جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین هیچ گاه نقش اجرایی در حوزه اصولگرایی زمان انتخابات ایفا نکردند و فقط در مقام موضع‌گیری و توجیه کردن کارهایی انجام دادند

تقریبا حال و هوای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری بر فضای سیاسی کشور سایه گسترانده است و تشکل‌های سیاسی تحرکات خود را پررنگ‌تر از گذشته در عرصه رسانه دنبال می‌کنند، بفرمایید الان فضا در حوزه اصولگرایی به چه صورت است و رایزنی‌ها چه سمت و سویی دارد؟
اصولگرایان لازم است باتوجه به حساسیت‌های موضوع انتخابات ریاست‌جمهوری و درس‌هایی که از گذشته آموختند و فراز و فرودی که در عرصه رقابت‌های سیاسی دیدند و تجربه کردند و طرح صحیح و جامعی با وحدت نظر دراندازند.
بالاخره گزینه‌هایی مطرح هستند. جامعه روحانیت مبارز تهران و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در نزدیک کردن دیدگاه‌های گروه‌های اصولگرا به یکدیگر نقش مهمی ‌بر عهده دارند. تشکل‌های اصولگرا باید از گذشته‌ها تجربه کسب کنند رویکرد و عزم خود را بر وحدت نظر بگذارند نه آنکه بخواهند هر روز که به انتخابات ریاست‌جمهوری نزدیک می‌شویم با اصرار بر مواضع خود از هم دور شوند چون عاقبت پیمودن چنین راهی روشن است.
مبادا بر اثر ناهماهنگی‌ها و تعمیم اختلاف‌ها اصولگراها به سمتی بروند که از اصول و مبانی نظام دور شوند. اما حالا چه شده و چه می‌شود تا این لحظه نمی‌توان قضاوت روشنی داشت.
از خودتان بگویید، چه زمانی از شما برای حضور در شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران دعوت به عمل آوردند؟
عرض کنم مردادماه بود که شش نفر را برای حضور در شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران دعوت کردند. البته من سابقه حضور در جامعه روحانیت را داشتم، همان سال 60 که تهران بودم در جامعه روحانیت و محضر آیت‌الله مهدوی‌کنی خیلی فعالیت داشتم.
حالا بعدا اشتغالات و کارهای دیگر ما زیاد شد و در مسیر دیگری مشغول فعالیت شدیم. ادواری هم در مجلس شورای اسلامی حضور داشتم اما در کل از نظر محتوایی، فکری و مبنایی با جامعه روحانیت مبارز تهران و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بودم. روزی در مردادماه امسال از جامعه روحانیت مبارز تهران به من زنگ زدند و گفتند: «نظر جمع این بود که عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت شوید و در جلسات شرکت کنید» من هم قبول کردم.
به نظر شما تغییر ترکیب شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارزی در این مقطع زمانی لازم بود؟
چه اشکالی دارد که هر تشکلی از نیروهایی که شایسته می‌داند دعوت کند. طبعا یک انسجام و همدلی ایجاد خواهد شد، اعضا دست به دست هم می‌دهند و اهداف و نظر جمعی را جلو می‌برند. به نظر من کار درستی بود.
سایر تشکل‌ها هم می‌توانند این طور باشند. یعنی کسانی از که فکرشان درست است و تجربه دارند دعوت کنند. طبیعتا هر‌چه در تشکل‌ها وحدت بیشتر باشد انسجام‌ها بیشتر می‌شود، بنابراین تاثیرگذاری آن تشکل بیشتر خواهد بود.
آیا اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران را یکدست می‌بینید چون این تشکل روحانی برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 سکوت کرد، در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 چه می‌کند، باز هم سکوت خواهد کرد یا آنکه رسما از یک نامزد حمایت می‌کند؟
خیر، من معتقدم سکوت نکند چون هر تشکیلاتی حالا می‌خواهد جامعه روحانیت مبارز تهران باشد یا جامعه مدرسین حوزه علمیه قم یا دیگران، اگر در عرصه سیاست سکوت کنند اشتباه است. معتقدم باید شفاف حرف‌مان را بزنیم، دیدگاه‌ها و آرمان‌های مان را بیان کنیم و از مواردی که لازم است دفاع کنیم. اگر ما این کار را نکنیم دیگران میدان را از دست ما می‌گیرند.
اگر اختلاف کنیم دیگران میدان رقابت را از ما می‌برند، همان‌طور که تجربه‌ها در گذشته نشان داد، بنابراین تشکل‌های همسو چه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و چه جامعه روحانیت مبارز تهران باید به‌عنوان یک جریان پیرو امام و رهبری و اصول نظام فعال باشند و کار کنند، به ویژه در جهت وحدت کار کند چون اگر وحدت باشد می‌توانند ایده‌های مدنظرشان را به اجرا درآورند و عملی کنند. اگر وحدت نباشد و کار به تفرقه کشیده شود، آرای پایگاه اجتماعی اصولگرایان نیز میان گزینه‌های حاضر در صحنه انتخابات ریاست‌جمهوری تقسیم خواهد شد.
در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 ما تعدد کاندیداهای اصولگرا را شاهد بودیم، اگر این دوره هم تعدد کاندیدهای اصولگرا را شاهد باشیم، جامعه روحانیت مبارز چه کار خواهد کرد؟ سال 92 بین دو‌راهی حمایت از آقای قالیباف یا آقای ولایتی مردد ماند و تصمیم گرفت موضع‌گیری نکند چون احتمال داد اگر اعلام موضع کند دچار انشقاق شود؛ اتفاقی که برای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم افتاد و گروهی به سمت حمایت از جلیلی رفتند و گروهی نیز حامی ‌آقای ولایتی شدند. بعد از انتخابات آیت‌الله یزدی سخنرانی گلایه‌آمیزی کرد و گفت «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در آستانه انشقاق بود»، به نظر شما این دوره چه خواهد شد؟ آیا برای آنکه میان اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران دودستگی پیش نیاید سکوت پیشه خواهد شد؟
من معتقدم تجربه‌های گذشته را باید چراغ راه آینده کرد و از آنها درس بیاموزیم. به هر حال تعدد و تکثر نامزدهای اصولگرا همان نتیجه سال 92 را در سال 96 تکرار خواهد کرد، پس از اکنون باید گروه‌ها و تشکل‌های اصولگرا اختلافات جزئی را کنار بگذارند و با اصول کلی به سراغ کسانی بروند که امید رای‌آوردن و موفقیت‌شان باشد و نظراتشان را با هم جمع کنند. بالاخره تکثر و انشقاق و همدل نبودن و هم‌فکر نبود یا سلیقه‌ای عمل‌کردن نتیجه‌ای جز شکست نخواهد داشت.
به نظر شما اگر این دفعه هم جامعه روحانیت میان دو گزینه ماند، آیا باید اعلام موضع کند یا راه سکوت را در پیش گیرد؟
نظر شخصی من این است که اعلام موضع کند حالا تا جمع چه تصمیمی ‌بگیرند، یعنی نظر اکثریت بر حمایت از هر کاندیدایی بود در حمایت از او اعلام موضع شود چون نظر اکثریت ملاک است. من می‌گویم روی نامزد اصلح وفاق داشته باشیم و برای توفیق او کار کنیم تا به نتیجه برسیم والا همان خواهد شد که در گذشته دیدیم.
جبهه پیروان خط‌امام و رهبری می‌گوید جامعه روحانیت مبارز تهران محور کار اصولگرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده باشد اما در مقابل این دیدگاه جمعیت ایثارگران، جمعیت رهپویان و جبهه پایداری معتقدند جامعتین فقط باید نقش داوری ایفا کنند چون این دو تشکل روحانی ظرفیت کار اجرایی را در فضای انتخابات ندارند، نظر شما چیست، جامعه روحانیت مبارز تهران باید چه نقشی را در رقابت سیاسی پیش رو ایفا کند؟
معمولا در مرحله اجرایی این طور نبوده که جامعه روحانیت مبارز تهران و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به میدان بیایند و آستین بالا بزنند و کارها را بر عهده بگیرند؛ فقط اعلام موضع داشتند، یعنی نظرشان را اعلام می‌کنند، در واقع از نظر تبلیغاتی، توجیه‌کردن و بیانیه‌دادن را جامعتین انجام می‌دهند. البته در صحنه اجرا کسانی که هوادار گفتمان اصولگرایی هستند که تعدادشان زیادهم است و شاید اکثریت در سراسر کشور باشند. آنها باید در حوزه اجرا و حرکت دنباله‌روی کنند. در کل باید جمعی نظر داد ولی از نظر شخصی من جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران باید با صراحت اعلام موضع کنند و پای آرمان‌ها ایستادگی داشته باشند. آنجایی که جای سخنرانی است، سخنرانی انجام دهند و هواداران هم پشتیبانی کنند تا نهضتی در حقیقت به‌عنوان یک حرکت سیاسی به وجود بیاید. در کل صراحت، قاطعیت و دفاع از آرمان‌ها باید ملاک توجه قرار گیرد، اگرچنین نکنیم دیگران رقابت را می‌برند و بعد ما می‌نشینیم و تأسف می‌خوریم.
به‌نظر شما آقای هاشمی اگر بیاید داخل جلسات شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران شرکت کند می‌تواند نظر اکثریت این تشکل را پشت سر آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری بیاورد؟
حالا چون اسم اشخاص آمد من به دلایل مختلف در این موضوع وارد نمی‌شوم.
آیا آقای روحانی جزو گزینه‌های مدنظر جامعه روحانیت مبارز تهران برای حمایت در انتخابات ریاست‌جمهوری است؟
این را هم نمی‌دانم چون باید در جمع مطرح و درباره آن تصمیم‌گیری شود. پیش‌داوری نتیجه خوبی ندارد، فردا می‌گویند اظهارنظری غیرمسئولانه بوده است.