جبهه پایداری در تازه‌ترین اعلام مواضعش به جبهه مردمی نیروهای انتخاب نزدیک شده است. تحلیل‌گران این مواضع را امیدی برای رسیدن به یک نامزد واحد در انتخابات ریاست‌جمهوری قلمداد کرده‌اند.

در شرایطی که تصور می‌شد جبهه پایداری بنا دارد به صورت قطعی راهی جدا از جبهه مردمی ‌برگزیده و با ایده‌ای دیگر وارد انتخابات ریاست‌جمهوری شود، تازه‌ترین تحولات نشان از آن دارد که موضع آنها تغییر کرده و وحدت امکان‌پذیر‌تر از قبل شده است.
تازه‌ترین خبر در این مورد را مرضیه وحید‌دستجردی مطرح کرده است. او پیرامون دیدار اعضای جبهه مردمی ‌با آیت‌الله مصباح یزدی، گفت: «تا‌کنون دوستان هیات موسس جمنا با ایشان دو جلسه برگزار کردند که جلسات مفیدی بود.سخنگوی جبهه مردمی ‌نیروهای انقلاب افزود: «آیت‌الله مصباح‌یزدی در این دیدارها نظرات بسیار خوبی را بیان کردند و این جلسات ادامه خواهد داشت. به نظر می‌رسد این نظرات تاثیر گذار بود که اخیرا صحبت‌های خوبی را از ناحیه جبهه پایداری شنیدیم. او با اشاره به اظهارت دبیرکل جبهه پایداری مبنی‌براینکه جبهه مردمی ‌به نامزد اصلح برسد حتما حمایت می‌کنیم، بیان‌کرد: «صحبت‌های آقای حاج آقاتهرانی بسیار خوب و امید‌وار‌کننده است و برداشت ما این است که جبهه پایداری به تعامل مثبت و مفیدی در آینده نزدیک با جمنا خواهد رسید و ما از این تعامل استقبال می‌کنیم و جلسات مشترک با جبهه پایداری ادامه دارد.» سخنگوی جبهه مردمی‌ نیروهای انقلاب درباره اینکه پایداری چه زمانی برای اعلام حمایت رسمی اقدام می‌کند، بیان کرد: «این جلسات را با جبهه پایداری ادامه می‌دهیم، بنابراین سخنان امیدوار‌کننده از سوی جبهه پایداری برای ایجاد اتحاد به‌دنبال جلسات مشترک عنوان و ایراد شد و امیدواریم در این مسیر به وحدت برسیم.»
وحید‌دستجردی در پاسخ به اینکه آیا تعلل جبهه پایداری برای پیوستن به جبهه مردمی‌ به دلیل عدم‌همراهی جلیلی با جمنا است، گفت: «خیر به نظر نمی‌آید موضع جبهه پایداری ارتباطی با جلیلی داشته باشد و هنوز آنها کاندیدای خود را اعلام نکرده‌اند.» سخنگوی جبهه مردمی ‌نیروهای انقلاب درباره اینکه تعلل پایداری به دلیل عدم‌همراهی جلیلی با جمناست، گفت: «به نظر نمی‌آید موضع جبهه پایداری ارتباطی با جلیلی داشته باشد و هنوز آنها کاندیدای خود را اعلام نکرده‌اند.»
دستجردی با بیان اینکه از بین 50 نفری که برای کاندیداتوری معرفی شده یا اعلام کاندیداتوری کرده‌اند، آقای جلیلی نیز مطرح هستند،‌ یادآور شده است:‌ «با اینکه آقای جلیلی اعلام نکرده است که جبهه مردمی ‌را قبول دارد اما نظر همه دوستان در هیأت موسس این بود که نظر دوستان پذیرفته شود و نام آقای جلیلی به رای گذاشته شود تا ببینیم آیا جزو 10 نفری که بالاترین رای را می‌آورد،‌ هست یا خیر.»
اشاره او به سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین آقاتهرانی بود که گفته بود: «حمایت از نامزد اصلح جبهه مردمی ‌انقلاب را وظیفه دانسته و اگر واقعا به اصلح برسند دوستان را یاری خواهیم کرد.» دبیرکل جبهه پایداری با اشاره به تشکیل جبهه مردمی ‌نیروهای انقلاب اسلامی گفت: «دعا می‌کنیم که موفق باشند، رای ملت زمانی است که مردم اعتماد کنند. اگر مردم صداقت ببینند می‌آیند. آیت‌الله مصباح می‌فرمایند در ارتباط با خدا باید خلوص، در ارتباط با ولی‌فقیه تبعیت و در ارتباط با مردم صداقت داشت که راه را هموار می‌کند، اگر این سه کار انجام شود موفق می‌شویم و هر جا به این سه نکته نزدیک‌تر شدیم بهتر جواب داده است.» دبیرکل جبهه پایداری با بیان اینکه یکی از علت‌های شکست‌های گذشته یکی از این سه پارامتر است، اظهار داشت: «اگر سخن رهبر‌انقلاب را تفسیر به رای کنیم غلط است بلکه آن چیزی که ایشان می‌فرمایند را باید درست عمل کرد.» وی با اشاره به همکاری جبهه پایداری با جبهه مردمی ‌نیروهای انقلاب اسلامی ادامه داد: «پس از پنج ماه جبهه مردمی ‌به سراغ ما آمد، در حالی که بسیاری از کارها شده است؛ اما دعا می‌کنیم که دوستان در بهترین راه موفق باشند و به اصلح برسند و اگر واقعا به اصلح برسند دوستان را یاری خواهیم کرد.» او با بیان اینکه ما به وظیفه خود عمل می‌کنیم، ابراز داشت: «ما نتیجه را بیرون از تکلیف نمی‌دانیم، برخی خیال می‌کنند که نتیجه برای ما مهم نیست، واقعا دلمان می‌خواهد که آقایان به اصلح برسند و اگر رسیدند بحث وحدت دیگر مطرح نیست بلکه وظیفه می‌دانیم بایستیم و حمایت کنیم حتی از ما نباشد چون از شاخصه‌ها این نیست که شخص پایداری باشد.باید برای این انقلاب که شهدای بسیاری داده شده، دل بسوزانیم و برای پیشرفت و اعتلای هرچه بیشتر آن تلاش کنیم.»

روایت یک اختلاف سلیقه
مباحثات رسانه‌ای گویا از این اظهارنظری شبیه به آنچه حسین طلا گفته آغاز شده بود: «اگر مبنا را بر این بگیریم که آقای روحانی رئیس‌جمهور مستقر و یک طرف معادله است، فکر می‌کنم طرف مقابل می‌تواند وحدت را در عین کثرت ایجاد کند و آن «نه به روحانی» است بنابراین هر نامزد اصولگرایی که می‌آید رقیب اصلی‌اش باید آقای روحانی باشد، یعنی آقای روحانی را نقد کند و موجب ریزش آرای آقای روحانی شود چون جامعه آمادگی پذیرش دارد. نهایتا با وحدتی که در عین کثرت اتفاق می‌افتد، هر که به مرحله دوم رسید، همه با او وحدت خواهند کرد، حالا قدیمی‌ باشد یا جدید.»
حسین طلا که این حرف‌ها را می‌گفت یک نکته دیگر را هم به همه یادآوری کرده بود: «بعید می‌دانم در مرحله اول کل جریان اصولگرایی روی یک کاندیدا تفاهم کنند. در واقع این فرد نزدیک به جبهه پایداری تلاش کرده نسخه «هر کسی کار خود را بکند» را تئوریزه کند. به بیان دیگر تحلیل پایداری‌ها این است که ضرورتی بر وحدت اصولگرایان روی یک نامزد در انتخابات ریاست‌جمهوری 29 اردیبهشت 96 وجود ندارد، بلکه بهتر است همه گرایش‌ها نامزد معرفی کنند و نامزدهای اصولگرا علاوه بر طرح دیدگاه‌های خود در یک نقطه و آن نقد محکم و صریح دولت یازدهم با هم مشترک باشند. به ادعای آنها این مشی موجب کاهش آرای روحانی زیر حدنصاب می‌شود و انتخابات به دور دوم می‌کشد. بالطبع هر نامزدی که گفتمان قوی‌تری داشت می‌تواند رقیب روحانی در مرحله دوم باشد و همه اصولگرایان یکپارچه از او حمایت خواهند کرد.» اما عباس سلیمی‌نمین این نوع ورود و مشی انتخاباتی را متأثر از منیت‌های گروهی می‌داند و معتقد است: «رسیدن به قدرت تعارف‌بردار نیست چون بالاخره یک نفر همراه آقای روحانی به دور دوم خواهد رفت، بنابراین هر نامزد اصولگرا می‌کوشد با نقد رقبای هم‌سنخ خود آن فردی باشد که به دور دوم راه پیدا می‌کند.»
او که می‌گوید براساس شنیده‌ها تعداد نامزدهای اصولگرا بیش از انگشتان یک دست است، این را هم تاکید می‌کند باید نظرات روی یک نفر متمرکز شود تا تشخیص برای هواداران سخت نشود. سلیمی‌نمین تاکید می‌کند: «اجرای مدل وحدت در عین کثرت برای انتخابات سال آینده، بدون ‌تردید به اصولگرایان ضربه می‌زند چراکه این تنوع سلایق بیشتر نامزدهای اصولگرا را با هم درگیر خواهد ساخت.»
اصولگرایان دیگری هم در همان زمان بودند که مانند سلیمی‌نمین فکر می‌کردند. چنانکه حسین صفار هرندی در اظهارنظری مهم گفته است: «سال 92 بعضی احساس تکلیف کردند و وارد عرصه انتخابات شدند اما در انتخابات سال 96 باید اصولگرایان با یکدیگر وحدت پیدا کنند. گفتمان وحدت غالب شده و مطالبه خروج یک نفر از جبهه متحد اصولگرایی در انتخابات 96 وجود دارد. این ایده در حال تحقق است، این جبهه باعث می‌شود هر کسی برای اعلام نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری در سال آینده اقدام نکند و همه با تبعیت از مرکزیت فرماندهی متحد اصولگرایی کشور فرمان بگیرند». در تحولی دیگر ذوالنور هم به تایید سخنان حسین صفار هرندی پرداخته وبا اشاره به اینکه تعدد کاندیدای اصولگرا در سال 96 خطری برای این جریان است، گفته است: «اگر اصولگرایان به یک کاندیدا برسند و انتخاب آن کاندیدا نیز مبتنی‌بر معیارهایی چون محبوبیت و رای‌آوری باشد، قطعا می‌توانند در این دوره برنده انتخابات شوند، حتی اگر این کاندیدا دست دوم و سوم باشد. در دوره گذشته عدم محبوبیت و عدم توان رای‌آوری آقایان مطرح نبود، بلکه رای نیاوردن آنها محصول تفرق و تشتت بود، ممکن است کسی بگوید رای جلیلی و قالیباف با هم 12میلیون می‌شد و اگر با هم وحدت می‌کردید، یکی از این آقایان رای می‌آورد، یا بگویند اگر هم وحدت می‌کردید رای‌تان کمتر از روحانی بود. جواب ما به این افراد این است که متفرق‌‌شدن اصولگرایان باعث شد جمعیتی که به وحدت نگاه می‌کردند حجت را بر خود تمام کنند که وقتی اصولگرایان به وحدت نرسیده‌اند و چند کاندیدا دارند دیگر با اختیار خودمان انتخاب می‌کنیم و چون آقای روحانی لباس روحانیت پوشیده بودند و از نظر آنها بیان وی ملایم است، از وی حمایت کردند. اگر اصولگرایان یک جبهه می‌شدند می‌توانستند حجت باشند و آن رای سراغ آقای روحانی نرود. اگر وحدت در جبهه اصولگرایی اتفاق بیفتد دیگر کسی از اصولگرایان سراغ آقای روحانی نخواهد رفت.»
این مباحثه نظری اما چند روزی است که وجه رسانه‌ای‌تری به خود گرفته است. غلامعلی حدادعادل هم همان زمان در اظهارنظر مهمی‌گفته بود: «آخرین تجربه ما در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 به خوبی روشن کرد که تعدد نامزدها و تفرقه چه نتیجه‌ای خواهد داشت.»
در زمان همان مباحثات، برخی اظهارات دیگر نیز در مورد نسبت اصولگرایان و جبهه پایداری مطرح می‌شد. امیر محبیان در این خصوص گفته بود: «قرار بر این است که اصولگرایان در هیچ شرایطی به پایداری امتیاز ندهند. قطعا اگر به سمت امتیاز‌دهی بروند، عملا جریان اصولگرایی را به سمت انحلال و نابودی می‌برند. هر گروهی که در اصولگرایان این کار را بکند، از سوی جریان کلی اصولگرایی طرد می‌شود و در عین حال هیچ سهمی‌هم نخواهد داشت. ما نباید به کسانی که وحدت‌شکن هستند، امتیاز دهیم. این‌بار با دفعه‌های قبل فرق دارد. اگر جریان اصولگرایی در پی این باشد که برای رسیدن به وحدت باج‌دهی کند، این روند، محکوم به شکست است. جریانات مختلف هم در‌می‌یابند که برای رسیدن به سهم بیشتر باید به وحدت‌شکنی و طغیان کنند. بنابراین اصولگرایان نباید اجازه چنین کاری دهند که به‌عنوان یک روند در جریان اصولگرایی باب شود. باید اصولگرایان به‌گونه‌ای حرکت کنند که گروه‌های اصولگرایی متوجه شوند که اگر با نظم کلی اصولگرایان همراهی نکنند، سهمی‌ نخواهند داشت.»
همزمان یک اظهارنظر دیگر هم از سوی آیت‌الله موحدی کرمانی بیان شد. سخنانی سربسته که گلایه‌ها و هشدارهایی به همراه داشت. آنجا که او در مصاحبه‌ای درباره لیست ۳۰ نفره تهران اصولگرایان برای انتخابات ۷ اسفند گفته بود: «اشکال آن لیست این بود که برخی افرادی که بودند، برای مردم ناشناخته بودند. در آن ائتلاف افرادی وارد شدند که سهم بیش از حد خواستند؛ این یعنی هوای نفس و سقوط.» او البته در جای دیگری از این مصاحبه گفته بود: «قصد داریم تا از تمام احزاب و تشکل‌های اصولگرا که جمعیت قابل توجهی دارند، دعوت کنیم تا مبادا یک گروه بگوید چرا ما غایب بودیم. در انتخابات مجلس هم من این را گفتم اما نشنیدند. در همان ائتلاف ۲۱ نفره گفتم که باید همه اصولگرایان دعوت شوند، اما نپذیرفتند.»

بازگشت به ائتلاف
حالا اما شرایط برای کنار هم نشستن فراهم شده است. هر دو طرف از نزدیک شدن مواضع سخن گفته‌اند و از همفکری برای رسیدن به گزینه اجماعی هم روایت کرده‌اند. به نظر می‌رسد اتفاقات خوبی در این زمینه در جریان خواهد افتاد.