اگر قرار بر این باشد که تحرکات اصلاح‌طلبان در آستانه انتخابات، تحلیل و بررسی شود حتما می‌توانیم اینگونه استنباط کنیم که فهرست انتخاباتی این جناح از نتیجه زور‌آزمایی طیف چپ و راستش حاصل خواهد شد. یا به بیان دیگر اکنون میان حامیان اکبر هاشمی‌رفسنجانی و محمد خاتمی نبردی پشت‌پرده در گرفته که حتما در 4 ماه آینده حاصل این وزن‌کشی برای آینده جناح تعیین‌کننده خواهد بود.

هاشمی ‌از اصلاح‌طلبان چه می‌خواهد؟
نگاه دقیق به تحولات اصلاح‌طلبان نشان می‌دهد که بازی در سطح بازیگران سطح نخست در جریان است و حالا این هاشمی رفسنجانی است که توسط حزب کارگزاران یک هدف مهم را دنبال می‌کند: «ریاست مجلس نباید به فردی از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب برسد». این ادعا شاید در ابتدا چندان باور‌پذیر به نظر نرسد اما درست شبیه همان رفتاری است که در انتخابات سال 92 تجربه شد. چه اینکه برخی معتقدند اگر همان عقبه سیاسی که در روزهای آخر موجبات پیروزی روحانی را پدید آورد با شیفت به عارف ممکن بود او را نیز رئیس‌جمهور کنند. هر چه بود محمد‌رضا عارف با فشار همه‌جانبه نمایندگان هاشمی رفسنجانی حذف شد و صندلی احمدی‌نژاد به یک راست‌گرا رسید. فردی که شباهت‌های زیادی به هاشمی‌رفسنجانی داشت و البته تفاوت‌های قابل شماری با محمد خاتمی.
حالا هم همان ماجرا به نوعی دیگر در حال تکرار است. سخن غالب چهره‌های شاخص کارگزاران این است که محمد‌رضا عارف نمی‌تواند سر‌لیست باشد و نمی‌تواند رئیس مجلس شود. نهایت جایگاهی که اصلاح‌طلبان راستگرا برای عارف قائل شده این است که او می‌تواند رئیس فراکسیون اصلاح‌طلبان در پارلمان آینده باشد.
به صورت دقیق‌تر، غلامحسین کرباسچی در مورد وضعیت محمد‌رضا عارف در صورت کاندیداتوری ناطق‌نوری گفته است: «عارف از نیروهای خوبی است که تجربه معاون اجرایی و وزارت را در کارنامه خود دارد و در مجلس می‌تواند نقش خوبی ایفا کند، اما بحث این نیست که یا عارف در انتخابات مجلس حضور داشته باشد و یا ناطق‌نوری؛ به هر حال مجلس 290 کرسی دارد و همه شخصیت‌های خوب و توانمند می‌توانند در آن حضور داشته باشند و این انتخابات مجلس می‌تواند این شخصیت‌ها را جمع کند.» همسو با کرباسچی، حسین مرعشی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران هم در گفت‌وگویی درباره ائتلاف اصلاح‌طلبان روی محوریت ناطق‌نوری گفته است: «با توجه به وضعیتی که در بین اصلاح‌طلبان به‌وجود آمده، با آمدن شخصیتی مثل ناطق‌نوری نه تنها این اتئلاف خوب است بلکه خیلی چیزها را برای دیگران مشخص می‌‌کند. برای اصلاح‌طلبان شایسته‌تر و کارکشته‌تر از ناطق‌نوری کسی نیست. ایشان باتوجه به عقبه سیاسی خیلی خوبی که برای خود رقم زده و باتوجه به‌ویژگی‌هایی که دارند می‌‌توانند این جبهه را حفظ کنند.
ائتلاف اصلاح‌طلبان با شخصیت‌های اصولگرای میانه‌رو مثل ناطق‌نوری و امثال اینها موجب می‌شود آنها با دولتی که روی‌کار است در کشور قوام پیدا کرده و آثار این ائتلاف را مردم ببینند. آنچه تاکنون مسجل شده این است که علی‌اکبر ناطق‌نوری بنای ورود به انتخابات را ندارد و طرح آن از سوی اصلاح‌طلبان بیشتر برای برهم ریختن شرایط در اردوگاه اصول‌گرایان است. پس می‌ماند تحلیل اینکه چرا کارگزارانی‌ها تا این حد نام ناطق‌نوری را می‌آورند. شاید یک تحلیل دیگر هم این باشد که آنها روی یک مهره که بنای کاندیداتوری ندارد تبلیغات می‌کنند تا به محمد‌رضا عارف غیر مستقیم بگویند «شما نمی‌توانی سرلیست و رئیس مجلس باشی!» از نشانه‌های جدید هم می‌توان پنداشت که کارگزارانی‌ها برنامه‌های مهم‌تری هم دارند که هنوز زمان رونمایی از آن فرا نرسیده است. آنها گویا در گعده‌های سیاسی خود چند نفر را برای سرلیستی آماده کرده‌اند. اگر تا دیروز برخی از محمد‌علی نجفی به‌عنوان نامزد این حزب برای سرلیستی نام می‌بردند حالا این روزها نام محسن هاشمی هم به میان آمده است. هر چه هست صورت مساله این است که کارگزارانی‌ها یا به بیان بهتر هاشمی‌رفسنجانی نمی‌خواهد فردی از طیف چپ سرلیست باشد مبادا که ریاست مجلس به او برسد. معنای تکرار مدل مجلس پنجم همین است.

سرنوشت عارف
درست از همین ابتدای تحلیل است که باید به وضعیت محمد‌رضا عارف پرداخته شود. واقعیت این است که اکنون محمد‌رضا عارف تفاوت‌های فراوانی با قبل از انتخابات 92 دارد. به یک معنا اگر آن روز که او برای انتخابات ریاست‌جمهوری اعلام کاندیداتوری کرد، می‌شد این اتفاق را در راستای تصمیم شخصی خود او تحلیل کرد امروز اما شرایط تغییر کرده است. شاید چندان دور از واقعیت نباشد که در شرایط فعلی محمد‌رضا عارف را نماینده طیف چپ اصلاح‌طلبان برای سیاست ورزی در انتخابات مجلس بدانیم. او و دوستانش در بنیاد باران به‌گونه‌ای کاملا متفاوت با کارگزاران سازندگی یعنی نمایندگان هاشمی رفسنجانی در میان اصلاح‌طلبان نسبت به انتخابات مجلس نگاه می‌کنند. همین دوگانگی است که فعالیت اصلاح‌طلبان برای اسفندماه را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است. اگر بنا باشد که وضعیت امروز محمد‌رضا عارف و تفاوتش با گذشته را واکاوای کنیم که البته نتیجه و تصویری که از آن حاصل خواهد شد حتما در سمت و سوی تحلیل انتخاباتی مربوط به این جناح تعیین کننده است باید به اکت‌های محمد‌رضا عارف بعد از دولت اصلاحات و گریزهای او برای ورود مجدد به قدرت رسمی نگاه کنیم. محمدرضا عارف پیش از انتخابات سال 88 در گفتگو با شهروند می‌گوید: «ببینید من الان احساس تکلیف و احساس خطر می‌کنم. هیچ امکاناتی هم ندارم. الان حس می‌کنم زمینه یک همدلی فراهم شده است، به همین خاطر مذاکراتم را با دوستانم شروع کرده‌ام. نمی‌خواهم کسی من را با رو‌دربایستی تایید کند. نمی‌خواهم جریان اصلاح‌طلب را وادار به تصمیمی‌بکنم. گرچه ستادهای برخی از سال قبل آغاز شده و دارند فعالیت می‌کنند اما من دنبال این هستم با یک روش نو خودم را مطرح کنم. در یک موقعیت به وجود آمده نیز با ذی نفوذان و بزرگان جریان اصلاح‌طلب مذاکره می‌کنم و بعد رایزنی با جریان اصلاح‌طلب را آغاز می‌کنم. آن وقت تصمیم نهایی را می‌گیرم. اگر شقه شقه شویم شرکت نمی‌کنم. نمی‌خواهم کاندیدای شکست‌خورده باشم. جایگاه معاون اول پیروز بهتر از آن است. هر نظامی افرادی را در آب نمک می‌خواباند تا در شرایط لازم از آنها استفاده کند، فکر می‌کنم من یکی از آن افراد هستم که در آب نمک خوابیده ام. به همین خاطر الان احساس تکلیف می‌کنم و می‌آیم.» محمدرضا عارف در انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی در اعتراض به رد‌‌صلاحیت اصلاح‌طلبان از ادامه رقابت انصراف می‌دهد. در آن انتخابات از وی به‌عنوان نفر اول فهرست انتخاباتی ائتلاف اصلاح‌طلبان نام برده می‌شد. هر چه هست محمد‌رضا عارف در ادامه تصیمات سیاسی‌اش به انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم می‌رسد. او خیلی زودتر از سایر اصلاح‌طلبان تصمیم به حضور در انتخابات می‌گیرد. درست همان زمانی که طیف زیادی از اصلاح‌طلبان فکر می‌کردند که زمان بازگشت به قدرت فرا نرسیده و بهتر است در پوزیشن قهر باقی بمانند. همین تصمیم بود که باعث شد خیلی از همان اصلاح‌طلبان بدون هیچ رودربایستی اتیکت اصلاح‌طلب بدلی را به او بچسبانند و با تمام توان او را از دور رقابت‌ها خارج کنند. عارف ماند، تایید صلاحیت شد اما به روز انتخابات نرسید.
روایت‌تاریخی این انصراف اگر چه تکراری است و بارها مرور شده، اما مداقه در شکل سیاست ورزی طیف راست اصلاح‌طلبان برای خارج کردن محمد‌رضا عارف از گردونه رقابت‌ها و به بیان دیگر فشارها برای از کار انداختن حرکت بال چپ اصلاحات و حرکت جدید آن به نفع بال راست، نشان می‌دهد که نشانه‌هایی که این روزها نمایان شده حاکی از آن است که همان تاکتیک بار دیگر به کار گرفته شده است. این بار کارگزاران با همه توان و حتی شفاف‌تر از آن انتخابات پای کار آمده است تا محمد‌رضا عارف نزول جایگاه کرده و عنان کار را به طیف راست بسپارد یعنی به تکنوکرات‌ها، به نمایندگان هاشمی رفسنجانی در جناح اصلاح‌طلب. دقیقا همین جاست که محمد عطریانفر صریح و رک می‌گوید پرونده انتخابات 92 بسته شد و به عارف توصیه می‌کند از این انتخابات توشه سیاسی نگیرد، آن هم با استفاده از لقب پر‌امتیاز« گذشت».
پس بهتر است آن ماجرای انصراف را مرور کنیم. سایت اینترنتی محمد‌رضا عارف در نیمه شب بیست خرداد 92 انصراف او را با موضع «تمکین از اجماع» با محوریت محمد خاتمی از کاندیداتوری ریاست‌جمهوری اعلام کرد. در اطلاعیه وبگاه او نوشته شد که غروب دوشنبه نامه‌ای را از محمد خاتمی، رئیس‌جمهوری پیشین دریافت کرده و «ایشان طی این نامه در مقام رهبری اصلاحات، ادامه حضورم را در صحنه انتخابات یازدهمین دوره ریاست‌جمهوری مصلحت ندانسته‌اند.» عارف در ادامه نوشته بود: «با عنایت به نظر صریح جناب آقای خاتمی و تجارب انتخابات دو دوره گذشته ریاست‌جمهوری، انصراف خود را از ادامه رقابت‌های انتخاباتی اعلام می‌دارم.» سخنگوی او اعلام کرد؛ عارف به نفع هیچ نامزدی کنار نرفته و ستادهای او به کار خود پایان دادند. او اما هنگام دادن رای خود، اعلام کرد که به نفع حسن روحانی کنار کشیده است. اما چرا محمدرضا عارف تصمیم به انصراف گرفت و پشت‌پرده چه گذشت که محمد خاتمی این نامه را به او نوشت.
علی عسگری، معاون پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرد نزدیک به اکبر هاشمی‌رفسنجانی ماجرا را اینگونه روایت می‌کند: «آقای خاتمی در نامه‌ای به آقای ناطق پیشنهاد کرد که سه نفر از طرف آقای روحانی و سه نفر از طرف آقای عارف معرفی شوند و چند نفر هم مرضی‌الطرفین باشند و این شورا تصمیم بگیرند. بعد آقای ناطق در جلسه‌ای (مراسم عروسی نوه شهید صدوقی) به آقای خاتمی گفته بود، فرصتی برای تشکیل این چنین شورایی وجود ندارد و گفته بود که مگر غیر‌از این است که آقای عارف گفته که «اگر آقای خاتمی به من بگویند، من کنار می‌روم» این موضوع را مکتوب کنید. بنابراین آقای ناطق نقش اثرگذاری داشت که آن نامه را برای آقای خاتمی بنویسد.
در اظهارنظری دیگر در این مورد محمدرضا عارف در مصاحبه با مجله مثلث، از مخالفت خود با مکانیسم شورای مشورتی در انتخابات پرده برداشته و گفته بود: «من دست‌خط خاتمی را ملاک قرار دادم و با مکانیسم شورای مشورتی (هاشمی، خاتمی، ناطق و سیدحسن خمینی) موافق نبودم.» مرور دقیق‌تر اتفاقات آن روزها نشان می‌دهد که نماینده اصلی هاشمی‌رفسنجانی در جناح اصلاح‌طلب یعنی غلامحسین کرباسچی بازوی عملیاتی چنین تصمیمی ‌بوده است. او دلیلش هیچ‌گاه با محمد‌رضا عارف صاف نشده است. حتی حالا که زمان زیادی از انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته او همچنان بر همان طریق است و معتقد است که حد محمد‌رضا عارف ریاست مجلس و شاید سرلیستی اصلاح‌طلبان نیست. همین است که او در سرمقاله رسانه متبوعش به ناطق‌نوری اشاره می‌کند و سودای تشکیل مجلسی شبیه پارلمان پنجم را به همقطارانش یادآوری می‌کند. اما محمد‌رضا عارف بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری با اندوهی از امید به آینده سیاست‌ورزی‌اش وعده حضور در انتخابات مجلس را داده است. او حتی به دولت هم نرفت تا در پارلمان دهم برجسته‌تر باشد. تصمیم به پارلمانتاریست شدن بعد از آن اتخاذ شد که محمد‌رضا عارف با پیشنهاد قابل قبولی از سوی حسن روحانی مواجه نشد. محمد‌رضا عارف در گفت‌وگو با هفته‌نامه مثلث در پاسخ این سوال که آیا روحانی پیشنهاد مشخصی بعد از انتخابات برای وی داشته، پاسخ داد: «من دو ملاقات با ایشان داشتم. ملاقات اول برای تبریک به دفترشان در مرکز تحقیقات استراتژیک رفتم و اعلام آمادگی برای کمک به ایشان و دولت کردم. ملاقات دوم با دعوت ایشان بود. ایشان دو وزارتخانه مشخص را پیشنهاد دادند که من هم عدم آمادگی پذیرفتن مسئولیت اجرایی در سطح وزارت را اعلام کردم. البته من نظر خودم را در مورد افرادی که می‌توانستند تصدی وزارتخانه‌های پیشنهادی را بر عهده بگیرند مطرح کردم. (اگر پیشنهاد ایشان معاونت اول رئیس‌جمهوری بود، شما قبول می‌کردید؟) این پیشنهاد مطرح نشد و چون چیزی در این خصوص مطرح نشد برای همین صحبتی در این مورد نمی‌کنم.»
حسن رسولی، سخنگوی انتخاباتی عارف، در این خصوص، گفته است: «در عرف اداری پسندیده نیست وقتی کسی نفر دوم یک دولت است، مسئولیت یک وزارتخانه را برعهده گیرد یا مانند این است که یک دولت اصولگرا روی کار بیاید و به آقای احمدی‌نژاد که هشت سال رئیس‌جمهور بوده، پیشنهاد وزارت راه و شهرسازی را بدهد. اگرچه اشکالی ندارد، ولی عرف آن را نمی‌پذیرد.»

عارف بدون پناه
کارگزارانی‌ها نمی‌خواهند محمد‌رضا عارف چندان پناه محکمی‌ در اصلاحات داشته باشد مبادا که وزنش آنقدر سنگین شود که هماوردی با او پرهزینه شود. شاید چنین است که محمد‌رضا عارف در پاسخ به سوال روزنامه شرق مبنی‌بر اینکه چرا به سمت راه‌اندازی حزب نمی‌رود، از مخالفانی نام برد که در جبهه اصلاحات به او اجازه راه‌اندازی حزب را نداده‌اند. عارف در این خصوص می‌گوید: «در برنامه ما به‌طور جدی تشکیل حزب مطرح بود. گروه‌های مختلفی که با من ملاقات می‌کردند، عموما دو، سه مطالبه داشتند که یکی از آنها، «تشکیل حزب» بود. بنابراین مطالبه، تقریبا از دو سال قبل، این موضوع در برنامه ما بود. کار سنگین و جدی هم در این‌باره انجام دادیم، اما از ابتدا «عده‌ای مخالف بودند» که من حزب تشکیل دهم و اصرار داشتند در خود جبهه اصلاحات باید فعالیت کنم.» او در ادامه بر این موضوع تاکید می‌کند که موافقان معتقد بودند ما باید خودمان پرچم خاصی داشته باشیم؛ ولی عده‌ای مخالف بودند. عارف با بیان اینکه مخالفان می‌گفتند در آستانه انتخابات مجلس هستیم و امکان دارد با تشکیل حزب شما، این حزب با احزاب دیگر اصلاح‌طلب اختلاف‌نظر پیدا کند؛ توضیح داد: «بحث دوستانی که مخالف بودند، بیشتر این بود که چون هنوز در کشور رویکرد حزبی نداریم، با تشکیل حزب، این حزب با احزاب دیگر اصلاح‌طلب ممکن است اختلاف‌نظر پیدا کند.
زمان که پیش رفت، ضرورت تشکیل حزب قطعی شد، اما با فعالیت انتخابات مجلس روبه‌رو شدیم و اینکه اگر حزبی را زودهنگام تأسیس کنیم، ممکن است همان تلقی دوستان مخالف محقق شود. احساس می‌شد در کنار احزاب اصلاح‌طلب موجود، نقش‌آفرینی و فعالیت‌های ما در داخل جبهه، جهت‌دار شود و به همین دلیل هم حزب نتواند کارایی داشته باشد. به همین دلیل، فرآیند تشکیل حزب به بعد از انتخابات اسفند موکول شد.» مخالفت با راه‌اندازی حزب توسط عارف در حالی در جبهه اصلاح‌طلبان رخ داده است که حزب کارگزاران به‌طور جدی برنامه‌های استانی خود را برای انتخابات در استان‌ها سازماندهی می‌کرد. همچنین احزابی همچون «ندا» برای جذب جوانان اصلاح‌طلب و همچنین حزبی متشکل از تندروهای جریان مشارکت در قالب «حزب اتحاد ملت» در درون جریان اصلاحات آغاز به‌کار کردند.

یک جدال رسانه‌ای!
کارگزاران اکنون به مجلس پنجم فکر می‌کند و یک توقفگاه برای محمد‌رضا عارف ایجاد کرده است. آنها از اصولگرایان سخن به میان می‌آورند و اینکه‌ترجیح می‌دهند تا فردی مثل ناطق‌نوری و علی لاریجانی فعلا رهبر مشترک اصلاح‌طلبان و برخی اصولگرایان باشد. چیزی شبیه همان ایده هاشمی برای دولت که این بار برای پارلمان در نظر گرفته شده است.
علیرضا خامسیان چهره نزدیک به محمدرضا عارف به این رویکرد کارگزارانی‌ها واکنش نشان داده بود. علیرضا خامسیان در پاسخ به سوالی درخصوص حمایت اصلاح‌طلبان از کاندیداتوری چهره‌های اصولگرا مانند ناطق‌نوری و لاریجانی در انتخابات مجلس آینده گفته است: «اگر به قاعده دموکراسی معتقدیم پس باید بپذیریم که هر رسانه دیدگاه‌های خود را به صورت شفاف مطرح کند ولی اصحاب رسانه باید مراقبت کنند جای مردم تصمیم نگیرند.» وی با بیان اینکه بلایی که متاسفانه چند صباحی است برخی احزاب و رسانه‌ها به آن مبتلا شده‌اند نگاه کاسبکارانه به انتخابات و به تبع آن برخی شخصیت‌های سیاسی است، اظهار داشت: «با پروپاگاندای رسانه‌ای تلاش می‌کنند یک چهره سیاسی را برای حضور در عرصه انتخابات مطرح و‌ ترغیب کنند تا در آینده بتوانند برخی منویات اقتصادی و بعضا سیاسی را از آن فرد مطالبه کنند.»

عارف استارت زده است
اما محمد‌رضا عارف گویا تصمیم خود را گرفته است. او در هماوردی با نمایندگان هاشمی‌رفسنجانی در جناح اصلاحات فعلا بنا دارد به تلاش‌هایش ادامه دهد تا شاید در این وزن‌کشی بتواند جایگاهی که به آن دست‌یافته را حفظ کرده و سوپر‌استار لیست اصلاحات شود برای انتخابات اسفند ماه. حسن رسولی، رئیس ستاد انتخاباتی عارف در توضیح برنامه‌های عارف برای انتخابات مجلس دهم و همچنین کارویژه‌های ستادهای وی در استان‌ها گفته است: «دکتر عارف بنا به نقش تعیین‌کننده‌ای که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ٩٢ داشتند از ناحیه اصلاح‌طلبان مورد انتظارات و تقاضاهایی قرار دارند. یکی از این توقعات حضور او به‌عنوان یکی از نامزدهای احتمالی حوزه انتخابیه تهران، شمیرانات، اسلامشهر و شهر‌ری است. باتوجه به این تقاضا و اینکه احتمالا او این پیشنهاد را بپذیرد علاوه بر اینکه به‌عنوان یکی از شخصیت‌های اصلاح‌طلب در فرآیند فعالیت‌های انتخاباتی سراسر کشور و تهران نقش‌آفرین خواهند بود، باید سازمان و مدیریتی برای پیشبرد امور تبلیغاتی، اداری، حقوقی، سیاسی و سایر اموری که مرتبط با پروژه انتخابات مجلس است داشته باشند. مناسبات ستاد فردی انتخاباتی دکتر عارف با سازمان و مدیریت انتخاباتی جبهه اصلاح‌طلبان همانند سایر نامزدهای انتخاباتی مجلس دهم خواهد بود. اول ستاد انفرادی کاندیداها و دوم ستاد ائتلاف و متشکل جریان اصلاحات که این دو بخش برای همه کاندیداها ا‌ز جمله آقای عارف به صورت مکمل و در طول یکدیگر فعالیت خواهند کرد. به محض شروع عملیات انتخاباتی ستادهای کاندیداها با تابلو و با عنوان ستاد انتخابات برای سراسر کشور فعالیت‌های خود را آغاز می‌کنند. از روزی که وزیر کشور آغاز برنامه انتخاباتی را اعلام می‌کنند که از ٢٨ آذر خواهد بود و با ثبت‌نام داوطلبان نامزدی انتخابات مجلس، برنامه زمانبندی انتخابات آغاز می‌شود و همزمان با آن تشکیلات تفصیلی ستاد انتخابات آقای عارف طراحی و اعلام خواهد شد.»

جدال تعیین کننده
هر چه هست اکنون نمایندگان محمد خاتمی بر محمد رضا عارف اصرار دارند اما نمایندگان هاشمی رفسنجانی بر یک اصولگرا مثل ناطق ناطق نوری یا علی لاریجانی .چنین است که غلامحسین کرباسچی در تازه‌ترین اظهار نظرش گفته است : « ملاک ما برای معرفی کاندیدا در انتخابات مجلس باید صلاحیت علمی، دانش و تجربه کافی برای اداره امور و دلسوزی برای مردم باشد. دکتر لاریجانی از شخصیت هایی است که در مساله برجام اثبات کرده که منافع ملی را بر منافع حزبی و گروهی ترجیح می دهند و امروز بسیاری از افراد می گویند ایشان صلاحیت چنین سمتی(ریاست مجلس) را دارد.»
با این تفاسیربه نظر می‌سد نتیجه جدال کارگزاران و بنیاد‌باران، شکل فهرست اسفندماه را تعیین خواهد کرد.