حوادث سال 88 که به‌رغم همه زیبایی‌های اوقات انتخاباتش با ‌بی‌تدبیری عده‌ای به ناگه به فتنه‌ای غبارآلود بدل شد، حادثه‌ای نیست که بتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد

طی روزهای اخیر دو خبر روی خروجی برخی رسانه‌ها قرار گرفت که در یکی از آنها به نقل از محمدرضا تابش خبر از گفت‌وگوی اصلاح‌طلبان با سران نظام در جهت رفع محدودیت‌ها و ابراز ارادت خبر می‌داد و دیگری نیز اشاره به نامه‌نگاری سید‌محمد خاتمی خطاب به رهبر انقلاب داشت. به نظر شما این اقدامات در راستای چه استراتژی انجام می‌شود؟
من معتقدم در واقع سران فتنه و جریان فتنه در ایران همچنان از مواضع فتنه گرانه خود عدول نکرده و نسبت به عملکرد خود در فتنه 88 هم نادم و پشیمان نیستند؛ بلکه این افراد پس از فوت آقای هاشمی دچار خلاء راهبردی شدند و فاقد یک تکیه گاه مهم در نظام هستند.
از این منظر رهبران این جریان در پی آن هستند که با ایجاد یک حاشیه امن، زمینه بازگشت خود به حاکمیت را فراهم کنند. بنابر‌این، این قبیل اظهارنظرها از سوی اصلاح‌طلبان بیشتر از آنکه یک راهبرد را نشان دهد، خبر از انجام یک تاکتیک توسط آنها دارد.
آنها اگر قصد داشتند که از موهبات نظام اسلامی برخوردار شوند نباید تا به امروز فرصت‌ها را از دست می‌دادند، بلکه می‌بایست از فرصت‌های به‌وجود آمده استفاده و از فتنه آمریکایی - اسرائیلی اعلام برائت می‌کردند. بر همین اساس این اقدامات را تاکتیک و فریبکاری می‌دانم. واقعا جای سوال است که چرا امروز و پس از حدود 7 ‌سال این حس پشیمانی برای سران این جریان به‌وجود آمده است و در روزهایی که نظام به‌خصوص در عرصه بین‌المللی در شرایط بسیار سختی به سر می‌برد، با همین عذرخواهی به کمک نظام نیامدند تا خودشان هم در این مسیر اشتباه قرار نگیرند.
به نظر شما فوت آقای هاشمی جبهه اصلاحات را با خطر اقدامات رادیکال از سوی برخی جریان‌های آن مواجه خواهد ساخت که دست به چنین تاکتیک‌هایی می‌زنند؟
در حال حاضر اصلاح‌طلبان دچار یک سردرگمی‌ هستند چرا‌که اگر بخواهند یک چک سفید امضا به روحانی بدهند در واقع همه سرمایه اجتماعی خود را به پای رئیس‌جمهوری مستقری می‌دهند که نتوانسته به وعده‌های خود عمل کند و ایده مرکزی و اصلی او برای حل مسائل معشیتی نیز با شکست مواجه شده است.
این شرایط آنها را به بن‌بست می‌رساند؛ از یک سو حمایت از روحانی سرمایه اجتماعی آنها را تا حدود زیادی از بین خواهد برد و از طرف دیگر هم اگر نخواهند از روحانی حمایت کنند و با کاندیدای واقعی خود وارد صحنه انتخابات شوند، خطر دیگری آنها را تهدید می‌کند و آن هم اینکه وزن اجتماعی اصلی آنها مشخص می‌شود و دچار شکست می‌شوند که خطر مشکل دوم برای اصلاح‌طلبان کمتر از مشکل اول نیست، کما اینکه در سال 92 نیز مشاهده تغییر تاکتیکی محسوس آنها به سمت کاندیدای دیگری بود تا به هر نحو ممکن نتیجه انتخابات به نفع آنها رقم بخورد. بنابراین آنها برای گریز از این شرایط خود را ناچار می‌بینند که به نظام پناه بیاورند. من همچنان تاکید می‌کنم که این پناه آوردن تاکتیکی است و اگر قرار بود از اقدامات خود در فتنه پشیمان باشند باید زودتر از اینها دست به کار می‌شدند.
آیا اصلاح‌طلبان شخصیتی برای جایگزینی آن مرحوم دارند یا می‌خواهند با رئیس‌جمهور دولت اصلاحات جلو بیایند؟
هیچکس نمی‌تواند خلاء آقای هاشمی را برای جریان اعتدال و اصلاحات پر کند. آقای هاشمی به‌عنوان یک بالانس‌کننده و متعادل‌کننده در دل این جریان‌ها عمل می‌کرد و معتقدم بعد از این چالش و شکاف‌های بیشتری در دل این جریان دیده خواهد شد.
امکان اقدامات رادیکال‌تر هم وجود دارد؟
طیف‌هایی در درون این جریان وجود دارد که تمایل زیادی به رادیکال شدن دارند اما این تمایل به همه این افراد بازنمی‌گردد، چرا‌که در فتنه 88 هم اقتدار نظام را دیدند و هم سیلی مردم به آنها محسوس بود.