در هرجا‌ که به توسعه اقتصادی توجه شود زمینه برای توسعه سیاسی و اجتماعی فراهم خواهد شد و هر‌جا به هر نسبتی که در توسعه اجتماعی و سیاسی پیشرفت داشتید رفتار جامعه در مقام تأمین معیشت و فربه‌‌شدن وضعیت معیشت و رفاه تاثیرگذار خواهد بود

تعریف شما از توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی چیست؟ به نظر شما کدام یک از این موارد در اولویت است؟
مقوله توسعه مقوله‌ای چندجانبه است. نمی‌توان این دو مقوله را از یکدیگر تفکیک کرد. توسعه سیاسی، توسعه اقتصادی و... بیشتر برای فهم موضوع پیشرفت و منزلت ملی، معنوی و معیشتی مردم و به عبارت دیگر برای ساده‌تر شدن انتقال مفاهیم اقدام به دسته‌بندی‌هایی کردیم. اینکه آیا توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی مقدم است یا توسعه اقتصادی در اولویت است، به اقتضای شرایط مختلف و جوامع گوناگون، تفاوت‌های خود را دارد. نمی‌توان حکم کلی برای تمام شرایط و جوامع ارائه داد. ولیکن آنچه به‌عنوان تجربه بشری امروز در اختیار ملت‌هاست، این است که اگر سطح برخورداری جوامع همزیست، یعنی جوامعی که در کنار یکدیگر یک جغرافیای جمعیتی را تشکیل می‌دهند، بسیار پایین باشد به این معنا که تمام فکر، ذهن و درگیری مردم معطوف به تأمین نیازهای اولیه باشد، حکم می‌کند تا این جامعه نتواند مسائل ابتدایی و اولیه و مقدماتی اقتصادی و معیشتی خود را تأمین کند و اگر به چنین نقطه‌ای دست پیدا نکند، اساسا چندان ذهنش معطوف و درگیر موارد دیگر از جمله توسعه اجتماعی، سیاسی و... نمی‌شود. بر اساس نکته مذکور تقریبا امروز در دنیا به یک جمع‌بندی عمومی رسیدند و نوعا این امر قابل قبول است که اگر ما نتوانیم نیازهای اولیه مردم را تامین کنیم و مردم نتوانند ذهن خود را از حداقل‌های زندگی آزاد کنند، به عوامل و مسائل دیگر به هیچ عنوان نمی‌اندیشند. برای فهم این مساله اگر بخواهیم مثالی بزنیم، می‌توان گفت خانواده‌ای را در نظر بگیرید که پدر متولی یک مجموعه کوچک است که سلول اجتماعی به‌نام خانواده است، اگر منابع محدودی در اختیار داشته باشد، این منابع محدود خود را چگونه توزیع می‌کند؟ برای این خانواده آنچه‌ شایسته به نظر می‌رسد این است که منابع محدود خود را در ابتدا در جهت تأمین نیازهای معیشتی صرف می‌کنند که شامل نیازهایی همانند خورد و خوراک و پوشاک و... خواهد شد. در گام بعد ذهن این خانواده معطوف به سرپناه و محلی برای زندگی خواهد شد. در گام سوم ذهن خانواده در جهت تأمین بهداشت و درمان خواهد رفت. در مرحله چهارم خانواده به‌خصوص پدر به‌عنوان متولی خانواده درگیر مساله و مقوله آموزش و ارتقای سطح علمی ‌فرزندان خواهد شد. در مراحل بعد به مسائل و موارد دیگر اعم از تفرجات، تفریحات، حضور فعال اجتماعی، سیاسی و... خواهد رسید. از این دست موارد را می‌توان در لایه‌های پنجم و ششم در نظر گرفت. اگر همین واحد کوچک خانواده را بزرگ کنید طبیعی است که مقوله اقتصادی در تقدم باشد. اگر فرد بتواند مسائل و معیشت اولیه خود را تأمین کند طبیعتا به مسائل دیگر نیز خواهد پرداخت. بحث اولویت‌بندی توسعه از منظر سیاسی و اقتصادی و... از زمانی آغاز شد که ما جنگ ایران و عراق را پشت‌سر گذاشتیم. مطلع هستید که در سال‌های شصت هفت و شصت‌وهشت که جنگ خاتمه یافت، بر‌اساس جداولی که سازمان ملل منتشر کرده است و آنها را تایید می‌کند، ما بالغ بر سیصد میلیارد هزینه پرداخت کردیم، به‌عبارت دیگر ملت ما به دلیل جنگ ناعادلانه‌ای که نسبت به آن روا شد، متقبل پرداخت خسارت و هزینه‌های میلیاردی شد. در نتیجه ما در نقطه‌ای قرار گرفتیم که شرایط جنگی حکم می‌کرد. در پایان جنگ مردم انتظار داشتند وضعیت معیشت آنها رو به بهبود برود.
در دولت اول و دوم آقای هاشمی‌رفسنجانی این گام را به‌خوبی برداشتیم و با بحث مساله سازندگی کشور توانست زیرساخت‌های خود را و همچنین خسارت‌هایی که به زیر ساخت‌ها وارد شده بود را به سطح قابل قبولی از زندگی متمدنانه خود برساند. در دولت سید‌محمد خاتمی این بحث مطرح شد که در سطوحی از توسعه عقب‌مانده هستیم به این معنا که جامعه باید بتواند در سطوحی همچون ملی، اجتماعی و... مشارکت داشته باشد. این بحث‌ها در آن مقطع مطرح شد. فی‌الواقع توسعه سیاسی را به صورت پررنگ در دولت دوم‌خرداد شاهد هستیم. اما به‌طور طبیعی در دولت دوم خرداد که شخص آقای خاتمی رئیس‌جمهور بودند سخن از توسعه متوازن داشتند. توسعه متوازن پیامی ‌است که ما در ‌تراز یک جامعه اسلامی همانند جامعه ما باید به تمام سطوح مختلف از توسعه پرداخته شود و جامعه را به منزلت اجتماعی خود برسانیم. در نتیجه در شرایط کنونی جامعه ما که با بحران‌های اقتصادی بسیاری مواجه است، یعنی جامعه‌ای که مسائل و معیشت اولیه خود را نمی‌تواند تامین کند، طبیعتا توسعه اقتصادی یا با ادبیات منطقی‌تر می‌توان گفت نوسازی اقتصادی از نوسازی سیاسی پیشی می‌گیرد. اما با اندکی تامل درمی‌یابیم این مقولات رابطه رفت ‌و برگشتی دارد. در هرجا‌ که به توسعه اقتصادی توجه شود زمینه برای توسعه سیاسی و اجتماعی فراهم خواهد شد و هر‌جا به هر نسبتی که در توسعه اجتماعی و سیاسی پیشرفت داشتید رفتار جامعه در مقام تأمین معیشت و فربه‌ شدن وضعیت معیشت و رفاه تاثیرگذار خواهد بود. وقتی صحبت از توسعه می‌شود در ذهن واژه وسعت بخشیدن شکل می‌گیرد. وسعت بخشیدن به این معناست که ما بتوانیم نیازهای جامعه را در حد منزلت آن جامعه، باتوجه به اینکه در جوامع مختلف متفاوت است، یعنی در جوامع شهری به یک شکل و در جوامع روستایی به شکل دیگر نمود می‌یابد، به‌طوری‌که عزت آن جامعه و منزلت انسان‌هایی که در آن جامعه زندگی می‌کنند در همه سطوح به‌گونه‌ای تامین شود که حس حقارت، بدبختی، عقب‌ماندگی، بیچارگی و... نداشته باشند. حس سلامت فرهنگی، معنوی‌ اجتماعی، سیاسی و... و همچنین سلامتی که تنها مختص آن نسل نیست و نسل‌های بعد از خود را نیز پوشش می‌دهد، و با در نظر گرفتن تمام این موارد در کنار هم می‌توان مفهوم توسعه را دریافت کرد. در بحث توسعه اقتصادی برخی بر این عقیده هستند که توسعه اقتصادی امری مجزا از رشد اقتصادی است. در این مقام ما مناقشه‌ای نمی‌کنیم. چه بگوییم رشد، چه بگوییم پیشرفت و چه بگوییم توسعه باید در نظر داشت از این مفاهیم چه معانی را استنباط می‌کنیم. ادبیاتی که از سوی مقام معظم رهبری مطرح می‌شود این است که بیشتر از لفظ پیشرفت استفاده شود. در واقع کسانی که صحبت از توسعه می‌کنند همان مفاهیمی‌ که از نظر معنایی بر پیشرفت بار می‌شود را مدنظر دارند. چه بگوییم توسعه و چه بگوییم پیشرفت تفاوت چندانی ندارد. ولیکن در بحث کسانی که صحبت از این مقوله می‌کنند در بحث کمی سخن دارند. به عبارت دیگر این افراد بر این باورند اگر از لحاظ کمیت در اقتصاد توانا شویم به معنای رشد اقتصادی بهتر است. اگر موضوع را تنها به بحث کمی خلاصه نکنیم، حرکت کمی در این مقوله نیز مدنظر قرار گیرد به‌عنوان توسعه از آن یاد می‌شود.
به نظر می‌رسد حزب کارگزاران سازندگی و حتی دولت تدبیر و امید توسعه اقتصادی را مقدم یا مقدمه توسعه سیاسی می‌دانند، در این‌باره چه نظری دارید؟
اینکه امری برای ما در بحث اقتصاد تقدم دارد همانند وضعیت بعد از جنگ تحمیلی است. اگر در آن زمان از مخاطب و مردم می‌خواستید در زمینه‌های غیر از اقتصادی اعم از سیاسی و... مشارکت داشته باشند، می‌گفتند اجازه دهید ابتدا زندگی خود را سروسامان دهیم، نیاز خانواده خود را تأمین کنیم، شغل مناسب پیدا کنیم و... اما وقتی ما از این نقطه عبور کردیم خیلی نمی‌توان به این مساله و مقوله تقدم داد. باید این دو مقوله پا به پای یکدیگر پیش رود. همان‌طور که توسعه اقتصادی پیدا می‌کنید باید در نوسازی و توسعه سیاسی نیز قدم بردارید و جلو روید. از آن چیزی که در دوره فعلی از آن نام می‌برید و حق با شما است و بنده نیز تایید می‌کنم، نوعی اولویت به توسعه اقتصادی داده شده است، بحق و بجاست. علت نیز این است که در مقاطع دولت‌های نهم و دهم یعنی در دولت‌های جناب آقای احمدی‌نژاد به‌رغم اینکه منابع زیرزمینی و به‌طور مشخص نفت و دیگر درآمدهای سرشار ارزی داشتیم و این سرمایه‌ها می‌توانست در زیرساخت‌ها و تامین هزینه‌ها مربوط به آن قرار گیرد، بخش سنگینی از این منابع ملی و مالی ما از بین رفت. هزینه‌هایی در دولت‌های نهم و دهم صورت گرفت که امروز نمی‌توانید رد و آثاری از آنها بیابید. نمی‌دانید هزینه‌هایی که می‌توانستید در آن زمان در زیرساخت‌ها به‌کار ببرید، در کجا صرف شده است. همان‌طور که کارشناسان آمار و صاحبنظران اقتصاد مطرح می‌کنند از رقم هفتصد میلیارد دلار درآمد ارزی در یک مدت زمان هشت ساله بیش از پانصد و پنج میلیارد آن اساسا ناپیداست و نمی‌توان ردی از آن یافت. این رقم به یک‌سری محصولات و تولیداتی تبدیل شد که خورده و تمام شد.از آنچه بر سرنوشت ما در دولت‌های نهم و دهم گذشته است، این احساس می‌شود که ما در یک فقر اساسی گرفتار هستیم. سطح برخورداری و انتظارات مردم، هزینه‌ها، قیمت‌ها، مشکل بیکاری و فرصت شغلی، نرخ تورم و... افزایش داشته است و بسیار نگران‌کننده است. آنطور که کارشناسان بیان می‌کنند دچار یک رکود تورمی‌هستیم و رشد اقتصاد ما منفی شده است و کشوری که می‌توانسته رشد هشت الی ده درصد را تجربه کند تمام این موارد به آرزو و آرمان تبدیل شده است. فی‌الواقع دچار مصیبت بزرگی شده‌ایم. این امر را در دوره قبل از دولت‌های آقای احمدی‌نژاد نمی‌توان نادیده گرفت که جامعه ما علاقه‌مند است که در سرنوشت خود مشارکت کند. تلاش دارد سازمان‌های غیر‌دولتی خود را فعال کند و از خود صلاحیت‌هایی را عرضه داشته است که می‌توان گفت باری از حاکمیت را به دوش می‌کشد و کمک می‌کند. به نظر می‌رسد امروز در نقطه تلخی قرار گرفتیم. از این جهت مردم انتظار دارند نقش ملی و حضور خود را در عرصه‌های ملی فقط به حضور در انتخابات مختص نکنند. در لایه‌های دیگر زندگی خود علاقه‌مندند مشارکت‌هایی داشته باشند و فعال باشند و نقش ایفا کنند. در کنار این امر در درون خانواده‌ها و درون جامعه دچار فقر ملی و گرفتاری اقتصادی شده‌ایم.
مطلع هستید عمده دغدغه خانواده‌ها حتی به لحاظ مناسبات داخلی که تاثیرات منفی گذاشته است، جوانانی هستند که به سن ازدواج رسیده‌اند ولیکن چون شغل و معیشت مناسب ندارند در این مساله دچار نوعی ‌تردید شده‌اند. این وضعیت تلخ و نگران‌کننده در نتیجه از بین رفتن منابع در هشت سال قبل از آقای روحانی است. باید همت‌ها را تضمین کرد و عزم ملی را توسعه دهیم و باتوجه به فرصت تاریخی که ایجاد شده است و مشکل تحریم به این شکل حل شده است و ما عملا از نگرانی‌ها و دغدغه‌های هسته‌ای نیز رهایی یافتیم، الان می‌توان منابعی را که از دست رفته و در اختیار جامعه قرار نگرفته است با همتی مجدد جامعه را تقویت کنیم. این همت باید در جهت تأمین نیازهای نسل‌های آینده باشد. به‌طور طبیعی این موارد و مسائل ما را به سمتی می‌برد که یک توسعه اقتصادی گسترده را ایجاد کنیم. این مصیبتی که آقای روحانی در هر روز و هر فرصتی از آن نام می‌برد ناشی از همین گرفتاری است که شما نیز به آن اشاره داشتید.
حزب تازه تاسیس اتحاد ملت ایران که تقریبا همان ترکیب حزب مشارکت را دارد، بنابر خط‌مشی گذشته خود توسعه سیاسی را دارای اولویت می‌دانند، اگر چنین باشد نسبت این بخش با دولت در آینده چگونه خواهد بود؟
آنچه شما اشاره کردید شاید برداشت شخصی شما باشد، چراکه من این مساله را از ناحیه کسانی که در شورای مرکزی حزب اتحاد ملت ایران هستند، نشنیدم. این گونه نیست. درست است که افرادی که در مسئولیت این حزب قرار گرفتند کسانی هستند که در گذشته فعالیتی داشته‌اند ولی از قول دبیرکل آن حزب و از برخی اعضای دیگر شنیده شده است قرار نیست این حزب همان مسیری را طی کند که در گذشته حزب مشارکت طی کرده است. حزب اتحاد ملت ایران برنامه‌های مشخصی برای خود دارند و در زمان فعلی بسیار واقع‌بین هستند. احساس می‌کنم رویکرد این حزب نسبت به دولت و شخصا آقای روحانی که شاید از منظری اصولگراست، همدلی و همکاری و همراهی است و هر مقدار که بتوانند کمک خواهند کرد. از این جهت فکر نمی‌کنم مساله‌ای که شما بیان کردید نسبتی با حزب اتحاد ملت ایران پیدا کند. تجربیاتی که حزب کارگزاران از تجارب دور دارد امروز برای بسیاری از همفکران در جبهه اصلاحات که آقایان را در سطح اجرایی کشور به سمت درست‌تری هدایت کردند به این معنا که مردم را به امنیت خاطر در بخش معیشت و اقتصاد و مسائل مقدماتی رسانده است، به‌گونه‌ای که پذیرفته‌اند تا در زمینه مسائل مقدماتی مردم را تامین نکنند، ذهن مردم در زمینه‌های دیگر درگیر نخواهد شد. حزب اتحاد ملت ایران که به‌طور غریزی خود را از این جریان می‌داند، این جمع‌بندی را به رسمیت می‌شناسند.