عملکرد آقای لاریجانی در قامت ریاست مجلس، در جلسات بررسی برجام، ایشان را در وضعیت جدیدی قرار داده است؛ برخی از گروه‌های اصولگرا مرزبندی جدیدی را با آقای لاریجانی ایجاد کرده‌اند و رسما در تقابل با ایشان قرار گرفته‌اند و برخی دیگر نیز در اتحاد و ائتلاف سیاسی با آقای لاریجانی مصمم‌تر شده‌اند. شما فکر می‌کنید که این مساله تا چه حدی می‌تواند بر آینده سیاسی ایشان تاثیرگذار باشد؟
آنچه در قضایای بررسی برجام در مجلس رخ داد، مخالفان و موافقانی داشت اما تلاش آقای لاریجانی به‌عنوان رئیس مجلس این بود که مساله را به‌گونه‌ای مدیریت کند که موضوع برجام بیش از این دامنه‌دار نشود. به همین دلیل، طبیعی است که عملکرد آقای لاریجانی در مدیریت جلسات بررسی برجام، آسیبی جدی به موقعیت ایشان در میان طیف‌های گوناگون اصولگرایان وارد کرد. ممکن است این مساله در کوتاه‌مدت تا حدودی در جایگاه آقای لاریجانی تاثیرگذار باشد اما اگر ابعاد این مساله در بلندمدت روشن شود و مشخص شود که آیا ادعاهای ایشان در خصوص موضوع برجام و موضع نظام صحت دارد یا نه، جایگاه ایشان ‌ترمیم خواهد شد یا بالعکس، انتقادات تشدید می‌شود. این مساله بستگی به آن دارد که ابعاد مختلف مسائلی که آقای لاریجانی در رابطه با برجام مطرح کرد، در آینده به چه شکلی باز و روشن شود؛ در چنین شرایطی می‌توان تاثیر مثبت یا منفی این مساله را در آینده سیاسی آقای لاریجانی بیشتر مورد ارزیابی قرار داد.
اما در عین حال نمی‌توان این مساله را انکار کرد که این رفتار سبب ایجاد نوعی مرزبندی جدی میان آقای لاریجانی و جبهه پایداری شد و بر این اساس می‌توان آینده سیاسی آقای لاریجانی را پیش‌بینی کرد؛ چراکه ایشان به‌طور شفاف با برخی جریانات اصولگرا از جمله جبهه پایداری مرزبندی خود را روشن کردند.
مرزبندی آقای لاریجانی با جبهه پایداری کاملا روشن است و وی موضع شفاف و مشخصی در قبال برخی عناصر مجلس دارد. اما اینکه ایشان در این روند می‌خواهد روند متعادل‌کننده را در جریان اصولگرا بازی کند یا اینکه در جهت جلب حمایت اعتدالیون و برخی گروه‌های اصلاح‌طلب معتدل گرایش پیدا می‌کند، نیاز به زمان دارد. به‌طور طبیعی، مرزبندی آقای لاریجانی با جبهه پایداری و برخی دیگر از عناصری که پیش از این وابسته به جریان پایداری بودند، کاملا مشخص و شفاف است؛ اینکه این مرزبندی تا چه حدی در مجموعه اصولگرایان و اتحادی که میان آنها شکل گرفته است تاثیر منفی خواهد گذاشت، نیازمند زمان است.
آیا می‌توانیم رفتار آقای لاریجانی در قبال جبهه پایداری و ایجاد مرزبندی با آنها را واکنشی نسبت به برخی رفتارها همچون هجمه به ایشان در قم بدانیم؟
بعید به نظر می‌رسد که آنچه در روند رسیدگی به بررسی برجام رخ داد، به این مسائل که مسائلی شخصی هستند، مرتبط باشد؛ چراکه اگر این مساله را شخصی کنیم و بپذیریم که ایشان یک مساله ملی و عمومی را فدای اختلافات شخصی خود با جبهه پایداری کرده است، فاجعه‌آمیز خواهد بود. من تصور نمی‌کنم که ایشان به خاطر مسائلی از این دست چنین تصمیمی ‌را برای به نتیجه رساندن موضوع برجام در مجلس دنبال کرده باشد. به‌طور کلی، نگاه عمومی ایشان معطوف به مصالح و منافع ملی است و قطعا اگر مسائلی غیر از مصالح و منافع ملی و نگاه شخصی در این رفتارها دخیل و مستولی بوده باشد، جای نقد جدی دارد اما من تصور نمی‌کنم که چنین مساله‌ای مبنای این رفتار باشد.
با توجه به این شرایط، آیا آقای لاریجانی در ائتلاف اصولگرایان حضور خواهد یافت؟ ممکن است شرایطی پدید بیاید که اصولگرایان ناگزیر باشند از میان جبهه پایداری و جریان منتسب به آقای لاریجانی یکی را انتخاب کنند. آیا ممکن است در چنین وضعیتی، اصولگرایان از ائتلاف با آقای لاریجانی صرف‌نظر کنند و ائتلاف با جبهه پایداری را‌ ترجیح دهند؟
بسیار بعید است چنین اتفاقی رخ دهد. تلاش طیف‌های مختلف اصولگرایان این است که همه جریان‌ها را با سلایق گوناگون و متفاوت، زیر یک چتر واحد جمع کنند و بعید است که چنین مسائلی باعث شود که اصولگرایان از آقای لاریجانی فاصله بگیرند بلکه باید تلاش کنند که در یک حرکت تعاملی، این اختلاف‌نظرها را به حداقل برسانند اما در عین حال این مسائل نباید عاملی برای جدایی یا شکاف در میان اصولگرایان شود.
برخی اعضای جبهه پایداری، مساله برجام را به‌عنوان معیاری جدید در مرزبندی میان خودی و غیرخودی مطرح می‌کنند. اگر از این منظر نگاه کنیم، شاید جبهه پایداری هرگز حاضر به ائتلاف با آقای لاریجانی و جریان‌هایی که نگاه‌شان به ایشان نزدیک است، نشود.
فکر نمی‌کنم کسی در این خصوص که برجام اشکالات متعددی دارد و می‌تواند زمینه نفوذ غرب را فراهم کند و در برخی از بندها با منافع و مصالح ملی ما مغایرت دارد، ‌تردید یا نظر منفی داشته باشد؛ چه‌بسا آقای لاریجانی هم همین‌طور فکر کنند.
همه به‌طور کامل به چنین خصوصیتی در برجام معتقدند اما آنچه در حال حاضر مطرح است، این است که طرحی که برای الزام دولت به اجرای برخی مفاد برجام با نظر شورای عالی امنیت ملی تهیه شده، مورد موافقت اکثریت نمایندگان مجلس قرار گرفته و طبیعتا مفهوم آن، قبولی برجام نیست.
اشکالات وارده بر برجام بر‌اساس گزارش کمیسیون ویژه را همه پذیرفته‌اند اما این طرح به معنای تکلیف دولت برای نحوه اجرای برجام و براساس شروطی است که در این طرح قائل شده است.
بنابراین، استدلال آقای لاریجانی و طراحان این طرح این است که طرحی که به تصویب مجلس رسیده، موافقت مشروط با برجام است و به دولت اجازه مشروط داده است که برجام را اجرا کند؛ نه اینکه برجام را به‌طور کامل پذیرفته باشد. بنابراین مرزبندی موردنظر جبهه پایداری به‌طور کامل در اینجا لحاظ شده و تاکید آقای لاریجانی بر این بوده که طرح تصویب‌شده در مجلس، کف خواسته ملت است نه همه آن چیزی که مردم و رهبری نظام می‌خواستند اما چیزی است که در روند مذاکرات به ناچار به آن رسیده‌ایم. بنابراین به نظر می‌رسد که مرزبندی رعایت شده و به لحاظ شاخص‌هایی که برای وحدت و همگرایی موردنظر اصولگرایان است، مشکلی وجود ندارد.
با‌‌توجه به نگاهی که شما بر آن تاکید دارید، آیا تضمینی وجود دارد که اتفاقات مجلس نهم تکرار نشود و جبهه پایداری فهرست جداگانه‌ای از ائتلاف اصولگرایان ارائه ندهد؟
تلاشی که تا امروز صورت گرفته، برای افزایش این تضمین است و تا امروز جبهه پایداری موضعی بر‌‌خلاف این تلاش نگرفته است.
مجموعه دوستان با رعایت همین نکات و شاخصه‌ها سعی کرده‌اند که در راستای همگرایی و همسویی بیشتر حرکت کنند اما ممکن است برای رسیدن به مصداق‌ها، نیاز به بحث و گفت‌وگوی بیشتری باشد و شاخص‌هایی که برای تعیین مصداق‌ها مورد جمع‌بندی قرار می‌گیرد، چانه‌زنی بیشتری را بطلبد. من بعید می‌دانم که این مساله موجب یک حرکت مستقل و وحدت‌شکن از سوی جبهه پایداری شود.
نمی‌توان از کنار نفوذ قابل‌توجه شخص آقای لاریجانی در میان طیف قابل‌توجهی از اصولگرایان به سادگی گذشت؛ نظرات و مواضع آقای لاریجانی برای بسیاری از جریان‌های اصولگرا قابل‌توجه است و اینکه جبهه پایداری ببیند آقای لاریجانی در تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌ها در جریان ائتلاف نقش ویژه و مهمی‌ دارد، ممکن است زیر بار ائتلاف نرود.
روند فعلی ائتلاف و وحدت در میان اصولگرایان، شخص‌محور نیست، بلکه تشکل‌محور است. بنابراین از آنجایی‌که تشکل‌ها تصمیم‌گیر اصلی هستند، شخصیت‌ها به صورت فردی نقش تعیین‌کننده‌ای در تصمیمات جمعی ندارند و شرایط به‌گونه‌ای است که ضمن اینکه افراد و شخصیت‌ها نظرات و دیدگاه‌های خود را بیان می‌کنند و این نظرات مورد دقت و موشکافی قرار می‌گیرد، اما در نهایت این خرد جمعی است که بر تصمیم‌گیری‌های شورای هماهنگی اصولگرایان حکمرانی می‌کند. بر این اساس، تصور نمی‌کنم که چنین اصطکاکی میان آقای لاریجانی و سایر جریان‌های اصولگرا ایجاد شود.
آیا این احتمال وجود دارد که آقای لاریجانی در انتخابات مجلس دهم، بدل آقای روحانی برای اصلاح‌طلبان باشد؛ بدین‌معنا که محور ائتلاف گروه‌های معتدل اصولگرا و اصلاح‌طلب قرار گیرد و در دوره آینده نیز نقش کلیدی ریاست مجلس را عهده‌دار شود؟
در اینکه جریان‌های معتدل مختلف اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب مدیریت آقای لاریجانی را بیشتر می‌پسندند و معتقدند که ایشان از آزمایش ریاست مجلس در دو دوره اخیر سربلند بیرون آمده‌اند،‌ تردیدی وجود ندارد اما اینکه آیا نمایندگان منتخب مجلس آینده آقای لاریجانی را به‌عنوان رئیس مجلس دهم پذیرا باشند یا نه، بستگی به ترکیب مجلس خواهد داشت.
اما ممکن است اصلاح‌طلبان نتوانند با چهره‌های اصلی خود وارد عرصه انتخابات شوند و از آنجایی ‌که قصد تحریم انتخابات را ندارند، چند برنامه مختلف برای حضور در عرصه انتخابات را طراحی خواهند کرد. می‌توان به قطعیت گفت که یکی از برنامه‌های احتمالی اصلاح‌طلبان، ائتلاف با جریان‌های معتدل اصولگرا و از جمله جریان آقای لاریجانی است.
بله؛ این احتمال وجود دارد که آنها نتوانند روی چهره شاخصی که وزن ریاست مجلس را دارا باشد به تفاهم برسند و بر همان اساس، به آقای لاریجانی رضایت بدهند.
اگر آقای لاریجانی قصد داشته باشد با جریان نزدیک به دولت و همراهان آقای روحانی وارد ائتلاف شود و فهرست واحدی به همراه این جریان ارائه دهد، اصلاح‌طلبان چگونه با ایشان رفتار خواهند کرد؟ آیا این اجازه را به آقای روحانی خواهند داد که با آقای لاریجانی وارد ائتلاف شود؟
من تصور نمی‌کنم که اصلاح‌طلبان تا این حد از مواضع خودشان عقب‌نشینی کرده و از استراتژی خود عدول کنند اما در عالم سیاست، هر اتفاقی ممکن است. اصولگرایان باید سعی کنند آقای لاریجانی را از دست ندهند و به‌گونه‌ای عمل نکنند که آقای لاریجانی در جبهه مقابل اصولگرایان تعریف شود.
با وجود همه اختلاف سلیقه‌هایی که ممکن است وجود داشته باشد، آقای لاریجانی متعلق به جبهه اصولگرایان است و باید ایشان را در جبهه اصولگرایی حفظ کنیم؛ ولو اینکه نظر آقای لاریجانی این باشد که باید معتدلین اصلاح‌طلب را نیز در صحنه نگه دارد و آنها را به‌عنوان طرفداران خود حفظ کند.
اگر تحت شرایط خاصی آقای لاریجانی و اصلاح‌طلبان معتدل با یکدیگر ائتلاف کنند، اصولگرایان چه واکنشی نسبت به این ائتلاف نشان خواهند داد؟
چنین اتفاقی بسیار دور از ذهن است؛ چراکه ائتلاف نیازمند داشتن تشکل و مجموعه‌های تشکیلاتی است در حالی‌که آقای لاریجانی هنوز چنین ابزاری را برای خود نساخته است و فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت نیز موجودیت تشکیلاتی به آن معنا ندارد که بخواهد در یک ائتلاف شرکت کند. بعید است که آقای لاریجانی به علت اختلاف‌نظر با بخش کوچکی از جریان اصولگرا، دست به چنین اقدامی‌بزند اما ممکن است آنها از ایشان حمایت کنند. حمایت اصلاح‌طلبان از آقای لاریجانی امری طبیعی است و مشکلی ایجاد نمی‌کند اما اینکه ایشان به‌طور رسمی در ائتلاف با اصلاح‌طلبان شرکت کند، بسیار بعید به‌نظر می‌رسد.