قاضی‌زاده هاشمی می‌گوید«معرفی نامزد که 15 روز یا یک هفته قبل از انتخابات نیز می‌تواند انجام شود. حالا باید دید استراتژی‌شان چیست؟

ارزیابی شما از آرایش انتخاباتی اصولگرایان چیست؟ جبهه مردمی نیروهای انقلاب اوایل دی‌ماه اعلام موجودیت کرد و خیلی‌ها از جمله شما بلافاصله حمایت خود را نشان دادند و گفتند که راهکار همگرایی اصولگرایان محسوب می‌شود، بعد از گذشت 2 ماه چقدر این مکانیزم توانست به اهداف خودش جامه عمل بپوشاند و نیروهای درون اردوگاه اصولگرایی را زیر یک چتر گرد هم بیاورد؟
به‌طور کلی گاهی اوقات در حوزه‌های مختلف همچون اجرایی و سیاسی ایده یا دیالوگی مطرح می‌شود که می‌گوییم این ایده یا دیالوگ موثر و مناسبی است. مهمتر از داشتن ایده خوب، اجرا و پیگیری خوب آن ایده است. پس موضوع در دو سطح باید بررسی شود؛ یکی آنکه ما چه ایده‌ای داریم و دوم آنکه آیا موفق می‌شویم آن طور که باید و انتظار می‌رود آن فکر و ایده را به اجرا درآوریم.
پس وقتی می‌توان صحبت کرد که نحوه اجرای ایده را ببینیم و در سطح اجرایی به بحث بنشینیم. مثلا فرض شود طرح هدفمندی یارانه‌ها خیلی خوب بود چون می‌گفت به جای آنکه یک یارانه عام در سطح گسترده به همه بدهیم، بیاییم برنامه توزیع یارانه‌ها را عوض کنیم و یارانه را مستقیم به گروه‌های هدف بدهیم اما دولت‌های مختلف در صحنه عمل نتوانستند این کار را درست به اجرا درآورند. ایده تشکیل جبهه مردمی ‌نیروهای انقلاب اسلامی یا جمنا این بود که پارلمان وسیعی متشکل از نیروهای وابسته به انقلاب اسلامی فارغ از چارچوب‌های سیاسی همچون چپ یا راست، اصولگرا یا اصلاح‌طلب به وجود آید و کسانی که رویکرد انقلابی نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند، عضو این پارلمان وسیع شوند؛ کسانی که برخاسته از گوشه گوشه این سرزمین هستند و آحاد فکری متدینین و انقلابیون را بدون وابستگی جریان خاص سیاسی نمایندگی می‌کنند.
وقتی چنین پارلمانی تشکیل شد براساس یک‌سری اصول و شاخص‌ها به مصادیق یا مصداقی برای ریاست‌جمهوری برسد. این مبانی گفتمانی جبهه مردمی ‌نیروهای انقلاب اسلامی بود که ما هم موافقیم به جای اینکه عده‌ای در مرکز براساس ائتلاف احزاب و گروه‌های سیاسی بنشینند، شورایی را درست کنند و آن شورای ائتلافی براساس بده‌بستان به شخص یا اشخاصی برسد، این پارلمان تصمیم‌گیری کند. طبیعت خود این رویکرد کاملا مبتنی بر تقوا و حق است که قابل پسند و دفاع محسوب می‌شود. منتها دوستانی که متولی این کار هستند باید اجزای این ایده و دیالوگ را حفظ کنند و آن را به سرانجام برسانند.
آیا بعد از 2 ماه متولیان و دست‌اندرکاران مجموعه جبهه مردمی ‌نیروهای انقلاب اسلامی توانستند به اهداف اعلامی‌ خود جامه عمل بپوشانند؟
من گرفتاری زیادی در مجلس دارم. دوستان شاخه‌های مختلفی را در جبهه مردمی ‌نیروهای انقلاب تشکیل دادند، جلسات زیادی گذاشتند و من را هم به شاخه نمایندگان و شاخه پزشکان دعوت کردند، منتها فرصت نکردم در هیچ کدام از جلسات شرکت کنم بنابراین از نزدیک هیچ درک روشن و واقعی و نزدیک به واقعیت از این موضوع ندارم.
از دور چطور؟
از دور حرف‌های مختلفی شنیده می‌شود. هم حرف‌های مثبت و هم نقطه نظرات انتقادی. حرف‌های مثبت این است که گروه‌های مختلفی می‌پیوندند و اعلام حمایت و همراهی می‌کنند. نظرات انتقادی هم سر شکل‌گیری و جمع‌آوری نیروها در استان‌ها و شهرستان‌هاست. حالا تازه در مرحله سازمانی و تشکیلاتی قرار دارند، در مرحله بعد آقایان باید وارد بررسی و تدوین اصول و تعریف شاخص و در نهایت تعیین مصداق شوند که آن خود بحثی جنجالی است و مستوفی مربوط به خود را دارد.
در مجموع جبهه مردمی‌ نیروهای انقلاب اسلامی آیا بعد از 2 ماه گامی ‌به پیش برده است؟
اگر منظور این است که روی انتخابات ریاست‌جمهوری اثر بگذارد باید در گذر زمان ببینیم چه می‌شود یعنی آیا می‌تواند روش سیاست‌ورزی کنونی مرکزگرا و از بالا به پایین را تغییر دهد و آن را جمع‌گرا و از پایین به بالا کند؟ اگر دوستان بتوانند این مفهوم را جا بیندازند و ادامه دهند. موضوعی است که باید در آینده آن را ببینیم. این کار فارغ از نتیجه‌ای که در انتخابات ریاست‌جمهوری رقم خواهد خورد، خودش خیلی ارزشمند است.
یعنی ممکن است ما تا انتخابات ریاست‌جمهوری آثار و نتایج شکل‌گیری جبهه مردمی ‌نیروهای انقلاب اسلامی را نبینیم؟
یک سطح سازماندهی و یک سطح مفاهیم‌سازی برای نیروهای انقلابی است. به عبارت بهتر حالا ما این جمع را دور هم آوردیم، «ثم ماذا؟» چه نتیجه‌ای می‌خواهیم بگیریم؟ با چه ادبیاتی می‌خواهیم یک کنش سیاسی و اجتماعی در جامعه انجام دهیم. اگر کنش ما مبتنی بر ارزش‌های اصیل انقلابی باشد به معنای دفاع از ارزش‌های اسلامی و انقلابی، نفی خود و منیت خود و تلاش و رقابت برای خدمت باشد؛ این موثر است. مثال می‌زنم خدا حضرت آیت‌الله خوشوقت را رحمت کند، ایشان می‌گفت اصلح هیچ وقت خود را عرضه نمی‌کند.
اصلح متدین و با‌تقواست. کدام اصلح و با‌تقوایی می‌آید برای کسب مسئولیت خود را عرضه ‌کند؟ جایگاه ریاست‌جمهوری و نمایندگی مجلس شورای اسلامی این است که افرادی از جانب مردم بیایند و مسئولیت این امور را در حوزه اجرا و تقنین برعهده بگیرند تا وظایف دینی‌شان را انجام دهند.
یعنی همه مردم وظیفه داشتند در حوزه قانونگذاری مشارکت داشته باشند اما چون ممکن نبود که همه در یک محل جمع شوند، عده‌ای به نمایندگی مردم می‌آیند و مجلس را تشکیل می‌دهند. در حوزه اجرا نیز همین طور است؛ وزیری که مسئولیت وزارت جهادکشاورزی را قبول می‌کند در واقع همه مردم را در اداره این وزارتخانه با هدف خدمت به جامعه اسلامی نمایندگی می‌کند. کدام آدم متدینی که باید جواب این دنیایی و آن دنیایی را بدهد حاضر است گردنش را زیر چنین باری بگذارد؟ ذات اصلح آن است که خود را عرضه نمی‌کند، باید او را پیدا کرد و به میدان آورد. وقتی او را کشف کنیم او انکار و فرار می‌کند، نه از آن جهت که بخواهد ادا در‌بیاورد، خیر، با تمام وجود مبارزه می‌کند تا این مسئولیت سنگین برعهده او قرار نگیرد.
بعد از رحلت امام رفتار مقام معظم رهبری را ببینید. ایشان تا جایی که توانستند مصداق رهبری انقلاب اسلامی را به کسان دیگری سوق دادند وقتی سراغ ایشان آمدند به‌شدت مخالفت و جلسه را ترک کردند. این مدل رفتار اصلح است ولی وقتی کار به گردنش افتاد با تمام قوت مسئولیتش را پیگیری می‌کند. ما الان گزینه اصلح داریم. گزینه‌هایی داریم که همین برخورد را می‌کنند یعنی با تمام وجود آب پاکی روی دست ما می‌ریزند ولی اگر به این نتیجه رسیدیم آنها هستند که می‌توانند گره از کار کشور باز کنند باید نخبگان سیاسی اصرار کنند و بروند مثل مردم که پاشنه در خانه علی را کندند، پاشنه در خانه آنها را بکنند و آنها را به میدان بیاورند و مسئولیت بر گردن‌شان بگذارند.
این مدل کنش سیاسی اگر اتفاق بیفتد نشان می‌دهد این جمع متدینین در روش و منش نیز کنش‌شان مطابق با فکرشان بوده است والا اگر عده‌ای بدوند جلو که ما هستیم و همین‌ها به رسمیت شناخته شوند و یکی از میان‌شان انتخاب شود اقدامی ‌سکولار است. به عبارت دیگر کسانی که بیشتر لابی و سلام و علیک می‌کنند و قول و قرار می‌گذارند اگر بخواهیم از بین اینها کسی را انتخاب کنیم، ظاهرمان مومنانه اما رفتارمان سکولار است.
جبهه مردمی ‌نیروهای انقلاب اسلامی اول می‌گفت ابتدای بهمن نشست مجمع عمومی خود را با حضور 2500 نیروی انقلابی از سراسر کشور برگزار می‌کند، بعد گفت اواسط بهمن و سپس گردهمایی به اواخر بهمن موکول شد. وقتی 2 ماه طول کشید و این مجمع برگزار نشد آیا در 3 ماه آینده می‌توانند پروسه تعیین نامزد را تکمیل کنند؟
باید دید هدف این مجموعه چیست؟ من نمی‌دانم نهایت کار این مجموعه براساس هدفگذاری انجام شده کجاست؟ اگر هدف معرفی گزینه است می‌توانند، چون بعد آن گزینه یا گزینه‌ها هستند که ستاد تشکیل می‌دهند و کارهای مربوط به انتخابات را دنبال می‌کنند اما اگر هدف‌شان این باشد که خودشان نیز ستاد عملیاتی و اجرایی داشته باشند حتما دیر شده است.
طبق صحبت‌ها و مواضعی که اتخاذ شد قرار بود نامزد واحد اصولگرایان از داخل این مکانیزم در‌بیاید؟
معرفی نامزد که 15 روز یا یک هفته قبل از انتخابات نیز می‌تواند انجام شود. حالا باید دید استراتژی‌شان چیست؟ آیا می‌خواهند از همان اول با یک گزینه بیایند یا نه، چند نفر بیایند و بعد یکی شوند؟ من چون در مباحث‌شان نیستم نمی‌دانم تحلیل‌شان در چه سطحی است. من شنیدم دوستان می‌خواهند 5 گزینه معرفی کنند یعنی نظرشان روی تعیین یک گزینه واحد نیست.
این‌طور اعلام شد که 5 نفر را مجموعه جمنا انتخاب می‌کند. آنها در انتخابات ریاست‌جمهوری ثبت‌نام می‌کنند، بعد که شورای نگهبان اعلام نظر خود را درباره صلاحیت نامزدها انجام داد، از میان افراد تایید صلاحیت‌شده یک نفر می‌ماند و بقیه به نفع او کنار می‌روند.
منظور این است که می‌خواهند در چه سطحی ورود کنند. بنابراین من نمی‌توانم نظر بدهم. یعنی بحث اجرایی و برنامه جمنا را از من سوال نکنید چون خیلی از فضای آن مجموعه دور هستم.
بالاخره چند مکانیزم قرار است برای وحدت اصولگرایان شکل بگیرد؟ مصاحبه‌های زیادی از افراد مختلف اصولگرا در چند روز گذشته انجام شده است که جبهه مردمی ‌نیروهای انقلاب اسلامی تنها راهکار همگرایی نیروهای اصولگرا نیست و می‌توانند مکانیزم‌های دیگری هم در این مسیر نقش‌آفرینی کنند، نظر شما چیست؟
بله مکانیزم دیگری هم هست. دوستان دیگری هم تلاش کردند و اقدامات مختلفی هم در حال انجام و شکل‌گیری است. من اینها را نه نفی و نه تایید می‌کنم چون معتقدم جواب این سوال مهم است که با چه روشی می‌خواهیم به چه گزینه‌ای برسیم. من از دیالوگ جبهه مردمی ‌حمایت کردم چون می‌خواست محیط‌گرایی را جای مرکزگرایی و تصمیم‌گیری پایین به بالا را جایگزین تصمیم‌گیری بالا به پایین کند. معتقدم این دیالوگ درستی است، بنابراین از آن حمایت کردم ولی خود من نگاه می‌کنم ببینم اصلح کیست و تا روز آخر تلاش می‌کنم که اصلح به میدان آید، چه موفق شوم چه نشوم. اگر موفق نشوم به موجودین در میدان نگاه می‌کنم تا ببینم اصلح کیست. اصلا منتظر نمی‌شوم 4 تا گروه و حزب یک نفر را معرفی کنند و من هم به او رای دهم. من باید در حمایت از یک نامزد حجت شرعی داشته باشم.
اسفندماه سال گذشته شما به مثلث گفتید که انتخابات مجلس شورای اسلامی نشان داد مردم به گفتمان اقبال می‌کنند و مردادماه امسال نیز مصاحبه دیگری انجام دادید و گفتید وضعیت در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 همچون سال 84 و 92 است که مردم به گفتمان نامزدها توجه می‌کنند و رای می‌دهند، آیا همچنان روی این نظر هستید؟
بله، اما باید معلوم شود که آن نامزد با باور قلبی خود یک گفتمانی را مطرح می‌کند. یکی به نعل یکی به میخ نمی‌زند. شفاف سخن می‌گوید. آقای روحانی در نظرسنجی اول نزدیک 5/2 درصد محبوبیت داشت اما گفتمانی که طرح کرد با شخصیتش می‌خواند یعنی گفت دنبال اعتدالم و اعتدال را هم تعریف کرد و مشخصات آن را برشمرد. آقای هاشمی و آقای خاتمی و دیگران هم از او حمایت کردند.
آقای احمدی‌نژاد هم آن دیالوگی که به کار برد با سابقه و شخصیتش هماهنگی داشت. اگر نامزدی گفتمانی را بیان کند که با خصوصیات شخصیتی و سابقه کاری او هماهنگ باشد و مردم هم این توانایی اداره کشور و قرار گرفتن در جایگاه دوم نظام را در او ببینند، نتیجه طور دیگری می‌شود.
شما می‌گویید اگر مثل سال 84 یا 92 کاندیداهای متکثری حتی از جناح اصولگرا هم بیایند گفتمان نامزدهاست که مورد توجه قرار می‌گیرد، تعدد نامزد از یک جناح سیاسی رای‌شکن نیست؟
بله، خیلی وحدت و مدحت به نظر من موضوعیت ندارد. حالا هنر جایی مثل جمنا یا سایر مکانیزم‌های مشابه ایجاد وحدت نیست. انتخاب گزینه مناسب است. گزینه درست اگر انتخاب و معرفی شود خودش می‌تواند حول خود وحدت ایجاد کند. وحدت زورکی به‌وجود نمی‌آید و دل‌ها به زور همراه نمی‌شود. نیروهایی که از سر اجبار برای یکی کار کنند حداکثر آن است که به او رای می‌دهند. اما برایش جانفشانی نمی‌کنند. مدل نیروهای اعتقادی و حزب‌اللهی کف خیابانی این است. نیروهای حزب‌اللهی اعتقادی هستند. باید کسی را که مطرح می‌شود با دلشان بپذیرند تا حاضر بشوند راه بیفتند و از شب و روزشان بگذرند چون نگاه‌شان خدمت به نظام است. یعنی اگر ببینند نامزد معرفی شده در حد خدمت به نظام است برای معرفی‌اش به جامعه با تمام وجود کار می‌کنند اما اگر نسبت به گزینه‌ای شبهه داشته باشند آن کنش را انجام نمی‌دهند.
مدل وحدت در عین کثرت موفق است یا خیر؟
من این حرف‌ها را بلد نیستم و نمی‌فهمم چون همه‌اش ابزار، مدل و روش است، هیچ کدام هدف نیست. براساس صحبت‌های آیت‌الله خوشوقت ما وظیفه داریم اصلح را بشناسیم و با تمام وجود از او بخواهیم تا به میدان بیاید. امام‌حسین‌(ع) با وجودی که به نامردی کوفیان آگاه بود براساس اصرار مردم حجت به او تمام شد و آمد. وظیفه روش مومنانه انتقال قدرت یا پذیرش مسئولیت این است؛ هر روش دیگری، روش سکولار غیردینی است ولو اینکه توسط مومنان انجام شود.
یعنی شما معتقدید اصولگرایان اگر واقعا اعتقاد قلبی‌شان به اصلح است باید بروند در خانه او را از جا در‌بیاورند؟
بله، باید اصلح را پیدا کنند و وظیفه شرعی این است که تمام کاندیداهای مطرح کنونی جمع شوند و سراغ او بروند و بگویند «تو بهتر از ما هستی و تو باید بیایی» تا حجت بر اصلح تمام شود و به صحنه بیاید.
اما برخی معتقدند تاکید به حمایت اصلح یک نوع بازی سیاسی برای فرار از وحدت و همگرایی با سایر اصولگرایان است.
بازی سیاسی است یا نیست را ما نمی‌فهمیم. چون اهل بازی نیستم، چیزی را که فکر می‌کنم درست است می‌گویم.