آمریکا روزهای مهمی را پشت‌سر می‌گذارد. آنجا حالا بیشتر از همیشه بحث درباره ایران داغ شده است. سنا محل جدال دولتی‌ها و سناتورها شده تا تکلیف و فرجام توافق هسته‌ای با ایران لااقل از جانب یکی از اعضای 1+5 مشخص شود.

این روزها اظهارات باراک اوباما، رئیس‌جمهور، جان کری وزیر خارجه، ارنست مونیز وزیر انرژی آمریکا و وزیر خزانه‌داری این کشور پس از توافق هسته‌ای با ایران به‌گونه‌ای بوده که نشان می‌دهد این مقامات در تلاشند تا بتوانند اعضای کنگره به‌خصوص جمهویخواهان را در خصوص توافق با ایران قانع کنند؛ از طرف دیگر مشخص نیست که تا چه حد نماینده‌های دموکرات در برابر زد و بند‌ها بتوانند از خود تحمل نشان دهند. قاعدتا اعضای کنگره باید به این توافق رای بدهند، اما بازهم هنوز سرنوشت مشخص نیست. البته برفرض اینکه کنگره این توافق را رد کند، اوباما همانطور که در گذشته اعلام کرده بود، رای آنها را وتو خواهد کرد و بعید به نظر می‌رسد که مخالفان بتوانند دو‌سوم آرای کنگره را به‌دست آورند تا از مرحله وتوی رئیس‌جمهور بگذرند. زیرا کنگره می‌داند که در صورت رد این توافق دیگر در انزوای کامل قرار می‌گیرد، زیرا این توافقی است که کاخ‌سفید، اتحادیه اروپا، شورای امنیت سازمان ملل، متحدان آمریکا در آسیا مانند کره، ژاپن و... پذیرفته‌اند و شواهد نشان می‌دهد که آنها نیز در نهایت مجبورند که این توافق را بپذیرند.
درباره نفوذ لابی‌های صهیونیستی برای ممانعت از پذیرش این توافق توسط کنگره آمریکا باید گفت که دفتر نخست‌وزیری رژیم‌صهیونیستی اعلام کرده که در این‌باره سندی آماده کرده است که در نظر دارد این سند را در اختیار کنگره و دولت آمریکا بگذارد که این مساله را روزنامه آمریکایی واشنگتن پست مطرح کرده است. با این سند اسرائیلی‌ها سعی دارند به اعضای کنگره به‌خصوص جمهوریخواهان اعلام کنند آنچه اوباما می‌گوید دروغ است، می‌توان ایران را بیشتر تحت فشار قرار داد، یا مدت زمان اعمال محدودیت‌ها درباره برنامه هسته‌ای ایران را طولانی‌تر کرد یا تضمین‌های بیشتری از ایران گرفت. آنها قصد دارند، این تعبیر را که گفته می‌شود در برابر مساله هسته‌ای ایران یک طرف اقدام نظامی وجود دارد و طرف دیگر مذاکرات را رد کنند و بگویند می‌توان در کنار مذاکرات فشارها را بیشتر از گذشته اعمال کرد. به اعتقاد بنده، این سند هم یکی از خیال‌پردازی‌های رژیم‌صهیونیستی است و این ‌ترفند هم به جایی نخواهد رسید زیرا آنها خود نیز به خوبی می‌دانند که با اینگونه رفتارها نمی‌توانند دنیا را برای همراهی با خود فریب دهند. اکنون این رژیم در منزوی‌ترین دوران خود در طول تاریخ نه تنها در منطقه بلکه در میان متحدان خود قرار دارد.
درباره اظهارات اخیر جان کری در جلسه استماع کنگره آمریکا، کاملا مشخص است که این اظهارات تنها مصرف داخلی در جهت اقناع اعضای کنگره برای قبول توافق هسته‌ای دارد. هر تحلیلگری با داشتن شناخت از وضعیت داخلی و جامعه آمریکا کاملا به این مساله واقف است.
از طرف دیگر برخی دموکرات‌ها در کنار جمهوریخواه‌ها در کنگره مخالف توافق هسته‌ای با ایران هستند، اما در کل می‌توان به این نکته توجه کرد که هیلاری کلینتون به‌عنوان مهمترین و جدی‌ترین نامزد این حزب در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2016 در آمریکا، نیز حمایت خود را از این توافق اعلام کرده است. جب بوش نیز کاندیدای مهم جمهوریخواه‌ها در برخی مواقع حمایت و در مواقع دیگر آن را رد می‌کند که نشان از ‌تردید جدی وی، برای نپذیرفتن توافق دارد. اما به نظر می‌رسد که در نهایت دموکرات‌ها به این نتیجه برسند که باید حمایت کنند و دست از مخالفت بردارند. البته هم‌اکنون تعدادی از دموکرات‌های پر‌نفوذ در نامه‌ای به اوباما از توافق هسته‌ای حمایت کردند.
همچنین درباره رویکرد آمریکا در قبال توافق هسته‌ای با ایران، می‌توان گفت اینکه آمریکا بتواند این توافق را به تصویب برساند به نظر می‌رسد که قابل انجام است زیرا این توافق برگشت‌ناپذیر است اما درباره اینکه آمریکا به تعهداتش عمل خواهد کرد یا نه، به هر حال روند مذاکرات هسته‌ای در طول دو سال گذشته نشان می‌دهد که این کشور به‌دنبال این است که به این توافق برسد و پس از این همه وقت و انرژی صرف کردن به نظر نمی‌رسد که بخواهد زیر آن بزند. زیرا مسیر توافق یک مسیر برگشت‌ناپذیر است.
در واقع باتوجه به سال‌های پایانی ریاست‌جمهوری باراک اوباما و تلاش وی برای دست خالی نرفتن از کاخ سفید، وی همه تلاشش را کرد که به این توافق با ایران دست یابد و مساله هسته‌ای ایران را پس از چندین سال حل کند و به نظر می‌رسد تا این لحظه نیز به این موفقیت دست یافته است. این توافق دستاورد بزرگی برای آمریکا بوده است. به هر حال باید کارهای درست را در حوزه سیاست با اتخاذ تمهیدات لازم انجام دهیم ولو ریسکی به همراه داشته باشد. مهم آن است که کارها را به سرانجام برسانیم.
شاید یکی از دلایل آمریکا برای دستیابی به این توافق هسته‌ای با ایران این است که از هر‌گونه وقوع جنگ در منطقه جلوگیری کند، این‌گونه اظهارات از زبان مقامات آمریکایی به صورت احساسی برای اقناع افکار عمومی بیان می‌شود که در همین راستا می‌توان به نقل قول‌های وندی شرمن، معاون وزارت‌خارجه درباره جان کری در اتاق مذاکرات هسته‌ای با ایران اشاره کرد اما واقعیت چیز دیگری است، واقعیت‌ها در صحنه سیاست بین‌الملل در عرصه جهانی حول منافع کشورهاست. منافع کشورها باعث شکل‌گیری تصمیمات آنها در این عرصه می‌شود. البته نباید فراموش کرد که هنگام اشغال عراق در سال 2003 توسط آمریکا، بسیاری از جنگ‌طلبان در داخل و خارج آز آمریکا تصور می‌کردند که این جنگ در طول چند ماه به نفع این کشور به پایان برسد، اما اکنون دوازده سال از آغاز جنگ می‌گذرد و همچنان تبعات جنگ روی سربازان و مردم آمریکا مشاهده می‌شود. آنها هزینه مالی بسیار بالایی برای این جنگ پرداخت کرده‌اند که این مبلغ گزاف از جیب پرداخت‌کنندگان مالیات و مردم آمریکا هزینه شده است. در واقع آمریکا با راه‌اندازی جنگ عراق و افغانستان یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات خود را در منطقه مرتکب شده است. بر همین اساس اوباما یک منطق ساده‌ای در برابر بحران‌های موجود در جهان دارد، مبنی‌بر اینکه زمانی که می‌توان مساله‌ای را از طریق دیپلماسی با هزینه کمتر حل کرد چرا باید از گزینه نظامی استفاده کرد و با این منطق ساده با مردم خود گفت‌وگو می‌کند.
بر همین اساس به‌دنبال مذاکره با ایران است و دیگران را دعوت می‌کند که به راهکاری درباره مساله هسته‌ای دست یابند که نیاز به اقدام نظامی علیه ایران نباشد. به‌عبارت دیگر، آمریکا نه بر‌اساس منافع شخصی و اظهارات مقامات کشورش دست از جنگ برمی‌دارد و نه آغاز می‌کند بلکه بر‌اساس منافع ملی خود حرکت می‌کند. باتوجه به خرابکاری‌های بزرگی که در کشورهایی مانند عراق و افغانستان انجام داده، این اتفاقات باعث شده است که دیگر در سیاست‌هایش تجدیدنظر کند زیرا اگر جنگی در منطقه رخ دهد اثرات آن به مراتب گسترده‌تر و مخرب‌تر از گذشته خواهد بود که همه کشورهای منطقه را به جنگ و درگیری کشانده و به یک جنگ منطقه‌ای تبدیل خواهد شد که عاقبت آن جنگ نامعلوم خواهد بود.