اگر وزیر راه و شهرسازی استعفا نداد، عزل هم نشد و استیضاحی هم صورت نگرفت، یعنی آنکه قصور یا تقصیری متوجه شخص او نبوده است

حادثه برخورد دو قطار روز پنج آذر هفته گذشته اتفاق افتاد. نظر شما درباره این حادثه چیست؟
من فیلم صحبت آقای آخوندی را در دیدار با رهبر معظم انقلاب دیدم که درباره سیستم کنترل هوشمند قطار چه گفت. او می‌گوید خط تهران-مشهد مجهز به این سیستم بوده، ‌کارایی سیستم یادشده در پیشگیری از وقوع چنین حوادثی است، بنابراین توجیه تعویض شیفت و دلایلی از این دست اصلا قابل پذیرش نیست. اگر تعویض شیفت بخواهد حوادث دلخراش این چنینی را در پی داشته باشد ما باید مکرر شاهد غرق‌شدن کشتی‌ها، سقوط هواپیماها، تصادف قطارها و جان‌باختن بیماران در بیمارستان‌ها باشیم چراکه این حوزه نیز با تعویض چند نوبت شیفت در شبانه‌‌روز اداره می‌شود. معتقدم علامت سوال‌های جدی در ذهن ما وجود دارد و منتظر گزارش کمیسیون عمران مجلس از حادثه برخورد دو قطار هستیم. نظر آقای رضایی، رئیس کمیسیون عمران برای شخص من مفید ‌خواهد بود چون مشخص می‌کند که آیا یک سهل‌انگاری بوده یا موضوع دیگری است.
یک دیدگاه دیگر در توجیه حادثه آن بود که لکوموتیوران توانسته سیستم را از حالت هوشمند خارج کند، سوال اینجاست چه سیستم هوشمندی است که خیلی راحت از کار می‌افتد؟
گفته شده به‌رغم اخطارهای مکرر سیستم هوشمند، قطار با فرمان انسانی حرکت کرد و سرعت قطار هنگام برخورد حدود 130 کیلومتر بر ساعت بود و همین سرعت زیاد عامل انفجار و آتش‌سوزی شد، معتقدم اینها جز‌و علامت‌های سوال‌های جدی و بزرگ است که کمیته تحقیق مجلس و سیستم قضایی پاسخ این سوالات را باید پیدا کنند.
آقای جهانگیری گفته بود سیاسی‌کردن موضوع برخورد دو قطار ظلم به کشور است. به نظر شما انتقادهایی که می‌شود چه ماهیتی دارد؟
خیر، این موضوع ربطی به موضوعات سیاسی ندارد، بلکه این موضوع انسانی مربوط به حوزه افکار مردم و واکنشی به یک قصور است که عواملش هم الان وجود دارند. مثل حادثه سقوط یک هواپیما نیست که خلبان فوت شده باشد و بگویند او مقصر حادثه بود. الان لکوموتیوران بازداشت است، مدیران نیز حاضرند و سیستم کنترل هوشمند قطارها نیز وجود دارد. بالاخره این سیستم کنترلی اسفند سال 93 به‌طور رسمی افتتاح و به آن افتخار شد و باید ارزیابی عملکردی شود. اگر قرار باشد برای راه‌اندازی این سیستم‌ها هزینه‌های گزافی شود اما کاربردی نداشته باشند، اصلا منطقی نیست. در ثانی نوع رفتار با حادثه نیز جای تامل است. اینکه برای فرار از پاسخگویی بخواهند موضوع را سیاسی کنند، توجیهی ندارد. وقتی برای لغو یک سخنرانی جمع کثیری بسیج می‌شوند، دو رئیس قوه سریع موضع می‌گیرند و فضای مطبوعاتی و رسانه‌ای خیلی سریع به حرکت در‌می‌آید، در این باره نیز افکار عمومی نوع رفتارها در قبال این حادثه و از بین رفتن جان بسیاری از هموطنان را نیز‌ می‌کند.
به‌عنوان نماینده مجلس انتظار داشتید که آقای آخوندی از سمتش استعفا دهد؟
این یک امر طبیعی بود. حالا بستگی دارد که آقای آخوندی پیش وجدان خودش چقدر خود را مقصر بداند به نظر می‌رسد حتما او خود را مقصر نمی‌داند که استعفا نداده است اما آنچه ‌الان بخواهیم قضاوت کنیم لازمه‌اش آن است که پاسخ سوالات‌مان را دقیق جست‌و‌جو کنیم که گزارش کمیته تحقیق مجلس، گزارش بازپرسی دادستان و گزارش عملکرد سیستم هوشمند کنترل قطار می‌تواند مبنای قضاوت قرار گیرد چون یک احتمال هم وجود دارد که اصلا این حادثه خرابکاری یا تروریستی باشد.
الان یک دیدگاه مطرح می‌شود که اگر آقای آخوندی چه با استیضاح و چه با استعفا‌ از جایگاه وزارت کنار برود، وزارت عریض و طویل راه و شهرسازی برای هشت ماه بلاتکلیف می‌ماند و با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شود‌.
آنچه در جا‌به‌جایی‌ها اهمیت دارد ارزیابی عملکرد وزارتخانه‌ها‌ست. مردم قضاوت می‌کنند و اثر این قضاوت در انتخابات سال آینده مشخص می‌شود. یعنی مردم یک معدلی از عملکرد آقای روحانی در ذهن دارند و این معدل را در نوع رای خود اعمال می‌کنند، البته بستگی به رقبای آقای روحانی هم دارد که حرف جدیدتری داشته باشند یا نه. ماه گذشته سه وزیر «آموزش و پرورش»، «ورزش و جوانان» و «فرهنگ و ارشاد اسلامی» عزل شدند، بنابراین نوع رفتار آقای روحانی با وزیر راه و شهرسازی هم مورد قضاوت قرار خواهد گرفت و مجموعه اعمال اختیارات در عزل وزرا از جانب آقای روحانی بر معدل قضاوت مردم تاثیرگذار است. چون مردم بررسی می‌کنند ببینند چه اتفاقی افتاد که آقای رئیس‌جمهور وزرای خودش را برای تقویت کابینه تغییر داد.
یعنی می‌تواند سبد رای آقای روحانی را سنگین‌تر یا سبک‌تر کند؟
استیضاح عملکرد مجلس، استعفا باورپذیری آقای آخوندی و عزل نوع رفتار آقای روحانی است. البته اگر وزیر راه و شهرسازی استعفا نداد، عزل هم نشد و استیضاحی هم صورت نگرفت ‌معنی‌اش این می‌شود در افکار عمومی که قصور یا تقصیری متوجه شخص آقای آخوندی از جانب دولت نبوده است. هر کدام از این حالت‌ها رخ دهد در قضاوت جامعه و افکارعمومی موثر خواهد بود.
نگاه تکنوکراتیستی‌ در مسئولان دولت آقای روحانی برجسته است و الگوگیری از غرب را همواره مبنای توسعه کشور می‌دانند اما در غرب وقتی اتفاق یا حادثه‌ای رخ می‌دهد بالاترین مقام از جایگاه خود اعلام استعفا می‌کند و کنار می‌رود، حال آنکه چنین روحیه‌ای را ما در دولت آقای روحانی شاهد نیستیم، به نظر شما استعفای مدیرعامل شرکت راه‌آهن کفایت می‌کند یا انتظار بود خود وزیر استعفا دهد؟
یک مدیر کلان اجرایی همه ابزارها را در اختیار ندارد که مثلا لایه‌های پایین را شخصا کنترل یا عزل کند. یعنی اگر یک فردی در لایه‌های پایینی خطا کند مرجع رسیدگی به خطای او دایره بررسی تخلفات کارکنان دولت است، پس نمی‌توان یک انتظاری فراتر از توانش داشته باشیم. نکته دیگر آنکه بدنه دولت ما یک بدنه بوروکراتیک خسته و بسته است. یعنی‌ یک بدنه‌ای وجود دارد که وزرا آمدند و رفتند. نهایتا با تغییر وزیر ‌چهارمعاون یا مدیرکل عوض می‌شود اما بدنه اجرایی وزارتخانه دارد کار خودش را انجام می‌دهند، اینها با دولت‌ها جا‌به‌جا نمی‌شوند. این بدنه امکان دارد نافرمانی، سرپیچی یا خطا کند یا حتی بگوید چشم اما کار خود را پیش ببرند. این واقعیت بوروکراتیک دولت‌های ماست و نه فقط دولت فعلی. اما فارغ از این مباحث آقای آخوندی با این موضوع درست برخورد نکرد، باید خودش را به آذربایجان می‌رساند با خانواده‌های داغدار دیدار می‌کرد، حتی اگر با واکنش منفی هم مواجه می‌شد. متأسفانه نرفت. بعد از آن موضعگیری‌ها و جملات و عباراتی را به کار برد که «جای نگرانی نیست و مسافران بیمه هستند». معتقدم این ادبیات احساسات مردم به ویژه خانواده‌های عزیز از دست داده را بیشتر تشدید کرد. یعنی نگاه را بر پول گذاشت، در صورتی که خانواده‌های کشته‌شدگان حادثه همه مذهبی و متدین هستند و چشم‌انتظار عزیزان‌شان بودند.
پس شما معتقدید اگر ادبیات درست و مناسبی از سوی وزیر راه و شهرسازی به کار گرفته می‌شد، ابعاد احساسی قضیه کمتر بود؟
دقیقا، اگر او مشاوران درستی داشت یا تصمیم‌سازان مناسبی در دولت وجود داشتند می‌توانستند بهتر ادبیات بیانی آقای آخوندی را مدیریت کنند.