نامزدی محمود احمدی‌نژاد با وجود نهی رهبری

علی گنجی

او خیال می‌کند همه را فریب داده است. گفته بود نمی‌آید؛ نوشته بود نامزد نمی‌شود حتی این را هم تاکید کرده بود که از کسی حمایت هم نخواهد کرد. همه اما می‌دانستند او ناگهان می‌آید؛ همه می‌دانستند این گفتن‌ها یک خط انحرافی دیگر است. می‌دانستند فریب تازه‌ای در راه است. همه درست فهمیده بودند؛ احمدی‌نژاد آمد؛ با بقایی و بدون مشایی.
می‌شد حدس زد که او می‌آید وقتی که مشایی گفت: «آنچه از بیانات مقام‌معظم رهبری دریافت کردیم این است که دکتر احمدی‌نژاد فقط به‌عنوان نامزد حضور نداشته باشد.اگر از بیانات مقام معظم رهبری دریافت می‌کردیم که دکتر احمدی‌نژاد کلا حضور نداشته باشد هیچ فعالیتی راشروع نمی‌کردیم.» برخلاف آنچه ‌قبلا می‌گفتند: «وقتی برای آقای احمدی‌نژاد سیاست‌ورزی یک امر ممتنع تصویر شده و باتوجه به منعی که رهبر انقلاب در مورد کاندیداتوری آقای احمدی‌نژاد مطرح کردند، موضوع تنها به روز انتخابات محدود نیست، بلکه کل فرآیند انتخابات را در‌بر‌می‌گیرد.بنابراین چه کاندیداتوری خود آقای احمدی‌نژاد، چه معرفی یک کاندیدا از طرف خود ایشان و چه حمایت یک کاندیدا از طرف ایشان، همه مسائل، شامل همین منع است و مشمول همان دو‌قطبی شدن فضای انتخاباتی می‌شود. آقای احمدی‌نژاد از هر کاندیدایی حمایت کند، همین ظن وجود دارد که ایشان در حال دو‌قطبی کردن فضا و صحنه انتخابات است. آقای احمدی‌نژاد یک رای دارند و یک رای را در روز انتخابات به صندوق می‌اندازند، هیچ کاندیدایی را به صحنه معرفی نمی‌کنند و از هیچ کاندیدایی نیز حمایت نمی‌کنند، چرا که حضور انتخاباتی ایشان به مصلحت دانسته نشده است.منع ورود برای این دوره همه چیز را در نظر می‌گیرد، انتخابات شورای شهر و ریاست‌جمهوری یک دو‌قلوی انتخاباتی است و احمدی‌نژاد وارد عرصه رقابتی شورای شهر هم نمی‌شود.» (سخنان پیشین داوری) او حالا نامزد انتخابات شده؛ برخلاف آنچه گفته بود.

تمرد؛ نکته‌ای مهم درباره یک نامزدی
5 مهر ۹۵ بود که به‌دنبال برخی صحبت‌های مطرح‌شده در محافل سیاسی که مقام‌معظم رهبری، محمود احمدی‌نژاد را از حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری نهی کرده‌اند، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در درس خارج فقه خود با تایید این موضوع، آن هم پشت بلندگو اعلام کردند که بنا به ملاحظه کشور و ایجاد نشدن فضای دوقطبی در انتخابات چنین توصیه‌ای را فرموده‌اند.
در بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب دراین‌باره آمده بود: «خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما شما شرکت کنید. این را گفتیم. خب یک چیز عادی است. انسان بایستی آن چیزی را که می‌بیند و می‌فهمد و فکر می‌کند که به نفع برادر مومن‌اش است ‌به او بگوید دیگر. ما هم اوضاع کشور را خب، غالبا بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم. آدم‌ها هم، به‌خصوص آدم‌هایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند بیشتر و بهتر از دیگران می‌شناسیم. با ملاحظه حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید این دو‌قطبی در کشور ایجاد می‌شود. دو‌قطبی در کشور مضر است به حال کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید. بله، این چیز خیلی مهمی ‌که نیست. این یک چیز خیلی طبیعی است، خیلی ساده است. بله، ما این توصیه را به یکی از آقایان، به یکی از برادران کردیم. خب حالا این مایه اختلاف بشود بین برادران مومن، یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو.
خب شما برادر مومن من هستی. یک چیز را مصلحت شما می‌دانم، می‌گویم به شما. این اشکالی که ندارد ظاهرا. چیز خوبی است. لازم هم هست شرعا. لازم هم هست خیرخواهی. «النّصیحة لِلمُومنین» یا «لِلإخوةِ المُومنین» یا «لأئمة المومنین» در همه صور. این یک چیز خوبی است دیگر. انسان باید نصحیت کند. نصحیت یعنی خیرخواهی. من به جنابعالی که مثلا آقای آشیخ عبدالعالی اسمتان است من باب مثال علاقه‌مندم. می‌دانم شما اگر وارد این مقوله شدی به ضررت است. به ضرر کشور هم هست. به شما می‌گویم وارد نشو. نمی‌گویم هم وارد نشو. امر و نهی نیست. حالا بعضی گفتند آقا دستور دادند، امر کردند، نه، گفتیم صلاح نمی‌دانیم. من صلاح نمی‌دانم. این چیز خوبی است. این چیز بدی نیست. »
درست فردای انتشار این بیانات یعنی ‌ششم مهر ۹۵، محمود احمدی‌نژاد در نامه‌ای که به مقام معظم رهبری نوشت اعلام کرد که در عمل به منویات معظم‌له، برنامه‌ای برای حضور در عرصه رقابت‌های انتخاباتی سال آینده ندارد. در این نامه آمده بود:
«همان گونه که مستحضر هستید در دیدار مورخ نهم شهریورماه سال جاری، اینجانب برنامه‌های تبیین انقلاب در سراسر کشور را تشریح کردم، پس از آن حضرت‌عالی توصیه فرمودید که در این دوره مصلحت نیست بنده در انتخابات شرکت نمایم و اینجانب نیز تبعیت خود را اعلام کردم.
ضمن تشکر از بیانات مهم حضرت‌عالی در جلسه درس خارج فقه مورخ پنجم مهرماه جاری، به استحضار می‌رسانم که در عمل به منویات رهبر بزرگوار انقلاب، برنامه‌ای برای حضور در عرصه رقابت‌های انتخاباتی سال آینده ندارم.
به لطف خداوند متعال و با افتخار همواره به‌عنوان سرباز کوچک انقلاب و خادم مردم باقی خواهم ماند.»
با اعلام این خبر و نامه به نظر می‌رسید تکلیف احمدی‌نژاد برای انتخابات ۹۶ روشن شده است و کاندیدای ریاست‌جمهوری نخواهد بود. او در اطلاعیه ۲۳ بهمن ۹۵ خود هم اعلام کرد از هیچ فرد یا گروهی در انتخابات حمایت نخواهد کرد. در بخشی از این نامه آمده بود:
«در رد برخی شایعات مبنی بر حمایت اینجانب از کاندیدای خاص در انتخابات سال آینده‌ و پیرو نامه مورخ 6/7/95 اینجانب به حضور مقام معظم رهبری، متواضعانه به استحضار می‌رساند؛ ۱- اینجانب عضو هیچ جناح و حزب و گروهی نیستم و خود را تنها قطره‌ای از اقیانوس زلال ملت ایران و خادم آنان می‌شمارم و این امر را یک افتخار ابدی می‌دانم. ۲- از هیچ فرد یا جناح و حزب و گروهی حمایت نکرده و نخواهم کرد. این موضع قطعی و غیرقابل ‌تغییر اینجانب است. ۳- ممکن است برخی افراد یا جریانات و جناح‌ها به خاطر منافع گروهی، اخبار و شایعاتی تحت عنوان حمایت از شخص خاصی به نقل از اینجانب منتشر نماید. صریحا اعلام می‌نمایم که این نوع شایعات و اخبار حتی اگر از زبان نزدیکان اینجانب باشد، خلاف واقع است و قویا تکذیب می‌شود. با آرزوی طول عمر مقام معظم رهبری، از خداوند منان دوام سعادت، عزت و موفقیت ملت ایران را تحت عنایات خاص امام عصر‌(عج) مسالت دارم.»
اما درست یک هفته بعد از این اطلاعیه، حمید بقایی یار غار و معاون اجرایی احمدی‌نژاد برای حضور در انتخابات اعلام آمادگی کرد تا تناقضات احمدی‌نژاد از همین‌جا مجددا بعد از چهار سال آغاز شود چرا که احمدی‌نژاد تمام‌قد به میدان آمد و به حمایت از بقایی پرداخت. اسفندیار رحیم‌مشایی هم ضلع سوم این مثلث شد تا تلاش بهاری‌ها برای رسیدن مجدد به پاستور آغاز شود. البته حمایت احمدی‌نژاد برخلاف بیانیه قبلی او توجیهی از طرف او پیدا کرد و آنهم این بود که احمدی‌نژاد مدعی شد از کاندیداتوری بقایی مطلع نبوده و بیانیه‌اش را قبل از اعلام کاندیداتوری بقایی منتشر کرده و طبعا بعد از حضور بقایی شرایط متفاوت شده است.
با این وجود احمدی‌نژاد در ۱۶ فروردین ۹۶ یک نشست خبری برگزار کرد و با نشاندن بقایی در کنار خود، دوباره حمایت قطعی خود از او را به رسانه‌ها و مردم گوشزد کرد. اما نکته جالب این نشست خبری تاکید چندباره احمدی‌نژاد بر این موضوع بود که خودش برنامه‌ای برای حضور در انتخابات ندارد. او در این نشست خبری گفت: «من برنامه‌ای برای ریاست‌جمهوری ندارم. بنده از آقای بقایی به‌عنوان نامزد اصلح حمایت خواهم کرد. فرمودید که مقام‌معظم رهبری به بنده توصیه کردند که نیا تا دوقطبی نشود بعد فرمودید که الان دوقطبی شده است و از افرادی اسم بردید. ورود ما انتخابات را دو‌قطبی می‌کند یا سه‌قطبی!؟» -خبرنگار: سه قطبی. - احمدی‌نژاد: یعنی شما می‌گویید من هم بیایم؟ - خبرنگار: بله!
-احمدی‌نژاد: من الان هم آمده‌ام دیگر...! من به فکر شما هم هستم. هم کسانی که کف می‌زنند و هم کسانی که معترض به کف زدن هستند. به فکر همه هستم! ما همه یک ملتیم. باید با هم زندگی کنیم. همه با هم متفاوتیم. دو نفر درون ملت نیستند که عین هم باشند. غیر از من و آقای مشایی و ‌آقای بقایی! از شما تشکر می‌کنم اما من برنامه‌ای برای انتخابات ریاست‌جمهوری ندارم و از برادر عزیزم حمایت می‌کنم.

ثبت‌نام کرد؛ همین!
وقتی برای همراهی با حمید بقایی به ستاد انتخابات وزارت کشور رفته وقتی مراحل ثبت‌نام در حال انجام بود ناگهان دست در جیب خود برد شناسنامه‌اش را بیرون آورد و رفت ثبت‌نام کرد. عکاسان و خبرنگاران بهت زده به او نگاه می‌کردند. خنده بر لب داشت و نگاه پر‌ابهام خبرنگاران را اینگونه پاسخ داد: «رهبری به من توصیه کردند که در انتخابات کاندیدا نشوم، ولی به معنای عدم‌مشارکت نیست.بعضی‌ها می‌گویند این توصیه نهی کامل است اما آنچه رهبری گفتند یک توصیه است! صیانت از حق و بیت‌المال مردم و مسئولیت‌هایی که مردم بر دوش ما می‌گذارند همواره سرلوحه کار آقای بقایی بوده و هست. در عین حال یکی از امتیازات ایشان این است که آقای بقایی سند روشن و زنده سلامت دولت قبل است.ایشان هفت ماه و نیم در زندان بود که نمی‌خواهم تکرار کنم با چه شرایطی اما حتی یک مورد سوءاستفاده و تخلف در مورد او به اثبات نرسید. در حالی که تحت سخت‌ترین شرایط به سر برد و روز اول بازداشت ایشان من اعلام کردم که از پاکدستی او حمایت می‌کنم.نهایتا به همه معلوم شد که این فرزند کوچک ملت فردی پاک است و کسانی که مسئولیت سیل تهمت‌ها را به دولت قبل داشتند با زدن نامه به آقای بقایی و انتشار آن از زدن همه تهمت‌ها و افتراها به‌طور رسمی عذرخواهی کردند که این عذرخواهی در مراجع قضایی نیز ثبت شد.امیدوارم انتخاب ملت ایران مثل همیشه بهترین و کامل‌ترین انتخاب و آغاز تحولات مثبت در اداره کشور و زندگی مردم باشد. مطمئنا بنده با همه توانم در خدمت آقای بقایی خواهم بود و در واقع در زندگی بنده و امثال بنده و آقای مشایی و بقایی فدای یک لحظه سرافرازی ملت ایران است.من به‌عنوان خادم ملت برای همه شناخته شده هستم و تمام زندگی من، آقای بقایی و آقای مشایی توسط نهادها و رسانه‌های گوناگون داخلی و خارجی و دستگاه‌های اطلاعاتی بارها شخم زده و زندگی‌مان را در معرض دید بشریت و ملت ایران قرار دادیم. در عین حال در دوران گوناگون فرصت خدمتگزاری به مردم را داشته‌ایم. باور من این است که امروز در زیست اجتماعی در شرایطی که لایق آن هستیم قرار نداریم و نیازمند عزم ملی و تلاش خستگی‌ناپذیر برای جایگاه ویژه خود هستیم.»
این اعلام نامزدی اما با واکنش منفی اصولگرایان مواجه شد. مهدی فضائلی هم که برای نخستین‌بار ماجرای نهی احمدی‌نژاد را از آمدن به صحنه انتخابات رسانه‌ای کرد، در یادداشتی که گفته آن را چند روز پیش نوشته؛ اما بعد از اعلام نامزدی احمدی‌نژاد منتشر کرده، آورده است: در اظهارات رهبر انقلاب اسلامی که من نامش را «نهی صریح» اما محترمانه آقای احمدی‌نژاد از ورود به انتخابات می‌گذارم، یک دلیل روشن‌تر از بقیه است و آن‌هم اینکه «... شما اگر در این مقوله وارد شدید، این دوقطبی در کشور ایجاد می‌شود. دوقطبی در کشور مضر است».
مهدی کوچک‌زاده و از حامیان سابق وی با انتشار مطلبی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام درخصوص کاندیداتوری احمدی‌نژاد نوشت: «حجت من در تمام سال‌هایی که در برابر سیل تهمت‌ها و توهین‌ها از سوی فتنه‌گران نابکار و حسودان بدسگال، از شما دفاع کردم این باور بود که شما را به اسلام ناب‌محمدی، اسلام پابرهنگان و مستضعفان، پایبند می‌دانستم و شما را سرباز این جبهه می‌انگاشتم ولی با حرکت امروزتان (ثبت‌نام برای انتخابات ریاست‌جمهوری) برخلاف صلاحدید امام‌محرومان و مستضعفان و مجاهدان این باور شکسته شد! شما به اندازه همه ظلم‌هایی که دیدید ظلم کردید! آخرین توصیه‌ام به خودم و به شما پناه بردن به خدای قادر متعال از شر وسواسان خناس و خود شیفتگی است.» محمدتقی رهبر‌ هم در گفت‌وگویی اظهار داشت: ما انتظارمان این بود که احمدی‌نژاد پس از اینکه گفت من سرباز ولایتم و وارد نمی‌شوم، به عهدش وفادار بماند.
بهتر این بود که احمدی‌نژاد این کار را نمی‌کرد، شورای نگهبان باید ‌براساس ضوابط پرونده کاندیداها را بررسی کند. خوف این را دارم که این اقدام منجر به یک شکاف و فتنه داخلی شود. خوب بود ‌آقایان متانت به خرج می‌دادند و صرف نظر می‌کردند که نکردند. این کاندیداتوری به صلاح نظام و کشور نیست و خلاف منویات رهبر معظم انقلاب است، هر عاقلی می‌فهمد که ایشان نظر مساعدی نسبت به کاندیداتوری احمدی‌نژاد نداشتند. رهبر در پاسخ به سوالی در مورد رد صلاحیت احمدی‌نژاد گفت: «این تصمیم با شورای نگهبان است. البته برای احمدی‌نژاد محرز شد که «آقا» تمایلی ندارند و حتی پیش‌بینی یک دو‌قطبی را می‌دادند. احمدی‌نژاد باید التزام خود به رهبر معظم انقلاب را نشان می‌داد. عباس‌سلیمی‌نمین هم در اظهارنظری گفت: «معتقدم این اقدام آقای احمدی‌نژاد از سر استیصال است. یعنی آقای احمدی‌نژاد احساس می‌کند، اگر اصولگرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری پیروز شوند و هشت سال امور اداری کشور را به دست بگیرند، دیگر شانسی برای بازگشت به قدرت نخواهد داشت. این برداشت و تحلیل او موجب شد تلاش جدی کند تا یکی از اطرافیان خودش را به صحنه بیاورد اما از آنجا که هیچ کدام از افراد دارای جایگاه نزد افکارعمومی با او همراه نشدند یک نوع درهم ریختگی را برای آقای احمدی‌نژاد ‌رقم زد تا آنجاکه به این جمع‌بندی رسید‌ که خودش به ستاد انتخابات کشور برود و برای رقابت سیاسی 29 اردیبهشت ثبت‌نام کند.کاندیداتوری احمدی‌نژاد در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری یک انتحار سیاسی تلقی می‌شود چون از این به بعد هیچ کسی به او اعتماد نخواهد کرد. آقای احمدی‌نژاد به صورت مکتوب خطاب به رهبری نوشت که «از توصیه شما تبعیت می‌کنم و در انتخابات ریاست‌جمهوری نامزد نخواهم شد»، اما روز چهارشنبه 23 فروردین وقتی در انتخابات ریاست‌جمهوری ثبت نام کرد، در واقع حرف مکتوب خودش را نقض کرد و این با نقض یک حرف شفاهی فرق می‌کند.به نظر من اگر آدم‌هایی هم بودند که از روی سادگی سیاسی احساس می‌کردند می‌توانند با آقای احمدی‌نژاد کار کنند، از امروز به بعد دیگر همان افراد به آقای احمدی‌نژاد اعتماد نخواهند کرد. خدا نکند یک نفر با دست خودش موقعیتی که دارد را از بین ببرد. آقای احمدی‌نژاد مصداق چنین کسی است که به خاطر غرور و ارتباطاتی که در حلقه اطرافیان خود به‌وجود آورد، با دست خودش عامل از بین بردن سرمایه‌ای شد که ملت در اختیارش قرار داده بودند. شاید اگر آن زمانی که رهبر معظم انقلاب در ابتدای دولت دهم به او نوشتند «برخی اطرافیانت موجب خواهند شد به شما ضربه بخورد» آقای احمدی‌نژاد به آن توصیه دلسوزانه گوش می‌داد امروز نه تنها هویتی را که ملت به او داده بودند از بین نمی‌برد بلکه می‌توانست یک نیروی موثر و فعال سیاسی در صحنه باقی بماند اما به نظر من آقای احمدی‌نژاد خودش را به‌طور کامل نابود کرد.» امیرمحبیان پیش از این پیش‌بینی کرده بود: «فکر می‌کنم احمدی‌نژاد با موتور روشن‌شده فعلی‌اش (اگر نیمه راه خاموشش نکنند) فرصتی به رئیسی برای خودنمایی نخواهد داد. پدیده این دوره انتخابات بر حسب وضعیت کنونی احمدی‌نژاد است.... با شناختی که از او دارم، او در هر هفته تا انتخابات یک فیل خبری هوا خواهد کرد. او گردوخاکی به پا خواهد کرد که رئیسی در آن دیده نشود. فراموش نکنید که در هر بازی دوقطبی که رخ دهد و احمدی‌نژاد در میدان باشد، حتما یک قطب اوست. این انتخابات با حضور تیم احمدی‌نژاد به فیلمی‌اکشن تبدیل شده که نمی‌دانم در پایان کمدی خواهد شد یا‌ تراژدی!...»
اما اصلاح‌طلبان هم به این ماجرا واکنش نشان دادند. سعید حجاریان گفت: «منع آقای احمدی‌نژاد برای حضورنیافتن در انتخابات از جانب رهبری منصوص‌العله بود. رهبری در گفتاری که در این زمینه داشتند علت را بیان کردند و آن این بود که آمدن او باعث دوقطبی‌شدن انتخابات می‌شود؛ اکنون با حضور آقای رئیسی عملا فضا دوقطبی شده است. فی‌الواقع آمدن احمدی‌نژاد فضا را از دوقطبی‌بودن خارج می‌کند.من گمان دارم که هم آقای احمدی‌نژاد و هم بقایی هر دو ردصلاحیت خواهند شد. احمدی‌نژاد نیرویی دارد که روز آخر ثبت‌نام خواهد کرد و قصد دارد نقش آقای هاشمی در انتخابات ٩٢ را ایفا کند؛ یعنی بگوید من را رد کردید؛ اما رای من برای فلان آقاست. بین اطرافیان ایشان تنها فردی که می‌تواند از شورای نگهبان اجازه عبور بگیرد، آقای ثمره هاشمی است و احتمال می‌دهم این گروه چنین نقشه و برنامه‌ای در سر می‌پرورانند.اصولگرایان در این دوره همه تلاش‌شان را کردند که اشتقاقی میان‌شان به وجود نیاید، بااین‌حال عملا به چند دسته تقسیم شدند. این امر به‌واسطه نبود کار تشکیلاتی منسجم و درازمدت میان این طیف اتفاق افتاد و با اینکه همه آنان هم‌پیاله هستند، اما بر سر تقسیم کیک منازعه دارند و معلوم نیست تا کی این افتراق میان‌شان ادامه خواهد داشت.» عباس عبدی هم گفت: «به نظرم آقای احمدی‌نژاد به سیم آخر زده است و به‌صورت انتحاری عمل می‌کند؛ مانند داعشی‌هایی که بمب به خودشان می‌بندند و خود را منفجر می‌کنند. او هشت ‌سال مملکت را همین‌طور ویران کرد و مرز شجاعت و نادانی را زایل کرده است. بدترین جمله‌اش همان است که گفت تعهد اخلاقی دادم که نیایم. کاش اخلاق را به مذبح نبرده بودند و می‌گفت تعهد اجباری دادم. این در حالی است که احمدی‌نژاد هیچ‌چیزی جز حمایت نظام نداشت که بخواهد به آن تکیه کند. تجربه احمدی‌نژاد یک ‌بار دیگر از سوی اصولگرایان به نحو دیگری در حال تکرار است. مقصر این وضع احمدی‌نژاد نیست، حامیان اصولگرای او هستند که در برابر اقدامات خلاف قانونش سکوت کردند و به گروگان اعمال احمدی‌نژاد درآمدند.»در اظهارنظری دیگر غلامحسین کرباسچی هم گفت: «باتوجه به توصیه رهبری مبنی‌بر مصلحت‌نبودن حضور احمدی‌نژاد در انتخابات این دوره، ادعایی را که در ششم مهر سال گذشته در نامه‌ای عنوان کرده بودند، خود رد کرده و این رفتاری خلاف نظر رهبری محسوب می‌شود و می‌توان برداشت‌ها را از این کار عناد با نظام و رهبری دانست. این موضوع آن‌قدر اهمیت ندارد که بخواهد درباره آن صحبت شود، ضمن آنکه موضوع تایید یا رد صلاحیت به نظر و بررسی‌های شورای نگهبان بستگی دارد و مرجع عالی رسیدگی به صلاحیت‌ها شورای نگهبان است. استراتژی‌ای که آقای احمدی‌نژاد و اطرافیان او دارند، صرفا جنبه‌ ترفند تبلیغاتی دارد تا بتوانند در ذهن‌ها بمانند تا بر خود مسجل کنند که ممکن است کسانی به آنها توجه کنند و بنده معتقدم چنین رفتارهایی نتیجه عملی نخواهد داشت.» روزنامه اعتماد چهار سناریو در این
مورد داشت.
در بخشی از مطلب روزنامه اصلاح‌طلب اعتماد آمده بود: «احمدی‌نژاد در تمام سال‌های اخیر نشان داده است که ساختارشکنی را دوست دارد. فرقی ندارد که نوع این ساختارشکنی یک خانه‌نشینی ١١ روزه‌ای باشد که تمام سیاستمداران وقت آن را واقعی می‌دانند و خود او غیرواقعی. حتی فرقی ندارد که این ساختارشکنی تمسخر ٢٩٠ نماینده مجلس وقت در جلسه سوال از رئیس‌جمهور باشد یا نه. احمدی‌نژاد همیشه ساختارشکنی را دوست داشته است. اگر به او گفتند مشایی معاون اولش نباشد، تمام تلاشش را کرد تا او در همین پست باشد. اگر به او هشدار داده شد که سعید مرتضوی را به‌عنوان رئیس سازمان تامین اجتماعی انتخاب نکند او را نگه داشت و حتی در زمانی که وزیر کارش را به دلیل مرتضوی استیضاح کردند به جلسه استیضاح با سی‌دی که خودش آن را افشاگری از برادر رئیس قوه مقننه می‌دانست، رفت. به او گفتند با مشایی رابطه نداشته باشد و او در تمام این سال‌ها مشایی را نفر دوم تشکیلات خودش دانست. حالا به او گفته شده بود که کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم نشود. اگر همه آن را یک «نهی» می‌دانستند او اما این را تنها یک «توصیه» می‌دانست. همین هم شد که دیروز نه تنها معاون سابقش را برای ثبت‌نام تا وزارت کشور همراهی کرد که خودش هم وارد گود انتخابات شود. اما چرا احمدی‌نژاد ساختارشکنی را دوست دارد؟ همه برنامه‌های او نشان می‌دهد که نمی‌خواهد تنها یک «رئیس دولت سابق» باشد و نمی‌خواهد که به این راحتی‌ها فراموش شود. این تلاش برای فراموش نشدن را از همان فردای پایان دولتش نشان داد. از همان‌جایی که برای خودش سخنرانی‌های هفتگی ترتیب می‌داد یا آنکه سفرهای استانی می‌رفت. ابتدای کار مبهم حرف می‌زد همان «بهار» و «بازخوانی خط‌امام» اما تنها کاری که در این میان نشد بازخوانی خط‌امام بود. بازخوانی خط‌امام از همان روزهای ابتدایی برنامه‌ریزی‌ای بود برای رسیدن به همین روز. بهاری که آنها دنبالش بودند همین بهاری بود که سکانس اصلی نمایش احمدی‌نژادی‌ها بود برای آنکه تنها یک رئیس دولت نباشد. احمدی‌نژادی‌ها برای آینده برنامه‌های مهمی‌ دارند که شاید در آن این ساختارشکنی‌ها به کارشان بیاید.» جبهه پایداری هم بیانیه‌ای داشت و در بخشی از آن آورده بود: «از جمله تهدیداتی که اکنون متوجه فضای انتخابات در کشور شده است، حضور جریاناتی با التقاط گفتمانی است برخی از آنها همانند گفتمان دولت فعلی است که این نوع تفکرشان موجب شده دولت به‌جای استفاده از توانایی‌های داخلی کشور جهت حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم، با عمل به الگو‌های وارداتی و التقاطی، در جهت جلب رضایت کدخدا باشند وبرخی دیگر هم به‌دنبال چند پاره کردن جامعه و ایجاد تشتت و تفرقه در صفوف مردم هستند و ما هردوی این جریانات را همانند جریانات فتنه و انحراف، بمثابه دو لبه ‌یک قیچی می‌دانیم.عدم توجه به توصیه داهیانه رهبر معظم انقلاب به برخی کاندیداها و تحذیر آنان از ورود به فضای انتخاباتی در همین چارچوب قابل ارزیابی است، چرا‌که آنها با سیاسی‌کاری تلاش دارند افکار عمومی را دچار سردرگمی‌و التهاب و تفرقه نمایند. جبهه پایداری ضمن مخالفت صریح با اینگونه اقدامات، از این افراد می‌خواهد که تا دیر نشده توصیه رهبری انقلاب را نصب‌العین خود قرار داده و همچون ملت شریف و ولایتمدار ایران، با عمل به رهنمودهای مقام معظم رهبری، خود را تحت خیمه ولایت قرار دهند که در غیر این صورت دچار خسران مبین در دنیا و آخرت خواهند شد.»
هر چه هست می‌توان نام این اقدام احمدی‌نژاد را شورش گذاشت.