در جدیدترین اظهارنظر جان کری مدعی شده است که با این توافق به طیف میانه‌رو در ایران کمک خواهند کرد تا مبادا طیف تندرو قدرت را به دست گیرد

جان کری، وزیر خارجه آمریکا که این روزها سرگرم حضور در جلسات و نشست‌های مختلف برای دفاع از محتوای متن برجام است، در شورای روابط خارجی آمریکا و در دفاع از متعهد بودن آمریکا به مفاد این متن گفته است که درصورت عدم‌پذیرش این توافق در آمریکا یا در هر شرایطی که آمریکا این توافق را بر هم بزند؛ تبعات آن در ایران غیر‌‌قابل پیش‌بینی است. او در همین راستا به انتخابات آتی ایران (مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان) اشاره کرده و گفته است در صورت لغو توافق از سوی آمریکا، حسن روحانی و جواد ظریف به دردسر خواهند افتاد! جان کری، وزیر خارجه آمریکا،‌ جمعه در اظهارات خود در شورای روابط خارجی آمریکا گفت اگر به توافق هسته‌ای پشت‌ کنیم، یک پیام بزرگ برای افراطی‌ها خواهیم فرستاد و معلوم نیست در انتخابات بعدی چه اتفاقی خواهد افتاد. وزیر خارجه آمریکا در این سخنرانی با اشاره به «برجام» گفت: «من نمی‌توانم شرط ببندم اما طی ۱۵ سال معلوم نیست چه اتفاقاتی در کشورها رخ می‌دهد. به ایران امروز نگاه کنید، می‌بینید که کشوری دارای مردمی ‌با تحصیلات است که قبلا با بیشتر کشورهای منطقه از جمله اسرائیل روابطی دوستانه داشت. می‌دانید که پارس‌ها، تاریخی طولانی دارند و واقعیت این است که این جوانان که ۲۵‌ درصد آنان بیکار هستند، به فکر آینده هستند. اگر به تهران بروید‌- من نرفتم - ولی دوستانم که رفته‌اند به من گفته‌اند جوانان به‌دنبال گوشی‌های هوشمند هستند و می‌خواهند بخشی از دنیا باشند.» به‌گزارش فارس، کری افزود: «آنچه می‌دانم این است؛ دوستان! اگر به این توافق پشت کنیم، یک پیام بزرگ به افراطی‌ها می‌فرستیم و آنها احساس خوبی پیدا می‌کنند و ما شاهد آنها خواهیم بود. چه کسی می‌داند که در انتخابات چه می‌شود؟ اما روحانی و ظریف که خود را در مذاکره با غرب به خطر انداختند و توانستند با غرب مذاکره‌ کنند و به یک نتیجه برسند، به نظرم به دردسر جدی می‌افتند.‌ » وی درباره همکاری با ایران در دیگر موضوعات منطقه‌ای نیز گفته است: «من هیچ راهی برای پیش‌بینی ندارم. ظریف به من گفت اول از همه او برای مذاکره درباره آن موضوعات مقام و اختیار ندارد. من در بسیاری از مواقع سخت تلاش کردم این موضوعات را مطرح کنم اما او مقام و اختیار آن را نداشت. البته هم رئیس‌جمهور روحانی و وزیر خارجه ظریف تصریح کرده‌اند با این توافق آنها برای بحث درباره موضوعات منطقه آماده می‌شوند و من از این واقعیت استقبال می‌کنم که وزیر خارجه ظریف می‌خواهد به امارات برود و همچنین از اینکه او آماده گفت‌وگو با سعودی‌هاست، استقبال می‌کنم.»
این حرف‌های جان کری، وزیر خارجه ایالات متحده حتما می‌تواند محل بحث ‌مهمی باشد. آنچه ‌ او دقیقا گفته این است که آمریکا و غرب بنا دارند با ابزار سیاست خارجی در سیاست داخلی ما تاثیر‌گذار باشد و نتیجه انتخابات را رقم بزنند و به طیفی از اهل سیاست ما کمک برسانند.
این مدعا را از چند جهت می‌توان بررسی کرد‌؛ اول اینکه آنچه او می‌گوید را درستی‌آزمایی و تاثیر توافق را در عرصه سیاست داخلی ایران بررسی کرد و بعد به این پرداخت که چرا آنها به این نتیجه و عقیده رسیده‌اند.

داستان یک مذاکره و یک مدعا
این اولین بار نیست که از تاثیر مذاکرات هسته‌ای بر سیاست داخلی ایران گفته می‌شود یا شاید درست‌ترش این است که بگوییم که اولین بار این ایرانی‌ها بودند که از تاثیر این مذاکرات و نتیجه آن بر معادلات سیاست داخلی ایران سخن به میان آورده‌اند.
در اولین روزهای مهرماه 1393 محمدجواد ظریف سخنانی که بر زبان آورده بود شبیه همین حرف‌های امروز جان کری بود.
ظریف ‌بی‌پیرایه و صریح گفته بود: «اگر با وجود تلاش‌های ما برای تعامل، این تلاش‌ها بی‌نتیجه بماند، مردم ایران این فرصت را خواهند داشت تا 16 ماه دیگر که انتخابات پارلمانی در ایران برگزار می‌شود، به این عملکرد ما (با آرای خود) پاسخ دهند.» او نگاهی به سال‌های دور کرده و ماجرای شکست مذاکرات هسته‌ای در دوران سیدمحمد خاتمی را به یاد همه آورده‌ بود: « در آن زمان مردم با انتخاب رئیس‌جمهوری متفاوت (احمدی‌نژاد) به دلیل شکست (در مذاکرات) در واقع به ما پاداش دادند که مرا هم زود بازنشسته کرد!»
محمدجواد ظریف البته چند روز پس از جنجال‌های فراوان گفت که متن اظهاراتش در آن نشست به اشتباه ‌ترجمه شده و او این حرف‌ها را نزده است. البته محمد‌جواد ظریف این عقیده‌اش را نه یک بار بلکه مکتوب و تصویری به تناوب تکرار کرده است. آنجا که رخ به رخ محمد البرادعی، مسئول وقت آژانس انرژی اتمی ‌نشسته و در یک درد‌دل فاش‌گویانه گفته بود: «بسیاری از کاندیداهای انتخابات ریاست‌جمهوری (ایران) از شکست مذاکرات ما سود می‌برند. آنها موفقیتی در این گفت‌وگوها نمی‌بینند و از طرفی آنها آدم‌های پرنفوذی هم هستند. اعتبار اروپایی‌ها و مذاکره‌کنندگان ایرانی هر دو در ایران از دست رفته است. این تنها مشکل اعتماد به آنها نبود، این مشکل اعتماد به جبهه ما هم بود، اعتماد به نوع اعتبار ما در خانه.»
محمدجواد ظریف درست فکر کرده بود. پس از ماه‌ها تلاش حسن روحانی و همکارانی مانند محمدجواد‌ظریف، سیدحسین موسویان و سیروس ناصری مذاکرات شکست خورد. تاکتیک مصالحه با غرب که حسن روحانی خوشبینانه آن را تا لحظه‌های آخر دنبال می‌کرد، هیچ ثمری به همراه نداشت. حتی پیغام مهم محمدجواد ظریف که اگر ما نباشیم آلترناتیو ما مانند ما نیست، مورد توجه هیچ‌کس در غرب قرار نگرفت. طرف خارجی ‌ترجیح داد از پای میز مذاکره دست خالی برگردد و نمایندگان ایران را بدون رسیدن به نتیجه‌ا‌ی خاص به کشورشان بازگرداند. مردم هم به فرد دیگری رای دادند؛ فردی که حسن روحانی در اولین جلسه مواجهه حضوری و خصوصی با او دریافت که عقایدش با او زمین تا آسمان فاصله دارد. حالا این فقط حسن روحانی نبود که دورانش به پایان رسیده بود. محمد جواد ظریف هم با یک بازنشستگی پیش از موعد که به نظر می‌رسید پایان عمر دیپلماتیکش باشد مواجه شده بود. روزهای مهمی ‌سپری می‌شد. محمود احمدی‌نژاد چهار سال تمام از لزوم مقابله با غرب گفت و سیاست خارجی تهاجمی ‌را سخن غالب روز کرد. او به طرف مقابل پیغام می‌داد: «از تحریم‌ها‌ هیچ ابایی نداریم و آن‌قدر قطعنامه بدهید که...»
محمود احمدی‌نژاد در دوره دوم اما به‌گونه‌ای دیگر فکر می‌کرد.‌ گویی فردی جدید غیر از محمود احمدی‌نژاد هر روز صبح راهی پاستور می‌شد. او عوض شده بود اما سیاست خارجی ایران دیگر مانند روزهای قبل چندان در اختیار او نبود. پرونده هسته‌ای از جای دیگری دنبال می‌شد. جایی در تقاطع خیابان آذربایجان و جامی ‌که مسئولانش می‌گفتند باید با همان گفتمان محمود احمدی‌نژاد در سال 84 مذاکرات را ادامه داد. غرب و ایران از آن مواجهه و مجادله‌های کلامی ‌و عملی راه به جایی نبردند. مذاکرات باز‌هم شکست خورد، مثل همان سال‌هایی که حسن روحانی مسئول پرونده هسته‌ای ایران بود.

بازگشت به قبل از 84
سیاست ایران در فاصله سال‌‌های 1384 تا 1392 روزهای پرفرازونشیبی را طی کرد. در واپسین روزهای صدارت محمود احمدی‌نژاد اوضاع روزگار آن‌چنان شد که مردم بار دیگر در چرخشی قابل توجه به گفتمانی دیگر رای دادند. گفتمانی که معتقد بود باید رویه هشت سال گذشته در مواجهه با دنیای غرب تغییر کند. نماینده این گفتمان هم حسن روحانی بود. مردم ایران در خرداد سال 92 به پرونده هسته‌ای ایران به‌عنوان مهمترین موضوعی نگاه می‌کردند که همه احوال آنها را تحت تاثیر قرار داده بود. در میانه همه بحث و جدل‌ها از فرهنگ گرفته تا سیاست، از اقتصاد گرفته تا جامعه، آنچه بیشتر خودنمایی می‌کرد، بحث‌ها و حرف‌ها درباره «من در پرونده هسته‌ای چه خواهم کرد» بود. در این مباحثات و مجادلات دو نفر قطب شدند. یکی مذاکره‌کننده هسته‌ای در دوران اصلاحات و آن دیگری مسئول مذاکرات در دوران پر فراز و نشیب محمود احمدی‌نژاد.
یک دوگانه پدید آمده بود، دوگانه‌ای که همه معادلات انتخاباتی را تحت تاثیر قرار داد. حالا دیگر چندان مهم نبود که محمدباقر قالیباف نفر اول همه نظرسنجی‌هاست. پای یک موضوع مهم به میان کشیده شده بود. صورت مساله تغییر کرد. اکنون سوال همه این بود: «هرکدام از نامزدها در پرونده هسته‌ای چه خواهند کرد؟»
جورچین هسته‌ای، پازل عجیبی را پدید آورد و در دوقطبی سعید جلیلی، حسن روحانی از محمدباقر قالیباف تا علی‌اکبر ولایتی همگی از میانه فاش‌گویی‌ها و رازگویی‌ها اوضاع را به نفع یک نفر تغییر دادند. کسی که می‌گفت گفتمان مستقر، اوضاع را به ضرر ایران تغییر داده و باید با یک چرخش اساسی «دم کدخدا را دید». او حسن روحانی بود.
حسن روحانی قبای بر جای مانده از محمود احمدی‌نژاد را بر تن کرد. او حالا رئیس‌جمهور جدید ایران بود. او پرونده هسته‌ای را از شورای امنیت به وزارت‌خارجه برد تا راحت‌تر بتواند برای پیشبرد «مساله اصلی مردم در سال 92» اقدام کند. او گفت یک‌ساله اوضاع را تغییر خواهد داد. روحانی حالا همه تخم مرغ‌هایش را در سبد مذاکرات هسته‌ای و نگاه به غرب چیده بود. وزیر خارجه‌اش را در یک تابوشکنی مهم همنشین وزیر خارجه «کدخدا» کرد و در یک تلاش تمام‌عیار هزاران ساعت مذاکره مستقیم و غیرمستقیم را توسط تیم مورد اعتماد حاکمیت پیش برد.

روزهای متفاوت روحانی و مخالفانش
اگرچه رسیدن به توافق بیش از بیست ماه طول کشید اما حالا هر‌چه باشد حسن‌روحانی توانسته به یک نتیجه مطلوب برای خودش برسد. او ماه‌های سخت و متفاوتی را پشت سر گذاشت. مواجهات و مجادلات او با رقبا و مخالفانش عرصه سیاست را ایران را به‌گونه‌ای دیگر شکل داد.
«اگر روزهای گرم خردادماه1392، سعید جلیلی و حسن روحانی، دو مذاکره‌کننده اصلی دولت ایران با مقامات غربی به مثابه دو سیاستمدار یکدیگر را به چالش می‌کشیدند و بر بستر دیپلماسی، تقابل انتخابات ایران را پیش می‌بردند، حالا مدتی از روی کار آمدن دولت جدید در هنوز بر همان پاشنه می‌چرخد و دوگانه سیاست ایران همچنان بر بستر سیاست خارجی پیش می‌رود. سعید جلیلی گرچه جز چند سخنرانی، موضع مستقیمی ‌درباره مذاکرات هسته‌ای نگرفته و گاهی به تلویح آن را نقد می‌کند اما حامیان او در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم که از دکتر جلیلی به‌عنوان نماد مقاومت و غرب‌ستیزی یاد می‌کنند، پا به میدان گذاشته‌اند و «دلواپسانه» از آینده استقلال ایران ابراز نگرانی می‌کنند. در سوی مقابل هم حسن روحانی از سیاست خارجی‌اش دفاع می‌کند و می‌گوید، «نمی‌خواهیم روی دنیا خنجر بکشیم» تا دوگانه «دلواپسی» و «دلاوری» چرخ سیاست ایران را به پیش ببرد؛ دوگانه‌ای که اگر آغازش در اوایل دهه 90 باشد، فعلا پایانی بر آن متصور نیست.» (سعید آجورلو، سرمقاله هفته‌نامه مثلث شماره 218)
بی پیرایه اگر سخن بگوییم گویا محمد‌جواد ظریف راست می‌گفت؛ سال‌هاست که سیاست داخلی ایران، گره کوری به سیاست خارجی خورده است. در تمام ماه‌هایی که گذشت، ‌تریبون مجلس فریادهای بلند «دلواپس»ها را پخش می‌کرد و اگر اجازه نمی‌دادند دانشگاه‌ها یا اماکن دولتی محل گعده‌نشینی آنها شود، این سفارت سابق آمریکا در تهران‌ یا اماکن دیگر بود که پذیرای سخنرانان نام‌آشنای آنها شد. روزی نبود که در ویترین روزنامه‌ها از کیهان گرفته تا شرق نشان و ردی از نقد یا تعریف از محمدجواد ظریف و تیم هسته‌ای نباشد. به یک معنا این پرونده هسته‌ای ایران بوده‌ که در تمام ماه‌های اخیر آرایش سیاسی نیروهای داخلی ایران را شکل داده است. چنین است که می‌توان گفت در دوگانه پدیدآمده از خرداد 92 تا امروز صورت جدیدی از سامان سیاسی متولد شده است. باید به این بپردازیم: این سامان جدید که مولود شکاف دلاور/ دلواپس است، از بطن مذاکرات زاده شده است.
پس تا اینجای کار می‌توان گفت که مذاکرات هسته‌ای حتما در معادلات سیاسی ایران تاثیر گذار بوده است‌ و حتما بعد از این هم تاثیر‌گذار خواهد بود.
تاثیری که تا کنون گذاشته این بوده که صورت جدیدی از سیاست‌ورزی را در ایران سامان داده و مدل دلواپس / دلاور را جایگزین اصولگرا/ اصلاح‌طلب کرده است و‌عجالتا باید بگوییم که نتیجه این مذاکرات از مولفه‌های مهم و تعیین‌کننده دو انتخابات پیش رو خواهد بود.
در اینجای مطلب اما حتما باید به نکات مهم دیگری هم اشاره کرد:
1- نتیجه مذاکرات در انتخابات تاثیر‌گذار هست اما تعیین‌کننده نیست. مردم ایران نتیجه‌گرا هستند. آنها منتظر تاثیر این مذاکرات بر زندگی روزمره‌شان هستند. به دیگر سخن اینکه مردم ایران فقط رسیدن به توافق را مهم نمی‌دانند، آنها در انتظار نتایج این توافق هستند. دولت حتما از نظر اقتصاد مورد رصد مردم خواهد بود.
2- آمریکایی‌ها بدون شک برای کمک به جناح خاصی از ایران وارد مذاکرات نشده‌اند. آنها اگر چنین دیدی داشتند حتما در زمان البرادعی به مذاکرات کمک می‌کردند نه حالا که اوضاع برای اصولگرایان سخت‌تر از آن زمان شده است.
3- پیمان اصلاح‌طلبان و حسن روحانی مادام‌العمر نخواهد بود، همانطور که مثلا صادق خرزای در مصاحبه با شماره قبل هفته‌نامه مثلث گفته است که آنها اگر روزی گزینه‌ای داشته باشند حتما دیگر از امثال روحانی دفاع نخواهند کرد. حال آنکه درست در همین میانه بحث ائتلاف روحانی و لاریجانی بیش از همیشه سر زبان‌ها افتاده است.
جمع‌بندی اینکه؛ بله. جان کری و ظریف درست می‌گویند، توافق هسته‌ای به اعتدالگرایان ایران کمک خواهد کرد اما حتما غرب و آمریکا به این دلیل پای مذاکره نیامده‌اند. تغییری اگر تا امروز رخ داده به خواست مردم بوده است. حرف‌های کری اکنون باید توسط میانه‌روها و اصلاح‌طلبان پاسخ داده شود. او حرف های مداخله‌جویانه‌ای زده که خلاف استقلال‌طلبی هر حزبی درون جمهوری اسلامی است. پس وقت آن رسیده که به این «کدخدا بازی» پاسخ داده شود. اگر آمریکا به ایران در توافق امتیازهایی داده به خاطر قدرت ایران بوده نه علاقه شان به پیروزی میانه روها در ایران. اظهارات کری نگران کننده است.