باید بدانیم شرایط ما شرایط صلح امام‌حسن‌(ع) نیست در آن زمان همه سرداران امام حسن‌(ع) به ایشان خیانت کردند در واقع در مقام معامله‌گری با معاویه برآمدند و می‌رفتند تا امام حسن‌(ع) را تحویل معاویه دهند،

ارزیابی شما از توافق هسته‌ای با 1+5 چیست؟ این توافق چه گشایش‌ها و چه محدودیت‌هایی برای ایران ایجاد کرد؟
ورود به عرصه فنی این بحث کار بسیار سختی است. نباید با ‌ یک‌جانبه نگری وارد این مبحث شد. مذاکرات با 1+5 از سه منظر بین‌المللی، منطقه‌ای و داخلی باید مدیریت شود. از نظر بین‌الملل قطعا الزاماتی دارد که باید به آن الزامات دقت کرد که بسیار متفاوت از بحث‌های منطقه‌ای و داخلی خواهد بود. نگاه منطقه‌ای ما هم قطعا بسیار باید هوشمندانه باشد بدون آنکه ما هیچ گونه یأس و ضعفی را متوجه نیروهای طرفدار انقلاب اسلامی ایران در جهان اسلام کنیم، باید این قضیه مدیریت شود چون برخی موضع‌گیری‌ها بدون توجه و بدون اهمیت دادن به جایگاه منطقه‌ای ایران دارد انجام می‌شود که به‌شدت موقعیت ما را در منطقه تضعیف می‌کند. در مسائل داخلی هم همینطور. ما مسائل داخلی‌مان بر‌محور وحدت باید دور بزند. یعنی در عین حال که نقطه‌نظرات متفاوتی داریم و طرح انتقادات و دفاعیات می‌کنیم هرگز نباید وارد ‌ عرصه‌ای ‌شویم که بیگانه بتواند در میان صفوف ما خلل ایجاد کند و دعوای داخلی را برای ما رقم بزند. قطعا دستاوردهای مذاکرات دارای ضعف‌‌ و قوت‌هایی است. بعضی از جریان‌های سیاسی فقط به قوت‌هایش می‌نگرند و برخی جریانات سیاسی دیگر به ضعف‌هایش. این می‌تواند منجر به یک دوگانگی، دودستگی و اختلافات عمیق در جامعه شود به‌ویژه آنکه مخالفان استقلال کشور تلاش جدی دارند که به این مساله دامن بزنند. کسانی که بسیار مثبت می‌نگرند و از خودشان ذوق‌زدگی نشان می‌دهند و تعریف و تمجیدهای فوق‌العاده ‌بیان می‌کنند باید به این مساله توجه کنند که حتی اگر بتوانند به صورت‌کوتاه مدت از طرح این مباحث بهره بگیرند در دراز‌مدت برای‌شان چنین امری ممکن نیست.
در واقع اصلاح‌طلبان بیشتر در گروه ذوق‌زدگان هستند؟
بله همین طور است، آنها باید بدانند که اگر در کوتاه‌مدت خیلی هیجانی و تبلیغاتی صحبت کنند در درازمدت نمی‌توانند ضعف‌ها را پوشش دهند و کتمان کنند بنابراین کارشان فقط مشکلی برای ما ایجاد می‌کند و آن اینکه ما قدرت بهره‌گیری از یک تجربه را از دست می‌دهیم. ما در هر رویارویی با دشمنان چه صحنه نبرد سخت و چه نبرد نرم تجربیاتی می‌آموزیم. این تجربیات زمانی صورت می‌گیرد که ما ضعف‌ها و قوت‌ها را به خوبی ببینیم. اگر فقط قوت‌ها را ببینیم طبیعتا نمی‌توانیم برای آینده از این مذاکرات نتیجه خوبی را عاید خودمان و ملت ایران بسازیم.
به‌ویژه آنکه این نوع تبلیغاتی عمل کردن موجب آن می‌شود که مردم جرأت ورود به صحنه اظهارنظر را پیدا نکنند. یکی از این آقایان دیپلمات‌ها دائم در تلویزیون می‌گفت «آقای ظریف به درد ریاست سازمان ملل می‌خورد» ولو اینکه چنین برداشتی درست باشد الان که بیان می‌شود چه هدفی دارد؟ یعنی می‌خواهد بگوید مردم آقای ظریف خیلی شخصیت بزرگی است بنابراین منتقدان کوچکتر از آن هستند که کارکرد او را مورد نقد قرار دهند. خب این حرف بد است چون به معنی محروم کردن آقای ظریف از نقطه‌نظرات منتقدان دلسوز و دوستداران خودش است بنابراین هر نوع بزرگنمایی، تملق و زیاده‌روی در این زمینه فقط موجب می‌شود که آقای ظریف و دوستانش که افراد زحمتکشی و تلاشگری هستند از نقطه‌نظرات مخالف یا منتقد محروم بشوند ضمن آنکه برای درازمدت هم ملت را از یک تجربه محروم می‌کنند. در طرف دیگر صحنه داخلی نیز بعضی‌ها صرفا در مقام بیان ضعف‌های توافق هسته‌ای بر می‌آیند.
به‌نوعی اصولگرایان تندرو؟
بله همین‌طور است. مواضع آنها به‌طور قطع موجب خواهد شد که ما باز هم نتوانیم از تجربیات بهره بگیریم و موضوع را آن طور که شایسته است کلان ببینیم. ما از جانب کسانی که صرفا ضعف‌ها را می‌بینند یک نوع فقدان کلان‌نگری را شاهد هستیم. یعنی اگر نگاه جامعی به مسائل جهانی، منطقه‌ای و داخلی داشته باشند قطعا هم ضعف‌ها و هم قوت‌ها را بیان خواهند کرد، ولی متأسفانه ضعف‌ها را آنچنان بزرگنمایی می‌کنند که هیچ چیزی به‌عنوان دستاورد در صحنه نبرد سیاسی گویا وجود ندارد. ما اگر قائل باشیم به این مطلب که آقای ظریف و دوستانش در مذاکرات با 1+5 به‌عنوان نیروهای دلسوز و امین وارد یک صحنه سخت شدند پس باید انتظارات خودمان را متناسب با توانمندی‌های آنها ببینیم. مثل آن است که یک سربازی را با یک هدف کلان‌ وارد‌ صحنه نبرد کردیم و به او گفتیم «برو نقطه نهایی را تصرف کن» اما این سرباز محدودیت‌هایی دارد و خیلی نمی‌تواند مسیر طولانی را بپیماید و بر‌اساس همین محدودیت‌ها فقط توانست ‌‌دو قله از چهار قله را فتح کند. نه اینکه نخواسته برود قله نهایی را فتح کند بلکه نتوانسته چون توانش بیش از این نبوده است.
پس طرح انتقادات باید متناسب با توانمندی‌های نیروهای گسیل داشته به صحنه مذاکرات باشد. به عبارت دیگر اگر آن فرد براساس محدودیت‌هایی که در توانش است نتواند آن انتظارات حداکثری را تأمین کند این به معنی آن نیست که او می‌خواسته عامدانه منافع حداکثری را برای ملت ایران رقم نزند بلکه بیش از این توان و تجربه ورود به صحنه‌های کلان را نداشته است. باید قبول کرد این نبرد دیپلماتیک اولین از نوع خودش است. ما نبرد دیپلماتیک در صحنه مسائل منطقه‌ای در موضوع عراق، لبنان و افغانستان با آمریکا داشتیم اما هرگز در این سطح گسترده نبوده است.
ضمن آنکه مذاکرات در آن سطح‌غیر مستقیم بود اما این برای اولین بار است که در سطح بسیار‌بسیار گسترده‌ای از زمان دولت دهم مذاکرات آغاز شد و در این دولت ادامه یافت، بنابراین انتظاراتمان را باید متناسب با توانمندی‌های نیروهایی که به صحنه گسیل داشتیم قرار دهیم. مگر آنکه برخی بگویند نباید این نیروها را گسیل می‌داشتیم نیروهای بهتری وجود داشتند؛ حالا افراد حامی‌ این دیدگاه باید استدلال کنند که آیا می‌توانستند در این دولت که متصدی امور اجرایی کشور است نیروهایی مورد طبع خودشان را در‌‌واقع به دولت کنونی بقبولانند. آیا چنین چیزی امکان دارد؟ خیر، فرض شود دولت یازدهم با گرایش خاصی بیاید یک جریان دیگری نیروهایی را به او بقبولاند و حالا دولت آن نیروها را برتر و توانمندتر از نیروهای خودش بداند. خیر، چنین چیزی ممکن نیست.
از درون همین دولت نیروهایی در صحنه مذاکرات وارد شدند که بهترین‌های ممکن هستند، چون در این دولت نیروهای دیگری وجود دارند که گرایش‌هایی دارند که اصلا ما آن گرایش‌ها را قبول نداریم و حتی شاید امین‌شان هم ندانیم. چون قبلا مطالبی را بیان کردند که این مطالب مغایر با واقعیت بوده است، حالا این نیروها خوشبختانه امین رهبری هستند، رهبری در بالاترین سطح نظام آنها را به‌عنوان نیروهای شایسته ارزیابی می‌کنند. بسیاری از نیروهایی که اعتماد به رهبری دارند ولو اینکه انتقاد به توافق هسته‌ای داشته باشند این پشتیبانی را از تیم مذاکره‌کننده به عمل می‌آورند. نمی‌توانیم بگوییم که ما می‌توانستیم نیروهای شایسته‌تر و توانمندتر از این کسانی که وارد صحنه شدند به مذاکره‌ با 1+5 گسیل کنیم. پس نیروهای مذاکره‌کننده بهترین‌ها در دولت یازدهم بودند و باید انتظارات خودمان را متناسب با توانمندی‌هایشان قرار دهیم و انتقاداتمان را آنقدر بر سر آنها نکوبیم. اینکه حالا سربازی رفته و قله‌ای را فتح کرده و نتوانسته قله دیگری را فتح کند نباید به او هجمه کرد که چرا نتوانسته‌ای قله دوم را فتح کنی، چون او بیشتر از این توانمندی نداشته است. شرط تدبیر نیست کسی که توانمندی‌اش بیش از این نیست و در حد خودش تلاش کرده دائم او را مورد سرزنش قرار دهیم که چرا بیش از توانش کار نکرده است.
پس توافق هسته‌ای یک مو‌فقیت نسبی بوده است؟
قطعا، موفقیتی که با توانمندی‌ها و تجربیات در صحنه باید تطبیق داده شود و این شرط نگاه منصفانه به صحنه است.
یعنی ضمن آنکه توافق هسته‌ای فارغ از اشکال نیست اما بهترین حالت ممکن براساس توانمندی‌های تیم مذاکره‌کننده بوده است؟
باید این را درنظر گرفت که این نیروها باید مورد تایید دولت یازدهم، مورد تایید رهبری و مورد تایید اکثریت جامعه باشند. امکان دارد فلان جریان مدعی باشد من نیروهای سیاسی و دیپلمات‌های بسیار شایسته‌تری دارم. خب چگونه می‌توان آنها را به این مأموریت پیوند زد. دیپلمات‌ها باید برآمده از دولت یازدهم باشند یعنی از درون دولت یازدهم باید نیروهایی را جست‌ وجو کنیم نه خارج از دولت چون هرگز نیروهای خارج از دولت قابل پیوند زدن به مذاکرات هسته‌ای نخواهند بود. بنابراین باید این مطلب را فهم کنیم که متأسفانه برخی از دوستان ما این مطلب را درک و فهم نمی‌کنند، آنها نمی‌خواهند این واقعیت را بپذیرند. بنابراین فکر می‌کنم اگر این مطلب را لحاظ کنیم در حوزه نقد توافق هسته‌ای می‌گوییم این دستاورد را داشت اما هدف ما چیز دیگری بود و بعد تحلیل کرد که چه شد به آن هدف نرسیدیم یا باید چه کار می‌کردیم به آن می‌رسیدیم یا چه رویکردی را می‌شود دنبال کرد تا در آینده به آن نقطه مطلوب برسیم. این نوع نقد قطعا کار بسیار شایسته‌ای است اما به شرطی که بدون نفی آنچه به دست آمده، باشد. یعنی ضمن احترام گذاشتن به آنچه به دست آمده بگوییم چرا یا کجا کاستی داشتیم. مذاکره‌کنندگان اگر کدام بخش را تقویت می‌کردند می‌توانستند یک قله دیگری را هم فتح کنند. این بحث‌هایی است که در جبهه داخلی باید مورد توجه قرار بگیرد.
در حوزه سیاست خارجی چطور می‌شود با این توافق هسته‌ای استکبارستیزی را دنبال کرد؟
یک ایراد دیگری که وجود دارد مربوط به حاشیه نیروهای دولت یازدهم است. آنها بسیار تصور غلطی دارند چون معتقدند حالا که به یک دستاورد در عرصه سیاسی رسیدیم باید تبلیغ کرد که می‌توان در همه زمینه‌ها با آمریکایی‌ها به توافق ‌رسید. این کار به لحاظ سیاسی بسیار ناپخته است. یعنی ما را دچار مشکل جدی می‌کند. یعنی هم در جبهه داخلی ما را تضعیف می‌کند و هم در جبهه بین‌الملل. در جبهه داخلی موجب نگرانی می‌شود، در جبهه خارجی نیز موجب خوشحالی دشمن. امروز یک عده‌ای دارند ولع از خود نشان می‌دهند که آمریکایی‌ها را تماما در آغوش بفشارند. چرا باید موضع‌گیری‌های انجام دهند که موجب خوشحالی دشمن و نگرانی دوستانمان در منطقه شود.
دوستان ما در این قضیه نگرانند که کلاه سرشان نرود بعضی‌ها هم صحنه را وسیع‌تر می‌کنند و نگرانی جدیدی می‌آفرینند. ما اول این صحنه را مدیریت کنیم ببینیم به کجا می‌رسد بعد‌ مطرح شود که در موضوعات دیگر هم آیا می‌توانیم با آمریکایی‌ها به نقاط مشترکی برسیم یا خیر. بنابراین اصلا وسعت بخشیدن به صحنه در شرایط کنونی فقط اختلافات را در داخل تشدید می‌کند که این مساله خارج از چرخه عقل و تدبیر سیاسی و برخلاف منافع ملی است بنابراین ما به‌شدت باید نیروهای تندرو را در جناح اصلاح‌طلب مهار کنیم. من در این مدت مقالات متعددی در روزنامه‌های اصلاح‌طلب مطالعه می‌کنم که یک نوع‌‌ذوق‌زدگی و ولعی برای بحث‌های ارتباط با غرب از خود نشان می‌دهند. اگر اعتقاد هم به این امر داشته باشند که اعتقادشان محل تامل و بحث است طرحش در شرایط کنونی به هیچ وجه مطابق با مصالح ملی نیست. یعنی حتی اگر اعتقاد داشته باشند تا ما این بحث را مدیریت نکردیم نباید بحث‌های دیگری را که آمادگی برای مدیریتش نداریم مطرح کنند.
برخی منتقدان توافق هسته‌ای را به صلح امام‌حسن‌(ع) و وضعیت پذیرش قطعنامه 598 تشبیه می‌کنند و معتقدند که تحمیل شرایط به نظام عامل پذیرش چنین توافقی شد. نظر شما چیست؟
اولا اینکه ما به نقطه تصمیم‌گیری نهایی درباره توافق هسته‌ای هنوز نرسیدیم و مجاری مختلف در این زمینه باید طی شود یعنی نهادهای مختلف مثل مجلس و شورای عالی امنیت ملی باید در این زمینه بحث و تصمیم‌گیری کنند. هنوز به جایی نرسیدیم که برخی چنین حرفی را مطرح می‌کنند که رهبری را برای پذیرش توافق هسته‌ای تحت فشار قرار دادند و رهبری به دلیل تحت فشار قرار گرفتن چنین توافقی را پذیرفته‌اند، خیر هنوز تصمیم نهایی در این زمینه اتخاذ نشده است. ضمن آنکه باید بدانیم شرایط ما شرایط صلح امام‌حسن‌(ع) نیست در آن زمان همه سرداران امام حسن‌(ع) به ایشان خیانت کردند در واقع در مقام معامله‌گری با معاویه برآمدند و می‌رفتند تا امام حسن‌(ع) را تحویل معاویه دهند، حال آنکه رهبری می‌فرمایند که نیروهایی که در خط مقدم عرصه جنگ دیپلماتیک حضور دارند امین هستند یعنی چنین امری ممکن نیست از آنها سر بزند بنابراین آن کسانی که چنین‌نقطه نظری را مطرح می‌کنند کاملا مغایر با نقطه نظرات رهبری سخن می‌گویند.
شاید اعضای تیم مذاکره‌کننده نتوانند همه نظرات رهبری را تأمین‌کنند اما به تعبیر رهبری هرگز در مقام خیانت بر ‌نیامدند بلکه در مقام خدمت و در مقام تأمین مصالح ملی حرکت کردند بنابراین چنین سخنی قطعا نمی‌تواند دقیق باشد و با نظرات رهبری در تعارض جدی است. ضمن آنکه عرض کردم هنوز به نقطه تصمیم‌گیری نهایی نرسیدیم، آیا این آقایان پیش‌بینی می‌کنند چنین توافقی صورت می‌گیرد؟ یعنی آیا می‌توانیم الان بگوییم نظام جمهوری اسلامی ایران این توافق را در نهایت خواهد پذیرفت یا نخواهد پذیرفت؟ هنوز که روشن نیست اگر واقعا اینقدر استدلال آقایان قوی است و معتقدند ما هیچ دستاوردی الا ضعف و کاستی نداشتیم با طرح استدلال قوی که دارند جلوی تصویب توافقنامه را در مجلس و شورای امنیت بگیرند چون اگر استدلالشان قوی باشد حتما دیگران آن را می‌پذیرند.
بنابراین فکر می‌کنم چنین رویکردی خیلی دقیق و درست نباشد و به نظر من جسارت به ساحت رهبری است، رهبری که امروز مسائل جهانی، منطقه‌ای و داخلی را با درایت تدبیر می‌کنند شایسته نیست که بگوییم ایشان موضوع را رها کرده‌اند ‌این نوع بیان توهین به مقام رهبری محسوب می‌شود.
شما اوایل صحبت‌تان اشاره کردید که تندروهای دو جناح تلاش دارند‌ جامعه دو‌قطبی شود و هر کدام می‌کوشند جامعه را به سمت خود بکشانند. عده‌ای از ذوق‌زدگی صرفا نکات مثبت توافق را بیان می‌کنند و در مقابل کسانی هستند که فقط نیمه خالی لیوان را می‌بینند. به نظر شما الان توافق هسته‌ای محل انسجام جامعه است یا افتراق؟ فارغ از نگاه افراطیون دو جناح، اکثریت جامعه به این توافق هسته‌ای چگونه می‌نگرد؟
اکثریت جامعه نگاهشان این است که باید هوشمندانه توافق را بررسی کرد، اگر توانستیم ایرادات آن را برطرف کنیم و اگر نتوانستیم مدیریت کنیم به نوعی که موجب یأس نشود. اگر ما نتوانستیم آن قله نهایی را فتح کنیم نباید بگذاریم شکست‌خورده لقب بگیریم چون ما دو قله را فتح کردیم به همان میزان می‌توان موجب عدم‌یأس در جامعه شد چرا باید اجازه داد بیگانگان روی دوقله‌ای که نتوانستیم فتح کنیم تمرکز کنند و یأس جامعه را رقم بزنند. اگر جامعه ما در این مذاکرات احساس یأس کند زمینه شکست‌های دیگر فراهم می‌شود اما اگر احساس غرور کند خیر، غرب نمی‌تواند صحنه‌های دیگر را از آن خود بسازد. بیگانه در یک حالت می‌تواند با شدت عمل کند و آن اینکه جامعه احساس خوبی پیدا نکند یعنی احساس کند که شخصیتش خرد، حیثیتش لکه‌دار و حقیر شده است، این احساس زمینه فتح‌های جدید را برای دشمن ایجاد می‌کند. از آن طرف اگر احساس‌خوش‌بینی مفرط به جامعه داده شود هم زمینه فتح‌های جدید را برای دشمن فراهم می‌کند، هر دوی اینها قطعا موجب عدم‌دستیابی به تجربه مثبت از مذاکرات دیپلماتیک می‌شود. اگر جامعه را حقیر کردیم قطعا یک آدم حقیر و له شده چنین احساسی را نخواهد داشت که در صحنه‌های دیگر با قوت حاضر شود پس هر دو رویکرد به نظر من یک نتیجه را دارد.
بنابراین ما باید حتما نسبت به دستاوردها حساس باشیم دستاوردها را به رخ بکشیم و بیان کنیم و البته نسبت به آنچه نتوانستیم به دست آوریم ارزیابی داشته باشیم و به‌عنوان یک تجربه از آن بهره لازم را ببریم و تلاش کنیم در آینده به‌گونه‌ای عمل کنیم که مطالباتمان را در سطوح بالاتری دنبال کنیم.
اگر صبحت دیگری دارید بفرمایید؟
درباره قطعنامه‌ای که شورای امنیت سازمان ملل صادر کرد برخی به‌شدت منفی و برخی دیگر به‌شدت مثبت برخورد می‌کنند به‌طوری که جامعه در حال سردرگم شدن است. بله این درست که قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل یک دستاورد قابل توجه برای ما‌ست اما بحث تکرار تحریم‌ها برای ما دستاورد خوبی نیست، باید هیأت مذاکره‌کننده به نوعی عمل می‌کرد که تحریم‌های غیر‌انسانی قابل تمدید نباشد یعنی باید تیم مذاکره‌کننده ثابت می‌کرد که این تحریم‌ها غیر‌انسانی و ضد‌قوانین‌بین‌المللی است بنابراین تحریم‌ها برگشت‌ناپذیر می‌شدند. طبق قوانین بین‌المللی آن تحریم‌هایی که مردم را هدف قرار می‌دهند غیر‌انسانی محسوب شده و ورود به آنها کاملا ناشایست و ممنوع است اما الان تحریم‌ها محدودیت‌های مالی و دارویی مردم ایران را دنبال می‌کنند یعنی آثارشان بیشتر متوجه مردم می‌شود که طبق قوانین بین‌المللی اصلا نباید اعمال شوند. وقتی گفته می‌شود که غرب راحت می‌تواند تحریم‌ها را دوباره برقرار کند اعضای تیم مذاکره‌کننده جواب می‌دهند که ما هم این قدرت را خواهیم داشت که به نقطه اول برگردیم اما آیا واقعا دولت یازدهم چنین اراده‌ای دارد که به نقطه اول برگردد؟ ظواهر امر این را نشان نمی‌دهد.
غرب هم این مطلب را می‌فهمد. اینکه ‌یک مقام دولتی در نامه به آقای صالحی می‌نویسد که «سانتریفیوژها را بکنید بیندازید دور»، این به گوش دشمن هم می‌رسد. این به معنی آن نیست که هر زمانی بازی درآوردند و تحریم‌ها را با سرعت زیاد با یک مصوبه در شورای امنیت سازمان ملل دوباره احیا کردند ما هم بتوانیم به نطقه اول بازگردیم، آیا بازگشت به نقطه اول به این راحتی است؟ برای بازگشت به نقطه اول سانتریفیوژها باید با احتیاط لازم انبار شوند ضربه به آنها نخور‌د، تازه اگر این دقت‌های لازم صورت گیرد و سانتریفیوژها ضربه و لطمه نخورند، نصب و تزریق دوباره گاز به آنها زمان زیادی خواهد برد ولی برخی قرائن نشان می‌دهد که این دولت چنین اراده‌ای‌ ندارد که در تقابل با غرب قرار گیرد پس دائم نگویند ما هم می‌توانیم به نقطه اول بازگردیم. هفته گذشته آقای عراقچی دائم تکرار می‌کرد «اگر یک کشور از 1+5 شکایت کند می‌تواند تحریم‌های غیر‌انسانی را احیا کند و ایران هم به نقطه‌ اول‌ باز‌می‌گردد» اگر می‌خواستیم به نقطه اول بگردیم ‌ نباید آن نامه را به آقای صالحی می‌نوشتند.
بلکه باید می‌نوشتند «احتیاط لازم است سانتریفیوژها خیلی با دقت جمع آوری شوند تا هر موقع خواستیم و لازم دانستیم دوباره بتوانیم سانتریفیوژها را نصب کنیم» خیر چنین رویکردی را در دولت یازدهم نمی‌بینیم پس باید مقداری دقیق‌تر اطلاعات به جامعه بدهیم. بله اگر دولتی غیر از دولت یازدهم بود به نظرم می‌توانست اگر غرب خلف عهد‌ و وعده کرد مجددا سانتریفیوژهای جمع‌آوری شده را فعال کند اما‌‌ لاقل چنین اراده‌ای را در عمل دولت یازدهم نمی‌بینم بنابراین به لحاظ فنی لازم است کارشناسان بحث کنند.
ضمن آنکه خیلی احترام به دستاوردهای تیم مذاکره‌کننده می‌گذارم ولی لازم می‌دانم مردم هم امیدوار باشند و هم واقعیت‌ها را دریافت کنند یعنی به لحاظ فنی مقداری در جریان مسائل قرار بگیرند.
الان دولتی‌ها خیلی ابراز خوشحالی می‌کنند که‌ تیم اقتصادی آلمان به ایران آمد که گویی قرار است بهشت را آلمان برای ما بیاورد، وزیر خارجه فرانسه و ایتالیا هم به ایران می‌آیند اینها به‌دنبال منفعت‌طلبی خودشان هستند و اشکال هم ندارد باب خوبی برای تقویت مناسبات اقتصادی با دیگر کشورها است اما مردم در زمینه مسائل اقتصادی هم باید نظارت جدی داشته باشند که مبادا باز اشتباهات گذشته تکرار شود پس آن هم برای خودش یک بحث جدی می‌طلبد. الان زمان بسیار حساسی است این حساسیت‌ها زمانی می‌تواند در مسیر مصالح جامعه مفید واقع شود که مردم در جریان ریز مسائل قرار بگیرند. خواهشی که از رسانه‌ها به ویژه رسانه ملی دارم هیچ فرصتی را از دست ندهند، در تمام مسائل کارشناسان را بیاورند اگر می‌خواهند به‌گونه‌ای عمل کنند که جامعه اطلاعات کسب کند کارشناسان معتدل را بیاورند اما قطعا نگذارند که برخی مطبوعات دارای گرایش خاص آنچنان مسائل را به‌گونه‌ای سیاه سیاه یا مثبت مثبت معرفی کنند که در این میان چیزی عاید جامعه نشود.