از برنتابیدن خواست‌های ژنرال‌های اصلاح‌طلب است. این اختلافات گویا ادامه همان اختلاف‌نظرهای انتخابات مجلس دهم است و حالا دوباره سرباز کرده. محمدجواد حق‌شناس، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در مورد اختلافات شورای عالی اصلاح‌طلبان گفته است: «قرار است جمعی از درون شورا انتخاب شوند و با گروه‌هایی که نظرات متفاوت دارند به جمع‌بندی برسند و گزارش را به شورا ارائه کنند. قرار بر این شد که جمعی از اعضای شورا به ریاست آیت‌الله موسوی‌تبریزی مسئول ارائه این گزارش باشند. اکنون باید منتظر آماده‌شدن این گزارش باشیم.» و البته در همین فاصله، قائم‌مقام دبیرکل حزب اعتماد ملی از تشکیل کمیته انتخابات جمعی از احزاب اصلاح‌طلب خبر داده است. یک تشکیلات موازی که قرار است به تصمیم‌گیری در مورد انتخابات اقدام کند.
رسول منتجب‌نیا گفته است: «با توجه به ضرورت تقویت احزاب و لزوم توسعه فعالیت‌های حزبی و با عنایت به آسیب‌شناسی اقدامات تعدادی از اصلاح‌طلبان در دهمین دوره مجلس شورای اسلامی، در نشست جعمی ‌از احزاب اصلاح‌طلب کمیته انتخابات به منظور مدیریت دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری و پنجمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا تشکیل شد. در این کمیته جمعی از احزاب اصلاح‌طلب عضویت دارند و مشخصات ستاد اجرایی آن متعاقبا اعلام خواهد شد.» اما یک عضو شورای‌عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان در واکنش به اظهارنظر رسول منتجب‌نیا مبنی بر تشکیل کمیته‌ انتخاباتی اصلاح‌طلبان با حضور جمعی از احزاب اصلاح‌طلب با هدف مدیریت انتخابات ۹۶، گفته است: «ارتباطی میان چنین کمیته‌ای با شورای‌عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان که متشکل از چهره‌ها و احزاب اصلاح‌طلب است، وجود ندارد. البته هر حزبی می‌تواند برای خود سازوکاری را فراهم کند؛ مثلا بتواند در انتخابات شوراها، کاندیداهای خود را معرفی کند و به صحنه بیاورد تا در نهایت بتواند با گروه‌های دیگر به اجماع برسد. اگر منظور آقای منتجب‌نیا این است چند حزب و تشکل اصلاح‌طلب می‌خواهند دور یک میز بنشینند و برای انتخابات به کاندیداهای مشترک برسند، طبیعتا می‌تواند چنین کاری انجام شود؛ چراکه احزاب قانونا چنین جایگاهی را دارند که بتوانند نامزدهای خود را معرفی کنند. این مساله در انتخابات مجلس نیز وجود داشت؛ احزاب مختلف، نامزدهای خود را معرفی می‌کردند و زمانی‌که کار به تهیه فهرست می‌رسید، گروه‌ها دور هم جمع می‌شدند و براساس سازوکار درنظر گرفته‌شده، کاندیداهای معینی را انتخاب می‌کردند. اکنون نیز چنین اتفاقی رخ خواهد داد ‌من متوجه نمی‌شوم منظور آقای منتجب‌نیا از این اقدام چیست؟ اگر همان روشی باشد که عرض کردم طبیعی است که هر حزبی حق دارد چنین اقدامی ‌انجام دهد.» هر‌چه هست به نظر می‌رسد از همین امروز که فاصله‌ای چند ماهه تا انتخابات باقی است برخی اصلاح‌طلبان ساز دیگری کوک کرده‌اند و این بار بنا ندارند زیر بار تصمیمات شورای عالی بروند‌؛ طیف‌های‌ پیش رو که تصمیم‌سازی ژنرال‌های اصلاح‌طلب را قبول ندارند.

بار دیگر عارف
محمد‌رضا عارف اگر‌چه این‌بار به صراحت اعلام کرده که بحث عبور از روحانی را قبول ندارد اما حرف‌های تندی هم زده است که برخی می‌گویند بیان این اظهارات و افزایش شیب انتقاد از دولت توسط محمد‌رضا عارف می‌تواند نشانه‌ای باشد از روزهای سخت حسن روحانی و اصلاح‌طلبان. او در تازه‌ترین سخنانش گفته است: «روندی که دولت تدبیر و امید آغاز کرد با توجه به مشکلاتی که در گذشته وجود داشت، روندی امیدوار‌کننده است اما اگر بخواهیم نسبت به فرصت‌هایی که در این چند سال از دست دادیم تمرکز کنیم سوالات زیادی وجود دارد. به‌خصوص اینکه چرا از فضایی که در اسفند 94 در کشور و به‌خصوص در تهران اتفاق افتاد استفاده نشد و این جای سوال جدی دارد و باید تأسف خورد که تا چه زمانی باید فرصت‌سوزی کنیم؟ نمی‌توان چهار سال گذران امور کرد و بعد دوباره از مردم رأی خواست.
ما یک تعهدی نسبت به رأی مردم داریم و باید با کمک حامیان تفکر اصلاح‌طلبی پاسخگوی رأی مردم باشیم. پیام مردم در اسفند 94 پیام تغییر بود چون مردم معتقد بودند از امکانات کشور برای پاسخگویی به نیازهای مشروع و اولیه آنان استفاده نمی‌شود. به کسانی که دیروز برای پیروزی اصلاح‌طلبان تلاش کردند و شش ماه دیگر هم باز باید به عرصه بیایند، صادقانه بگویم مسائلی مطرح شده است که به خاطر پایبندی به شعار اصلی جریان اصلاح‌طلبی یعنی امید، آرامش و رونق اقتصادی به این نتیجه رسیدیم که این مسائل فعلا مطرح نشود و تلاش خود را صرف پاسخگویی به مطالبات و خواسته‌های مردم کنیم.»
اصلاح‌طلبان و روحانی راه پرفراز و نشیبی خواهند داشت تا 29 اردیبهشت 1396.