مجتبی شاکری، عضو جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی شائبه فاصله‌افتادن بین جمعیت ایثارگران و جمعیت رهپویان را رد می‌کند. در همین رابطه با او گفت‌وگو کردیم.

اصولگرایان در بررسی و تصویب طرح «اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» رویکردهای متفاوتی را دنبال کردند. ارزیابی شما از این اتفاق چه بود؟
کمیسیون ویژه‌ بررسی برجام از طیف‌های مختلف تشکیل شد و مسئولانی که از شورای عالی امنیت ملی، وزارت‌خارجه و سازمان انرژی اتمی‌ به نشست کمیسیون آمدند و به پرسش‌های نمایندگان پاسخ دادند عامل آشنایی همه طیف‌ها با ابعاد مختلف برجام شد. درباره اتفاقی هم که هنگام رای به طرح یک فوریتی «اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» رخ داد اشکال از رای‌دهندگان نبود، معتقدم هم 50 نفری که مخالف و هم 160 نفری که موافق رای دادند دنبال این بودند که ملاحظات مقام معظم رهبری در اجرای برجام رعایت شود، منتها خبری که رئیس مجلس از دفتر مقام معظم رهبری نقل کرد حاشیه‌ساز شد و موجب شد که پیشنهادات مربوط به طرح بررسی نشود. در واقع این مساله فاصله ایجاد کرد حال آنکه اگر پیشنهادات مطرح می‌شد همه نمایندگان مجلس با اجماع و اتفاق پای مصوبه مجلس می‌ایستادند و این دسته‌بندی صورت نمی‌گرفت.
درباره وقایع مربوط به دو جلسه تصویب کلیات و جزئیات طرح یک فوریتی «اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» طیف سنتی اصولگرا سکوت کرد٬ پایداری خیلی شدید و صریح مقابل طرح ایستاد و جمعیت ایثارگران و رهپویان هم مواضع خودشان را داشتند. به نظر شما کدام یک از این سه طیف بهتر عمل کردند؟
فکر می‌کنم آن خبری که آقای لاریجانی نقل کرد که با بیت حضرت آقا مذاکره داشته فضای جلسه را به سمت و سویی برد که دیگر نیازی به طرح پیشنهادات نیست، در واقع این طور القا شد که از بالا گفتند پیشنهادات مطرح نشود. معتقدم آقای لاریجانی این شکاف را ایجاد کرد. زمانی آقای ناطق‌نوری سال 84 از اصولگراها فاصله گرفت و به سمت کارگزاران و آقای هاشمی رفت. این فاصله در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 88 بیشتر شد. حالا هم آقای لاریجانی دارد به نوعی این مسیر را ادامه می‌دهد و یک سمت و سوی دیگری پیدا می‌کند. البته آقای باهنر هم به او کمک می‌کند اما به نظر می‌رسد حزب موتلفه اسلامی پای کار ایستاده و جلسات خود را با پایداری و ایثارگران ادامه می‌دهد. بنابراین در این قضایا به نظر می‌رسد بخشی که از اصولگرایان فاصله گرفتند و به سمت اصلاح‌طلبان رفتند یا یک نحوه تعاملی را دارند با آنها برقرار می‌کنند. این نقد شامل حال آنها می‌شود.
یعنی شما می‌گویید آقای باهنر هم دارد به سمت اصلاح‌طلبان می‌رود؟
او هم با تکروی‌هایی که انجام می‌دهد همان راستای مسیر آقای لاریجانی را دارد دنبال می‌کند. منتها با یک پوزیشن خاص خودش این کار را انجام می‌دهد.
این نظر جمعیت ایثارگران است؟
خیر، نظر من است.
آیا ایثارگران تلاشی کرده که طیف‌های اصولگرا این‌قدر از هم فاصله نگیرند؟
سازوکارهایی که تعیین شد برای این بود که اصولگرایان به یک وحدت نظری برسند. این فضای جدیدی که میان موتلفه، پایداری و ایثارگران ایجاد شد با این هدف بود که مجموعا بتوانند شخصیت‌های صاحب نفوذ اصولگرا را در یک ساختار مناسب قرار بدهند و یک لیست واحد اتفاق بیفتد، در واقع تلاش‌هایی است که انجام شد اما بالاخره برخی افراد مشی خودشان را دنبال می‌کنند یا نوع نظراتشان طوری است که حتی اگر شده به قیمت اینکه با جناح مقابل هم دست دهند حاضر نیستند با سلیقه‌های مختلف اصولگرایی یک‌جا جمع شوند.
شما می‌گویید سه تشکل سیاسی پایداری، موتلفه و ایثارگران همچنان دارند همگرایی خودشان را ادامه می‌دهند گرچه این همگرایی به ائتلاف منجر نشده است اما بفرمایید رهپویان کجای قضیه است؟
باید دید منظور از ائتلاف چیست، جلسات دو جانبه و سه جانبه برقرار بوده و مطالب توافق شده هم مکتوب است یعنی از این جهت سیر پیشرفت خوب تلقی می‌شود.
اما با همه این وجود هنوز به ائتلاف نرسیده‌ است. چون هم آقای سروری قائم‌مقام جمعیت رهپویان و هم آقایان ‌ترقی و بادامچیان از موتلفه این مساله را چندی پیش مطرح کردند.
ائتلاف نکردیم به چه معناست؟ یعنی سیر این جلسات را منکر می‌شوند؟
می‌گویند مذاکره داشتیم اما هنوز منتهی به ائتلاف نشده است؟
اگر معنای ائتلاف این باشد که به یک لیست واحد رسیده باشیم، خیر، این اتفاق نیفتاده است اما مسیر ائتلاف لایه به لایه پیش می‌رود تا به نقطه اصلی یعنی فهرست واحد برسد. بنابراین همگرایی وجود دارد.
چرا دائم از سه ضلع موتلفه٬ ایثارگران و پایداری نام برده می‌شود ولی از رهپویان یاد نمی‌شود؟
آنها در گفت‌وگوها هم‌نظرند یعنی مشکلی نیست.
رهپویان در مقطع کنونی بیشتر با ایثارگران هم‌نظر و نزدیک‌تر است یا به دو ضلع دیگر یعنی پایداری و موتلفه؟
مجموع مباحثی که سه تشکل موتلفه٬ ایثارگران و پایداری به توافق می‌رسند آنها هم توافق دارند یعنی اینکه حالا در تک‌تک مطالب...؛ در واقع جایی‌که این سه ضلع اصولگرایی توافق می‌کنند آنها هم موافقت دارند.
تا پیش از این از ایثارگران و رهپویان به‌عنوان دو قلوهای تشکل‌های سیاسی یاد می‌شد، آیا همچنان این ارتباط نزدیک فکری میان آنها وجود دارد یا خیر؟
به لحاظ تشکیلات رهپویان و ایثارگران هر کدام دفاتر و نشست‌های خود را دارند اما به لحاظ دیدگاه‌ در خیلی از موارد به هم نزدیک هستند.
اینکه گفته می‌شود رهپویان کم‌کم دارد از ایثارگران فاصله می‌گیرد و به پایداری نزدیک می‌شود صحت دارد؟
خیر، شاید اگر ملاک را رهبری بگیریم به نظرم همه به این سمت می‌رویم که وحدت میان نیروهای انقلاب شکل گیرد. پایداری و موتلفه هم به این جو نزدیک می‌شوند. نشستی که بین آیات عظام مصباح‌یزدی، موحدی‌کرمانی و یزدی انجام شد، نشانه همین مطلب است. شاید در دوره‌های قبل این نزدیکی‌ها این مقدار نبود ولی جلساتی که برقرار شد زمینه این همگرایی را به خوبی فراهم کرد.
پس چرا مطرح می‌شود که شورای اصولگرایان هنوز تشکیل نشده است؟
هم اکنون روند برای رسیدن به هدف رو به رشد است ولی اینکه به نقطه تعیین کاندیداها در استان‌ها رسیده باشیم، خیر، هنوز به آن مرحله نرسیدیم.
الان شورایی که میان پایداری، ایثارگران و موتلفه تشکیل شده احزاب و گروه‌های دیگر اصولگرا همچون رهپویان هم به آن پیوستند؟
بله٬ همه در جریان هستند، لایه‌های بعدی همین شورایی که هست جمعیت بیشتری از طیف‌های متنوع‌تر اصولگرا را شامل می‌شود. شخصیت‌های اصولگرا که به همین جا ختم نمی‌شود. یک ساختار خوشه‌ای است که همین‌طور به آن اضافه می‌شود. حتی پیش‌بینی شده آقای لاریجانی، محسن رضایی، قالیباف و حتی آقای باهنر را هم در برگیرد. یعنی به نوعی برآیند به سمت و سویی است که همه اصولگرایان در آن باشند، حالا ممکن است برخی استنکاف کنند و فاصله بگیرند ولی آنچه مدنظر است همه کسانی که به سلیقه و ذائقه جریان اصولگرایی و گفتمان انقلاب اسلامی نزدیک هستند در این مجموعه حرکتی که دارد صورت می‌گیرد دیده شده‌اند البته مهم نیست چه کسانی آغاز کننده حرکت بودند، وقتی حرکت صحیحی است همه در آن قرار می‌گیرند.
شما از اضافه شدن خوشه‌ای به حرکت همگرایی اصولگرایان صحبت کردید، آیا این سخن به معنای آن است که موتلفه «اعضای جبهه پیروان خط‌امام و رهبری و آقای لاریجانی»، ایثارگران و رهپویان و آقای قالیباف و پایداری و آقای جلیلی و طیف حامی‌ او را جذب می‌کنند؟
موتلفه یک حزب فراگیر کشوری است و مجموعه جبهه پیروان خط‌امام و رهبری را در بر می‌گیرد یا پایداری خیلی طیف‌های خودشان را در حوزه و دانشگاه را در بر می‌گیرد یا جمعیت ایثارگران و رهپویان احزاب وسیعی هستند که در کل کشور حضور دارند. از این جهت گفت‌وگوهایی که صورت می‌گیرد با این هدف است که همه سلیقه‌های اصولگرایی در این قضایا حضور دارند. الان هم کسی جا نمی‌ماند از اینکه نظرش مطرح نشد.
یعنی هر کدام از این سه ضلع ماموریت دارند که شخصیت‌های اصولگرای نزدیک به خود را به ائتلاف نهایی جذب کنند؟
شورایی که به نمایندگی با این شخصیت‌ها گفت‌وگو می‌کنند از طرف این سه جریان اصولگرا هستند.
یعنی این‌طور نیست که هر تشکل با شخصیتی که نزدیک‌تر است مذاکره کند و دنبال جذب او باشد؟
آنها هم تلاش خودشان را می‌کنند اما از طرف این جمع اصولگرا که منشوری را به توافق رسیدند جمعی می‌روند و شخصیت‌ها برای گفت‌وگوها، اظهارنظرها و تصمیم‌گیری‌ها دعوت می‌شوند.
جمعیت ایثارگران نگاهش به انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 چیست؟
خیلی زود است.
یعنی هیچ تئوری هم برای آن موقع ندارد؟
حتما مجموعه‌ای که گفتمان انقلاب اسلامی و رهبر‌معظم‌انقلاب را دنبال می‌کند بستری دارند و مسیری را طراحی کردند و نظرشان را در انتخابات قبلی هم گفتند و این مساله‌ای پنهان نیست، یعنی همین الان مصاحبه‌ها جست‌وجو شوند موضع مجموعه معلوم است اما الان انتخابات مجلس مطرح است. دولت اجرای برجام را پیش رو دارد و اینکه چقدر می‌تواند به وعده‌هایش عمل کند. این موارد در جلب نظر رای‌دهندگان در انتخابات ریاست‌جمهوری 96 تعیین‌کننده است، بنابراین الان زود است که معادلات انتخابات ریاست‌جمهوری را تحلیل کنیم. ضمن آنکه مطلب بسیار مهم فراتر از آن وجود دارد که همان بحث هوشیاری مقابل نفوذ دشمن است که حضرت آقا مطرح کردند؛ باید دید دولت از این پیچ تاریخی چگونه می‌خواهد عبور کند و مجموعه را به دور از آن عنصر نفوذی که طراحی آمریکایی‌ها است به مقصد برساند.
یعنی تصمیم‌گیری درباره آنکه اصولگرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری 96 گزینه بدهند یا ندهند هنوز زود است؟
به‌طور طبیعی یک حزب و جریان سیاسی متولد می‌شود چون می‌خواهد تفکر، ساختار، نیروها و موقعیت‌هایش را به جامعه معرفی کند بنابراین باید کاندیدا بدهد یعنی جایی که مردم برای شناختن شخصیت‌ها نیاز به مشورت دارند و کلی خبر و تحلیل از این جریان شنیدند، منتظرند ببینند که جریان یادشده در زمان انتخابات مجلس شورای اسلامی، ریاست‌جمهوری، خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی شهر و روستا چه کسانی را معرفی می‌کند.
سال 84 وقتی دولت اصلاحات تمام شد اصولگرایان می‌خواستند یک گزینه میانه‌رو مثل لاریجانی و قالیباف را به‌عنوان نامزد مورد حمایت خود معرفی کنند الان که دولت روحانی روی کار است چطور می‌خواهند به انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 ورود کنند؟ کاندیدای مناسب را لاریجانی و قالیباف می‌دانند یا فردی مثل احمدی‌نژاد، جلیلی و زاکانی؟
سال 92 پدیده‌ای آمد و با اختلاف 354 هزار رای توانست سکان ریاست‌جمهوری را در مرحله اول به‌دست گرفت، مردم هم‌اکنون دارند عملکردش را رصد می‌کنند که چقدر می‌تواند به شعارها و وعده‌هایش عمل کند. این دولتی که به‌عنوان اعتدال شکل گرفت ساخت و بافتش همان اصلاح‌طلبان و کارگزاران است یعنی آن طرفی که باید اصولگرایان را به کار می‌گرفت لمس است و هنوز به کار نیفتاده ولی سمت اصلاح‌طلبان خیلی فعال است. این اعتدالی که می‌خواست دو طرف را با هم پیش ببرد، نشد و به همین شکل ناقص دارد پیش می‌رود. حالا اینکه آقای روحانی چقدر بتواند این مساله را اصلاح کند باید دید اما به نظر می‌رسد سهم کارگزاران و اصلاح‌طلبان در دولت خیلی بیشتر است تا آنکه از اصولگرایان استفاده شده باشد.
بالاخره جنس کاندیدای اصولگرایان باید چطور باشد؟
جنس کاندیدای اصولگرایان حتما از جنس اصلاح‌طلبان و کارگزاران نیست ولی از جنس احمدی‌نژادی که یازده روز خانه‌نشینی هم کند نیست. احمدی‌نژاد سال 84 آن گفتمانی را دنبال می‌کرد که گفتمان اصولگرایان بود. آن گفتمان توانست مجموعه نیروها را با خود همراه کند.
اما آن زمان شورای هماهنگی نیروهای انقلاب در نهایت به انتخاب میان دو گزینه آقایان لاریجانی و قالیباف رسید.
تصمیم شورای هماهنگی نیروهای انقلاب این بود که براساس نظرسنجی انتخاب صورت می‌گیرد. در یک زمان مشخصی هر کدام از کاندیداها که رتبه برتر را داشت بماند و بقیه به نفع او کنار بروند٬ آقای احمد توکلی به این وعده عمل کرد، آقای ولایتی سهم‌خواهی کرد و گفت «یا من را معرفی کنید یا اصلا در ائتلاف شرکت نمی‌کنم». آقای محسن رضایی هم در دو روز آخر اعلام کرد «به نفع ملت ایران کنار می‌روم» و نگفت به نفع قالیباف کنار می‌روم. بنابراین او هم به وعده خود عمل نکرد، آقای احمدی‌نژاد هم این کار را نکرد حال آنکه تصمیم تصمیمی ‌جمعی بود. از طرفی یک شبه موتلفه و جبهه پیروان به‌خصوص شخص آقای ناطق‌نوری آمدند و حمایت خود را از آقای لاریجانی اعلام کردند. این اتفاق قبل از روشن شدن نتیجه نظرسنجی اتفاق افتاد. در مجموع آقایان لاریجانی، محسن رضایی و احمدی‌نژاد به وعده خود عمل نکردند و ما در مرحله اول وقتی دیدیم آقای قالیباف رایش بالاتر از بقیه کاندیداها است به او رای دادیم اما مرحله دوم بیانیه دادیم که آقای احمدی‌نژاد چون کاندیدای اصولگرایان است همه باید او را تایید کنند ولی در آن مرحله هم برخی احزاب و دوستان حاضر نشدند آقای احمدی‌نژاد را تایید کنند. یعنی آقایان ولایتی، محسن رضایی، لاریجانی و قالیباف این کار را نکردند که این خلاف عهد بود. در واقع مرحله اول که از آقای قالیباف حمایت کردیم مطابق عهد بود و ایثارگران به عهد خود عمل کرد، در مرحله دوم هم وقتی از آقای احمدی‌نژاد حمایت کرد مطابق عهدی بود که همه اصولگرایان بسته بودند حالا آنها که عمل نکردند خودشان باید پاسخ دهند.
اینجا یک شائبه‌ای در فضای سیاسی کشور ایجاد شده که بین ایثارگران و رهپویان دارد فاصله می‌افتد، آن هم در بررسی برجام مشهود شد. در واقع بعد از آنکه رویکرد آقای زاکانی بیشتر به سمت پایداری‌ها رفت این شائبه تقویت شد به‌ویژه آنکه نیروهای مطبوعاتی جمعیت ایثارگران در یادداشت‌های خود بعضا نقدهایی به آقای زاکانی وارد کردند با این مقدمه بفرمایید آیا جدایی بین ایثارگران و رهپویان اتفاق ‌افتاده یا خیر؟
خیر، مجموع جمع‌بندی که آقای زاکانی انجام داد در کمیسیون ویژه و مسیری که دنبال کرد به نظرم مسیر درستی بود. آنچه که پیش آمد همان حاشیه‌سازی بود که آقای لاریجانی با آن خبری که داد صورت گرفت وگرنه جمع‌بندی زاکانی را ما هم قبول داریم و دوستان دیگر هم قبول دارند، در این 50 نفر مخالف مصوبه مجلس نیز اگر نگاه شود مجموعه اصولگرایان را می‌توان دید حتی در آن 160 نفر همین طور است. معتقدیم علت گنگی رای مربوط به نحوه عمل آقای لاریجانی در اعلام آن خبر بود چون فرصت پیگیری را از نمایندگان مجلس گرفت. در واقع نمایندگان در کوتاهی زمان و گنگی خبر مجبور شدند رای دهند و سرنوشت آن شد ولی مجموع آرا را آرایی می‌دانم که حمایت از مقام معظم رهبری بوده چراکه در تشخیص آن طور شد. بالاخره آن خبری که آقای لاریجانی داد آنها را دچار این گنگی کرد.
یعنی فاصله‌ای بین ایثارگران و رهپویان ایجاد نشده است؟
من ندیدم و چیز خاصی را احساس نکردم.