احمدی نژاد به خوبی می داند نه خودش و نه نماینده اش شانسی برای حضور در انتخابات 29 اردیبهشت را ندارند. او با هوش تر از این است که با شناختی که از ساختارهای قدرت در ایران دارد این مساله را نفهمیده باشد. پس چرا اینچنین وارد صحنه انتخابات شده است؟

دوباره ظهور کرده است؛ این بار اما هر چه تلاش می کند نمی تواند در همان جایی بایستد که سال ها در آن موقعیت بود. حرف‌های آنچنانی می زند، تهدید می کند، رویاهای همیشگی اش ر ا پشت سر هم به تصویر می کشد اما نه خبری نیست . دیگر کسی چندان او را جدی نمی گیرد . آنچنان تنها شده که سعی می کند به شرایط دوران بدل زده و اینگونه وانمود کند که خودش خواسته تافته جدا بافته شود.

یک کاراکتر عجیب و غریب خلق کرده است . دور از اصولگرایان و نزدیک به اصلاح طلبان، رقیب دولت مستقر. یک نقش که البته هیچ سنخیتی با فردی که سال ها او را دیده ایم ندارد. یک لحظه آرام ندارد این روزها. یک روز رخت باغبانی پوشیده و در کنار اسفندیار رحیم مشایی و آن دوست دیگرشان یعنی حمید بقایی ایستاده و از فنا شدن برای ملت می گوید. روز دیگر کلیپ شبیه به طنزی تهیه می کند و در کنار همین دو رفیق این روزهایش ایستاده و شعرخوانی مشترک می کنند. حالا هم که به سفر جنوب رفته و پرونده هایی که زمان دولت زیر بغلش مانده را وسیله افشاگری خود ساخته است. این پدیده نه چندان جدی این روزهای سیاست را چگونه می توان تحلیل کرد؟

احمدی نژاد چگونه بازگشته است؟
دوباره همان حرف هایی را می زند که در سال های آخر صدراتش می زد. باز هم تهدید و خط و نشان کشیدن برای نهادهای رسمی و خاصه دولت روحانی. دوباره خواسته تعاریف رسمی امور را به چالش بکشد. او خطاب به شورای نگهبان چنین گفته است:«صیانت از حقوق عمومی و مراقبت از حرکت کشور در مسیر صحیح ، وظیفه ای همگانی است و بر این اساس وظیفه خویش می دانم که مراقبت نمایم تا اشتباهات سال 1392 یعنی حذف برخی انسانهای صالح از رقابت های انتخابات ریاست جمهوری تکرار نشود، اشتباهاتی که عملا دایره انتخاب مردم را محدود ساخت و کشور را از حرکت در مسیر پیشرفت برای سالها به عقب انداخت. اینجانب مصمم هستم با استعانت از پروردگار متعال ، وظایف سیاسی و اجتماعی خود را در قبال مردم و کشور عزیزم به گونه ای انجام دهم که مردم اطمینان یابند ، افراد صالح از دایره انتخاب آنان کنار گذاشته نخواهند شد.بر این باورم که در شرایط امروز کشور ، این حداقل کاری است که باید برای انقلاب مظلوم اسلامی ، کشور و ملتم به انجام برسانم.»

این جملات تلاش تمار عیار مردی است که این روزها بیش فعالی سیاسی پیشه کرده و خود را از آن حالت سلفی گرفتن صرف با مردم خلاص کرده است. روزهای سختی که او برخلاف عادتش کم سخنی پیشه کرده و مخابره تصاویرش را به رساندن صدایش بیشتر ترجیح می داد.

مشایی را هم آورده، همان فردی که آن دردسرهای پرهزینه را برایش ایجاد کرده بود. فردی که او را از قدرت رسمی ایران جدا کرد و او را به خاطره ای تلخ در ذهن اصولگرایان تبدیل کرد.

خواسته که بگوید عقایدش تغییر نکرده، خواسته که بگوید همه آن حرف هایی که از دوران قهر و خانه نشینی اش زده درست بوده و او همچنان بر همان مدار می چرخد. آری او اینگونه بازگشته است . اینجا اما یک نکته مهم وجود دارد . او نه احمدی نژاد اول است که در سال های ابتدایی دولتش دیده می شد نه احمدی نژاد دوم است که بعد از خانه نشینی ظهور کرد. او تغییراتی هم داشته، حتی اگر خودش نخواهد آن را چندان به رخ بکشد و تلاش کند که همچنان احمدی نژاد دوم دیده شود.

احمدی نژاد جدید آمده است
باید درباره این گزاره صحبت کنیم :«احمدی نژاد سوم ظهور کرده است». اجازه بدهید مولفه ها را جدا جدا شماره کنیم و نتیجه را در شماره آخر بخوانیم:

1-احمدی نژاد می داند وقتی که همچنان رییس جمهور ایران بود با تمام قدرتش نتوانست مجوز فردی را که خودش دستش را در میان همه خبرنگاران بالا برده و نامزد مطلوبش عنوان کرده بود برای حضور در انتخابات بگیرد . بنابراین این را هم خوب می داند که دیگر نه در آن قدرت حضور دارد و نه فردی را که انتخاب کرده چندان فرقی با اسفندیار رحیم مشایی دارد که از شورای نگهبان مجور عبور گرفته شود .

2- احمدی نژاد می داند وقتی 8 سال پیش آن حرف ها را می زد هنوز بودند اصولگرایانی که دل در گرو او داشتند و بدنه و سرمایه اجتماعی آنها در جامعه و البته قدرت آنها در حاکمیت رسمی کمک حالش بود . حالا اما حتی پایداری چی هایی که روزی بلند گوی او بدند و برایش سینه سپر می کردند هم حاضر نیستند نام او را به زبان آورند . جز یک نفر از چهره های نام آشنای آنها که یک مختصر تلا شی کرد برای بازگشت او و بعد هم که نا امید شد دیگر نامی از او به میان نیاورد . فعلا حتی پایداری ها مانند استاد و مراشان آیت الله مصباح فکر می کنند که در هنگامه ظهور احمدی نژاد دوم گفته بود :« هره هوشی این شخص به تصدیق دوست و دشمن از حد متعارف بالاتر است، پس چگونه شیفته یک شخص عادی می‌شود؟ آن هم شیفتگی‌ای که چنین حرکات نامعقولی از او سر بزند! یک وقتی به برخی از دوستان نزدیکم گفتم که بیش از 90 درصد معتقدم که او سحر شده است! این وضعیت ابداً طبیعی نیست.هیچ آدم عاقلی چنین کارهائی نمی‌کند، مگر آنکه اختیار از او سلب شده باشد. این کارها هیچ توجیهی ندارند. بنده روز به‌ روز احساس کردم که خطر بسیار عظیمی در این جریان، نهفته است و تلاش زیادی در این راه شده. عقلم نمی‌رسید که آیا هیپنوتیزم است، سحر است، ارتباط با مرتاضین است؟ بنده این جور چیزها را بلد نیستم، ولی می‌دانستم که در این قضیه، چیزی غیرطبیعی وجود دارد. دیدیم که این شخص مسئله‌دار، این آقا را مسخّر کرده و او توی مشتش هست»

3- احمدی نژاد به خوبی می داند نه خودش و نه نماینده اش شانسی برای حضور در انتخابات 29 اردیبهشت را ندارد. او با هوش تر از این است که با شناختی که از ساختارهای قدرت در ایران دارد این مساله را نفهمیده باشد. پس چرا اینچنین ظهور کرده است ؟ همه چیز در این جملات او مستتر است :« آبان ماه میخواستند چند نفر را به نام ما در انتخابات پیش رو غالب کنند اما بنده از طراحیشان مطلع بودم.میگفتند از اینها حمایت کن که من پاسخ دادم هرگز از اینها حمایت نخواهم کرد » آمده که سرمایه اش را به یغما نبرد. زیاده خواهی هم کرده به رفیقش گفته به رییس دولت اصلاحات نامه بنویسد تا خاطرات تلخ را به یک اتفاق طبیعی بدل کند. در واقع به خیال خودش خواسته از سبد رای آنها هم بردارد.

4- آیا او بازی بهم زن انتخابات خواهد بود ؟ اگر بقایی تایید نشود باید منتظر حرف های آنچنانی و ورق زدن پرونده های زیر بغل زده او باشیم ؟ به نظر می رسد او تن به چنین رویه ای ندهد. احمدی نژاد چنین نخواهد کرد. او به زودی آرام خواهد شد. به نظر می رسد ماموریت محمود احمدی نژاد تا پایان همین ماه یا شاید چند روز بیشتر تنظیم شده است. فعلا باید حرف های او را خواند و احمدی نژاد سوم را تجربه کرد.چیزی نمانده؛ ما با غروب احمدی نژاد سوم مواجه خواهیم شد