بسیاری از نظرسنجی‌ها یک نتیجه واحد ارائه می‌دهند و آن واقعی‌تر شدن نتایج در برهه نزدیک به انتخابات است؛ به عبارت دیگر، هر چه زمان می‌گذرد هم نتایج نظر سنجی‌های انتخاباتی واقعی‌تر شده است و هم مردم قابل پیش‌بینی‌تر شده‌اند

هفته آخر انتخابات فرا‌‌رسیده است. آخرین مناظره انتخاباتی انجام شده و حالا همه نگاهشان به نظرسنجی‌ها دوخته شده است. به اینکه مردم در این فاصله تا انتخابات چه نگاهی به نامزدهای حاضر در رقابت دارند. مولفه‌های متعددی در این نظرسنجی‌ها مدنظر هستند که می‌تواند تصویر روشنی از وضعیت هر کدام از نامزدها را نمایان سازد. از جمله اینکه نشان می‌دهد میزان مشارکت چه میزان است، کاهش میزان مشارکت وضعیت چه کسی را بدتر می‌کند و افزایش میزان مشارکت اوضاع کدام نامزد را بهبود بخشیده است.
یا حتی می‌توان از مقایسه تطبیقی این نظرسنجی‌ها در ادوار مختلف وضعیت سبد رای نگرش‌های سیاسی را در طبقات اجتماعی و تقسیم‌بندی‌های دیگری مثل حاشیه‌نشین‌ها و مرکز‌نشین‌ها، روستاییان و شهرنشین‌ها بررسی کرد. در این نوشتار بنا داریم بعد از بررسی مولفه‌ها و تغییرات آنها در طول زمان نظرسنجی‌ها به وضعیت نظرسنجی‌ها در چند دروه اخیر بپردازیم و این مساله را بررسی کنیم که اساسا در چند سال اخیر مردم چگونه رای داده‌اند.
بعد از آن به نتیجه انتخابات در ادوار اخیر پرداخته و این مساله را مورد توجه قرار داده ایم که هر استانی در حاشیه و مرکزی چه رایز به نامزدها داده‌اند. همراه با این متن چند نمودار درج شده است که می‌تواند به خوبی وضعیت را در ادوار مختلف مشخص سازد.
جایگاه نظرسنجی در انتخابات
در نظرسنجی‌ها علاوه بر آنکه میزان مشارکت یا عدم مشارکت مردم در انتخابات را ارزیابی می‌کنند، در قالب سوالاتی دلایل عدم شرکت یا ارزیابی مردم از وضعیت موجود را نیز ارزیابی می‌کنند. از سوی دیگر با نظرسنجی می‌توان به میزان نقش احساسات و عواطف در انتخابات نامزد مورد نظر پی برد یا آنکه میزان تاثیر‌گذاری شخصیت‌ها یا گروه‌های سیاسی را برآورد کرد و حتی به چگونگی تاثیر عملکرد نامزدهایی که برای بار دوم شرکت می‌کنند بر تغییر یا ثبات رای مردم آگاهی یافت.
گرچه با تغییرات شرایط جامعه و نزدیک شدن به زمان انتخابات نظرات و تمایلات مردم نیز تغییر پیدا می‌کند با این حال با نظرسنجی‌های انتخاباتی که معمولا به شکل دوره‌ای برگزار می‌شود می‌توان فراز و نشیب‌گرایش‌ها و میزان مشارکت مردم و همچنین اقبال عمومی نسبت به احزاب و اشخاص را سنجید که این خود یک مزیت عمده نیست که گروه‌ها یا جابه‌جا می‌شوند بلکه در واقع قدرت افکار عمومی است که این نقش را ایفا می‌کند و با شناخت آن از طریق نظرسنجی‌های انتخاباتی می‌توان محبوبیت یا عدم محبوبیت‌ گروه‌ها، اشخاص و برنامه‌های اعلام شده آنها را سنجید که البته در حکومت‌های مردم‌سالار این امر اهمیت و کاربرد بیشتری می‌یابد.
البته در برخی موارد نمی‌توان نظرسنجی‌ها را کاملا موثق و بی‌نقص در نظر گرفت و گاهی نظرسنجی‌ها در تطابق با واقعیت‌ با خطا روبه‌رو هستند.به‌عنوان مثال نظرسنجی‌ها علت تغییر رای آن دسته که در انتخابات عکس‌العمل دیگری غیر از آنچه که در نظرسنجی ابراز کرده بودند را معلوم نمی‌سازند، ضمن آنکه از قدرت پایانی و ثبات در طول زمان برخوردار نیستند چرا که رادیو، تلویزیون، مطبوعات، رهبران افکارعمومی که به دلیل برخورداری از قدرت بیان و قدرت نفوذ سعی دارند با توصیه‌های خود آرای شهروندان را در جهت خاصی هدایت کنند و این کافی است تا نظرات مردم هیچ گاه در مدت زمانی طولانی ثابت نماند.
در صورت وجود تفاوت در آرای مردم در انتخابات با آنچه که در نظرسنجی‌های انتخاباتی مطرح کرده‌اند باید با در نظرگرفتن شرایط جامعه، در پی علل و انگیزه‌های این جابه‌جایی نظرات بود و اگر دلیل توجیه کننده و قانع‌کننده‌ای وجود نداشته باشد آنگاه یکی از برداشت‌ها آن است که نظرسنجی غیر‌علمی‌ و توام با خطا بوده است، میزان وفاداری به اشخاص و گروه‌ها، میزان بی‌تفاوتی یا علاقه‌مندی به مسائل سیاسی، مشکلات اقتصادی، شعارهای کاندیداها در جریان انتخابات، اقدامات رقیب یا رقبا، رفتار و سخنرانی‌های کاندیداها و.... از جمله عواملی هستند که می‌توانند میزان مشارکت مردم یا گرایش آنها به فرد یا گروه‌های سیاسی را تحت تاثیر قرار دهند.
افرادی که در نظرسنجی‌ها اعلام کردند در انتخابات شرکت می‌کنند اما در اثر پیشامد یا گرفتاری‌ها عملا در انتخابات شرکت نکرده‌اند، یا افرادی که بی‌تفاوتی یا بی‌اعتنایی خود را در نظرسنجی اعلام داشته‌اند اما ناگهان تصمیم به شرکت در انتخابات می‌گیرند یا آنان که در اثر افزایش ضریب نفوذ و فعالیت‌ رسانه‌ها و شیوع آن در جامعه، تحت تاثیر قرار می‌گیرند از جمله عللی هستند که باید بررسی شوند. این امر به اثبات رسیده است که حتی اگر فرد بسیار بی‌تفاوت باشد و حتی سعی کند خودش را از تبلیغات رسانه‌ها در این خصوص دور نگه دارد اما جانب از گروه‌هایی از جمله خانواده و دوستان ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرد. علی‌الخصوص در جامعه ایران که افراد عموما وابسته به خانواده هستند. «محتوای پیام‌های رسانه‌ها، تمایلات قبلی مخاطب را برای موافقت یا مخالفت با موضوع تقویت می‌کنند و می‌تواند بر میزان موافقت مخاطبان با دیدگاه نهادها و احزاب سیاسی بیفزاید». از سوی دیگر برگزاری نشست‌های تبلیغاتی و حوادثی که مستقیما گرایش به فرد یا گروه‌های سیاسی را نیرومند یا ضعیف می‌سازد نیز به نوبه خود تاثیر گذار هستند.
همچنین وابستگی‌های اجتماعی و پایگاه طبقاتی نیز می‌تواند بر نوع گرایش‌ها تاثیر بگذارد، به‌عنوان مثال بازاریان در ایران عموما به فرد یا گروهی رای خواهند داد که در بیانات و شعارهای خود به پایبندی به نظام اقتصادی باز و آزاد اشاره کرده باشند و در عین حال شعارهایشان رنگ و بوی مذهبی داشته باشند. علاوه بر آن در نظر‌سنجی همواره باید این نکته را در نظر داشت که نگرش‌های پاسخگویان میان یک مصاحبه و مصاحبه بعدی ممکن است تغییر پیدا کند که این مساله در بین کسانی که هنوز تصمیمی‌نگرفته‌اند بسیار زیاد است. اختلاف فاحش نتایج نظرسنجی‌ها با واقعیت می‌تواند علل مهم دیگری داشته باشد از جمله تبلیغات و اقدامات ستادهای انتخاباتی که دارای تاثیرات شگرفی هستند علی‌الخصوص بر کسانی که در قبل از انتخابات و در نظرسنجی‌ها به بی‌تفاوتی خودشان اشاره کرده‌اند. تصمیم این اشخاص در لحظه آخر می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد، چون چنین کسانی اغلب با یک سخنرانی یا یک تصادف غیر‌منتظره تصمیمشان را به نفع یک نامزد انتخابات می‌گیرند.
بدین ترتیب با استخراج نتایج حاصل از نظرسنجی‌ها می‌توان با تمهیدات لازم آن دسته از مردمی‌ که تمایل به شرکت در انتخابات ندارند را مورد مطالعه قرار داد و بر همان اساس علت‌ها را جست و جو کرد و تا حدودی به حجم طبقه‌ای که از آن به «آرای خاموش» تعبیر می‌شود پی‌برد. در واقع نظرسنجی‌ها این امکان را فراهم می‌آورند تا اطلاعات دقیق‌تری درباره عوامل تعیین کننده در چگونگی آرای مردم به دست آید. از طریق نظرسنجی‌های انتخاباتی، گروه‌ها و اشخاص سیاسی به نظرات مردم راجع به خود و اینکه چه کسانی بیشترین آرا را جلب خواهند کرد پی می‌برند. همچنین بر‌اساس آگاهی‌های به دست آمده در نظرسنجی‌ها، ابعاد مختلف موضوع مشخص می‌شود و این امکان ایجاد می‌شود تا گروه‌ها و اشخاص سیاسی، درصدد بر‌طرف کردن ضعف عملکرد خود و جلب رضایت هر چه بیشتر مردم برآیند.

رای من مخفی است
از بارزترین خصلت‌های ایرانیان در نظرسنجی‌های انتخاباتی، مخفی نگه داشتن رای شان است. چنین رفتاری البته نه تنها در تصمیم‌گیری و اعلام نظر انتخاباتی بلکه در همه شئون زندگی ایرانیان جریان دارد و شهروندان ایرانی‌ ترجیج می‌دهند از بیان نظرات صریح خود و عیان کردن جزئیات زندگی‌شان بپرهیزند. در واقع این نوع رفتار به بخشی از فرهنگ زندگی ایرانیان تبدیل شده است و آنها در همه مسائل چنین رویه‌ای را در پیش می‌گیرند. برای مثال، زمانی که شما از میزان حقوق دریافتی یک شهروند سوال کنید،‌ترجیج می‌دهد موضوع بحث را تغییر دهد و از اعلام میزان حقوق دریافتی‌اش اجتناب ‌ورزد. فردی که قصد دارد به یک مسافرت مهم کاری یا توریستی برود، شهروندی که قصد استخدام در یک سازمان یا نهاد معتبر را داشته باشد یا جوانی که می‌خواهد ازدواج کند، از اعلام خبرمربوط به چنین اتفاقی در زندگی‌اش ابا دارد و به نزدیکان خود و خانواده‌اش توصیه می‌کند که این موضوع را با کسی درمیان نگذارند. زمانی که پای یک موضوع سیاسی مهم مانند انتخابات به میان می‌آید، حساسیت مساله دوچندان می‌شود و چه بسا برخی افراد به تناسب موقعیت‌های اجتماعی نظر سیاسی خود را با دیگران در میان بگذارند.
نمی‌توان انکار کرد که بخشی از جامعه ایران براساس باورهای ایدئولوژیک به ایفای نقش درعرصه سیاسی می‌پردازند. آنها معتقدند که در جامعه‌ای بر مبنای احکام اسلامی اداره می‌شود، باید به‌گونه‌ای تصمیم گرفت که ناقض این مبانی نباشد. این طیف از جامعه ایران که می‌توان آنها را آرمانگرایان نامید، از این منظر که ابایی از بیان نظر خود ندارند، به‌عنوان استثناء شناخته می‌شوند و چه بسا‌ترجیح می‌دهند که نظرات خود را در جامعه بیان کرده و دیگران را نیز نسبت به پذیرش آنها متقاعد کنند. طیف مقابل اما در تصمیم‌گیری‌های سیاسی مولفه‌های متفاوتی را مد‌نظر قرار می‌دهند و بر‌اساس واقع‌گرایی وعملگرایی در سیاست تصمیم می‌گیرند. در چنین شرایطی، نوعی دوقطبی تحت عنوان آرمانگر-واقع‌گرا در جامعه ایجاد می‌شود که در تصمیم‌گیری سیاسی نیز رفتار متفاوتی دارند.
واقع‌گرایان بر خلاف آرمانگرایان، ازبیان نظرات سیاسی خود به‌طور آشکار و صریح امتناع می‌ورزند و‌ترجیح می‌دهند این نظرات را در میان افرادی که نسبت به آنها تعلق خاطر دارند یا آنها را می‌شناسند، بیان کنند زمانی که پای نظرسنجی‌های انتخاباتی به میان می‌آید، چنین رفتاری عینیت بیشتری می‌یابد و نتایج نظرسنجی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. با نزدیک شدن به موعد انتخابات و همه‌گیر شدن فضای سیاسی، واقع‌گرایان نیز نظرات خود را به صراحت بیان می‌کنند اما این رفتار، رفتاری گذراست و در برهه‌های دیگر و سایر عرصه‌های سیاسی ادامه نخواهد یافت. این طیف، معمولا سعی می‌کند خود را فارغ از جناح‌بندی‌های سیاسی به جامعه معرفی کند و بر استقلال رای خود تاکید ویژه‌ای دارد. ساز و کارهایی که در انجام نظرسنجی به مخفی نگه داشتن رای شهروندان ایرانی دامن می‌زند. انجام نظرسنجی بر‌اساس پرسش‌نامه‌ها و اطلاعات پرسش‌دهندگان- به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم در آنها مشخص است- باعث می‌شود آنها در بیان رای خود احتیاط کرده و از ابراز کردن آن اجتناب نمایند.
زمانی که شهروند با پرسشگر مواجه می‌شود، براساس ذهنیت خاصی که نسبت به انجام دهندگان نظرسنجی‌های انتخاباتی دارد،‌ترجیح می‌دهد رای خود را پنهان نگه دارد و از بیان صریح آن بپرهیزد. اینها همه سبب می‌شود که نتایج نظرسنجی‌ها چندان با واقعیت منطبق نباشد و در آستانه انتخابات تا حدی به واقعیت نزدیک‌تر شود.

تصمیم‌گیری در دقیقه نود
اگر نظرسنجی‌های غیرعلمی‌را استثناء کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که بسیاری از نظرسنجی‌ها - فارغ از نتیجه مصداقی- یک نتیجه واحد ارائه می‌دهند و آن واقعی‌تر شدن نتایج در برهه نزدیک به انتخابات است؛ به عبارت دیگر، هر چه زمان می‌گذرد هم نتایج نظر سنجی‌های انتخاباتی واقعی‌تر شده است و هم مردم قابل پیش‌بینی‌تر شده‌اند. مصداق بارز این چنین موضوعی را می‌توان در نظرسنجی‌های انجام شده در انتخابات ریاست‌جمهوری در سال‌های 84 و 92 مشاهده کرد. در این دو دوره، نامزدی که در نهایت در انتخابات به پیروزی رسیده است، در هفته آغازین رقابت‌های انتخاباتی وضعیت چندان مساعد و مطلوبی درنظر سنجی‌ها نداشته و در رده‌های پایین قرار داشته است اما هرچه به روز برگزاری انتخابات نزدیک‌تر می‌شویم، وضعیت این نامزد بهبود می‌یابد و در آخرین نظرسنجی، به رده نخست صعود می‌کند. این اتفاق در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم برای محمود احمدی‌نژاد و در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم برای حسن روحانی رخ داد. این دو چهره تایید شده از سوی شورای نگهبان، در حالی وارد رقابت‌ها انتخاباتی شدند که براساس نخستین نظرسنجی‌ها در رتبه‌های پایینی میان کاندیدا‌های حاضر در رقابت قرار داشتند. اما در پایان رقابت‌ها به پیروزی دست می‌یابند و بر کرسی ریاست‌جمهوری تکیه می‌زنند. شاید بتوان یکی ازعلل تغییر نتایج نظرسنجی‌ها در دوره انتخابات را تصمیم‌گیری لحظه آخری بسیاری از مردم جامعه ایران دانست. شهروندان ایرانی تصمیم نهایی را به دقیقه نود موکول می‌کنند تا فارغ از هیجان روزهای اوج تبلیغات انتخاباتی، به تصمیمی‌معقول برسند و این گونه تصور می‌کنند که ممنوعیت تبلیغات انتخاباتی در روز منتهی به انتخابات اذهان آنها را از هجوم تبلیغات نامزدهای انتخاباتی و هیجان ناشی از فضای سیاست زده انتخابات، رها کرده و به آنها کمک می‌کند که تصمیمی ‌بر مبنای عقلانیت سیاسی و اجتماعی اتخاذ کنند.
در چنین شرایطی است که می‌توان به روند تغییر نتایج نظرسنجی‌های انجام شده در دوره انتخابات پی برد.در حقیقت بسیاری از مردم جامعه ایران یا به نتیجه قطعی در انتخابات نامزد یا فهرست انتخاباتی نرسیده‌اند یا تصمیم‌گیری را به روز پایانی موکول کرده‌اند.
البته برخی مولفه‌های دیگر نیز در تغییر نتایج نظرسنجی‌ها موثر است. برای مثال، در انتخابات ریاست‌جمهوری 92، پس از برگزاری مناظره‌های انتخاباتی میان نامزدهای تایید شده از سوی شورای نگهبان، رای و نظر درصد قابل توجهی ازمردم دستخوش تغییر شد و به سوی نامزدی چرخش پیدا کرد که در نهایت توانست پیروز این رقابت بزرگ سیاسی باشد. این در حالی بود که تا پیش از برگزاری مناظره‌ها، روحانی رای چندان زیادی را در نظرسنجی‌ها کسب نمی‌کرد و افرادی همچون محمدباقر قالیباف و محسن رضایی وضعیت مناسب‌تری داشتند. اما پس از انجام مناظره‌های تلویزیونی، وزن نامزدها در میان مردم مشخص شد و آرای حسن روحانی روند صعودی پیدا کرد.
در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم نیز یکی از مولفه‌های موثر در تغییر روند نظرسنجی‌ها و روند صعودی آرای محمود احمدی‌نژاد در روزهای منتهی به انتخابات، موجی بود که در هفته پایانی منتهی به انتخابات به سود وی ایجاد شد و آوازه شهردار وقت تهران در سراسر کشور پیچید. او همچنین با ایجاد دوقطبی سیاسی میان خود و هاشمی رفسنجانی این روند را به سود خود تغییر داد و توانست به دور دوم انتخابات راه یابد و به پیروزی برسد.
مولفه تاثیرگذار دیگر، تصمیم‌گیری‌هایی است که از سوی نخبگان سیاسی صورت می‌گیرد و مصداق بارز این موضوع را می‌توان در انتخابات ریاست‌جمهوری 92 مشاهده کرد؛ آنجایی که براساس تصمیم چهره‌های سیاسی تاثیرگذار همچون هاشمی رفسنجانی که دو دوره پیاپی متصدی سمت ریاست‌جمهوری اسلامی ایران بود، محمدرضا عارف یکی از دو نامزد مورد حمایت اصلاح‌طلبان از صحنه انتخابات کناره‌گیری کرد و آرای او به حساب حسن روحانی واریز شد. این اتفاق، به سرعت خود را در نظرسنجی‌هایی که انجام می‌شد و در رسانه‌های مجازی، مکتوب و صدا و سیما منتشر می‌شد نشان داد و تا روز انتخابات به‌گونه‌ای پیش رفت که به پیروزی روحانی منجر شد.
یکی دیگر از مولفه‌هایی که می‌توان به آن اشاره کرد، رسانه‌ها و نقش آنها در تغییر تصمیم افکار عمومی است. انتشار برخی اخبار و شایعات از سوی رسانه‌ها - خصوصا در فضای مجازی- می‌تواند موجی را له یا علیه برخی کاندیداهای حاضر در انتخابات ایجاد کند و در نظرسنجی‌ها و نتیجه نهایی انتخابات خود را به نمایش بگذارد. یکی از مصداق‌های بارز این مساله را می‌توان در انتخابات 92 مشاهده کرد که در فاصله چند روز مانده تا برگزاری انتخابات، خبری مبنی‌بر بررسی صلاحیت مجدد روحانی در شورای نگهبان از سوی برخی رسانه‌ها منتشر شد که درآن برهه به رشد فزاینده آرای او در نظرسنجی‌ها کمک بسزایی کرد. اینها همه سبب می‌شود که نتیجه نظرسنجی‌ها از برهه آغاز تبلیغات تا موعد برگزاری انتخابات دستخوش تغییر شود و نامزدهای انتخاباتی را در جدول نظر‌سنجی‌ها جا‌به‌جا کند.

نگاه مصداقی به چند نظرسنجی
انتخابات نهمین دوره ریاست‎جمهوری اسلامی در سال 1384 برگزار شد که طی دو مرحله در تاریخ 27 خرداد و 3 تیر برگزار گردید. نخستین نظرسنجی انتخاباتی ایسپا در آن سال به صورت ملّی و با روش نمونه‌‎گیری خوشه‌ای در تاریخ 22 و 23 خرداد اجرا شده است که در آن هاشمی رفسنجانی 31.7% و احمدی‎نژاد نیز 9.9% آرای پاسخ ‎گویان را دارا بوده‏اند. در 24 خرداد همان سال نظرسنجی در تهران تکرار می‌شود. این بار هاشمی رفسنجانی 3/21% و احمدی‎نژاد 4/18% آرا را به خود اختصاص داده‏ اند؛ کاندیداهای بعدی نیز قالیباف با 82/7%، معین با 6/9%، نیز لاریجانی با 3/5% و کروبی با 4/4% آرای پاسخ‎‌گویان را داشته ‏اند. بر این اساس دو‎مرحله‌‏ای ‎شدن انتخابات از زبان نظرسنجی امری دور از ذهن نبوده است.
مطابق روندهای نظرسنجی و مطالعه نقطه به نقطه، سیر آرای احمدی‎نژاد به سمت صعودی و هاشمی رفسنجانی به سمت نزولی به صورت مشهود قابل ملاحظه است. با احتساب حضور سایر کاندیداها، پایین‎بودن نظر پاسخ‌‎گویان طبیعی است. اما، با وارد شدن به مرحله دوم انتخابات، افزایش ‎یافتن آراء قابل مشاهده است.
دهمین دوره انتخابات ریاست‎جمهوری اسلامی ایران نیز در جمعه 22 خرداد سال 1388 برگزار گردید. در انتخابات ریاست‎جمهوری این دوره نیز از ابتدا مردم آرای خویش را نسبت به احمدی‎نژاد اعلام کرده‎اند و فاصله ایشان تا موسوی بسیار زیاد است. البته، از یک مقطع و با گرم‌‎تر‎ شدن تنور انتخابات، میزان آرای احمدی‎نژاد سیر صعودی خویش را از دست داده و موسوی اندکی رو به افزایش است، اما همچنان فاصله بین دو کاندیدا بسیار قابل توجه است.
در 24 خرداد سال 1392 نیز یازدهمین دوره انتخابات ریاست‌‎جمهوری اسلامی ایران برگزار شد. در این دوره نیز همان الگوی پیشین در نظرسنجی‌‏ها تکرار گردیده و می‌تواند به‌عنوان الگویی برای فهم کنش ‏مندی رفتار انتخاباتی مردم ایران به حساب آید. در اینجا به آرای دو رقیب اصلی و جدی انتخابات، روحانی و قالیباف می‌پردازیم.
نمودار در این انتخابات حاکی از رشد جدی آرای روحانی و ریزش آرای قالیباف است. البته، شرایط سیاسی کشور را در انتخابات 1392 نباید از نظر دور داشت و در آن زمان و پیش از برگزاری انتخابات می‎توانست این‎گونه جمع‎‌بندی کرد که دومرحله‏ای ‎شدن انتخابات پیش رو باشد. اما با گذشت زمان انتخابات و وقوف پس از حادثه، می‏توان به این جمع‌بندی رسید که مطابق نظرسنجی‌‏های انتخاباتی سه دوره گذشته انتخابات ریاست‎جمهوری، پیروز انتخابات کسی است که رشد جایگاه وی در نگرش‏‌های مردم ایران مشهود باشد یا لااقل شانس وی برای این اتفاق بیش از دیگران است.
اما برای صحت اصل نظرسنجی‌‎ها و توانایی در تشخیص نگاه و نگرش مردم، می‎توان به نظرسنجی دیگری نیز اشاره کرد که اتفاقا مورد توجه منتقدان نظرسنجی نیز قرار گرفت. در آخرین گزارش موسسه «آی ‎‎پز: I Pos» دو احتمال برای انتخابات ایران پیش‎بینی شده بود: نخست، انتخاباتی که در آن روحانی و قالیباف، البته با پیشتاز بودن روحانی، انتخابات دو‌مرحله‎ای خواهد شد؛ و طبیعی است که احتمال دیگر پیروزی فرد پیشتاز را در نظر داشته است. نظرسنجی این موسسه خارجی دربرگیرنده 7/38 درصد افرادی است که تصمیم گرفته‎اند در انتخابات شرکت کنند و مهم‌‎تر آن بود که در این نظرسنجی، 11 درصد حاضر نبوده‎اند که اسم نامزد خودشان را ذکر کنند.
این نکته مهم است که ثابت شده کسی پیروز انتخابات است که روند صعودی را در نظرسنجی‌‌ها در اختیار داشته باشد، حتی اگر در اولین نظرسنجی‌‎ها 2/0 آراء را داشته باشد و در آخرین نظرسنجی اول نباشد. جالب اینجاست نامزدی که واجد پایین‎ترین رای است و در ظاهر هیچ شانسی برای پیروز شدن ندارد، با مرور زمان نظرها را به سوی خویش جلب می‎کند.
در فرآیند این کنش نیز عناصر تاثیرگذار را می‎توان به‎خوبی بررسی کرد. در نظرسنجی مرکز ایسپا در اسفند 1391 از پاسخگویان پرسیده شد که: «به ترتیب اولویت چه کسانی در تصمیم‌‌‎گیری شما در رای نهایی تاثیر گذارند؟» و نتایج زیر حاصل شد: «7/52درصد پاسخ‎گویان تشخیص «خود و نظر شخصی خود» را اولویت نخست علت انتخاب کاندیدای مورد‌نظر دانسته‎اند؛ 9/23 درصد «خانواده و دوستان»، 3/8روحانیت و مراجع و 3/6 نیز جریان‎های سیاسی را به‌عنوان اولویت انتخاب کاندیدای نهایی خود بیان داشته‎اند» که باتوجه به اولویت‎‌بندی سوال سهم خانواده و دین به‌عنوان دو نهاد تاثیرگذار در تصمیم‎گیری به‎خوبی قابل مشاهده است. همچنین، فضاسازی‎های انتخاباتی که معمولا توسط گروههای سیاسی انجام می‎گیرد، به‌عنوان اولویت چهارم فرآیند کنش انتخاباتی در نظر گرفته می‎شود.

مقایسه تطبیقی آرای نامزدها
اما حالا باید به سطح آن چه در انتخابات رخ داده بپردازیم و ببینیم که هر کدام از نامزدها چه رای و چه سبدی در چند دوره انتخابات داشته‌اند. بهتر است از انتخابات دوره نهم شروع کنیم. یعنی دوره‌ای که به صورت غیر‌منتظره و برخلاف نظر‌سنجی‌ها محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور شد.
نتایج انتخابات دور اول ریاست‌جمهوری دوره نهم نشان می‌دهد که هاشمی‌رفسنجانی با 16/6 میلیون نفر معادل 21 درصد آرا نفر اول، احمدی‌نژاد با 71/5 میلیون نفر (5/19درصد ) نفر دوم بوده و پس از ایشان کروبی با 07/5 میلیون نفر (3/17درصد)، قالیباف با 07/4 میلیون نفر (9/13درصد )، معین با 05/4 میلیون نفر (8/13درصد)، لاریجانی با 74/1 میلیون نفر (9/5 درصد) و مهرعلیزاده با 29/1 میلیون نفر (4/4 درصد ) به ترتیب در رتبه بعدی قرار گرفتند. تعداد آرای باطله نیز 2/1میلیون معادل 2/4درصد کل آرا بوده است. پراکندگی آرا و محبوبیت کاندیداها در نقاط مختلف کشور از تنوع قابل‌توجهی برخوردار است. بر‌اساس نتایج مرحله اول هاشمی و احمدی‌نژاد به مرحله دوم راه‌یافتند. در بین داوطلبین نام‌برده شده، بیشترین واریانس (میزان پراکندگی ) رای استانی به ترتیب به احمدی‌نژاد، کروبی و معین اختصاص دارد. رای هاشمی و قالیباف تقریبا در سطح کشور یکنواخت است اما رای احمدی‌نژاد و کروبی دارای پراکندگی بالایی در سطح کشور است.
در مرحله دوم انتخابات، احمدی‌نژاد موفق شد اکثریت آرا را به خود اختصاص دهد و به‌عنوان نهمین رئیس‌جمهور کشور برگزیده شود.

شهرستان‌های کوچک
در شهرستان‌های کوچک به‌طور متوسط در 200 شهرستان کوچک کروبی (2/22 درصد)، هاشمی (2/21 درصد)، معین (3/15درصد)، احمدی‌نژاد (15 درصد) و قالیباف (4/14 درصد ) به ترتیب رتبه‌های اول تا پنجم را کسب کرده‌اند. کروبی و معین به‌طور متوسط در شهرستان‌های با اکثریت روستایی رای بالاتری در مقایسه با شهرستان‌های با اکثریت شهری به دست آورده‌اند. این نسبت برای هاشمی و قالیباف تفاوت قابل‌توجهی بین نقاط شهری و روستایی در شهرستان‌های کوچک ندارد. لیکن برای احمدی‌نژاد آرای ایشان در نقاط شهری به مراتب بیشتر از نقاط روستایی است.

شهرستان‌های متوسط
در شهرستان‌های متوسط به‌طور میانگین کروبی (7/22درصد )، هاشمی (5/21درصد)، احمدی‌نژاد (2/16 درصد)، معین (1/16 درصد) و قالیباف (5/15درصد) به ترتیب رتبه‌های اول تا پنجم را داشته‌اند. همچنین بررسی آرا در نقاط شهری و روستایی نشان می‌دهد که ‌هاشمی، معین و قالیباف در شهرستان‌های با اکثریت روستایی رای بیشتری داشته‌اند در مورد کروبی بادرصد کمی وضعیت در نقاط شهری بهتر بوده است و در مورد احمدی‌نژاد همانند شهرستان‌های کوچک ملاحظه می‌شود که درصد آرای ایشان در نقاط شهری به میزان قابل توجهی بیشتر از نقاط روستایی است.

شهرستان‌های بزرگ
درشهرستان‌های بزرگ کشور احمدی‌نژاد (8/24درصد)، هاشمی (7/22درصد)، قالیباف (5/15 درصد)، کروبی (8/13 درصد) و معین (2/13 درصد ) به ترتیب حائز اکثریت آرا شده‌اند. در مورد‌هاشمی، قالیباف و معین، تفاوت قابل ملاحظه در آرای نقاط شهری و روستایی وجود ندارد. لیکن کروبی در نقاط روستایی دارای رای بیشتری است و احمدی‌نژاد مشابه شرایط شهرستان‌های کوچک و متوسط در شهرستان‌های بزرگ نیز در نقاط شهری حائز آرای بیشتری شده‌اند.

63 درصد آرا در دست احمدی‌نژاد
در مرحله دوم انتخابات 8/27 میلیون نفر به پای صندوق‌های رای رفتند که در مقایسه با مرحله اول میزان مشارکت به مقدار 5 درصد کاهش یافت.
محمود احمدی‌نژاد موفق به کسب 63 درصد آرا شده و به ریاست‌جمهوری کشور برگزیده شد. بررسی آرا در مرحله دوم نشان می‌دهد که تفاوت چندانی در میزان کسب آرا توسط کاندیداها در نقاط شهری و روستایی و همچنین در شهرهای کوچک، متوسط و بزرگ مطابق طبقه‌بندی انجام شده، مشابه آنچه در مرحله اول انتخابات بود وجود ندارد. در تمام این گروه‌ها احمدی‌نژاد به‌طور متوسط آرایی بین 61 تا 68 درصد کسب کرده‌ و آرای هاشمی نیز بین 32 تا 39 درصد متغیر بوده است. ملاحظه می‌شود که احمدی‌نژاد در مرحله دوم موفق شد آرای سایر کاندیداها را به سمت خود جذب کند و یکی از نکات قابل توجه در مرحله دوم این است که در بررسی آرای هاشمی و احمدی‌نژاد به تفکیک مناطق جغرافیایی کشور، تفاوت معنی‌داری ملاحظه می‌شود. احمدی‌نژاد موفق به کسب اکثریت مطلق آرا به نسبت بهتری در مناطق غرب، جنوب و جنوب شرق کشور داشته است. به‌عنوان مثال محمود احمدی‌نژاد در پنج استان اصفهان، قم، قزوین، سمنان و چهارمحال‌و‌بختیاری به‌طور متوسط حدود 74 درصد آرا را کسب کرد.

مقایسه تطبیقی با سال 92
مقایسه تطبیقی انتخابات سال 84 و انتخابات سال 92 می‌تواند برای سنجش چرایی رای‌آوری روحانی در این استان‌ها موثر باشد. این مقایسه به ما می‌گوید که به جز در دو استان، مردم سایر ۱۶ استان ایران که در مرحله اول انتخابات ۱۳۸۴ به یکی از کاندیداهای منسوب به اصلاح‌طلبان رای داده بودند، در انتخابات ۱۳۹۲ نیز کاندیدای اصلاح‌طلبان (حسن روحانی) را انتخاب کرده‌اند.
این استان‌ها عبارتند از همدان، هرمزگان، لرستان، گیلان، گلستان، کرمانشاه، کرمان، کردستان، فارس، سیستان و بلوچستان، زنجان، بوشهر، ایلام، اردبیل، آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی.تنها استان‌هایی که از قاعده فوق مستثنی بوده‌اند، کهکیلویه و بویراحمد و خوزستان هستند.
از سوی دیگر، ۱۱ استان ایران که منتخب اول آنها در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۴ یک کاندیدای محافظه‌کار بوده، در انتخابات سال 92 به کاندیدای اصلاح‌طلبان رای داده‌اند. این استان‌ها عبارتند از یزد، مرکزی، مازندران، قم، قزوین، سمنان، خراسان شمالی، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، تهران و اصفهان. (جدول1)

مقایسه تطبیقی رای تهران و کل کشور
در مورد سال 92 ترکیب آرای کاندیداهای ریاست‌جمهوری در شهر تهران با میزان آرای ماخوذه در سراسر کشور متفاوت است؛ به‌طوری که حسن روحانی در کل کشور 71/50 درصد و در تهران 3/46 درصد آرا را کسب کرد. همچنین در تهران رای قالیباف حدود درصد بیشتر از رای وی در کل کشور است و ولایتی بیش از رضایی رای دارد.
نسبت آرای کاندیداهای ریاست‌جمهوری از مجموع 2862776 رای ماخوذه در شهرستان تهران (بدون احتساب آرای ری و شمیرانات) و 35.458.747 رای در سراسر کشور به این شرح بود:حسن روحانی با 1326964 رای در تهران، 3/46درصد آراء را کسب کرد؛ این درحالی است که در سراسر کشور 71/50 درصد آراء را به خود اختصاص داد.
محمدباقر قالیباف با 725854 رای تهران، 3/26 درصد آراء را کسب کرد اما در سراسر کشور 55/16 درصد آراء را به خود اختصاص داد.
رای سعید جلیلی در تهران و شهرستان‌ها تقریبا برابر است، وی با 321324 رای تهران، 2/11درصد آراء را به خود اختصاص داد و از آرای ماخوذه کل کشور هم 3/11 درصد را کسب کرد.
درصد آرای علی‌اکبر ولایتی نیز در تهران و شهرستانها برابر بود، با این حال در تهران برخلاف کل کشور در جایگاه بالاتر از محسن رضایی قرار گرفت. وی با 179371 رای تهران، 2/6درصد آراء را به خود اختصاص داد و در رتبه چهارم بود و در کل کشور با 1/6 درصد آراء در رتبه پنجم قرار داشت.
محسن رضایی میرقائد با 173761 رای تهران، 6 درصد آراء و رتبه پنجم را به خود اختصاص داد اما در سراسر کشور 5/10درصد آراء را کسب کرد. همچنین سید‌محمدغرضی با 35600 رای تهران، 2/1 درصد آراء را کسب کرد و از کل آرای ماخوذه در سراسر کشور هم همین درصد را به خود اختصاص داد. (جدول 2)

رای خراسان در سبد کیست؟
یکی از نکات جالب این انتخابات حضور دو‌نامزد خراسانی در میان کاندیداهاست. ابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی و محمد‌باقر قالیباف، شهردار تهران دو نامزد اصلی اصولگرایان و اهل استان خراسان هستند.
نامزدهای دیگری وابسته به اصولگرا در فرآیند انتخابات حضور دارند اما رئیسی و قالیباف نامزد اصلی به‌شمار می‌آیند. با توجه به اینکه هم قالیباف و هم رئیسی نامزدهایی اصولگرا هستند که از استان خراسان رضوی برآمده‌اند و مشاهدات نشان می‌دهد که سیاستمداران و فعالان سیاسی این استان در‌ ترغیب این دو به کاندیداتوری نقش اصلی را ایفا کرده‌اند، سوال این است که پایگاه رای این دو در استان خراسان چقدر است؟
برای رسیدن به پاسخ این پرسش یکی از راه‌ها، بررسی آرای انتخابات سال 92 است. زمانی که باز هم دو سیاستمدار مشهدی یعنی محمد‌باقر قالیباف و سعید جلیلی نامزد انتخابات بودند.
نتایج دور اول انتخابات سال 84 نیز می‌تواند یکی از معیارهای بررسی باشد؛ زمانی که محمد‌باقر قالیباف در رقابت انتخاباتی حضور داشت.

وضعیت آرای انتخاباتی در سال 92
براساس آمار وزارت کشور در سال 92 حسن روحانی با کسب 99/43درصد آرا در خراسان رضوی بیشترین رای را کسب کرد. محمد‌باقر قالیباف در همین انتخابات توانست 72/32درصد آرا را به دست آورد. سعید جلیلی دیگر نامزد اهل خراسان از این استان فقط 74/13درصد آرا را به دست آورد.
در آن انتخابات جلیلی، قالیباف و ولایتی به‌عنوان نامزدهای اصولگرا در صحنه حاضر شده بود، با احتساب رای 57/4 درصدی ولایتی در خراسان رضوی مجموع آرای نامزدهای اصولگرا 3/51درصد آرا در این استان می‌شود که بیشتر از آرای نامزد اعتدالگرا یعنی حسن روحانی است. در انتخابات سال92 محسن رضایی که به‌عنوان کاندیدای مستقل در انتخابات حاضر شده بود و به اعتقاد ناظران سبد آرا او با اصولگرایان متفاوت بود توانست 66/3 درصد آرا را کسب کرد و محمد غرضی کمتر از یک درصد آرا را در این استان به دست آورد.
این وضعیت در دیگر استان‌های حوزه خراسان، خراسان جنوبی و شمالی نیز برقرار بود. در استان خراسان جنوبی حسن روحانی توانست 51/44 درصد آرا را کسب کند. درحالی که قالیباف و جلیلی به ترتیب 53/23 و 91/23 درصد آرا را به دست آوردند. سهم ولایتی هم 51/3 درصد بود. در استان خراسان جنوبی مجموع آرای دو نامزد خراسانی از آرای حسن روحانی بیشتر شد و آرای اصولگرایان نیز 96/50 درصد کل آرا بود.
در استان خراسان شمالی حسن روحانی وضع بهتری داشت. او 19/47درصد آرا را به دست آورد و قالیباف و جلیلی به ترتیب 93/32 و 02/11 درصد آرا را کسب کردند. در این استان مجموع آرای دو نامزد اهل خراسان کمتر از آرای حسن روحانی بود، اما با احتساب رای 74/3 درصدی ولایتی. مجموع آرای اصولگرایان با فاصله بسیار اندک از روحانی بیشتر بوده است.مجموع آرای کسب شده توسط سه نامزد اصولگرا در خراسان شمالی 69/47درصد کل آرا بود.

نتایج دور اول انتخابات سال 84
در انتخابات بسیار پیچیده سال 84 که هفت نامزد حضور داشتند، چهار نامزد از جناح اصلاح‌طلبان و میانه‌روها بودند و سه نامزد اصولگرا، هم آرای انتخاباتی در سه استان حوزه خراسان خیلی به سود نامزد انتخاباتی این حوزه نبود است. در خراسان رضوی قالیباف 87/33 وآیت‌الله هاشمی 36/20 درصد آرا را کسب کردند. این رای قالیباف شباهت زیادی به درصد آرای او در سال 92 دارد. این وضعیت در خراسان جنوبی شکل دیگری داشت. در این استان محمود احمدی‌نژاد با کسب 96/38 درصد آرا نفر اول و آیت‌الله هاشمی با 84/21 درصد آرا نفر دوم شد. قالیباف نیز با 28/18درصد نفر سوم شد.
در خراسان شمالی محمدباقر قالیباف با 10/28 درصد آرا رای اول را کسب کرد و مهدی کروبی با کسب 25/14 درصد آرا نفر دوم شد.
نباید از این نکته گذشت که آرای انتخاباتی سال 92 نشان می‌دهد که اصولگرایان در این ناحیه از کشور با فاصله بسیار اندک نسبت به ائتلاف اعتدالگرایان - اصلاح‌طلبان دست بالاتر را داشته‌اند. این موضوع در انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز تا حدودی دیده می‌شود. شاید از این جهت اعتدالگرایان و اصلاح‌طلبان باید از وضعیت آرای انتخاباتی در منطقه خراسان نگران شوند.
با این حال بررسی تنها آرای یک دوره از انتخابات ریاست‌جمهوری نمی‌تواند این قطعیت را ایجاد کند که سبد رای اصولگرایان در حوزه خراسان بیشتر از اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان است.

رای متفاوت قم
از جمله استان‌هایی که در انتخابات مورد توجه بوده «قم» است. در سال 84 محمود احمدی‌نژاد ۳۵۲۰۱۹ رای و اکبر هاشمی‌رفسنجانی ۱۲۰۵۸۶ رای به دست آورد. در سال 92 رفتار انتخاباتی‌مردم قم غیرقابل پیش‌بینی‌ترین رفتار انتخاباتی این دوره بود. بنا به حمایت آیت‌الله مصباح یزدی از سعید جلیلی انتظار این بود که او در این استان رای خوبی بیاورد. یا حداقل از آنجایی که رسانه‌های حامی‌ علی اکبرولایتی خبر حمایت جامعه مدرسین حوزه عملیه قم از وی را منتشر کرده بودند، انتظار بود ولایتی رای قابل تاملی در این استان بیاورد. اما مردم این استان ظاهرا تمایل داشتند رئیس‌جمهورشان حسن روحانی باشد. حسن روحانی در این استان 210 هزار و 677 رای آورد و سعید جلیلی در مرتبه 121 هزار و 237 رای کسب کرد. محمدباقر قالیباف 89 هزار و 987 رای در این استان کسب کرد.

انتخابات دوازدهم
درباره این دور از انتخابات که روز جمعه برگزار خواهد شد، نظرسنجی‌های متفاوتی منتشر شده است. اکثر این نظرسنجی‌ها لااقل تا زمان درج این مطلب حکایت از این دارد که انتخابات به دور دوم خواهد رفت. بر‌اساس این نظرسنجی‌ها هنوز درصد قابل‌توجهی از مردم نمی‌دانند به چه کسی باید رای دهند. این درصد بالای مرددین دقیقا همان جمعیتی هستند که می‌توانند تعیین‌کننده نتیجه انتخابات باشند. ضمن اینکه کناره‌گیری برخی نامزدها می‌تواند تغییراتی در نتیجه نظرسنجی‌ها و البته انتخابات روزجمعه ایجاد کند. فعلا که کمپین‌های مختلف نامزدها در حال تلاش برای جذب طبقات اجتماعی هستند. باید منتظر روزهای آخر ماند.