28 آذر روز ثبت‌نام نامزدهای انتخابات است. الان خط‌مشی جریان اصلاحات برای ورود به رقابت سیاسی پیش رو به چه صورت است؟ «ورود مستقل»، «ائتلاف با جریان حامی‌ دولت» و «ائتلاف با برخی اصولگرایان‌‌» مدل‌های احتمالی ورود اصلاح‌طلبان به عرصه انتخابات مجلس شورای اسلامی معرفی می‌شوند، کدامیک را شما قرین به واقعیت می‌دانید؟
فکر می‌کنم کلیت دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا اصالت و هویت سیاسی خودشان به‌عنوان دو رقیب انتخاباتی در صحنه سیاسی انتخابات هفت اسفند بروز و ظهور پیدا خواهند کرد و بر این اساس جریان اصلاحات با اهداف و راهبردهای معین در حال آماده‌سازی مقدمات ورود به این انتخابات است. مهمترین اهداف جریان اصلاحات از ورود به انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی کمک به پایداری نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق فراهم کردن امکان افزایش مشارکت حداکثری آحاد ملت در سراسر حوزه‌های انتخابیه 205 گانه کشور است. همچنین بنا بر این است که جریان اصلاحات به‌عنوان یک منظومه فکری و سیاسی با ایجاد اعتماد و همگرایی بین همه ظرفیت‌های در اختیارش به صورت یکدست و یکپارچه در این انتخابات‌نقش آفرینی کند و به‌طور طبیعی برای رسیدن به حداکثر کرسی‌های مجلس دهم بنا دارد در همه حوزه‌های انتخابیه در صورت فراهم بودن شرایط اجرایی و نظارتی به لیست واحد برسد. برای تحقق این اهداف تقسیم کاری صورت گرفته است بین مرکز کشور، استان‌ها و حوزه‌های انتخابیه که هر کدام از این سطوح تشکیلاتی در قالب جبهه اصلاحات مأموریت‌ها و وظایفی را برعهده دارند. به‌طور مشخص مهمترین مرحله انتخابات برای جریانات سیاسی گزینش نامزد یا نامزدهای رای‌آور از بین افرادی است که ثبت‌نام کردند و صلاحیت آنها مورد بررسی و تایید هیأت‌های اجرایی و نظارت شورای نگهبان قرار گرفته است. این مهمترین مرحله از سوی مجامع اصلاح‌طلبان حوزه انتخابیه است که به آنها محول شده به دلیل اینکه نسبت به معادلات محلی و منطقه‌ای و شناخت عوامل موثر بر سازمان رای مردم بیشترین آگاهی را دارند. چنانچه اصلاح‌طلبان حوزه‌های انتخابیه با تکیه بر نظرسنجی‌هایی که انجام می‌دهند یا سایر روش‌های مبتنی‌بر عقل جمعی به نامزد یا نامزدهای واحد برسند، سایر اصلاح‌طلبان در مرکز کشور و مراکز استان‌ها از این ایده پشتیبانی می‌کنند. طبیعتا چنانچه ‌امکان معرفی نامزد و نامزدهای واحد از بین ثبت‌نام‌شدگان تایید صلاحیت شده در حوزه‌های انتخابیه مهیا نباشد شورای اصلاحات استان‌ها ورود پیدا می‌کند و با ایفای نقش داوری و استفاده از نفوذ و توان متقاعدکنندگی خود برای رسیدن به لیست واحد کمک می‌کند و به همین ترتیب اگر احیانا برای معدود حوزه‌های انتخابیه این سازوکار در مرکز استان هم جواب ندهد، شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان ورود پیدا خواهد کرد. بنا ندارم به تفصیل در این باره صحبت کنم فقط آن هدف اولی که گفتم این است که اصلاح‌طلبان به‌عنوان بخشی از جریانات درون نظام با هدف کمک به اعتلای نظام جمهوری اسلامی ایران بنا دارند با جدیت و پشت کار وارد این انتخابات شوند. رئوس برنامه‌ها، راهبردها، سیاست‌های اجرایی و‌خط مشی‌هایی که بتواند به تحقق اهدافی که اشاره شد کمک کند، در شرایط فعلی تدوین شده و در حال نهایی شدن است.
آقای عبدالله ناصری چندی پیش گفت «ایده این است اگر اصلاح‌طلبان در حوزه انتخابیه‌ای نتوانند نامزد معرفی کنند از نامزد اصولگرای میانه‌رو حمایت ‌‌کنند»؛ اصلاح‌طلبان فکر می‌کنند در چند حوزه با چنین شرایطی مواجه شوند؟ آیا مکانیزمی ‌برای این شرایط اندیشیده‌اند؟
آنچه آقای دکتر ناصری گفتند مبتنی بر بدبینانه‌ترین پیش‌بینی و گمانه‌زنی است، به این معنا که با برخوردی که هیأت‌های اجرایی فرمانداری‌ها و بخشداری‌ها در مرحله اول هیأت‌های نظارت شورای نگهبان در جایگاه نظارتی با نامزدهای اصلاح‌طلب خواهند داشت، اکثریت این نامزدها ردصلاحیت شوند. با شناختی که از شورای نگهبان و توجهی که به مصالح کشور دا‌رد پیش‌بینی‌ام این است که ما با چنین گزینه بدبینانه‌ای مواجه نخواهیم بود و ان‌شاءالله با سعه‌صدری که هیأت‌های اجرایی، وزارت کشور و سلسله مراتب وابسته به شورای نگهبان از جهت ایجاد گشایش سیاسی و فراهم کردن حضور همه سلایق در صحنه انتخابات انجام خواهند داد، ما قادر خواهیم بود که برای همه حوزه‌های انتخابیه نه‌تنها حداقل یک نامزد رای‌آور داشته باشیم بلکه خوشبینانه امیدوار هستم ‌بین گزینه‌های تایید صلاحیت شده اصلاح‌طلب از حیث رای‌آوری ناچار باشیم که با استفاده از سازوکارهای سنجش مقبولیت و رای‌آوری از این سبد رای‌آوری نامزدهای تایید صلاحیت شده‌مان به انتخاب نامزد‌رای آورتر و رای‌آورترین‌ها اقدام کنیم. امیدوارم وارد آن فضای بدبینانه نشویم.
آقای عارف در عرصه دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی می‌خواهد چه نقشی برای جریان اصلاحات ایفا کند؟
آقای دکتر‌عارف همچنان که در انتخابات 92 نقش تعیین‌کننده سیاسی، اخلاقی و تاریخی در نوسازی قوه مجریه ایفا کرد و با کناره‌گیری از عرصه رقابت‌ها زمینه‌رای آوری دکتر روحانی را فراهم کرد با همان خط مشی بنا دارد در زمینه تغییر ترکیب مجلس دهم و کمک به نوشدگی مجلس از حیث سلیقه سیاسی نقش‌آفرین باشد. باتوجه به مقبولیتی که دکتر عارف‌ بین همه احزاب، شخصیت‌ها و ظرفیت‌های اصلاح‌طلبی دارد، به‌گونه‌ای که بدون حتی یک مخالف مشفقانه همه از او خواهش کردند که در بالاترین سطح سازماندهی انتخاباتی اصلاح‌طلبان بروز و ظهور پیدا کند او بنا دارد که در مقام عمل این خواسته و اجابت دیدگاه اصلاح‌طلبان و این نقش مدیریت راهبردی را برای انتخابات پیش رو با همکاری سایر احزاب سیاسی، گروه‌های سیاسی و شخصیت‌های سیاسی به انجام برساند.
می‌گویند چرا کارگزاران تلاش نمی‌کند پشت‌سر عارف قرار بگیرد و جایگاه و نقش او را در انتخابات مجلس شورای اسلامی تقویت کند؟
حزب کارگزاران سازندگی یکی از احزاب 24‌گانه حاضر در شورای عالی‌سیاست گذاری اصلاح‌طلبان است و ارکان حزب کارگزاران سهم بسزایی در مجاب کردن دکتر عارف برای پذیرش این مسئولیت و تشکیل شورای عالی سیاستگذاری داشتند. این 24 حزب حتما در بسیاری از موارد ممکن است با هم اختلاف‌نظراتی داشته باشند اما همان‌طور که گفتم حضور دکتر عارف به‌عنوان رئیس شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان کشور برای انتخابات مجلس دهم بدون حتی یک رای مخالف تحقق پیدا کرد که حزب کارگزاران هم به‌عنوان یکی از احزاب موثر و با قدمت 20 ساله در تحقق این انسجام و یکپارچگی نقش بسزایی داشته است.
اما اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در یادداشت‌ها و مصاحبه‌های خود همواره از ریاست آقای عارف بر شورای عالی سیاست گذاری اصلاح‌طلبان، سرلیستی و حتی ریاست او بر فراکسیون اصلاح‌طلبان مجلس دهم استقبال و حمایت و پشتیبانی کردند. در مقابل کنایه‌هایی هم به احتمال ریاست آقای عارف بر مجلس دهم زده‌اند. در واقع به این گزینه که می‌رسند ان‌قلت می‌آورند و گزینه‌های دیگری را مطرح می‌کنند. این رفتار حزب کارگزاران متأثر از چیست؟
ما همچنان که بین احزاب اصلاح‌طلب تنوع فکری و سلیقه‌ای داریم، ممکن است در درون ارکان یک حزب هم فراکسیون‌های مختلف، نقطه نظرات گوناگون داشته باشند اما آنچه به‌عنوان خروجی حزب کارگزاران سازندگی امروز در شورای عالی‌سیاست گذاری بروز و ظهور عینی دارد دقیقا یک خروجی یکصدا، واحد و هماهنگ است. اینکه در آینده چه کسی رئیس مجلس شورای اسلامی شود به نظر من یک بحث زودهنگامی ‌است و نمی‌توان قبل از مشخص شدن ترکیب مجلس آینده پیش دستانه‌ به یک مناقشه و گمانه‌زنی و‌رود کرد که بیشتر در حد پیش‌بینی‌های کمتر معتبر است. بنابراین باید صبر کرد و دید مرحله به مرحله اصلاح‌طلبان می‌توانند براساس این منشور و نقشه راه اهداف شان را جلو ببرند یا خیر. ما الان در مرحله سازماندهی منسجم، برقراری یک وحدت نظر و اجماع نظری بین اصلاح‌طلبان و ایجاد یکپارچگی در بین احزاب، حوزه‌های انتخابیه و مناطق هستیم. تا اینجا اصلاح‌طلبان توانستند با موفقیت این بخش از مراحل انجام پروژه انتخابات را با موفقیت به پیش ببرند. فکر می‌کنم با تکیه بر تجارب تلخ و شیرین قبلی می‌توان به مقصود رسید. تجربه شیرین برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 و تجربه تلخ برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال 84 است. تکیه بر تشخیص و عقل جمعی و‌ترجیح منافع ملی بر منافع جناحی و همین طور‌ترجیح مصالح جریان اصلاحات بر منافع حزبی و فردی اصل است. یقین دارم در مراحل باقی مانده نیز اصلاح‌طلبان با همین رویکرد پیش می‌روند. یادآور می‌شوم تعیین رئیس مجلس شورای اسلامی توسط احزاب سیاسی و شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان صورت نمی‌گیرد که حالا بخشی از کارگزاران یا یک حزب دیگری با ریاست یک شخصیت مخالف باشند. احزاب سیاسی تلاش می‌کنند بیشترین تعداد کرسی‌ها را در مجلس داشته باشند و روز هشتم خرداد ماه سال 95 وقتی ترکیب مجلس دهم مشخص و رایزنی‌ها انجام و فراکسیون‌ها‌ تشکیل شد و ائتلاف‌های احتمالی شکل گرفت آنجا در تعیین رئیس مجلس تناسب وزن دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا موثر خواهد بود. بنابراین از الان به نظر من زودهنگام است که به مراحل نهایی پروژه مجلس دهم ورود انجام شود.
تحلیل شخص شما چیست؛ یک موضع‌گیری از آقای حجاریان داشتیم که گفته «الان زمان ریاست یک اصلاح‌طلب بر مجلس نیست» در واقع این جمله اشاره‌ای تلویحی به آقای عارف دارد، با لحاظ این مقدمه از موضع کارگزاران دو تحلیل برداشت می‌شود؛ یکی آنکه «آقای عارف برای در اختیار گرفتن مسئولیت ریاست مجلس ناتوان است» دومین تحلیل آن است که «کارگزاران ساختار سیاسی قدرت را شناخته و با شرایط فعلی می‌بینند که اصلاح‌طلبان نباید به ریاست مجلس فکر کنند» نظر شما چیست؟
معتقدم پیروزی در انتخابات را حاکمیت به جریانات سیاسی اعطا نمی‌کند بلکه جریانات سیاسی هستند که با استفاده از حقوق شهروندی و اساسی خودشان اکثریت مجلس را کسب می‌کنند و این قدرت یعنی اکثریت نمایندگان مجلس را به‌دست آوردن، کسب‌کردنی است نه اعطا شدنی؛ ثانیا آقای دکتر عارف متناسب با ساختار واقعی قدرت یکی از چهره‌های روشن و آشکار مورد قبول حاکمیت و اصلاح‌طلبان است؛ به‌گونه‌ای که از یک طرف منصوب مقام معظم رهبری در مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی انقلاب فرهنگی است و در عین حال در جامعه اصلاح‌طلبی ایران از منزلتی برخوردار است که مشفقانه او را به‌عنوان مدیر راهبردی انتخابات قبول کردند. ثالثا به سوابق دکتر عارف اگر اشاره شود ‌وی در هیچ مقطع از حیات سیاسی خودش یک چهره رادیکال نبوده است‌ بنابراین می‌تواند در این جایگاه قرار بگیرد. رابعا حضور آقای دکتر عارف در سلسله مراتب مدیریتی حضوری طبیعی، پلکانی و گام به گام بوده است. عارف قرار گرفتن در جایگاه معاون وزیر، رئیس دانشگاه تهران، وزیر، معاون اول رئیس‌جمهوری را در کارنامه اجرایی خود دارد، ضمن آنکه یک چهره برجسته دانشگاهی و مقبول است بنابراین اگر مقایسه کنیم با ریاست فعلی مجلس شورای اسلامی نه تنها از حیث شرایط‌ قرار گرفتن در این جایگاه کمبودی متوجه دکتر عارف نیست بلکه از گزینه‌های بالقوه قابل بحث از حیث سوابق و شرایط احراز به‌طور قطع و یقین دکتر عارف می‌تواند مخرج مشترک قبول حاکمیت و مطالبه اصلاح‌طلبان باشد.
پس شما هر دو تحلیل را ‌رد می‌کنید؟
بله همین طور است.
پس چرا کارگزاران حمایت از آقای لاریجانی را مطرح کرد و حتی آقای عطریانفر عضو شورای مرکزی این حزب از «ترجیح لاریجانی بر نسیه عارف» سخن گفت؟ این نشان نمی‌دهد که طیف اعتدال به ویژه کارگزاران می‌خواهد گزینه ریاست مجلسی آقای لاریجانی را تقویت کند؟
احتمال نزدیکی اصلاح‌طلبان با طیف آقای لاریجانی در جریان اصولگرایی را بسیار بعید می‌دانم ولی احتمال نزدیکی سایر طرفداران دولت با هر ظرفیتی در انتخابات فرارو به طیف آقای لاریجانی یک امر محتمل است، چون سیاست عالم ممکنات است. قطعا جریان اصلاح‌طلب دست به ائتلاف با آقای لاریجانی نمی‌زند به دلیل اینکه این اقدام به معنای پشت پا زدن به هویت عمیق جریان اصلاحات است. نزدیکی اصلاح‌طلبان به آقای لاریجانی یعنی طرفین باید به پیشینه خودشان بی‌اعتنایی کنند. نمی‌دانم آقای لاریجانی چنین انگیزه‌ای داشته باشد یا نه اما در جریان اصلاح‌طلب چنین بحثی مطرح نیست. شخصا تحقق آن را امکان‌پذیر نمی‌بینم. ضمن آنکه این جمله که «نقد لاریجانی بهتر از نسیه عارف است» انتسابش به مراجع رسمی جریان اصلاحات کاملا رد شده است. همان‌طور که یاد شد این جمله آقای مهندس عطریانفر بوده که سابقه رفاقتی وهم دانشگاهی بودن با آقای لاریجانی دارد حتی مورد اتفاق نظر حزب ‌کارگزاران قرار نگرفته است. بنده چنین گزاره‌ای را به جز ایشان از هیچ فرد حقیقی و حقوقی اصلاح‌طلب سراغ ندارم. در واقع این نقطه نظر شخصی مهندس عطریانفر است. البته قابل انکار نیست که آقای دکتر لاریجانی در سال‌های اخیر به‌خصوص در کمک به دولت یازدهم مبنی بر به سرانجام رساندن برنامه اقدام مشترک مشهور به برجام بسیار مثبت و برمبنای منافع و مصالح ملی حرکت کرده است اما جریان اصلاحات همان‌طور که عرض کردم دارای یک پیشینه 200 ساله و یک هویت روشن و شناخته شده است و این جریان در برخورد با مسائل مختلف سیاست داخلی، خارجی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نقش مجلس دارای دیدگاه متفاوت با جریان اصولگرا است. حتما جناب آقای دکتر لاریجانی امروز با آقای دکتر لاریجانی دهه‌ 70و برنامه چراغ و حتی با دکتر لاریجانی مجلس هشتم متفاوت است، بر همین اساس اگر انتخاب برای ریاست مجلس بین آقای دکتر لاریجانی و یک چهره فرضا رادیکال باشد حتما اصلاح‌طلبان در آن شرایط‌ ترجیح‌شان دکتر لاریجانی است ولی این استثنا قاعده کلی را که جریان اصلاحات با ظرفیت‌هایی که دارد بدون آنکه احساس انفعال داشته باشد و با اعتماد به نفس کامل، باور دارد و مدعی است که برای اداره کشور در سطح قوای سه‌گانه دارای برنامه، سازمان و برخوردار از ظرفیت‌های مجرب و کادر مدیریتی کارکشته است بنابراین در چنین شرایطی به صورت ایده‌آل دست به انتخاب در خارج از حوزه اصلاح‌طلبی نخواهد زد در صورتی که ان‌شاءالله اکثریت مجلس آینده را در اختیار داشته باشد. اگر این هدف یعنی رسیدن به حداکثر کرسی‌ها محقق نشود قطعا جریان اصلاحات و رهبران اصلاحات از جمله جناب دکتر عارف از آنچنان پختگی و بلوغ برخوردار هستند که به صورت اقتضایی متناسب با منافع ملی کشور و مصالح اصلاح‌طلبان تصمیمات لازم را درباره مسائل پیش روی اتخاذ کنند.
چندی پیش از طرف حزب کارگزاران نام آقای نجفی به‌عنوان یکی از گزینه‌های ریاست مجلس مطرح شد که دیگر مثل آقای لاریجانی در اردوگاه اصولگرایان تعریف نمی‌شود، بلکه خاستگاه اصلاح‌طلبی دارد. برخی می‌گویند «کارگزاران با این کار به حاکمیت پیام داد که به‌دنبال کسب جایگاه ریاست مجلس نیست» شما چه برداشتی دارید؟
آقای دکتر نجفی بخش دیگری از ظرفیت‌های سیاسی و مدیریتی اصلاح‌طلبان است و در توانمندی آقای دکتر نجفی کسی که دو وزارتخانه مهم سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور را اداره کرده هیچ گونه‌تردیدی نیست. ما علاوه بر آقای دکتر نجفی اگر در مقابل این سوال قرار بگیریم که بخش‌های مختلف نظام سیاسی و اداری کشور از حوزه اصلاح‌طلبان و اصلاح‌طلبی تقاضای مدیران ارشد داشته باشد من با شناختی که دارم مدعی هستم که جریان اصلاحات در هیچ حوزه‌ای با محدودیت و کمبود مواجه نیست.
اینکه دکتر نجفی کاندیدای مجلس شود یا نشود و اگر بشوند در زمره کاندیداهای بالقوه ریاست مجلس قرار می‌گیرند مثل آقای دکتر عارف و سایر شخصیت‌ها موکول به این است که انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار و ترکیب مجلس روشن شود، چون ریاست مجلس توسط 290 نفر نماینده مجلس تعیین می‌شود نه براساس پیشداوری‌های قبل از انتخابات.
یعنی بین آقای نجفی و آقای عارف احتمال رقابت همزمان برای در اختیار گرفتن کرسی ریاست مجلس به وجود نمی‌آید؟
خیلی بعید می‌دانم. آقای دکتر نجفی و آقای دکتر عارف هر دو از ظرفیت‌های تاثیرگذار اصلاح‌طلبی هستند. به نظرم اگر انتخاب گزینه اصلاح‌طلبان برای کرسی ریاست مجلس شورای اسلامی دوره دهم قرار باشد از میان این دو شخصیت اتفاق بیفتد آنچه که امروز شاهدش هستیم کوچکترین اختلاف و واگرایی پیش نخواهد آمد.
ترجیح آقای روحانی چیست؟ همانطور که شما اشاره کردید همکاری عملی آقای لاریجانی با دولت را هنگام بررسی برجام در مجلس شاهد بودیم باتوجه به اینکه یک سال بعد از آغاز کار مجلس دهم در‌ 7خرداد 95، انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 خواهد بود و آقای روحانی در یک سال باقیمانده نیاز به همراهی زیاد مجلس برای نمایان کردن دستاوردهای چهار سال ریاست‌جمهوری خود دارد، به نظر شما او از میان آقایان عارف، نجفی و لاریجانی ‌ترجیح می‌دهد کدام یک رئیس مجلس شود؟
آقای دکتر روحانی دیگر دکتر روحانی کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 نیست. او الان در جایگاه دومین مقام سیاسی- اجرایی کشور قرار دارد و مسئول حسن اجرای انتخابات است. من تا به حال نشنیدم آقای دکتر روحانی خارج از این جایگاه موضعگیری کند درباره مقولاتی از جنس اینکه چه کسی رئیس مجلس باشد و یا ترکیب مجلس آینده چگونه شود. ضمن آنکه با فرضی که گفته شد حتما آقای دکتر روحانی و دولتش در صورتی که آقای دکتر عارف عنصر کلیدی مجلس دهم باشد همچنان که در جریان انتخابات 24 خرداد 92 از گذشت و فداکاری دکتر عارف برخوردار شد به طریق اولی وقتی دکتر عارف در جایگاه ریاست مجلس آینده قرار بگیرد دولت یازدهم می‌تواند از همکاری و هماهنگی دو قوه بهره‌مند شود و با فرضی که گفته شد به نظر من دولت یازدهم از جانب مجلس محدودیت و مشکلی نخواهد داشت.