اکونومیست نوشت: اروپا احساس خطر می کند؛ با ریاست جمهوری 'ترامپ' و از دست رفتن دست پشتیبان آمریکا

نشریه انگلیسی اکونومیست روز شنبه در گزارشی نوشت: اروپا احساس خطر می کند؛ با ریاست جمهوری 'ترامپ' و از دست رفتن دست پشتیبان آمریکا؛ وحدت اروپا هم به خطر خواهد افتاد.

به گزارش مثلث آنلاین در این مطلب آمده است:
' دقیقا یک سال پیش 'باراک اوباما' رئیس جمهور پیشین آمریکا به این ارزیابی رسید که اتحادیه اروپا به کمک آمریکا احتیاج دارد.
با این مبنای فکری؛ مشاوران اوباما دست به کارمطالعه شدند و یک استراتژی را تهیه کردند بر پایه این اصول: آمریکا متحدان اروپایی اش را تقویت کند؛ سفرهای رئیس جمهور آمریکا به آن سوی اقیانوس اطلس بیشتر شود؛ انجام نمایشهای سیاسی و گفت و گوهای کوتاه برای دلگرمی اروپاییان انجام شود.
با این برنامه اقدام؛ اوباما بشدت نسبت به خطرات خروج انگلیس از اتحادیه اروپا موسوم به 'برگزیت' اظهار نگرانی کرد .
اوباما ضمن آن 'ماتئو رنتزی ' نخست وزیر ایتالیا که گرفتار مشکلات سیاسی داخل کشور بود را دعوت کرد به واشنگتن سفر کند تا از طرح وی برای برگزاری رفراندوم قانون اساسی حمایت کند .
اوباما آوریل گشته هم به 'هانوفر' آلمان سفر کرد.این سفر درظاهر امر به منظور محکم ساختن پیمان تجاری ماوراء اطلس صورت پذیرفت اما در حقیقت فرصتی ناب بود برای تقویت انسجام و وحدت اروپا . خاطره این حرکت اوباما هنوز هم در حافظه بروکسل (مقر اتحادیه اروپا) باقیست.
اما همه این برنامه سازنده به یک باره به شکست منتهی شد.
انگلیسی ها همه هشدارهای اوباما را که تذکر می داد انگلیس بعد از خروج از اتحادیه اروپا در هیچ معامله تجاری شرکت داده نخواهد شد و باید ته صف بایستد را زیر پا گذاشتند.
ایتالیایی ها هم به برنامه 'رنتزی ' برای اصلاح قانون اساسی پشت پا زدند و او را مجبور به استعفا کردند.
وانگهی از آن مهمتر, در آمریکا 'دونالد ترامپ' با پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری ظاهر شد و اعلام کرد که تمامی گفت و گوهای چند جانبه تجاری انجام گرفته میان آمریکا با اروپا را به قول کمیسیونر تجاری اتحادیه اروپا داخل 'فریزر' می گذارد.
مجموعه این رخدادها در سطح قاره های اروپا و آمریکا این حقیقت مسلم را ثابت کرد که مردم از اربابان سیاسی خود ناراضی اند . اوج این نارضایتی در رای مردم به ترامپ متجلی گشت.
لیکن؛ اگر اروپا واقعا به دنبال تغییر است، این تغییر به خوبی اما به سختی، با دستان آمریکا عملی است.
هفته گذشته ترامپ در مصاحبه با دو روزنامه انگلیسی و آلمانی اعلام کرد که از دیگر کشورها هم توقع دارد سیاست انگلیس را دنبال کنند و آنها هم از اتحادیه اروپا خارج شوند. وی اتحادیه اروپا را ' وسیله نقلیه آلمان' توصیف کرد.
ترامپ با حمله شدید به هم پیمانان اروپایی آمریکا گفت که این کشورها در هزینه های دفاعی شان خساست می کنند. او 'ناتو' را هم سازمانی ' منسوخ' دانست.
ترامپ سپس عنوان کرد که به همان اندازه که با 'انگلا مرکل' صدر اعظم آلمان اختلاف عقیده خواهد داشت به همان میزان هم با ' ولادیمیر پوتین' رییس جمهور روسیه خواهد داشت.
ترامپ همچنین از آزاد بودن رانندگی بین مرزهای اتحادیه اروپا ؛ قانونی که چندین دهه است اعتبار دارد نیز گلایه کرد و آن را حامل خطرات امنیتی برشمرد.
این سخنان ترامپ که تنها چهار روز مانده به مراسم تحلیف وی بیان شد؛ بازخوردی بسیار قوی داشت.
در زمینه اتصال دوسوی اقیانوس اطلس به نظر می رسد ترامپ بزرگ ترین شکاف را در این روابط از سال 1945 تا به حال ایجاد نماید.
آیا او به قولش عمل خواهد کرد ؟
ژنرال 'جیمز ماتیس' وزیر دفاع ترامپ روز جمعه گذشته رای اعتماد سنا را بدست آورد. این جمهوریخواه که بطور متعارف یک جنگ طلب سرسخت است هفته گذشته در سخنانی در جلسه رای اعتماد خود بشدت به روسیه حمله ور شد اما در عوض نفس وجود ناتو' را برای حفظ منافع آمریکا حیاتی دانست.
این تقابل دیدگاهها درون کابینه ترامپ چه معنایی خواهد داشت؟
شاید این یک استراتژی کاملا مهندسی شده است برای رد گم کردن دشمنان آمریکا.
شاید هم این تقابل اندیشه ها ثابت می کند که ترامپ در رویکردهای سیاسی اش بی پرواست.
شاید هم این اختلاف تفکر؛ نوید یک آشفتگی بوروکراتیک را می دهد که سبب خوشحالی رقبا و دشمنان آمریکا خواهد بود و موجب خواهد شد تا این دشمنان نهایت بهره برداری را از آن به عمل آورند.
در مورد آلمان؛ ترامپ چندان علاقه ای به این کشور از خود نشان نمی دهد. جالب است که پدربزرگ ترامپ از اهالی 'باواریا'ی آلمان بوده است.
البته آلمان هم در مقابل؛ اگر از این احساس ترامپ دچار دلهره شده باشد؛ اما به هر جهت در ظاهر هم که شده آن را بروز نمی دهد.
یکی از مقامات برلین گفته است که هرگاه ریزه کاری های 'یادداشت تفاهم بوداپست ' امضا شده به سال 1994 ترامپ یادآوری شود، او مطمئنا نظرش را در مورد پوتین تغییر خواهد داد.
در ' یادداشت تفاهم بوداپست' میان روسیه و اوکراین, کی یف موافقت کرد از میراث زرادخانه هسته ای اش به جا مانده از دوران شوروی سابق چشم پوشی کند و در ازای آن روسیه هم تضمین داد که به تمامیت ارضی اوکراین احترام قائل شود و این تمامیت حفظ شود.
اما درآلمان, سایر مقامات سرنوشت خود را به تصمیم گیری نهادهای آمریکایی اعم از کنگره و دولت و دستگاههایش و دستگاه نظامی و فرمانده جدید کل قوا (که خود رئیس جمهور است) گره زده اند.
اما تاریخ تکرار می شود.
در سال 1981 که 'رونالد ریگان' بر مسند ریاست جمهوری آمریکا تکیه زد؛ اروپایی ها حتی خوش بین ترین آنها هم احساس خطر کردند؛ منتها کمتر از یک دهه بعد شاهد فرو ریختن 'دیوار برلین ' بودند.
اما در مورد ترامپ موضوع اینجاست که او هیچ پیشینه ای در عالم سیاست و حکومت ندارد تا بتوان در موردش پیش بینی درستی انجام داد. خلق و خوی او به تناقض گویی؛ تمام پیش بینی ها در مورد او را ناممکن می سازد.
اما بسیاری از افراد به همین فرصتهای ناب در لابلای گفته های ترامپ هم بسنده می کنند و از آن مواضع و افق نگاهش را جاسوسی می کنند.
شاید اگر پوتین خود را یک دوست عرضه کند بتوان از سطح تنشها با روسیه کاست حداقل برای کوتاه مدت.
تهدید ترامپ به کنار کشیدن آمریکا از برنامه چتر امنیتی آمریکا؛ باعث خوشحالی اروپایی هایی خواهد بود که خواستار آنند هزینه های دفاعی دولتهای متبوعشان عمدتا داخل کشور مصرف شود.
امکان دارد این بلاتکلیفی که ترامپ به بدن سیاست جهان تزریق کرده است حرکتی در اروپایی ها ایجاد کند و آنها را به سمت رفع و رجوع اختلافات جزیی فیمابین شان سوق دهد و موجب شود یک سیاست خارجی مشترک ساخته و پرداخته شود.
اما خطرات ریاست جمهوری ترامپ برای اروپا فوق العاده بر مزیت های آن رجحان دارد.
به چند دلیل.
نخست آنکه؛ اروپای در حال فرسایش امکان دارد نسبت به لیبرالیسم ترامپ شک داشته باشد .
برای درک بهترموضوع نگاهی به انگلیس می افکنیم که به دنبال شرکایی تازه برای دوران پسابرگزیت است. ترامپ هم قول یک معامله تجاری وسوسه انگیز و ' خیلی فوری ' را به انگلیس داده است . هرچند قوانین بروکسل امکان انجام این معامله را فعلا نمی دهد.
دولت ملی گرای لهستان هم که دولتی منفور در اروپاست به دلیل آنکه دولت در داخل قدرتی مغایر با قانون اساسی اعمال می کند , اولین کاندیدای معامله کردن با ترامپ است .
گزینه های ترامپ برای دوست یابی اش در اروپا هم جالب است.
طوماری را که بازدید کنندگان از برج به رنگ طلای ترامپ از زمان انتخابات به بعد امضا کرده اند را باید دید. همه این امضا کنندگان از رهبران احزاب پوپولیست اروپا از کشورهای انگلیس ؛ اتریش ، و فرانسه هستند که پیروزی ترامپ را مهر اعتبار دستورکار خود و یورش به نظام حاکم می شمرند.
و اما امکان دارد قربانیان اصلی رویکردهای ترامپ در قبال اروپا در خارج از اتحادیه اروپا باشند.
خانم مرکل هفته گذشته در اظهاراتی گفت که سرنوشت اروپا در دستان خود این قاره است.
اما اتحادیه اروپا سخت در تقلاست تا کشورهای ضعیف قاره را هم به طور حاشیه ای زیر سلطه خود در آورد .
ترامپ گفته است که امکان دارد تحریمهای روسیه را سبک کند . این تحریمها در سال 2014 به دنبال تجاوز روسیه به اوکراین برقرار شد.
اگر ترامپ به این وعده خود عمل کند, این کار به فرض آنکه هیچ فایده ای هم نداشته باشد؛ اما مسلما هزینه هایی سنگین به دنبال خواهد داشت .
مشکل اینجاست که بدون پشتیبانی آمریکا؛ توافق عام اتحادیه اروپا بر سر تحریمهای روسیه برباد فنا خواهد رفت به خصوص اگر در فرانسه ' فرانسوا فیون' سیاستمدار گولیست و از هواداران ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ماه مه فرانسه به پیروزی برسد.
در مورد اوکراین هم اگر غرب کششی برای کی یف ایجاد نکند؛ بدیهی است که اوکراین به دامن روسیه مکیده خواهد شد .
جمهوریهای شوروی سابق در حوزه اقیانوس اطلس شامل مولداوی و گرجستان هم به حال خود رها خواهند ماند.
واما در بالکان هم امکان دارد تنشها به جوشش درآید، به ویژه اگر پوتین وسعت دخالتهایش در منطقه را بیش از پیش بسط دهد.
این یک اصل ثابت شده است که، پشتیبانی آمریکا چه سخت و چه نرم؛ همیشه ستون زیربنایی وحدت اروپا بوده است . حال اگر این ستون فرو بریزد ضایعه ای عمیق احساس خواهد شد.
البته این شرایط دائمی نخواهد ماند. دوره زمانی ریاست جمهوری آمریکا فقط 4 سال است. اما همین 4 سال هم کافی است تا اثراتی چنان قوی و ماندگار از خود برجای گذارد که جبران آسیب های آن به سادگی امکان پذیر نباشد .
اوباما در آخرین سفر خود به اروپا در نوامبر گذشته ، سعی کرد به متحدان آمریکا اطمینان خاطر دهد که رابطه دوسوی اطلس در دولت ترامپ هم زنده خواهد ماند.
اروپایی ها امیدوار باشند که در این سفر برخلاف سفرهای قبلی ؛ حق با اوباما بوده است . ''