مذاکره لوازم، ابزار و الزامات خاص خودش را دارد. قطعا در مذاکره دست دادن و روبوسی و لبخند وجود دارد. نمی‌شود با چوب‌وچماق و خشونت رفت و مذاکره کرد. مذاکره ‌از روش‌های حل اختلاف است. آنچه آقای ظریف انجام داده است از نظر من از ابزار مذاکره و در راستای پیشبرد منافع ملی و اهداف سیاست خارجه است. به‌هر‌حال وقتی سیاست نظام بر این موضوع قرار گرفته است که مناقشه سیاسی کشور حل شود و تنش‌های ما با جهان بیرون کاهش پیدا کند راه آن مذاکره است. آقای ظریف هم در همین چارچوب اقدامات دیپلماتیک خودشان را انجام دادند. بنده فکر نمی‌کنم که آقای ظریف کار خطایی انجام داده باشند. کاش کسانی که به آقای ظریف انتقاد می‌کنند به اندازه ایشان به وظایف خود آشنا باشند. چون آقای ظریف به‌عنوان یک دیپلمات به خوبی به وظایف خود آگاه است. کاش آنهایی که به‌عنوان نمایندگان ملت در مجلس نشسته‌اند معنای نمایندگی ملت را می‌فهمیدند و به وظایف خود به خوبی عمل می‌کردند. البته نظر بنده به همه نمایندگان نیست منظورم فقط آن افراد تندرویی که به آقای ظریف تاختند. آنها اگر وظایف خود را به خوبی می‌شناختند و به آن آگاه بودند به این شکل به آقای ظریف نمی‌تاختند. آقای ظریف در دو سال گذشته به صورت شبانه‌روزی زندگی خود را صرف پیشبرد اهداف و منافع ملی کشورمان کرده است. آنچه آقای ظریف انجام داده یک اقدام دیپلماتیک و در عرف دیپلماتیک بوده است. اقدامات ایشان در راستای اهداف و منافع ملی کاملا قابل تقدیر است.
در همین راستا دو دیدگاه وجود دارد؛ عده‌ای می‌گویند مواجهه آقای ظریف و اوباما اتفاقی بوده است و عده‌ای نیز می‌گویند این مواجهه از قبل برنامه‌ریزی شده است. به اعتقاد بنده به‌ هر صورتی که این دیدار انجام شده باشد در راستای منافع ملی بوده است. در گذشته هم این اتفاق بارها تکرار شده که مسئولان ایران و آمریکا در سازمان ملل با یکدیگر مواجه شده‌اند اما اتفاقی نبوده است. به یک معنا من فکر می‌کنم چندان هم اتفاقی نبوده است. این دیدار در چارچوب یک سری منافع صورت گرفته است. قطعا اگر روابط ایران و آمریکا به شکل سال‌های قبل بود این اتفاق هرگز رخ نمی‌داد. این کار نشان می‌دهد که تحولاتی در روابط دو کشور صورت گرفته است. این دست دادن نمی‌تواند اتفاقی باشد. شاید اتفاقی در آنجا همدیگر را دیده باشند اما مقدمات این دیدار از قبل فراهم شده است. به هر حال وزرای امور خارجه ایران و آمریکا از قبل هم با هم دست داده‌اند و مذاکره کردند. من نمی‌دانم منتقدان به این امر چه تفاوتی بین وزیر امور خارجه و رئیس‌جمهور می‌بینند که این‌قدر برآشفته می‌شوند.
البته در پاسخ به این نکته که گفته می‌شود آقای ظریف چه در مذاکرات و چه در رابطه با آمریکا هیچ کاری را بدون اجازه رهبری انجام نمی‌دهند، باید بگویم بنده در این مورد نمی‌توانم اظهارنظری داشته باشم. اما قطعا و یقینا رهبری از روند مذاکرات هسته‌ای همواره دفاع و حمایت کرده‌اند. آقای ظریف هم در هیچ موردی از چارچوب و خطوط قرمز عبور نکرده‌اند.
اما درباره این موضوع که اساسا آقای روحانی به‌دنبال ایجاد رابطه در زمان خودشان هستند و اینکه چقدر این موضوع را جدی می‌بینم باید بگویم بحث رابطه با آمریکا جزو محرمات نیست. ما هیچ آیه و حدیثی نداریم که ایران تا ابد باید با آمریکا قطع رابطه کند. نه حرام دینی است و نه حکم شرعی خاصی دارد. مسئولان ارشد جمهوری اسلامی و شخص رهبری همواره بر این نکته تاکید کرده‌اند که تغییر رفتار آمریکا یکی از شروط مذاکره با این کشور است. نشانه‌هایی از این تغییر رفتار در هیات آمریکایی دیده می‌شود. به نظر من همین ایستادگی و مقاومت اوباما در مقابل کنگره به‌نوعی نشانه‌ای از این تغییر رفتارهاست. البته اگر زمانی این تندروها و افراطیون جمهوریخواهان بخواهند طور دیگری رفتار کنند جمهوری اسلامی هم به شکل گذشته با آنها رفتار خواهد کرد. در کل من فکر می‌کنم که باید از این فرصت تغییر رفتار استفاده کرد. البته باید جلوتر رفت و دید که این تغییر رفتار تا چه حد جدی است. از این تغییر رفتار باید برای تحولاتی در مناسبات دو کشور استفاده کرد.
در مورد اینکه آقای روحانی می‌تواند یخ روابط ایران و آمریکا را آب کند یا خیر باید بگویم قطعا و یقینا اگر حسن نیت از طرف آمریکایی‌ها وجود داشته باشد این امر امکان‌پذیر است. درباره نامه‌نگاری‌های بین آقای روحانی و اوباما باید بگویم این موضوع هم در چارچوب همین مذاکرات است. مذاکره در قالب همین صحبت‌ها و نامه نگاری‌ها است. قطعا نامه‌نگاری‌های آقای روحانی در راستای پیشبرد همین مذاکرات انجام شده است. مذاکره در خلاء انجام نمی‌شود، مذاکرات باید در چارچوب بستر مناسبی به نتیجه برسد. این اراده کلی نظام را برای حل مناقشه در سطوح عالی نظام می‌رساند و در طرف مقابل نوعی اعتماد به ایران در جهت حل این مناقشات ایجاد شد. اینها همگی در پیش‌برد مذاکرات موثر بوده‌اند. به هر حال وزیر امور خارجه و سایر کارشناسان هم به شکل فنی این مسائل را اجرایی کرده‌اند و مذاکرات را به خوبی پیش برده‌اند.
درباره اینکه شوق ایجاد رابطه بیشتر در تیم اوباما دیده می‌شود یا در تیم آقای روحانی باید بگویم به نظر من گرایشاتی در هر دو طرف وجود دارد. من احساسم این است که شاید دموکرات‌ها بیشتر می‌خواهند که مناسبات با ایران رو به بهبودی برود. در حال حاضر هم تحت فشار بسیاری در جامعه آمریکا هستند که به ایران امتیازات بیشتری داده‌اند و در مقابل امتیازات کمتری گرفته‌اند. این نشان می‌دهد که طرف آمریکایی اشتیاق بیشتری برای برقراری رابطه با ایران دارد. آنها حاضرند که حتی دوستان دیرینه، قدیمی ‌و سنتی خودشان را آزرده خاطر کنند تا بتوانند رابطه با ایران را بهبود ببخشند. در کل از لحاظ اینکه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در پیش است، این بهترین فرصت است که دموکرات‌ها رای بیشتری نسبت به جمهوریخواهان کسب کنند. این یک موفقیت اساسی برای دموکرات‌ها و شخص اوباما است که بتواند مناقشه چند ساله با ایران را حل کند. اوباما علاقه‌مند است در تاریخ آمریکا به‌عنوان کسی که توانسته این مناقشات طولانی را حل کند، نام خود را به ثبت برساند. به همین دلیل به شکل جدی به‌دنبال حل مناقشات با ایران است. بنده فکر می‌کنم به همین دلیل آمریکایی‌ها حاضرند امتیازات بیشتری به ایران بدهند و شرایط خوبی در حال حاضر برای امتیاز گرفتن از آمریکایی‌ها وجود دارد.
در پاسخ به سوال آخر و اینکه اساسا هدف آمریکایی‌ها بر اصرار رابطه با ایران در زمینه‌های مختلف چیست هم باید بگویم ایران کشوری مهم در منطقه است. ایران به لحاظ ژئوپولتیک موقعیت منحصر به فردی در منطقه دارد. رابطه با ایران به لحاظ اقتصادی و سیاسی اهمیت خاصی دارد. در کل رابطه آنها با ایران که یک کشور مقتدر در منطقه است دارای منافع زیادی است.