به نظر من آنچه که مشخص است عدم حضور ناطق نوری در انتخابات آینده است، بنابراین فرض این مساله که وی در فضای سیاسی کشور می‌تواند چه نقشی ایفا کند، شاید چندان معقول نباشد.

گفت‌وگوی «آرمان» با احمد پور نجاتی را می‌خوانید:

پس از سال 92 شاهد شکل‌گیری تشکل‌های مختلف اصلاح‌طلب چون بنیاد امید ایرانیان، ندای ایرانیان بودیم و در حال حاضر نیز اتحاد ملت ایران اسلامی هستیم. حضور این احزاب می‌تواند چه نقشی در انتخابات آینده داشته باشد؟
من تصور می‌کنم ظرفیت‌های حزبی موجود در قالب‌های مختلف تا جایی که از اردوگاه اصلاح‌طلبی خارج نشده‌اند مفید است. هر چند برای فعالیت‌های مختلف طیف بندی‌های موجود درون اصلاحات کفایت می‌کند اما ایجاد تشکل‌های جدید از این نظر که بخش تازه‌ای از دیدگاه‌های علاقه‌مند به تحول خواهی را می‌تواند به خود جلب کند می‌تواند تاثیر مثبت داشته باشد، به شرط اینکه از ریل اصلاح‌طلبی خارج نشده و دچار نوعی بلوغ دوپینگی از نظر سیاسی نشوند و احساس خیالبافانه و فرا واقعیت به آنها دست ندهد. این تشکل‌ها باید در چارچوب واقعیت‌های موجود حرکت کنند، به ویژه نقطه قوت جریان اصلاحات را که عبارت است از تمرکز لیدری جریان اصلاحات که فردی هم نیست به مخاطره نیندازند. جریان اصلاحات، رویکرد برخاسته از عقل جمعی است و این احزاب و تشکل‌ها نیز اگر به تقویت آن کمک کنند بسیار پسندیده و خوب است. به همین دلیل از ایجاد احزاب و تشکل‌های جدید صرف نظر از برخی حاشیه‌هایی که ایجاد شد یا خطاهایی که برخی افراد منتسب به آنها انجام دادند که باید خطاهای فردی تلقی شود، می‌توان ارزیابی مثبتی داشت. این تشکل‌های تازه تاسیس اگر نقطه کانونی جریان اصلاح‌طلب را به عنوان یک نقطه مثبت همواره مد نظر قرار دهند، می‌تواند به نشاط سیاسی بیشتر کمک کند.
همواره مساله حضور محمدرضا عارف در انتخابات آینده به عنوان کاندیدای مورد نظر اصلاح‌طلبان برای ریاست آینده مجلس مطرح می‌شود. دکتر عارف نیز بارها تکرار کرده است که بنا ندارد این‌بار نیز کناره‌گیری کند. اصلاح‌طلبان چه برنامه‌ای برای ریاست مجلس آینده دارند و چه رویکردی به محمدرضا عارف خواهند داشت؟
دکتر عارف هم به لحاظ نوع شخصیت و هم به لحاظ موقعیتی که همواره در جریان اصلاح‌طلبی داشته‌اند مورد احترام و وثوق اصلاح‌طلبان هستند. در عمل و به ویژه در یک برهه بسیار مهم انتخابات نیز نشان دادند که برخورد کاملا عقلانی و خردمندانه و معطوف به نظر جمعی را مورد توجه قرار می‌دهند. من به عنوان کسی که کم و بیش در جریان انتخابات 92 بودم، نوع رفتار دکتر عارف در جریان حمایتی که با معیار‌های خاص قرار شد جریان اصلاح‌طلب از دکتر روحانی داشته باشند آشنا هستم و می‌دانم که تغییری در شخصیت، موقعیت و رفتار سیاسی دکتر عارف به وجود نیامده و در متن جریان اصلاح‌طلبی نیز تلقی متفاوتی از وی ایجاد نشده است. اینکه امروز پیش‌بینی کنیم که اصلاح‌طلبان با شخصیتی مانند عارف در انتخابات چه رفتاری خواهند داشت و چه جایگاهی به ایشان خواهند داد بسیار زودهنگام است. تاکنون هم مساله به این حد نرسیده است که در نهایت چه الگویی برای مجلس آینده و چه موقعیتی برای دکتر عارف به عنوان شخص در نظر گرفته شده است کما اینکه برای اشخاص دیگر نیز چنین برنامه‌ای مشخص نشده است. به همین دلیل، گمان می‌کنم اصلاح‌طلبان با همان رویکرد تعاملی، اقناعی و واقع گرایانه که در انتخابات ریاست‌جمهوری داشتند، عمل خواهند کرد. اتفاقا در انتخابات گذشته مساله تنها انتخاب یک فرد بود که این مساله به نظرم سهل‌تر و آسان‌تر است به این دلیل که موقعیت هر کسی که به عنوان سر لیست اصلاح‌طلبان مطرح شود بعد از تعیین تصمیم نهایی مجلس است که مشخص می‌شود. اگر مجلس آینده مجلسی باشد که اکثریت قاطع اصلاح‌طلبی داشته باشد و در آن مجلس دکتر عارف هم به عنوان
سر لیست اصلاح‌طلبان مطرح شود می‌توان پیش بینی کرد که ریاست مجلس با چه کسی خواهد بود. اما اگر مجلس آینده با اکثریت اصولگرا باشد و اقلیت موثری از اصلاح‌طلبان نیز حضور داشته باشند و در سر لیست اصلاح‌طلبان هم دکتر عارف باشد مشخص است که این موقعیت، شرایط متفاوتی را رقم خواهد زد. در حال حاضر به نظر من این بحث‌ها بیشتر از سوی رقبا دامن زده می‌شود که نوعی صورت مطالبات درون جبهه اصلاحات ایجاد کنند که شخصیت‌های اصلاح‌طلب پیشاپیش سهم خواهی داشته باشند در حالی که اساسا اصلاح‌طلبان سال‌هاست که چنین رویکردهایی ندارند و در گذشته نیز وجود نداشت، به ویژه بعد از انتخابات 84 و تجربه تلخی که به وجود آمد تا امروز شاهد موارد بسیار آشکاری بوده‌ایم که اصلاح‌طلبان در بزنگاه‌ها چگونه تصمیم می‌گیرند. در 88 شاهد بودیم اصلاح‌طلبان در واقع سه کاندیدای بسیار مهم داشتند یکی از آن سه نفر رئیس دولت اصلاحات بود. اما به آسانی شخص ایشان تصمیم‌گیری کرد و اینطور نشد که فضایی متشتت و رای شکن به وجود بیاید. بنابراین من فکر می‌کنم اینکه در آینده چه کسی برای اصلاح‌طلبان محوریت داشته باشد و دکتر عارف در کنار دیگر اصلاح‌طلبان جریانی موازی ایجاد کند، قطعا وجود نخواهد داشت. اصلاح‌طلبان یکپارچگی جدی دارند. انکار نمی‌کنم که ممکن است از سوی برخی افراد کم تجربه‌تر خطاهایی صورت بگیرد، برای مثال اینکه تشکل‌های تازه و نوپایی شکل بگیرد و بخواهد اتحاد اصلاح‌طلبان را تهدید کند، اما به‌طور کلی بدنه اصلی اصلاحات خوشبختانه بسیار عاقلانه و معطوف به منافع ملی و واقعیت‌هایی که خوشبختانه نتیجه‌بخش هم بوده است، حرکت می‌کند.
با توجه به نزدیک شدن انتخابات می‌بینیم که وجود دولت اعتدالگرای روحانی در حال شکل دادن به طیفی میانه متشکل از اصولگرایان و اصلاح‌طلبان است، آیا این نزدیکی به نفع فضای سیاسی کشور است؟
نباید این اشتباه در اذهان ایجاد شود که دولت به دنبال شکل دادن به جریانی میانه رو و جدید است. البته دکتر روحانی به حزب اعتدال و توسعه نزدیک بوده و حتی در آن حضور نیز داشته است. اما این به معنای سه پارچه شدن جریان‌های سیاسی نیست که متشکل از اصلاح‌طلبان، اعتدالگراها و اصولگرایان باشد بلکه به این معناست که از هر طیف افرادی که معتدل‌تر هستند در مجلس آینده حضور پیدا کنند که این مساله نیز با توجه به شرایط فعلی کشور در حال شکل‌گیری است و دولت نیز در آن دخالت مستقیمی ندارد.
حضور ناطق نوری می‌تواند چه تاثیری در فضای سیاسی کشور داشته باشد؟ اگر ناطق در انتخابات شرکت کند بهتر است اصلاح‌طلبان گزینه خود را داشته باشند یا با وی ائتلاف کنند؟
به نظر من آنچه که مشخص است عدم حضور ناطق نوری در انتخابات آینده است، بنابراین فرض این مساله که وی در فضای سیاسی کشور می‌تواند چه نقشی ایفا کند، شاید چندان معقول نباشد. پس از سال 84 و اقداماتی که اصولگرایان انجام دادند ناطق نوری به‌طور کلی از فضای اصولگرایان دور شد و اکنون هم من از خود ایشان شنیدم که خود را فراجناحی می‌دانند. ایشان پس از انتخاب احمدی‌نژاد تصمیم گرفته‌اند منتسب به جریان خاصی نباشند و تنها به نفع منافع ملی نقش ایفا کنند. در سال 92 نیز دیدم که ایشان نقش موثری در انتخابات داشتند، هر چند که این نقش و حضور مستقیم نبود. قطعا این مساله که ناطق نوری در اتاق فکر نظام حضور داشته باشد می‌تواند در تامین منافع ملی تاثیر‌گذاری بیشتری داشته باشند.
در حال حاضر گفته می‌شود بسیاری از اصولگرایان اصرار دارند که ناطق نوری بار دیگر به فضای سیاسی کشور باز شود، بر فرض که ایشان حضور پیدا کنند این مساله نمی‌تواند به اصولگرایان برای بازگشت به ریل اعتدال و جلوگیری از ملحق شدن به جریان پایداری کمک کند؟
فضای حال حاضر برای اصولگریان با آنچه که پیش از 84 بود بسیار متفاوت است. این جریان از حمایت از احمدی‌نژاد آسیب‌های جدی دیده است و ناطق نوری هم قطعا نمی‌خواهد در دل چنین جریانی تعریف شود. اصولگرایان نیز نتیجه نزدیک شدن به این جریان را دیده و تجربه کرده‌اند و قطعا این اشتباه تاریخی را تکرار نمی‌کنند، به ویژه اصولگرایان جوان که با شرایط حال حاضر جامعه نیز بیشتر آشنا هستند هیچگاه زلف سرنوشت خود را به باد جریان‌های تندرویی چون جریان پایداری گره نخواهند زد.
حضور شخصیت‌هایی مانند علی لاریجانی چه تاثیری می‌تواند در جریان اصولگرایی به ویژه بازگشت آنها به اعتدال و عقلانیت داشته باشد؟
از موضع یک رقیب سیاسی می‌توانم بگویم به نفع اصولگرایان و به نفع کشور است که اصولگرایان این تخم مرغ‌های اندک و شکسته‌ای را که حاصل حمایت از کاندیدای مورد نظرشان یعنی احمدی‌نژاد است، به خطر نیندازند. به نفع این جریان سیاسی است که از افرادی که بیشتر به واقعیت‌ها، منافع عمومی کشور توجه داشته و نگاه واقع گرایانه و عقلانی دارند، چون علی لاریجانی حمایت کنند که به سود اصولگرایان است. من تصور می‌کنم جامعه دیگر تاب این را ندارد که یک جریان سیاسی به دنبال بر هم زدن بی‌منطق اوضاع باشد. بنابراین حمایت از چهره‌های معتدل به نفع آنهاست. این مساله در مجلس هشتم و نهم نیز دیده شد. در آن زمان شخصیت‌های اصولگرای دیگری چون حداد عادل نیز حضور داشتند اما خود اصولگرایان متوجه شدند از نظر سیاسی به سود آنهاست که از علی لاریجانی برای ریاست مجلس حمایت کنند و انتخاب نیز انتخاب درستی بود. این در عرصه انتخابات مجلس نیز می‌تواند اتفاق بیفتد. به نظر می‌رسد برای اینکه جریان اصولگرا حال بهتری پیدا کند باید از عناصری که در درون اصولگرایان نه پایگاه و نه نقش آفرینی مفید، موثر و نتیجه بخشی داشته‌اند، دوری کند، یعنی بهتر است به جریان‌های واقع گرا نزدیک شوند و دکتر لاریجانی نیز به عنوان چنین شخصیتی می‌تواند مورد توجه آنها قرار بگیرد.
یکی از مسائلی که مطرح می‌شود منابع مالی است که برخی از راه‌های نامشروع کسب می‌کنند اگر این منابع وارد انتخابات شود می‌تواند در سرنوشت آن چه تاثیری داشته باشد؟
بی پرده بگویم که انتخابات اگر بخواهد به صورت جدی با فعالیت‌های گسترده، تبلیغات سیاسی و نوعی سازمان یافتگی اجتماعی صورت بگیرد در آن حرفی نیست اما اگر کسی مدعی این شود که بدون هیچ هزینه‌ای در انتخابات حضور پیدا کرده، دست کم در 20 سال اخیر قابل قبول نیست هر چند که در گذشته شاید چنین امکانی هم وجود داشت. بنابراین منابع مالی و شفافیت آن بسیار مهم است. باید‌سازو کارهای قانونی وجود داشته باشد. ورود پول‌های کثیف به عرصه انتخابات بسیار پدیده خطرناک و درعین حال مشمئز‌کننده‌ای است که در شأن فضای سیاسی جامعه ایران نیست که به چنین آلودگی‌هایی دچار شود. متاسفانه در برهه‌هایی چنین مسائلی وجود داشته است، به ویژه در انتخابات مجلس که صرف نظر از مراکز و شهرهای بزرگ در مناطق شهری کوچک و حاشیه شهر و حوزه‌های انتخابیه روستایی تعاملات مختلف وجود دارد. باید‌سازو کاری برای پاکیزگی اقتصادی انتخابات وجود داشته باشد. دولت به ویژه در این دوره نقش بسیار مهمی می‌تواند در ردیابی منابع مالی و توجه به آنها از هر جریان سیاسی ایفا کند. نمی‌توان پیشاپیش کسی را متهم کرد چون در پرونده یکی از مقامات دولت گذشته نمونه‌های شگفت آوری از تعامل بین دستگاه اجرایی و نمایندگان در عرصه انتخابات مطرح شده است در اینجا ما دلواپس می‌شویم که نکند به نوعی دیگری این اتفاقات رخ دهد. باید‌سازو کاری وجود داشته باشد که انتخابات از نظر تامین مالی شفاف و آشکار باشد و کاندیداها در برابر هزینه‌هایی که می‌دهند، پاسخگو باشند. التبه اینکه کسانی که از لحاظ مالی توانا و برخوردار باشند و علاقه‌مند به یک جریان و شخصی خاص کمک کنند، فاقد ایراد است. اما نباید به گونه‌ای باشد که انگیزه حمایت داوطلبانه شخصی سر از پرونده‌های فساد در آورد که متاسفانه در گذشته بی‌نمونه هم نبوده است.