انصراف سعید جلیلی از حضور در انتخابات ریاست جمهوری معادلات این رقابت مهم را با تغییراتی مواجه کرده است . سعیدجلیلی نشان داد که اگر در تمام این مدت در حوزه‌های مختلف کار کرده و نقدهایی داشت، برای دستیابی به قدرت نبوده بلکه او تکلیفی را حس می‌کرده

غیر‌منتظره بود؛ سعید جلیلی انصراف داد. آنهم درست در اندک زمان باقیمانده تا پایان مهلت ثبت‌‌نام. چه کسی فکرش را می‌کرد آنهم درباره فردی که در این مدت برنامه‌ریزی و تلاش‌های کارشناسی خوبی برای حضور در انتخابات داشت. همه را با این نیامدنش متعجب کرد؛ اوضاع چنان شد که حتی اصولگرایانی که منتقد حضورش بودند نیز از این اقدام مبنی ‌بر اخلاق و معرفت سیاسی او تقدیر کردند.

ماجرای یک بیانیه
دقایق آخر ثبت‌نام در وزارت کشور تعداد قابل‌توجهی از طرفداران او راهی ستاد انتخابات شدند. آنها منتظر سعید جلیلی بودند. اگر‌چه روز جمعه خبر آمده بود که او منصرف شده و نامزد نخواهد شد اما روز شنبه خبرهایی وجود داشت که طرفداران جلیلی را امیدوار نگه داشته بود.
او نیامد؛ به همین سادگی. زمان زیادی طول نکشید که بیانیه او هم صادر شد؛ بیانیه‌ای که در آن آمده بود: «امروز وظیفه جریان انقلابی است تا راه‌حل‌های تفکر انقلابی را در عرصه‌های مهمی‌ چون فرهنگ، سیاست، اقتصاد به ویژه در موضوعات مهمی‌ چون تولید، اشتغال، مسکن، صنعت، کشاورزی، بانکداری و... به شکل برنامه‌ای قابل تحقق و باورپذیر به مردم ارائه کند.باید نشان داد ساختار اجرایی-اداری کشور، چه ایرادهایی دارد و چگونه می‌تواند در خدمت مردم قرار گیرد و چگونه می‌توان با تبعیض، فقر، فساد مبارزه کرد. سعی ما آن بود این راه‌حل‌ها را بیابیم و به مردم ارائه کنیم.حضور مستمر در روستاها و شهرهای استان‌های مختلف و برگزاری جلسات مباحثه دانشجویی در ده‌ها دانشگاه کشور تلاشی نه برای دعوت به خود بلکه وظیفه‌ای برای اثبات و تبیین کارآمدی تفکر انقلابی فارغ از هر شخص و چهره و گروه و جناح بود. اینک در آستانه فرصت مبارک انتخابات بر تمام علاقه‌مندان به گفتمان انقلاب اسلامی است تا با حرکتی فراگیر و هماهنگ حقیقت کارآمد و گره‌گشای تفکر انقلابی را تبیین و در باور عمومی مستحکم کنند و اجازه ندهند افرادی با زاویه گرفتن از ولایت و شاخص‌هایی که مقام معظم رهبری در این سال‌ها مکرر بر آن تاکید فرموده‌اند، گرایش‌هایی به اهمال و ناکارآمدی، خودباختگی و محافظه‌کاری و انحراف را به جامعه تحمیل و در عزم انقلابی مردم‌ تردید ایجاد کنند.»
این بیانیه البته ادامه داده بود:« اینجانب با تشکر از همه هموطنان و چهره‌های خدوم و دلسوز مخصوصا جوانان پرشور و باورمند انقلابی که در ماه‌های گذشته با نظر لطف، این برادر خود را به حضور در فرآیند انتخابات ریاست‌جمهوری دعوت کردند، از هم‌اکنون به سهم خود از همه نیروهای انقلابی دعوت می‌کنم با تمام توان برای شکوفایی ظرفیت انتخابات در مسیر بازیابی مسائل اصلی کشور و راه‌حل‌های مبتنی بر منظومه معرفتی- آرمانی انقلاب اسلامی در صحنه باشند.»

او کناره‌گیری کرد؛ برای اتحاد بیشتر جبهه انقلاب
او البته توضیحات بیشتری هم داشت درباره کناره‌گیری از انتخابات. حرف‌هایی که آن را در دیدار با تعدادی از فعالان فرهنگی، اقتصادی و سیاسی مطرح کرد. او گفت: «در بیانیه‌ای رسمی عدم ثبت نام در انتخابات را اعلام کردیم اما این به معنای اتمام کار ما نیست، بلکه کار ما جدی‌تر از گذشته باید ادامه یابد. ما برنامه مشخصی را برای موضوعات اصلی کشور داشتیم و راه‌حل‌های مشکلات واقعی مردم و کشور را هم آماده کرده بودیم و معتقد بودیم اگر افکار عمومی در‌این‌‌باره اقناع شوند رای هم خواهند داد. اکنون نیز صورت‌‌مساله عوض نشده و فقط یک نفری که قرار بود کاندیدا شود ثبت‌نام نکرده ولی این مسیر و گفتمان باید امتداد داشته باشد. اگر آرامش کسی در جامعه به خاطر نداشتن شغل یا احتمال از بین رفتن شغل نیز آسیب ببیند مهم است. در چهار سال گذشته ما بارها نقاط‌انتقادی و پیشنهادات خودمان را به دولتمردان فعلی گفته‌ایم ولی زمان انتخابات باید روندهای نادرست را به چالش کشید و گفت مسیری که در چهار سال گذشته طی شده درست نبوده است. یک علتی که بنده در این عرصه وارد نشدم این بود که نیروهای انقلابی تجمیع بشوند تا گفتمان انقلاب به درستی شکل بگیرد زیرا در بین نامزدها حتما یک نفر نسبت به دیگران اصلح است. وظیفه ما این است که اصلح را بشناسیم و کمکش کنیم نه اینکه خود را کنار بکشیم و بگوییم فراتر از بقیه هستیم و هیچ کاری انجام ندهیم! چنانچه اگر بنده هم وارد این عرصه می‌شدم باید حمایتتان از بنده را مشروط به پایبندی‌ام به گفتمان انقلاب می‌کردید. اینکه ما منتظر باشیم تا در دولتی که با ما همسو نیست مشکلات و ناکارآمدی‌ها بیشتر شود تا در اثر آن مردم به ما اقبال پیدا کنند درست نیست و چنین نگاهی مبنای دینی ندارد، باید تلاش کرد اگر راه‌حل مساله‌ای را می‌دانیم کمک کنیم تا مشکلات مردم و کشور حل‌و‌فصل شود.»

درباره یک انصراف
اما از لحظه‌ای که خبر انصراف سعید جلیلی اعلام شد، افراد مختلفی چه در عرصه رسانه و چه در عرصه سیاسیون به اظهارنظر در این مورد پرداختند. ناصر ایمانی در مطلبی در اظهارنظری در این مورد گفت: «احساس تکلیف کرد که در این دوره نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری نشود ولی آثار کاندیدا نشدنش ‌بی‌شک به نفع نامزد نهایی جمنا خواهد بود.» مهدی محمدی در مطلبی در این مورد نوشت: «دکتر سعید جلیلی را سال‌هاست می‌شناسم و به شاگردی‌اش مفتخرم، به‌رغم برخی تفاوت دیدگاه‌ها نه من و نه هیچ کس دیگر نمی‌تواند در ایمان راسخ و یقین استوار او‌ تردید کند. جلیلی در یک شب تصمیمی‌ گرفت که برای برخی یک عمر هم کم است تا بتوانند نفس سرکش خویش را به آن راضی کنند.»
امیر‌حسین ثابتی نیز در مطلبی نوشت: «دقیق خاطرم هست؛ 4 سال قبل بعد از آنکه نتایج نهایی انتخابات اعلام شد در جمع هوادارانش گفت: «کار ما تازه شروع شده است...» خیلی‌ها آن زمان متوجه منظور او نشدند و فکر کردند معنای حرفش این است که می‌خواهد گوشه‌ای بنشیند تا بهار 1396 مجددا راهی وزارت کشور شود اما او منظور دیگری داشت؛ برای همین در طول این 4 سال بدون آنکه زمان را تلف کند دانشگاه به دانشگاه، شهر به شهر، مسجد به مسجد و روستا به روستا به میان مردم رفت و حرف آنها را از نزدیک شنید، روی مشکلات واقعی مردم وقت گذاشت، برای حل آنها صدها ساعت جلسات تخصصی برگزار کرد، از خیلی از مسئولان دولت فعلی برای حل مشکلات مردم بیشتر وقت گذاشت و حتی خروجی خیلی از جلساتش برای رفع مشکلات کشور را به دولتمردان فعلی داد و درست هنگامی‌ که خیلی‌ها مطمئن بودند او در انتخابات حتما حضور خواهد داشت، نیامد تا نشان دهد هدفش در این مدت چیز دیگری بوده است... می‌گویند سیاست پدر و مادر ندارد، اما وجود افرادی مانند سعید جلیلی به تنهایی مثال نقضی برای این گزاره است! او یک سیاستمدار به معنای واقعی کلمه است که جز انجام به تکلیفش کار دیگری نمی‌کند و قبل از هر تصمیمی‌ از سیم خاردارهای نفس خود عبور کرده است... امروز هم در ظاهر اگر چه در انتخابات حضور ندارد اما با شناختی که از او دارم ‌تردید ندارم بیش از خیلی‌های دیگر در میدان خواهد بود، درست از یک ماه دیگر که دوباره خیلی‌ها غیب می‌شوند تا 4 سال دیگر دوباره به وزارت کشور بیایند. جلیلی بدون سر و صدا و جار و جنجال باز هم به میان مردم و دانشجویان خواهد رفت و با تمام توانش آنچه از دستش بر‌می‌آید را انجام خواهد داد؛ او به معنای واقعی کلمه «نخ تسبیح» جوانان انقلابی باقی بود و خواهد ماند. بارها گفته‌ام، اگر کسی سعید جلیلی را نه آنطور که رسانه‌ها ساخته‌اند، بلکه اگر همانطور که هست بشناسد نمی‌تواند او را دوست نداشته باشد.»
حسین شمسیان هم در مطلبی نوشت: «به جرات و بر‌خلاف همه آنها که او را نمی‌شناسند می‌گویم که جلیلی در این سال‌ها، بیش از هر کس دیگر زحمت کشید و با حضور میدانی،تحقیق و پژوهش و سفر به دور‌ترین نقاط، مشکلات ریشه‌ای و مزمن کشور را شناخت و برای آنها راه‌حل‌های عملیاتی تهیه کرد. ده‌ها کارشناس و متخصص زبده در رشته‌های گوناگون، اندوخته‌های علمی ‌و تجربی خود را با او در میان گذاشتند و جلیلی هوشمندانه، زنجیره‌ای از نیروی انسانی کارآمد را به دور خود جمع کرد. اما برای رضای خدا و برای مصلحت انقلاب، از انتخابات کناره گرفت تا در تصمیم‌گیری مردم انقلابی تشتتی ایجاد نشود. ثابت کرد که به روزی بزرگتر از روز انتخابات ایمان دارد و به جایی مهمتر از «پاستور» می‌اندیشد، رضای خدا و مجاهده در راه او را بر همه چیز ‌ترجیح داد و با او معامله کرد.»
هر چه هست به نظر می‌رسد سعید جلیلی برای این اقدام خود که موجب وحدت بیشتر جناح اصولگرایان می‌شود شایسته تقدیر است. او نشان داد که اگر در تمام این مدت در حوزه‌های مختلف کار کرده و نقدهایی داشت، برای دستیابی به قدرت نبوده بلکه او تکلیفی را حس می‌کرده که اکنون آن را به‌گونه‌ای دیگر عملی کرده است.