در حالی که برخی چهره‌ها در چند هفته اخیر یک پروژه سیاسی تحت عنوان آشتی ملی را دنبال می‌کردند هفته گذشته رهبر معظم انقلاب با سخنان مدبرانه خود در این خصوص نکات مهمی ‌را مطرح فرمودند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به تعبیر مطرح‌شده در روزهای اخیر با عنوان «آشتی ملی» اشاره و با بی‌معنی دانستن این تعبیر و انتقاد از پر و بال دادن به آن در روزنامه‌ها، گفتند: «مگر مردم با هم قهر هستند که بخواهند آشتی کنند؟ قهری وجود ندارد، البته مردم ما با کسانی که در سال ۸۸ به روز عاشورای حسینی اهانت کردند و با قساوت و لودگی و بی‌حیایی، جوان بسیجی را در خیابان لخت کردند و کتک زدند، قهر هستند و با آنها آشتی هم نمی‌کنند.» ایشان افزودند: «البته کسانی که با اصل انقلاب مخالف بودند و می‌گفتند «انتخابات بهانه است و اصل نظام هدف ماست»، عده‌ای معدودند و در مقابل اقیانوس عظیم و پر‌طراوت ملت ایران، فقط یک قطره کوچک هستند.» رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: «مردم ایران در جایی که پای اسلام، ایران، استقلال و ایستادگی مقابل دشمن در میان است، با همه وجود ایستاده و با یکدیگر متحد و مجتمع هستند، البته ممکن است در فلان قضیه سیاسی دو نفر با هم اختلاف‌نظر داشته باشند، اما این چیز مهم و موثری نیست و مساله‌ای عادی و طبیعی به‌شمار می‌رود.»‌ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تاکید کردند: «اقیانوس خروشان، منسجم و متحد ملت باید روز به روز تقویت شود.» این سخنان روشنگرانه رهبر معظم انقلاب در واقع طرح برخی جریانات را برای فضای سیاسی آن هم درآستانه انتخابات نقش بر آب کرد.

در زمین تعیین شده بازی نکنیم
از زمان بیان سخنانی در مورد طرح موسوم به آشتی ملی برخی چهره‌های انقلابی و رسانه‌ای به روشنگری درباره پشت پرده این پروژه سیاسی پرداخته بودند. از جمله این افراد دکتر رضا سراج است. او در کانال تلگرامی‌خود در این زمینه نوشت:
«درگذشت مرحوم رفسنجانی و اثبات این واقعیت که از این پس نام‌هاشمی، فاقد قدرت تحریک‌کنندگی برای جامعه است؛ جریان فتنه را وادار به چاره‌جویی جهت خروج از بحران کرد.»

اهداف پروژه آشتی ملی چیست؟
1- خروج از بحران و بن‌بست پسا‌هاشمی
2- فرصت‌سازی از مواضع ضدایرانی ‌ترامپ
3- اعتبار بخشیدن به ایجاد دوگانه جنگ / صلح
4- به مُحاق بردن بی‌کارنامگی دولت روحانی
5- بازنگه داشتن دریچه مذاکره با آمریکا
6- فرار از پاسخگویی به خسارات برجام
7-تغییر مطالبات از حوزه اقتصادی به سیاسی
8-ایجاد اختلاف و شکاف در جریان انقلابی
9-بازی بُرد در صورت مخالفت با آشتی ملی

نتیجه:
پروژه آشتی‌ملی بر القای دو انگاره نادرست وقوع تهدید خارجی و عدم انسجام اجتماعی استوار است. از همین رو نباید در زمین تعیین شده فتنه‌گران بازی کرد. بی‌محلی و عبور هوشمندانه جریان انقلابی از این دام، فتنه‌گرایان و غربگرایان را از درون درگیر می‌سازد. ضمن آنکه پروژه آشتی ملی محلی از اِعراب ندارد؛ چرا که مردم در 22بهمن هم به لفاظی و تهدید‌ترامپ پاسخ گفتند و هم انسجام ملی را به نمایش گذاردند.»
حسین شریعتمداری نیز در یادداشتی در روزنامه کیهان با عنوان «باز چه خوابی دیده‌اید؟!» در این باره نوشت: «اصرار عده‌ای برای به فراموشی سپردن جنایات بزرگی که مرتکب شده‌اند و تلاش برای ورود دوباره به ساختار نظام که این روزها در پوشش آشتی ملی مطرح می‌کنند، با دو انگیزه خاص صورت می‌گیرد. این احتمال وجود دارد و احتمال قوی‌ نیز هست که طرح «آشتی ملی» را با هدف حاشیه‌سازی و سرگرم کردن مردم به میدان آورده‌اند تا از این طریق روی ناکامی‌های پی‌درپی و وعده‌های بر زمین مانده دولت که متأسفانه برخی از اصحاب فتنه در آن نقش موثری داشته‌اند، سرپوش بگذارند. جماعت یاد‌شده در اصرار خود برای «آشتی‌ملی»، توضیح نمی‌دهند مگر ملت با یکدیگر در قهر و تقابل به سر می‌برند که «آشتی ملی» ضرورت پیدا کرده باشد؟پیشنهاد «آشتی ملی» از سوی کسانی مطرح می‌شود که برخی از آنان مطابق اسناد غیرقابل انکار موجود در جریان فتنه آمریکایی - اسرائیلی ۸۸ آشکارا نقش پادوهای مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس را برعهده گرفته بودند. سران و اصحاب فتنه، ننگ تحت‌الحمایه آمریکا و اسرائیل و کشورهای اروپایی و شیوخ دست‌نشانده عرب بودن را به جان خریدند، آنجا که نتانیاهو آنان را «بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران»! نامید.»
مهدی محمدی هم در اظهارنظری در این مورد در کانال تلگرامی‌خود نوشت: «محمد خاتمی امروز نمادی است از ورشکستگی یک جریان سیاسی در ایران. روزی که سخنش خریدار داشت، نقش تفنگچی اسرائیل در ایران را بازی کرد. تیرش که خطا رفت، تفنگ شکست و اسب از نفس افتاد، خیال کرد می‌تواند «مرشد پس صحنه» باشد و امور را به سرانگشت تدبیر بچرخاند. متقاعدش کرده بودند خلایق یکسره گوش به فرمان ایستاده‌اند تا صدای او را «تکرار» کنند. حقیقت فاش درباره قضایای ٨٨ را انکار کرد و هنوز هم بر همان مرام است که بود. حالا نغمه آشتی‌ساز کرده است. نبود آقای هاشمی احتمالا مهم‌ترین علتی است که او را به این بازی جدید کشانده منتها هنوز توجه ندارد که از همان راه سابق اگر برود جز به مقصد سابق نخواهد رسید. قضایای ٨٨ خیلی مرزها را جابه‌جا کرده و آنجا که خاتمی در آن ایستاده، در مرزبندی‌های جدید، مدت‌هاست بخشی از جامعه سیاسی ایران محسوب نمی‌شود. اگر همه چیز فقط یک کلاهبرداری جدید نیست، ابتدا راستش را به مردم بگویند.» در تحولی دیگر، عبدالله گنجی هم نوشت: «مساله‌ای به نام «آشتی ملی» را چند سال پیش کرباسچی طرح کرد، سپس خاتمی و روحانی در آن دمیدند و تعداد دیگری از اصلاح‌طلبان یا آن را تایید کردند یا با فرار به جلو شروطی را برای آنچه خود طرح کرده بودند گذاشتند. طبیعتا طرح این مساله براساس یک «نیاز» عنوان می‌شود، اما باید دید بین این نیاز و «مساله» و «گره» موجود چه نسبتی وجود دارد؟ توقع «شتر دیدی، ندیدی» یا «نه خانی آمد و نه خانی رفت» واقعا ساده‌اندیشانه است؛ چرا‌که گره و مساله به‌عنوان یک واقعیت وجود دارد و هیچ گامی‌جهت باز کردن یا عبور از مسائل پیشین دیده نمی‌شود و استخوان لای زخم همچنان باقی است. البته اصلاح‌طلبان طیف و پیوستار هستند و در اینجا‌، همه آنان مدنظر نیستند. طرح آشتی ملی از آن جهت بحث انحرافی است که نه مساله آنان با نظام «ملی» است و نه کل جناح را در‌برمی‌گیرد. بسیاری از اصلاح‌طلبان در دولت و نظام و مجلس حضور دارند، بنابراین نه‌تراز، ‌تراز ملی است و نه مساله گفت‌وگوی جناح‌هاست. اصلاح‌طلبان ناب تلاش می‌کنند مسائل خود با نظام را به جناح مقابل ارجاع دهند تا منازعه را سیاسی و یا سطح آن را تقلیل دهند. بنابراین اول باید بپذیرند که مساله آنان با نظام است، دوم اینکه شرط هر گذشت و تبرئه‌ای تشکیل دادگاه است. دادگاه پیش‌نیاز تبرئه است. حال که نظام هیچ دادگاهی تشکیل نداده است با «خوداظهاری» به صورت رسمی و علنی دو مساله را حل کنید. شجاعت گفتن عدم تقلب را داشته باشید، همانگونه که جسارت اتهام آن را داشتید. از ضد انقلاب و ساختارشکنان ابراز برائت کنید و شعارهای طرح شده علیه اصل انقلاب و نظام را محکوم کنید.»