رمز موفقیت جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات هسته‌ای با آمریکا و دیگر اعضای 1+5، اصرار روی خطوط قرمز و در حقیقت، تاکید بر بازی در میدانی خط‌کشی شده است. هرگاه از اصرار روی این خطوط قرمز دست برداریم، نبض بازی در دست آمریکا و متحدانش قرار خواهد گرفت

این روزها مذاکرات هسته‌ای ایران و اعضای 1+5 وارد فاز تعیین‌کننده‌ای شده است. در این خصوص لازم است دو نکته اساسی و مهم را مدنظر قرار دهیم. موضع اول به خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات هسته‌ای با اعضای 1+5 باز‌می‌گردد. خطوط قرمزی که برگرفته از استراتژی‌ها و خطوط کلان سیاست خارجی و ارزش‌های ثابت و غیر‌قابل تغییر کشورمان محسوب می‌شود. اخیرا رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار سران قوا و مسئولان و مدیران ارشد نظام، درباره روند مذاکرات هسته‌ای نکات تعیین‌کننده‌ای بیان کردند. این موارد به صورت فهرست‌وار عبارتست از:
- آمریکایی‌ها به‌دنبال نابود‌کردن صنعت هسته‌ای ایران هستند، در مقابل همه مسئولان ایران ضمن تاکید بر خطوط قرمز، به‌دنبال توافقی خوب یعنی توافقی منصفانه و عادلانه، عزتمند و منطبق با منافع و مصالح ایران هستند.
- ما برخلاف اصرار آمریکایی‌ها محدودیت‌های بلند‌مدت 10، 12 ساله را قبول نداریم و مقدار سال‌های مورد قبول محدودیت را به آنها گفته‌ایم.
- آنها (آمریکایی‌ها) می‌گویند در مدت 12 سال هیچ‌کاری نکنید اما این، یک حرف زور مضاعف و غلط مضاعف است.
- تحریم‌های اقتصادی، مالی و بانکی چه مربوط به شورای امنیت، چه کنگره آمریکا و چه دولت آمریکا باید فورا هنگام امضای موافقتنامه لغو و بقیه تحریم‌ها هم در فواصل معقول برداشته شود.
- لغو تحریم‌ها نباید به اجرای تعهدات ایران منوط شود. نگویند شما تعهدات را انجام دهید بعد آژانس گواهی دهد تا تحریم‌ها لغو شود، ما این مساله را مطلقا قبول نداریم. اجرائیات لغو تحریم‌ها نیز باید با اجرائیات تعهدات ایران متناظر باشد.
- ما با موکول کردن اجرای تعهدات طرف مقابل به گزارش آژانس، مخالفیم چون آژانس بارها و بارها ثابت کرده مستقل و عادل نیست، بنابراین ما به آن بدبین هستیم.
- ما قاطعانه با «بازرسی‌های غیر‌متعارف، پرس‌و‌جو از شخصیت‌های ایران و بازرسی از مراکز نظامی» مخالف هستیم.
«بازی در زمین بدون خط‌کشی» یکی از روش‌هایی است که ایالات‌متحده آمریکا و‌ تروئیکای اروپایی در مسیر تحقق استراتژی‌های خود از آن بهره می‌برند. اساسا دکترین سیاستمداران و روسای جمهور آمریکایی در یک زمین بدون خط‌کشی و یک مسابقه بدون داور قابلیت به روز‌رسانی و اجرا دارد! اگر نیم‌نگاهی به دکترین حقوق بشر کارتر، دکترین معروف نیکسون -کیسینجر، دکترین آیزنهاور، دکترین کلینتون، بوش و اوباما بیندازیم، متوجه خواهیم شد که وجه مشترک همه این موارد، انعطاف‌پذیری زمین بازی به سود اهداف آمریکاست. واشنگتن هیچ‌گاه بازی در یک زمین خط‌کشی شده و حضور در یک بازی قاعده‌مند را بر‌نمی‌تابد زیرا قواعد و اصول و چارچوب‌ها، دست و پای ایالات‌متحده را در دستیابی به اهدافش در زمین بازی خواهد بست.
این قاعده کلی در‌خصوص مذاکرات هسته‌ای ایران و اعضای 1+5 نیز صادق است. واشنگتن علاقه وافری نسبت به دفورمه‌کردن میز مذاکرات و برگزاری مذاکرات در یک ساختار غیر‌هندسی و نامنظم (به لحاظ محتوایی و حقوقی) دارد. ‌بی‌دلیل نیست که واشنگتن در برخی موارد قواعد آژانس را مبنا قرار می‌دهد و در برخی موارد دیگر، یعنی درست جایی که استراتژی‌ها و تاکتیک‌هایش در معرض خطر قرار می‌گیرد همان قواعد را مورد تحریف یا کتمان قرار می‌دهد. بدیهی است که در چنین شرایطی شنیدن نام «خطوط قرمز» از هر لحظه‌ای بیشتر مقامات آمریکایی را در تنگنا قرار می‌دهد. استراتژیست‌ها، دیپلمات‌ها و سیاستمداران آمریکایی در مذاکرات هسته‌ای به‌شدت در مقابل خطوط‌قرمز کشورمان موضع‌گیری می‌کنند زیرا آنها را مخل بازی خودپسندانه واشنگتن در نظام بین‌الملل قلمداد می‌کنند.
آمریکا به‌طور کلی در‌صدد است میدان مذاکرات هسته‌ای را به میدانی ‌بی‌حد و حصر و به دور از هر قاعده و اصولی تبدیل کند که هر رفتار، گفتار و راهبردی در آن قابل طرح و توجیه باشد. در چنین شرایطی اصرار بر همین خطوط قرمز منجر به خط‌کشی میدان مذاکرات و خنثی‌سازی بازی دشمن خواهد شد. نباید فراموش کرد که اصرار بر همین خطوط قرمز، باطل السحر دشمن در میدان مذاکرات هسته‌ای خواهد بود. شاید برخی تصور کنند اصرار روی خطوط قرمز منجر به فرسایش مذاکرات خواهد شد اما این تصور کاملا اشتباه است.
رمز موفقیت جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات هسته‌ای با آمریکا و دیگر اعضای 1+5، اصرار روی همین خطوط قرمز و در حقیقت، تاکید بر بازی در میدانی خط‌کشی شده است. هرگاه از اصرار روی این خطوط قرمز دست برداریم، نبض بازی در دست آمریکا و متحدانش قرار گرفته و بازی در فضایی مبهم به جریان خواهد افتاد. در چنین فضایی شاهد عهدشکنی، بد‌قولی، طرح ادعاهای مضحکانه و غیر‌عقلانی، شانتازهای حقوقی و تبلیغاتی و روانی و... خواهیم بود. بدیهی است که این همان خواسته مطلوب طرف آمریکایی است.
نکته بسیار مهم دیگر اینکه بازی در دقیقه 90 مذاکرات هسته‌ای بسیار دشوار و سخت خواهد بود زیرا تجربه نشان داده است که میل واشنگتن و حتی ‌تروئیکای اروپایی نسبت به تحریف بازی در دقایق پایانی مذاکرات به صورت تصاعدی و متناوب افزایش پیدا می‌کند. این روند متناوب هر اندازه به پایان مذاکرات هسته‌ای نزدیک‌تر شویم تسریع می‌شود. بدیهی است که در مواجهه با این رویکرد باید اصرار ما روی خطوط قرمز هسته‌ای نیز بیشتر و صریح‌تر شود. صراحت و قوت ما در یادآوری مکرر این اصول و خطوط قرمز به طرف مقابل، منجر به تنظیم بازی رقیب در میدان مذاکرات خواهد شد.
موضوع دیگری که در خصوص مذاکرات هسته‌ای باید مدنظر قرار داد به رفتارها و گفتارهای هدفمندی باز‌می‌گردد که از سوی مقامات آمریکایی و اروپایی در مذاکرات هسته‌ای ابراز و بیان می‌شود. باید نسبت به تک‌تک این رفتارها و گفتارها نگاهی واقع‌‌بینانه داشته باشیم. در حال حاضر، واشنگتن و‌ تروئیکای اروپایی به صورت بالقوه و حتی در مواردی به صورت بالفعل مستعد بر‌هم‌زدن میدان مذاکرات هسته‌ای از طریق طرح ادعاهای غیر‌عقلانی تازه هستند. وزیر امور خارجه آمریکا دارای سوء‌سابقه در جریان مذاکرات هسته‌ای است. این سوء‌سابقه در آذرماه سال گذشته در شهر وین به نقطه اوج خود رسید، جایی که کری به ناگهان به دستور مقامات مافوق خود یا همان لابی‌های صهیونیستی زیر میز مذاکره زده و در نهایت مذاکرات به مدت هفت ماه تمدید شد. همگان به یاد دارند که در جریان مذاکرات هسته‌ای آذرماه سال 1393 در شهر وین (که منجر به تمدید دوباره توافقنامه موقت ژنو شد) چه اتفاقی رخ داد. شاید بهتر باشد روایت آن دور از مذاکرات هسته‌ای را با استناد به اظهارات آقای دکتر ولایتی مرور کنیم: «اشتاین مایر وزیر خارجه آلمان ساعت 13:50 روز یکشنبه (2 آذرماه) گفت بیایید توافقاتی که به آن رسیده اید را مکتوب کنید. اما ساعت 14:30 آقای کری آمد و به یکباره برای همه تعیین تکلیف کرد و اعلام داشت این مذاکرات تا هفت ماه دیگر تمدید شود. همه متعجب شدند و هنوز هم کسی نمی‌داند چرا این اتفاق افتاده است. ولی من برای شما می‌گویم، به دلیل اینکه بنای آمریکایی‌ها بر این نیست که آن‌طور که حق است عمل کنند و آنچه می‌گویند با آنچه عمل می‌کنند متفاوت است.
بدون شک به‌رغم گذشت هفت ماه از آن زمان، شخصیت جان کری، لوران فابیوس، اشتاین مایرو فیلیپ‌هاموند تغییر پیدا نکرده است. از این رو چنانچه گارد بسته خود را در مقابل این افراد و ترکیب حفظ نکنیم، قدرت مواجهه با زیاده‌خواهی‌های آنها پای میز مذاکرات هسته‌ای را نخواهیم داشت.»
مروری بر مواضع اخیر مقامات اروپایی، ما را نسبت به اتخاذ گارد بسته نسبت به مقامات غربی بیشتر ملزم خواهد کرد. مقامات آمریکایی و اروپایی در آستانه برگزاری دیدارهای حساس در سطح وزرای امور خارجه، بر لزوم انعطاف‌پذیری کشورمان! در مذاکرات هسته‌ای و در راستای رسیدن به توافق نهایی تاکید می‌کنند! این موضع‌گیری قبلا نیز در آستانه ادوار حساس و تعیین‌کننده مذاکرات توسط طرف‌های مقابل تکرار شده است. همچنین نوع موضع‌گیری مقامات رژیم‌صهیونیستی نیز نشان می‌دهد که آنها نیز در این گردونه بازی هماهنگی را با شرکای غربی خود دارند. لوران فابیوس، وزیر امور خارجه فرانسه که در روزهای اخیر در یک سفر منطقه‌ای پس از مصر و اردن به اراضی اشغالی رفته است، در یک کنفرانس خبری مشترک با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی با اشاره به مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5 اظهار کرده است:
«ما باید در مرحله‌ای که هم‌اکنون در آن قرار داریم کاملا ثابت‌قدم باشیم. اگرچه هنوز مشخص نیست که تا پایان ماه ژوئن یک توافق بین‌المللی در خصوص برنامه هسته‌ای ایران حاصل شود. در حال حاضر سرنوشت توافق هنوز مشخص نیست. ما باید به‌طور شفاف و قاطعانه اطمینان یابیم که این یک توافق محکم خواهد بود.»
نکته مهم‌تر اینکه نتانیاهو نیز روی بازی متوازن مقامات آمریکایی و اروپایی در مذاکرات هسته‌ای حساب ویژه‌ای باز کرده است. ادبیات خاص نتانیاهو خطاب به لوران فابیوس این مساله را بیش از پیش نمایان می‌سازد: «از شما می‌خواهم که ثابت‌قدم باشید و از حصول یک توافق بد با ایران جلوگیری کنید.»
وزیر‌‌خارجه انگلیس در آستانه دیدار با وزیر‌خارجه ایران گفت که تهران باید در مذاکرات هسته‌ای انعطاف بیشتری از خود نشان دهد! اشتاین مایر، وزیر امور خارجه آلمان نیز اظهارات مشابهی را بر زبان رانده است تا پازل چیده شده مشترک توسط واشنگتن و ‌تروئیکای اروپایی را تکمیل نماید. بدیهی است که هشیاری و آگاهی کامل در برابر چنین هجمه حساب‌شده و مشترکی در برهه فعلی بیش از پیش لازم و ضروری به نظر می‌رسد...