دکتر اردشیر نوریان

تحریم‌های جدیدی که از سوی ایالات متحده آمریکا در حال وضع شدن است، در حقیقت راهبرد جدید دونالد‌ترامپ و همراهانش برای اعمال فشار بیشتر بر جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود. در جریان رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2016 ایالات متحده آمریکا،‌ترامپ وعده‌هایی از جمله پاره کردن برجام و... را داده بود. هم‌اکنون‌ ترامپ به خوبی می‌داند که عملی شدن این وعده‌ها امکان‌پذیر نیست. از این رو رئیس‌جمهور آمریکا درصدد است رو به روش‌های دیگری مانند وضع تحریم‌های جدید علیه ایران بیاورد. نکته قابل تامل اینکه جمهوری اسلامی ایران تمامی‌تکالیف و تعهدات خود را وفق برجام صورت داده است. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌(IAEA) نیز در تازه‌ترین گزارش خود بر این موضوع صحه گذاشته است. در چنین شرایطی ایالات متحده آمریکا به‌دنبال بهانه‌جویی جهت اعمال فشار بیشتر بر ایران است. اقدام اخیر سنای آمریکا در راستای وضع تحریم‌های جدید علیه ایران در همین چارچوب قابل ارزیابی و تحلیل است.
آنچه مسلم است اینکه جمهوری اسلامی ایران نباید در مقابل فشارهای تازه‌ای که از سوی ایالات‌متحده آمریکا (سنا و کاخ سفید) اعمال می‌شود کوتاه بیاید. هر کجا ما در مقابل زیاده‌خواهی‌های ایالات متحده آمریکا کوتاه بیاییم، فشار بیشتری از سوی آنها علیه کشورمان اعمال خواهد شد. در اینجا لازم است بر اصول خود پافشاری کنیم. عقب‌نشینی‌های تاکتیکی- موردی در این معادله مشکلی را حل نخواهد کرد.
از سوی دیگر، اخیرا فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در کنفرانسی در شهر اسلو، پایتخت نروژ، اعلام کرده است که اروپای واحد نسبت به تعهدات خود در قبال برجام پایبند است و این توافق را اجرا خواهد کرد. در این خصوص نیز نکاتی وجود دارد که باید مدنظر قرار گیرد:
نکته نخست اینکه برجام توافقی میان ایران و اعضای 1+5 است که به تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز رسیده است. بنابراین، در این معادله فقط ما با ایالات متحده آمریکا طرف نیستیم و 1+5 فقط آمریکا نیست.‌تروییکای اروپایی(آلمان، انگلیس و فرانسه)، چین و روسیه دیگر اعضای 1+5 را تشکیل می‌دهند که هر یک از این اعضا، سیاست خارجی مستقلی را دارند. نکته دوم اینکه ایالات متحده آمریکا با استناد به روش‌ها، امکانات و ابزارهایی که در اختیار دارد، سعی کرده و سعی خواهد کرد رفتارهای اتحادیه اروپا را تحت تاثیر قرار دهد. واشنگتن همواره از این ابزارها در راستای کنترل رفتار اروپا استفاده می‌کند. نکته سوم اینکه اتحادیه اروپا در زمینه‌هایی مانند مبادلات بین‌المللی، معاملات فنی، حوزه‌های سرمایه‌گذاری و... نیازها و خواسته‌هایی دارد که جمهوری اسلامی ایران می‌تواند در این خصوص با اروپا همکاری بیشتری داشته باشد. انتظار جمهوری اسلامی ایران از اتحادیه اروپا این است که نسبت به ایالات متحده آمریکا سیاست مستقلی را در پیش گیرد. این قاعده در‌خصوص توافق هسته‌ای نیز صادق است. به عبارت بهتر، به‌رغم اینکه فشارهای ایالات متحده آمریکا سنگین است اما زمینه‌های فراوانی در حوزه‌های اقتصادی، پولی، بانکی و مالی وجود دارد که می‌تواند دیپلماسی ما را در قبال اروپا فعال‌تر سازد.
نکته دیگر، به نقش‌آفرینی مجلس شورای اسلامی در مقابل کارشکنی‌های سنای آمریکا باز‌می‌گردد. مجلس شورای اسلامی طرحی را در دست بررسی دارد که مطابق آن قرار است اقدامات متقابل در مقابله با فشارهای ایالات متحده آمریکا را در دستورکار قرار دهد. احتمالا در اولین فرصت کاری پس از تعطیلات دو هفته‌ای مجلس شورای اسلامی، این طرح مورد بررسی قرار خواهد گرفت تا شاهد اقدامات پارلمانی متقابل در مقابل کنگره ایالات متحده آمریکا باشیم. تصویب این طرح، دست دولت را برای مقابله با رفتارهای زیاده‌خواهانه ایالات متحده آمریکا باز خواهد گذاشت. مساله دیگری که باید در حوزه سیاست خارجی مورد توجه ما قرار گیرد، به حضور دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در راس معادلات سیاسی و اجرایی ایالات متحده آمریکا باز می‌گردد. رمز پیروزی جمهوری اسلامی ایران در همه صحنه‌ها پافشاری بر اصول و آرمان‌های خود است و ایستادگی در برابر استکبار باعث پیروزی جمهوری اسلامی ایران در چهار دهه اخیر شده است و این روند باید همچنان دنبال شود. ایالات متحده آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی ایران همواره به‌عنوان یک تهدید می‌نگرد و اساسا تفاوتی ندارد که در این خصوص کدام حزب (دموکرات یا جمهوریخواه) در قدرت قرار داشته باشند. این موضوع (نگاه تهدید محور نسبت به ایران) یک اصل ثابت در سیاست خارجی آمریکاست. بر این اساس هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه به دلیل خوی استکباری خود در‌صددند جمهوری اسلامی ایران را به‌عنوان یک تهدید در جهان معرفی کنند. در این راستا نگرانی جمهوریخواهان سخت‌تر و هجومی‌تر (به نوعی با استفاده از برخورد سخت‌افزاری) و برخورد دموکرات‌ها از جنس برخورد نرم (تقابل نرم‌افزاری) است. از این رو برای کشورمان تفاوتی ندارد که باراک اوباما یا دونالد‌ ترامپ در کاخ سفید حضور داشته باشند زیرا آمریکا عناد‌ورزی خود با جمهوری اسلامی ایران را در هر شرایطی دنبال می‌کند. در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران فارغ از اینکه چه کسی در آمریکا در قدرت باشد، همواره بر‌اساس مبانی و اصول خود عمل می‌کند. نکته آخری که باید مورد توجه قرار گیرد، در خصوص کلیت برجام (توافق هسته‌ای میان ایران و اعضای 1+5) است. به‌طور کلی برجام توام با گفت‌وگو براساس عقلانیت و حکمت و حفظ منافع ملی از سوی ایران دنبال شده است. مطابق این دیدگاه، جمهوری اسلامی ایران دستاورد حداکثر و حداقلی را دنبال می‌کرد که در دستاوردهای حداقلی توافقات خوبی حاصل شد. ولی در دستاوردهای حداکثری به‌دلیل بدعهدی آمریکا، آنچه ایران به‌دنبال آن بود هنوز اتفاق نیفتاده است و علت آن نیز خوی استکباری آمریکا و زیاده طلبی آنهاست. نباید فراموش کرد که توافق هسته‌ای، برای ایران نه معجزه است و نه فاجعه و نباید این دو نگرش را نسبت به برجام داشت و ایران نیز واقعیت‌ها را در این برجام دنبال کرده است.