دیدار محمدجواد ظریف با باراک اوباما همچنان در ایران موضوعی داغ و جنجالی است. مخالفان ظریف می‌گویند او اقدامی خلاف انجام داده و باید در باره آن پاسخگو باشد. اما در مقابل حامیان ظریف می‌گویند او چاره‌ای در مقابل این رخداد تصادفی نداشته است

مساله روبه‌رویی یکباره ظریف و اوباما در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان‌ملل متحد در نیویورک به سوژه اصلی رسانه‌ها در هفته گذشته تبدیل شد. مساله‌ای که واکنش‌های متعددی از جناح‌های موافق تا مخالف را در پی داشت. شاید علت اصلی داغ شدن این خبر را بتوان قرار گرفتن آن در ادامه شایعه برنامه دیدار روسای‌جمهوری ایران و آمریکا دانست.
اعتراض‌ها به‌قدری شدید بود که وزیر خارجه را وادار به واکنش کرد. گرچه ظریف از پاسخگویی مستقیم به این مساله خودداری کرد ولی با بیان این جمله که «این ایام بهترین فرصت را برای طرح دیدگاه‌های ایران در گفت‌وگو با سران و رهبران سیاسی جهان در اختیار من گذاشته که امیدوارم از این فرصت به نحو‌احسن استفاده کرده باشم» در واقع از اقدام دیپلماتیک خود دفاع کرده و شا‌ئبه‌ها در خصوص خارج از کنترل بودن رفتار ظریف در آن لحظه غافلگیر کننده را رد کرد.
ظاهر صورت مساله‌ای که امروز در خصوص «دست دادن یا ندادن» ایجاد شده است شاید کمی به لحاظ عرفی ساده به نظر برسد در صورتی‌که در روابط دیپلماتیک غیر از بیان، حرکات بدن نیز حاوی پیام‌هایی هستند. این مساله‌ اجتماعی شده نیست بنابراین دامنه دفاع را به نفع دولت می‌چرخاند در حالی‌که در فضای نخبگانی شرایط متفاوت است.
اما اگر بخواهیم کمی در خصوص این مساله عمیق شویم تا بتوانیم عمق اتفاقی که افتاده را بسنجیم و اعتراض‌های ناشی از این رفتار را بهتر درک کنیم، لازم است نگاهی کلی به نوع روابط داشته باشیم که آنها را می‌توان در سه سطح قلبی، زبانی و فیزیکی تفکیک کرد. هر کدام از این سطوح شامل دو نوع رفتار متضاد با هم هستند که یکی وجهه مثبت و دیگری منفی دارد. این سطوح از پایین به بالا رابطه عموم و خصوص مطلق دارند. در تعریف هر کدام از این سطوح می‌توان گفت:
قلبی: در این سطح وجهه منفی «اعراض» به معنی روی گردانیدن و در ادبیاتی دیگر همان کراهت است. بدین معنی که ما نسبت به داشتن این نوع رابطه میل قلبی نداریم ولی مجبور به حفظ ظواهر هستیم. رابطه امروز ایران و عربستان را می‌توان در این سطح تعریف کرد. وجهه مثبت این سطح را می‌توان «اقبال» به معنای روی آوردن دانست.
زبانی: وجهه منفی در این سطح «منازعه» به معنی ستیز کردن و درگیر شدن بیانی است که می‌توان آن را معادل رجزخوانی هم گرفت. در این نوع رابطه مکنونات قلبی پنهان نمی‌شود بلکه آشکارا بیان می‌گردند. متضاد آن در وجهه مثبت نیز می‌توان «مراقبه» را به معنای نگاهداری، مواظبت و حمایت بیانی در نظر داشت.
فیزیکی: «مجانبت» به معنای دوری گزیدن وجهه منفی در این سطح است که در مرز جنگ و حتی خود جنگ چه به صورت روبه‌رو و چه به صورت نیابتی قرار می‌گیرد؛ رابطه امروز ایران و اسرائیل را می‌توان در این سطح تعریف کرد. وجهه مبثت این سطح نیز «مصا‌فحه» به معنای به هم دست دادن است که در ادبیات نظامی در مرز صلح و اتحاد قرار می‌گیرد.
در خصوص رابطه ایران و آمریکا همان‌طور که امام خمینی(ره) بیان فرمودند نوع رابطه ما خصمانه است و بیشتر وجهه منفی دارد اما ایشان بارها بر روابط متوازن اشاره داشتند که توجه به آن ضرورت دیپلماسی متوازن را ایجاب می‌کند. سطح روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا شاید در سطوح متناسب شرایط طرفین تغییر کند اما در نوع و ذات تغییر نخواهد کرد.
تا پیش از این در خصوص نوع رابطه با آمریکا‌ این کشور هم‌تراز با اسرائیل قرار می‌گرفت اما رفته رفته با پای میز مذاکرات آمدن آمریکایی‌ها‌ سطح روابط به سطح لطیف‌تر زبانی تقلیل یافت. در همین ارتباط انتقادات بسیار جدی نیز باتوجه به خوش‌بینی‌ها و بدبینی‌ها نسبت به آمریکا در همین تقلیل سطح وجود دارد.
در سطح جدیدی که آمریکا در آن قرار گرفته بود روابط می‌بایست میان دو گزاره منفی و مثبت تنظیم می‌شد که مطابق ویژگی‌های انقلاب اسلامی ایران و نوع روابط خصمانه ایران و آمریکا که تغییری مشهود در آن حاصل نشده و رهبر معظم انقلاب همچنان آن را خصمانه می‌دانند لازم بود در حد منازعه باقی می‌ماند با این حال تمایلات سیاسی دولت و تیم جدید مذاکره‌کننده به سمت تعادل میان منازعه - مراقبه رفت و از آن تعبیر به دیپلماسی فعال و معتدل شد که در خصوص آن نیز انتقادات بسیاری مطرح شده است.
اما مساله اصلی و شاید خط قرمز آنجایی بود که وزیر امور خارجه کشورمان دیپلماسی غیرمتوازنی در پیش گرفت و ضمن تغییر سطح روابط، نوع آنها را نیز تغییر داد و سیاست مصافحه را در پیش گرفت. این تغییر نگرش یک بار دیگر نیز توسط آقای روحانی در تماس تلفنی با اوباما اتفاق افتاد که با واکنش و اعتراض رهبر معظم انقلاب مواجه شد و تکرار این مساله از سوی وزیر خارجه کشورمان بسیار جای تامل دارد!
اگر به رابطه عموم و خصوص مطلق این سطوح در جدول بنگریم عمق مساله‌ای که اتفاق افتاده بسیار روشن خواهد بود و در بیان بدان معناست که ایران نه تنها نسبت به ایجاد روابط با آمریکا اقبال دارد، بلکه مراقبه در زبان هم می‌کند که طرف مقابل احساس ناخوشایند نداشته باشد و حاضر به برقراری رابطه اتحاد‌گونه و مبتنی‌بر دوستی به جای خصومت داشته باشد.
آنچه در بالا انجام شد تنها تلاشی برای روشن‌ شدن اتفاق افتاده و ریشه اعتراضات به این رفتار بود. اما قضاوت در آن خصوص به علت دخیل شدن مولفه‌های دیگری چون اصول، منافع و مصلحت‌ از پیچیدگی بیشتری برخوردار است که جمع‌بندی آن مجالی دیگر مطلبد اما به اختصار می‌توان گفت دپیلماسی به کار گرفته شده در سال‌های اخیر میان ایران و آمریکا در مواردی - نه الزاما همه موارد - نامتوازن بوده که مصافحه ظریف و اوباما احتمالا یکی از مصادیق آن است.