گفته می شود که رایزنی های مهمی برای حضور علی اکبر ناطق نوری در انتخابات مجلس دهم صورت گرفته است

مصطفی صادقی ، دبیر تحریریه مثلث : اگر چه علی اکبر ناطق‌نوری سال‌هاست از صحنه سیاست رسمی ایران دور است اما هنگامه هر انتخاباتی که رسیده نام او هم به میان آمده است. حالا که نزدیک به شش ماه به انتخابات مجلس دهم مانده فرش‌های قرمزی برای بازگشت او از سوی برخی شخصیت‌ها و طیف‌های سیاسی پهن شده است با این تفاوت که این بار مدعوین شیخ اصولگرا بیشتر اصلاح‌طلبان هستند تا اصولگرایان.

روایت یک کارت دعوت پر امضا
اگر روزی ناطق‌نوری را به‌عنوان رئیس عملیاتی راست گرایان می‌شناختند امروز او مدت‌هاست که دیگر آن کاراکتر سیاسی را از دست داده و هر وقت هم حرف زده یا اکت سیاسی داشته تلاشی نداشته که مانند آن روزها دیده شود. شاید شرایط این روزهای او بیشتر از اینکه محصول شکستش مقابل خاتمی در سال 76 باشد پدیده‌ای است شکل گرفته از جدال او با محمود احمدی‌نژاد؛ مجادله‌ای که مشابه آن میان افراد قابل شمار دیگری با محمود احمدی‌نژاد تجربه شد.
هر چه هست علی‌اکبر ناطق‌نوری وارد مجادله با فردی شد که در دوره نخست به سبب شرایط آن روزها محبوب اصولگرایان بود و همین هم موجب شد که رفقای صمیمی‌سکوت در برابر مجادله او با احمدی‌نژاد را به حمایت از او‌ترجیح دهند. یک دلخوری عمیق که هنوز دل شیخ را گرفتار خود نگه داشته و فاصله‌ای ایجاد کرده به اندازه دوری ناطق‌نوری از اردوگاه اصلی اصولگرایان. حالا اما طیف‌هایی از اصلاح‌طلبان چشم به این فاصله دوخته‌اند تا شاید به میوه چینی حاصل از یک همچسبی نامتعارف بپردازند. چنین است که یک کارت دعوت پر امضا را برای شیخ اصولگرا ارسال کرده‌اند.

رویای مجلس پنجم
«با تغییر ترکیب مجلس و عدم راهیابی نیروهای تندرو به آن، شاهد همسویی بیشتری میان دولت و مجلس خواهیم بود. مجلس نهم آن تعامل مورد انتظار را با دولت یازدهم ندارد که نمونه آن استیضاح آقای فرجی‌دانا و نوع مواجهه با گزینه‌های دیگر بود که به مجلس معرفی شدند. من قبلا هم به ایسنا گفتم که مجلس دهم شبیه مجلس پنجم شود یعنی اقلیت قوی و پیش‌نویس بر گذار از اصلاح‌طلبان وارد مجلس شوند و باتوجه به شرایط موجود، چنین چیزی قابل قبول و راضی‌‌کننده خواهد بود.
در مجلس پنجم، کارگزاران فراکسیونی قوی بودند. به‌نظر من حضور آقای‌ناطق‌نوری در مجلس بعدی بسیار موثر خواهد بود و من از حضور چنین نیروهایی در مجلس بعدی استقبال می‌کنم» این سخنان سعید حجاریان را اگر در کنار این دست نوشته غلامحسین کرباسچی در هفته نامه صدا قرار دهیم: «اصلاح‌طلبان و نیروهای معتدل سیاسی با راهبرد اجماع و حتی اتحاد در مقابله با افراط گرایی انتخابات را پیگیری خواهند کرد.
باید محور «هاشمی/ ناطق، خاتمی / روحانی» را پی گیری و تقویت کرد و به صورت جدی در پی تداوم راهکارها «جبهه متحد اعتدال» در انتخابات مجلس دهم بود.
ما همیشه به اهمیت راهبردی انتخابات در تغییر و تحول شرایط سیاسی و اجتماعی کشور باور داشته‌ایم. سال آینده بیستمین سال شکل‌گیری کارگزاران و سالگرد تشکیل مجلس پنجم است که در زمان خود و دوره غیبت و قهر جناح چپ اولین سنگر نفی انحصار و مقدمه شکل گیری جریان اصلاحات و حرکت دوم خرداد بود...مجلسی متنوع، متکثر و معتدل که به توسعه کشور کمک کرد.
اکنون پس از 20سال ما در آستانه تداوم همان استراتژی هستیم. مجلسی معتدل و متنوع که گام دوم نهضت اعتدال‌گرایی پس از انتخابات 24 خرداد 92 را تکمیل کند. در این راه ما به سهم خود از همه نیروهای دلسوز کشور می‌خواهیم که به فراخوان مهم رئیس‌جمهور برای تقویت «آرایش همکاری و تعاون» به جای «آرایش خشم» پاسخ مثبت دهیم. »
آن وقت به خوبی متوجه می‌شویم که در میان اصلاح‌طلبان کدام طیف‌ها به علی اکبر ناطق‌نوری چشم دوخته‌اند. حال آنکه صریح‌تر از این هم گفته شده است، آنجا که کرباسچی در مصاحبه‌ای گفته بود: «احزاب اصلاح‌طلب از روش‌های سیاسی معقول و فعال‌تر برای انتخابات مجلس استفاده می‌کنند و بعید نیست باتوجه به سابقه ناطق‌نوری و مجموعه گرایش اصلاح‌طلبان، اجماع روی ناطق صورت بگیرد.»
و البته حتما باید به این نشانه‌ها این سخنان حسین مرعشی، سخنگوی کار‌گزاران را هم اضافه کنیم که می‌گوید: «با‌توجه به وضعیتی که در بین اصلاح‌طلبان بوجود آمده با آمدن یک شخصیتی مثل ناطق‌نوری نه تنها این اتئلاف خوب است بلکه خیلی چیزها را برای دیگران مشخص می‌‌کند. برای اصلاح‌طلبان شایسته‌تر و کارکشته‌تر از ناطق‌نوری کسی نیست. ایشان باتوجه به عقبه سیاسی خیلی خوبی که برای خود رقم زده و باتوجه به ویژگی‌هایی که ایشان دارند می‌‌توانند این جبهه را حفظ کنند. ائتلاف اصلاح‌طلبان با شخصیت‌های اصولگرای میانه‌رو مثل ناطق‌نوری و امثال اینها موجب می‌شود آنها با دولتی که روی‌کار است در کشور قوام پیدا کند و اثار این ائتلاف را مردم ببینند.»
پرواضح است که آنها رویای مجلس پنجم را در سر می‌پرورانند. اما ماجرای این رویا پردازی چیست؟ چرا بخش‌هایی از اصلاح‌طلبان این چنین پر امید و آرزو به ناطق‌نوری نگاه می‌کنند. شاید این نکات در این مورد چندان دور از واقعیت نباشد:
1- طیف‌های عملگرا‌تر اصلاح‌طلبان که بیشتر از راستگرایان این جناح هستند با شناختی که از ساخت قدرت رسمی ایران دارند می‌دانند بازگشت اصلاح‌طلبان رادیکال یا نشانه دار تقریبا غیر ممکن و محال است. آنها می‌دانند حضور در چنین رقابتی بر ای اصلاح‌طلبان می‌تواند شوک سنگینی به آنها وارد کند و اوضاع آنها را باز نامساعد کند. حال آنکه آنها پس از پیروزی حسن روحانی رمقی تازه یافته‌اند و امیدهای فراوانی در ذهن دارند. پس این طیف از همین حالا دو توصیه دارد. نخست اینکه با عناصر رادیکال نباید وارد انتخابات شد و دیگر اینکه نباید فرصت بهره برداری از انتخابات را از دست داد. به یک معنا آنها به یک پیروزی مانند انتخابات سال 92 فکر می‌کنند. یک پیروزی ائتلافی آنهم با مهره حریف!
2- علی‌اکبر ناطق‌نوری آن‌چنان که گفته شد دلخوری‌هایی دارد قدیمی‌ اما همچنان سرباز. او از رفقای سابق هنوز رنجور است. شاید یک دلیل تصمیم سازان اصلاح‌طلب برای دعوت از شیخ اصولگرا همین باشد. آنها می‌خواهند با یک تیر دو نشان بزنند. هم یک پیروزی ائتلافی به دست آورند و هم یک غنیمت خوب و ارزشمند از اردوگاه رقیب.
3- ناطق‌نوری می‌تواند محل اجماع خوبی باشد میان اصلاح‌طلبان و نیروهای حامی‌ دولت. او شاید جزو معدود افرادی باشد که بتواند نیروهای این چنینی را کنار هم نگه دارد. او حتما تفاوت‌های فراوانی دارد با نیروهای شناخته شده این روزهای اصولگرا. طبع حتما با آنها متفاوت و البته نزدیک به حسن روحانی است.
این یعنی اینکه دست روحانی برای برآورده کردن خواست‌های حداکثری اصلاح‌طلبان می‌تواند باز‌تر شود. آنها فردی را برای ریاست مجلس می‌خواهند که اجازه مانور به نیروهای آنها را در پارلمان بدهد و آنها را به هیات‌رئیسه هم ببرد تا در تصمیم‌سازی‌ها بعد از چند سال طولانی تاثیر‌گذار باشند.
4- چنین رئیس مجلسی در یک آینده نگری بلند مدت می‌تواند خیال آنها را در سایر فعالیت‌های سیاسی خارج پارلمان هم به جهت احتمال حمایت از آنها در اکت‌های مختلف راحت کند. این مساله آنها را به نهادهای حاکمیتی نزدیک‌تر می‌سازد.

مخالفان ناراحت
اما همه اصلاح‌طلبان مثل کارگزاران و سعید حجاریان فکر نمی‌کنند. از یک سو چپگرا‌ها به حضور مستقل و البته با نیروهای درجه یک اصرار دارند و معتقدند حاکمیت هزینه رد‌صلاحیت آنها را نمی‌دهد و اگر هم حاضر به پرداخت چنین هزینه‌ای هم شود موجبات بالارفتن بدنه اجتماعی آنها را پدید می‌آورد. اما در قسمت دیگر اصلاح‌طلبان یعنی در نقطه مرکزی، طیف‌هایی همچون حامیان محمد‌رضا عارف و حزب ندا هم به حضور مستقل اصرار دارند. طبیعت آنها البته تفاوت قابل ملاحظه‌ای با مشارکتی‌ها و سازمانی‌ها دارد. آنها می‌گویند باید با حکومت از در سازش وارد شد نه مقابله. آنها می‌گویند باید با جوانترها و اصلاح طلبان درجه 2 پا به این رقابت گذاشت تا نهادهای حاکمیتی را به جهت حضور تندروها و عناصر مساله‌دار حساس نکرد. آنها به سرلیستی عارف فکر می‌کنند و حضور افرادی همچون صادق خرازی.
چه اینکه صادق خرازی در مصاحبه‌اش با هفته‌‌نامه مثلث احتمال کاندیداتوری خودش را رد نکرده است. این طیف البته انتقادهای تندی به کارگزاران سازندگی دارد. آنها که روزی محمد رضا عارف را اصلاح‌طلب بدلی و صادق خرازی را نفوذی حاکمیت می‌خواندند و در طعنه‌های سنگین به آنها می‌گفتند «غوره نشده می‌خواهند مویز شوند».
مخالفان ائتلاف نسخه‌های کارگزاران را قبول ندارند. سایه جدال این مخالفان و موافقان هر چه می‌گذرد بلند‌تر می‌شود و دامنه دعواها آنچنان زیاد شده است که جلسات نمایندگان طیف‌های مختلف هنوز نتوانسته مرهمی باشد برای این ماجرا.
طیف چپ و مرکزی اصلاح‌طلبان علی‌اکبر ناطق‌نوری را نمی‌خواهند. آنها به حضور مستقل اما به شکل متفاوت فکر می‌کنند.
این همه در حالی است که در یکی از اظهارنظرهای البته تایید نشده ناطق‌نوری درباره حمایتش از لیست اصلاح‌طلبان گفته است:«مگر کم از این حرف‌ها شنیده‌اید که حالا می‌خواهید این یکی را باور کنید. هر روز یک جریان از حمایت من از خودش می‌نویسد که البته بسیاری از آنها به بنده لطف دارند و می‌خواهند در کنارشان باشم اما واقعا فعلا تصمیمی‌نگرفته‌ام و تنها می‌دانم اگر خواستند به میانه‌روهای هر دوجناح مشورت می‌دهم اما اینکه بخواهم در لیستی که یکی از دوستان چندی پیش مطرح کرده بود حضور داشته باشم یا خودم لیستی را تهیه و ارائه دهم، اینطور نیست.»

پشت پرده یک حمایت
اما حمایت از ناطق‌نوری یک عقبه استراتژیک هم دارد؛ کارگزارانی‌ها نمی‌خواهند کار به دست حامیان خاتمی بیفتد.
ما حالا در انتخابات مجلس با مدلی بزرگ‌تر از آنچه در ماجرای انتخاب شهردار تهران رخ داد مواجهیم. آنجا هم حامیان سید‌محمد خاتمی تمام تلاششان را کردند تا بار دیگر با معرفی یک نامزد هم طیفی و پیروزی احتمالی او به بازگشت از شهر به کشور فکر کنند. اما حامیان هاشمی با اصرار و فشار برای نامزدی محسن هاشمی اجازه عرض اندام به آنها ندادند. اکنون به نظر می‌رسد شبیه همان اتفاق در حال وقوع است. هاشمی تمایلی ندارد قدرت تاثیر‌گذاری را به خاتمی واگذار کند. صورت رقابت، بالاتر از رقابت عارف و ناطق است. پشت پرده رقابتی میان دو ساکن جماران رخ داده است. هاشمی می‌خواهد همچنان سکان هدایت را در دست داشته باشد. اخبار حکایت از آن دارد که خاتمی فعلا ‌ترجیح می‌دهد همه به هاشمی رجوع کنند.

قهر یا بازنشستگی؟
«سوال کردیم که آیا می‌آیید یا نمی‌آیید؟! پاسخ آقای ناطق‌نوری هیچ تغییری نکرد و تا آنجایی که من اطلاع دارم، این است که آقای ناطق می‌گویند «من نمی‌آیم.» اینکه در آینده چه اتفاقی می‌افتد نمی‌دانم، خب در عالم سیاست ممکن است هر اتفاقی بیفتد ولی تا الان که من خبر دارم، آقای ناطق‌نوری قانع نیست و اصلا قرار نیست برای انتخابات مجلس بیاید.»
این اظهارنظر محمد رضا باهنر است که خودش می‌گوید هر 15 روز یکبار ناطق‌نوری را ملاقات می‌کند. او از دلخوری‌های ناطق‌نوری هم سخن به میان آورده است: «اتفاقاتی که در این سه، ‌چهار سال افتاد بسیار متاثر شدم و یک جاهایی به آقای ناطق نوری ظلم شد و جناب آقای ناطق یک مقدار که نه، خیلی زیاد پایش را از فعالیت‌های سیاسی کنار کشید.
خیلی هم دنبال ایشان رفتیم و من هنوز هم معتقدم جناب آقای‌ناطق یک ظرفیتی برای نظام و انقلاب است. با وجود اینکه سن ما را دارد هنوز هم معتقدم که جناب آقای ناطق یک ذهنیت خوبی است، برای همین هم به صورت پراکنده بارها و بارها با آقای ناطق صحبت کردیم. اینکه حالا اخیرا کاری ویژه کرده باشد، خیر! و در مجموع هم پاسخ آقای‌ناطق هنوز هم تغییر نکرده و می‌گوید من هیچ احساس تکلیفی هم نمی‌کنم؛ چه زمان ریاست‌جمهوری، چه زمان مجلس و... احساس تکلیف نمی‌کنم‌.هم سوال کردیم و هم آن موقع به‌خصوص سال 88 خیلی صحبت می‌کردیم. بالاخره حادثه‌ای که اتفاق افتاد و آن تهمتی که به آقای ناطق از طرف رئیس‌جمهور سابق در تلویزیون زده شد، وی خیلی دلخور و گلایه‌مند شد. برای همین نیامدند و گفتند که من احساس تکلیف شرعی نمی‌کنم. برای انتخابات مجلس آینده هم صحبت‌هایی شده است، البته نه اینکه عده‌ای برویم.»
با همه این تفاسیر ناطق نوری در تازه‌ترین اظهاراتش گفته است که در سن 72 سالگی قصد ورود به انتخابات ریاست‌جمهوری یا مجلس را ندارد. او گفته: «با کسی قهر نیستم و کاندیدای من از اول دکتر روحانی بوده است.اگر نمایندگان مجلس آینده عاقل، متدین و معتدل باشند مجلس آینده مجلسی به‌روز، خوب و شاد خواهد بود.
حالا نوبت جوانان است که با تجربه ما و خلاقیت خود کشور را اداره کنند. برای مسئولیت‌پذیری رجال سیاسی یک عمری تعریف شده است، این عمر که تمام شد باید به اتاق فکر بروند هر چه نوآوری، خلاقیت و ابتکار بوده ما زدیم، بهتر است از این پس جوانان سر کار بیایند و با تجربه ما و خلاقیت و نشاط جدید کشور را اداره کنند. نسل اول انقلاب باید به اتاق فکر برود و با نیروسازی از نسل دوم، سوم و چهارم انقلاب اداره کشور را به‌دست آنها بسپارند. در انتخابات قبل عقلای تمام گروه‌ها برای حضور من در انتخابات آمدند، ولی من نیامدم.»

اگر او بیاید...
اما در سیاست هر چیزی ممکن است. حالا برخی هم هستند که می‌گویند که نشانه‌های نامزدی ناطق‌نوری نمایان شده است. از دیدارهای پشت پرده او با افراد مهم سخن می‌گویند و البته از جلساتی درباره انتخابات که او در آن حضور دارد. می‌گویند او راضی شده است که نامزد انتخابات شود و اکنون در حال مشورت و رصد اوضاع و شرایط پیرامونی است. حالا اما نکته مهم این است که چه تغییری در آرایش سیاسی رخ خواهد داد اگر او وارد چنین رقابتی شود. واقعیت این است که کارگزاران که حامی ‌اصلی ورود ناطق‌نوری به انتخابات است حتما از چنین رویدادی استقبال خواهد کرد.
شاید اگر اصرار‌ها بیشتر شود حزب ندا هم به شرط حضور و داشتن سهم در فهرست از ناطق‌نوری حمایت کند اما مسلم است که حامیان محمد‌رضا عارف و البته چپگرایانی مانند اتحاد ملت این مساله را بر نمی‌تابند.
چپگرایانی که همین حالا هم ناخوشی خود را از آمدن حسن روحانی پنهان نمی‌کنند آنها به قول سعید حجاریان از سر اضطرار به حسن روحانی رسیده‌اند.
پس آنچه رخ خواهد داد این است که در صورت نامزدی ناطق‌نوری احتمالا یک یا دو فهرست دیگر هم از اصلاح‌طلبان در تهران ظهور خواهد کرد.
اما آمدن ناطق‌نوری حتما در آرایش اصولگرایان هم موثر خواهد بود.در این جناح هنوز هم می‌توان طیف‌ها و شخصیت‌هایی را یافت که دل به ناطق بسته‌اند و رویای بازگشت او را در سر می‌پرورانند. سنتی‌هایی که در نبود و فراغ ناطق‌نوری به علی لاریجانی گرایش پیدا کرده‌اند.
حالا اینجا یک مساله مهم هم مطرح می‌شود؛ اگر ناطق‌نوری وارد رقابت مجلس شود علی لاریجانی در اوج دوران سیاست ورزی‌اش با چه شرایطی مواجه خواهد شد؟ او منتخب شیخ اصولگرا در سال 84 بود و حالا مرام سیاسی او شاید اجازه رقابت با این شیخ را ندهد. آیا علی لاریجانی حاضر است در مجلسی که ناطق‌نوری رئیس آن خواهد بود به جایگاه نواب رئیس بسنده کند؟
خبرها حکایت از ورود چهره‌های مهم به این رقابت دارد؛ گویا مجلس بزرگان در راه است. یک مجلس متفاوت که شاید عرصه سیاست ایران را با رویدادهای مهم مواجه سازد.
آیا زمان بازگشت ناطق‌نوری فرا‌رسیده است؟