مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌این روزها سعی دارد نقش‌آفرینی پررنگی در حل و فصل ابعاد نظامی احتمالی پرونده هسته‌ای کشورمان ایفا کند. یوکیو آمانو در خلال مذاکرات هسته‌ای وین (مذاکراتی که منتج به جمع‌بندی نهایی مذاکرات شد) نیز سعی کرد در نوک پیکان حل معادله‌ای چندین ساله میان ایران و اعضای 1+5 قرار گیرد تا آنجا که بر برخی مسجل شد «توافق شد چون آژانس خواست...»
البته آرزوی مخاطبان ایرانی آمانو این بود که وی واقعا در حوزه حل‌و‌فصل بحران ساخته و پرداخته دستان غرب در کسوت واقعی خود یعنی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌و به‌عنوان مسئول سازمان و نهادی مستقل که حامی ‌حقوق حقه اعضای خود است وارد عمل شود. خواسته و آرزویی که تحقق آن نه در زمان آمانو و نه در زمان هیچ مدیرکل دیگری در آژانس امکانپذیر نیست. شاید بتوان صراحتا عنوان کرد که آمانو کاتالیزور و تسریع‌کننده توافق اخیر در وین نبود، بلکه اراده غرب تسریع‌کننده نقش‌آفرینی آمانو در جریان این مذاکرات بود. وارونه‌نمایی واقعیت یا کتمان بازی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌و مدیرکل آن در زمین غرب موضوعی نیست که بتواند کمکی در حل واقعی موضوع ایفا کند.
اصلی‌ترین و نخستین گام برای تنظیم مناسبات ما با هر بازیگر غیر‌قابل اعتمادی در نظام بین‌الملل، پذیرش ماهیت واقعی طرف مقابل است. این قاعده درخصوص یوکیو آمانو نیز صادق است. باید بدون کمترین تعارف و تشریفاتی آمانو و نهاد متبوع وی را به‌عنوان بازیگرانی غیر‌قابل اعتماد و داورانی غیر‌منصف مورد شناسایی قرار داد. این شناسایی باید به اندازه‌ای در ذهن ما نهادینه شود که اجازه محاسبات و تحلیل‌های نادرست را به ما ندهد! ‌بی‌اعتماد بودن ایران به آژانس برخاسته از یک معادله انتزاعی نیست، بلکه مرهون واقعیاتی است که طی سال‌های اخیر بارها شاهد و ناظر آن بوده‌ایم.
سفر اخیر یوکیو آمانو به ایران در ابعاد مختلفی قابل تحلیل است. سفر آمانو به ایران درست زمانی صورت گرفت که «جان کری» وزیر امور‌خارجه آمریکا در اقدامی‌ کاملا حساب شده و همزمان با برگزاری این سفر، تاکید کرده است اگر مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌تا تاریخ ۱۵ اکتبر (۲۳ مهر‌ماه) در حوزه بررسی ابعاد نظامی احتمالی مربوط به فعالیت‌های هسته‌ای ایران قانع نشود، ما - آمریکا - نیز تحریم‌ها را لغو یا تعلیق نخواهیم کرد! اطمینان مطلق کاخ‌سفید به یوکیو آمانو موضوعی نیست که کمتر شک و شبهه‌ای در خصوص آن وجود داشته باشد. در جریان مذاکرات هسته‌ای آذرماه سال 1392 در ژنو که منجر به امضای توافقنامه موقت میان طرفین گردید، وزیر امور خارجه ایالات‌متحده و معاون وی، وندی شرمن در اظهاراتی کاملا عجیب و مغایر با اساسنامه‌های آژانس، حق ذاتی غنی‌سازی اورانیوم را برای اعضای این سازمان و امضاکنندگان ان‌پی‌تی منکر شدند.
در آن زمان بسیاری از تحلیلگران و مخاطبان گسترده مذاکرات ژنو در انتظار واکنش قاطعانه آمانو نسبت به تحریف آشکار قوانین آژانس و اساسانامه‌های آن و مفاد ان پی تی بودند اما مدیرکل آژانس که بازی در زمین غرب را نسبت به دفاع از حقوق اعضای آژانس‌ ترجیح می‌دهد، کمترین سخنی در این خصوص بیان نکرد! گویا اساسا وی مسئولیتی در این نهاد نداشته یا بدتر اینکه یکی از وزرای کابینه اوباما محسوب می‌شود. سکوت آمانو به اندازه‌ای برای مقامات سابق آژانس سنگین بود که افرادی مانند «‌هانس بلیکس» مدیرکل قبلی این نهاد را وادار به واکنش ساخت.‌ هانس بلیکس صراحتا عنوان کرد که همه کشورهای پایبند به ان پی تی حق غنی‌‌سازی اورانیوم را به صورت ذاتی دارا هستند و هیچ کشوری نمی‌تواند این حق را به آنها داده یا از آنها بستاند! با این حال موضع‌گیری قاطعانه ‌هانس بلیکس نیز منجر به شکسته شدن سکوت آمانو نشد!
صورت‌بندی واقعیاتی که در قبال مناسبات ایران و آژانس می‌گذرد چندان دشوار نیست. واقعیت امر این است که با وجود تلاش همه‌جانبه ظاهری آمانو مبنی بر مستقل و فنی جلوه دادن نقش نهاد متبوعش در حل و فصل پرونده هسته‌ای ایران، این نهاد در عمل تابعی از رویکرد و رفتار ایالات متحده آمریکا در قبال تهران است. مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌طی ماه‌های اخیر و در جریان مذاکرات هسته‌ای لوزان و وین نقش سازنده‌ای در پیشبرد مذاکرات نداشته است. این نقش‌آفرینی معکوس خود را در مواضع، گفتارها و گزارش‌های قرائت‌شده از سوی آمانو نشان داده است. در جریان مذاکرات هسته‌ای اخیر وین نیز آمانو در عمل نقش مثبت و موثری در کاهش اختلافات طرفین ایفا نکرده است. به‌عبارتی بهتر، نه‌تنها آمانو در این خصوص نقش‌آفرینی موثری نداشته است، بلکه خود در اکثر موارد به یکی از طرف‌های اختلاف تبدیل شده است.
در جریان سفر اخیر آمانو به ایران نیز شاهد ایجاد یک پرانتز حمایتی از سوی آمریکا به سود مدیرکل آژانس بودیم. قسمت باز پرانتز زمانی ایجاد شد که درست در آستانه سفر آمانو ،جان کری برداشته شدن تحریم‌های ایران را منوط به جلب رضایت مدیرکل آژانس دانست. همچنین این پرانتز زمانی بسته شد که مقامات آمریکایی از نتایج بازرسی آژانس از پارچین ابراز رضایت کردند! ‌این اقدام مقامات آمریکایی در حالی صورت گرفته است که مقامات آژانس خود اذعان کرده بودند نتایج بازرسی از پارچین چند هفته دیگر مشخص خواهد شد! حال سوال اصلی اینجاست که آیا نتایج این بازرسی زودتر از موعد به مقامات آمریکایی انتقال یافته است؟!
مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌اخیرا به کشورمان آمد تا در خصوص موضوع نخ‌نمای «ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته‌ای ایران» و «نحوه دسترسی به اماکن و دانشمندان هسته‌‌ای» با مقامات سازمان انرژی اتمی ‌به مذاکره بپردازد. رفتارهای دوگانه و پارادوکسیکال آمانو و همکاری وی با غرب در خصوص تنظیم گزارش‌های دروغین و مبهم در قبال فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز کشورمان و همچنین سکوت برنامه‌ریزی شده و از سر رضایت وی در قبال مواردی مانند فعالیت‌های هسته‌ای غیر‌قانونی رژیم اشغالگر قدس به همراه ده‌ها نشانه رفتاری و گفتاری دیگر، جملگی موید غیر‌قابل اعتماد بودن مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌است. یکی از اصلی‌ترین وظایف آمانو در معادله فعلی، مبهم نگاه‌داشتن نگاه و رویکرد آژانس در قبال فعالیت‌های هسته‌ای ایران است. به عبارت بهتر، «اعلام قاطع عدم انحراف ایران در برنامه‌های هسته‌ای خود» خط قرمز یوکیو آمانو محسوب می‌شود. مدیرکل آژانس در حالی که عدم انحراف ایران از فعالیت‌های هسته‌ای خود را مورد توجه قرار می‌دهد، با طرح همزمان موضوع نخ‌نمای مطالعات ادعایی غرب و همچنین طرح جملات و واژگان استفهامی ‌بستر‌سازی لازم را برای ادامه هجمه‌های واشنگتن و متحدانش علیه ایران صورت می‌دهد.
باید این حقیقت را پذیرفت که حتی اگر آمانو خود نیز واقعا بخواهد (که باتوجه به سوابق وی کاملا بعید به نظر می‌رسد)، برای جبران مسیر خطایی که تاکنون رفته و بازگرداندن اعتماد به ملت ایران مسیری بسیار طولانی در پیش دارد. باید این حقیقت تلخ را پذیرفت که آمانو وظیفه دارد پرونده هسته‌ای جمهوری‌اسلامی ایران را در فضایی مبهم هدایت کند تا در سایه این ابهام‌سازی‌های دروغین، غرب بتواند بازی مد نظر خود را در تقابل با تهران صورت دهد. بنابراین باید در تعامل با آژانس این حقیقت را مدنظر قرار داد.
سوء سوابق آژانس و بازرسان آن سبب شده است تا جمهوری اسلامی ایران در‌خصوص راستی‌آزمایی فعالیت‌های هسته‌ای خود توسط آژانس مواضعی قاطعانه و گاردی بسته اتخاذ نماید. به عبارت بهتر، حساسیت جمهوری اسلامی ایران نسبت به نقش‌آفرینی آژانس واقعی و برآمده از عملکرد نادرست آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است. اینکه آمانو را در محاسبات خود به‌عنوان یار دوازدهم ایالات‌متحده آمریکا در زمین بازی فرض کنیم، محاسبه‌ای کاملا واقع‌بینانه است. نکته مهم‌تر دیگر، به بافت امنیتی حاکم بر ساختار آژانس بین‌المللی اتمی ‌باز‌‌می‌گردد. افراد و وابستگان به سرویس‌های امنیتی آمریکا و رژیم‌صهیونیستی در ساختار رسمی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌ حضوری پررنگ و فعال دارند. یکی از این افراد «اولی‌هاینونن» معاون سابق آژانس است که هم‌اکنون در سازمان سیا و در قالب کارشناس موسسه صهیونیستی دیوید آلبرایت در حال تولید ابهامات هدفمند هسته‌ای علیه فعالیت‌های صلح‌‌آمیز کشورمان است.
در نهایت اینکه سفر اخیر آمانو به تهران و بازدید وی از سایت پارچین و اظهارات وی در خصوص عدم اعمال تبعیض میان ایران و دیگر اعضای آژانس، نمی‌تواند رفع‌کننده دل‌نگرانی‌های ملت ایران در‌خصوص نقش‌آفرینی منفی احتمالی آژانس طی ماه‌ها و سال‌های پیش‌رو باشد. از این رو لازم است همان گونه که گارد بسته جمهوری اسلامی ایران در برابر اعضای 1+5 و خصوصا ایالات‌متحده به‌عنوان بازیگرانی غیر‌قابل اعتماد در نظام بین‌الملل باید حفظ شود، باید این گارد بسته در مقابل یار کمکی واشنگتن یعنی یوکیو آمانو نیز حفظ شود.
حفظ این گارد بسته سبب می‌شود تا آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌ حدود و ثغور جایگاه و نقش خود در مواجهه با فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز کشورمان و همچنین جدیت کشورمان را در تقابل با هر‌گونه شانتاژ و بازی تبلیغاتی و غیر‌حقوقی و غیر‌اصولی خود را بیشتر درک کند...