سفر اخیر ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه به تهران و ‌ دیداروی با مقام معظم رهبری، مولد تحلیل‌های تازه‌ای در فضای داخلی و بین المللی کشورمان بوده است. محصول این دیدار موثر و مفید، افزایش همکاری‌های تهران و مسکو در نظام بین‌الملل و خصوصا مساله بحران سوریه خواهد بود. سفر اخیر پوتین به تهران نشان داد میان ایران و روسیه در درک بحران و توصیف خاستگاه آن، تفاهم وجود دارد. از سوی دیگر، این سفر درست در زمانی صورت گرفت که به سبب عملیات نظامی گسترده محور مقاومت در سوریه و همچنین عملیات هوایی روسیه، تکفیری‌ها بدترین شرایط موجود را از آغاز بحران ‌سوریه تجربه می‌کنند. تکفیری‌ها که غرب همچنان به تنفس مصنوعی به آنها ادامه می‌دهد، هم‌اکنون بیش از هر زمان دیگری در سرزمین شام احساس استیصال و ناتوانی می‌کنند. این استیصال روز‌به‌روز افزایش یافته و متعاقبا صاحبان غربی تکفیری‌ها و کشورهای مرتجع عربی را نگران ساخته است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار ولادیمیر پوتین ‌ به نکات مهم و ارزشمندی در حوزه سیاست خارجی کشور اشاره فرموده‌اند. ایشان در این خصوص تاکید کرده‌اند: «نقشه بلندمدت آمریکا برای منطقه به زیان همه ملت‌ها و کشورها به‌ویژه ایران و روسیه است و باید با هوشمندی و تعامل نزدیک‌تر، آن را خنثی کرد.... آمریکایی‌ها و دنباله‌های آنها در مساله سوریه درصددند اهداف تحقق‌نیافته خود از راه نظامی را در عرصه سیاسی و پای میز مذاکره محقق کنند که باید با هوشمندی و از موضع فعال، جلوی این کار را گرفت...»
در خصوص سخنان مقام معظم رهبری در دیدار پوتین و کلیت روابط جمهوری اسلامی ایران و روسیه لازم است نکاتی را به صورت سلسله وار مدنظر قرار دهیم:
1- ایران و روسیه در قبال بحران سوریه به درک مشترکی رسیده و در صورت‌بندی این بحران به صورت همسو حرکت می‌کنند. صورت‌بندی آنچه امروز در منطقه و نظام بین‌الملل می‌گذرد چندان ساده به نظر نمی‌رسد. ایجاد این کلاف چند لایه و تو در تو از یک سو ریشه در پیچیدگی‌های ذاتی منطقه و از سوی دیگر، ریشه در سیاست‌های موذیانه غرب و مهره‌های آن در قبال جهان اسلام دارد. در این میان «نبرد در سوریه» محملی برای رصد بازی واقعی غرب و دیگر بازیگران بین‌المللی در قبال تحولات این کشور و منطقه است. چندی پیش غرب با تشکیل ائتلاف «مقابله با داعش» رسما ورود خود را به میدان نبرد در سوریه اعلام کرد اما نتیجه این ظاهرسازی، چیزی جز تقویت گروه های تکفیری توسط حامیان غربی و عربی آنها نبود. به عبارت بهتر، واشنگتن و متحدان غربی و عربی آن به جای آنکه‌در صدد «نابودی داعش» برآیند، به‌دنبال «مدیریت داعش» و حفظ این تهدید تروریستی در منطقه بر‌آمدند. این موضوعی است که از سوی هر دو طرف یعنی ایران و روسیه نسبت به آن تاکید شده است. به عبارت بهتر، تهران و مسکو هر دو بر این باور صحیح استوارند که غرب هیچ گاه‌در صدد نابودی واقعی گروه‌های تروریستی و تکفیری بر نیامده و نخواهد آمد. از این رو گارد تهران و مسکو ‌در برابر اقدامات واشنگتن در تقویت گروه‌های تکفیری و نابودی ملت سوریه بسته است.
2- تکیه بر اصل رصد هوشمندانه بازی رقیب و در راس آن ایالات‌متحده آمریکا، اصلی‌ترین رمز موفقیت ما در برابر دشمنان قسم خورده نظام جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود. هوشمندی در قبال ایالات متحده آمریکا در سایه عدم اعتماد به دشمن و تکیه بر ظرفیت‌های فراوان بالقوه و بالفعل موجود در حوزه دیپلماسی و سیاست خارجی ما امکانپذ‌یر خواهد بود. «رصد هوشمندانه» در هر حوزه‌ای اصلی‌ترین پیش شرط مواجهه مبتکرانه و صحیح با رفتار رقیب محسوب می‌شود. «ابتکار» به‌عنوان ابزار دیپلماسی در عرض واژه «هوشمندی» تعریف می‌شود.چنانکه مقام معظم رهبری قبلا نیز تاکید کرده‌اند، هم‌اکنون ما در پیچی تاریخی قرار داریم. تحولات خاص در منطقه و نظام بین‌الملل و خصوصا رخدادهایی که در محدوده جغرافیایی و سیاسی جهان اسلام رخ می‌دهد، الزام ما نسبت به رصد هوشمندانه تحولات بین‌المللی و رفتار
تک تک بازیگران‌ حوزه جهانی را دوچندان می‌سازد. این قاعده در خصوص ایالات متحده آمریکا بیشتر از دیگران صادق است.
3- با چینش گزاره‌های منطقی و عقلانی و تحلیل آنها در بستر نظام منطقه‌ای و بین‌الملل امروز در می‌یابیم که عدم پاسخ‌دهی به تقاضای روس‌ها برای برقراری روابط استراتژیک با ایران مبنایی عقلانی و منطقی ندارد.باید از روابط با کشورهای روسیه،چین، هند و.... جهت حفظ و افزایش قدرت مانور بین‌المللی خود استفاده بهینه را کرده و اهمیت بالای استراتژیک این روابط را فدای مناسبات تاکتیکی خود با غرب نکنیم. یکی از خطرناک‌ترین بازی‌های آمریکا در قبال مخالفان و دشمنانش، هدایت بازی استراتژیک آنها در زمین بازی تاکتیکی غرب است. واشنگتن استعداد زیادی دارد که استراتژی کشورها را به پای تاکتیک‌های خود ذبح کند. بنابراین باید در رصد این بازی غرب و خنثی سازی آن هوشیار بود. یکی از راهکارهای مهم در قبال این مساله، همگرایی با بازیگرانی است که غرب نسبت به آنها نیز نگاهی تهدید محور دارد. هم‌اکنون که واشنگتن و ناتو در تقابل با قدرت مسکو به سر می‌برند، بهترین زمان برای تعریف یک همگرایی موثر و مفید با روس‌هاست، خصوصا اینکه مسکو با ورود هوشمندانه خود به میدان نبرد با داعش و تکفیری‌ها در سوریه، آمادگی عملی خود را جهت ایجاد این همگرایی اعلام کرده است. باتوجه به شکاف میان روسیه و غرب در منطقه و جهان و وضعیتی که میان این دو حاکم است، دلیل و منطقی وجود ندارد که ما نسبت به این شکاف ‌بی‌تفاوت مانده و از آن استفاده لازم را در شکل دهی کامل‌تر همگرایی با مسکو صورت ندهیم. باید در نظر داشت که نظام بین‌الملل زمین بازی با ثوابت و متغیرها و استفاده از فرصت‌های موجود و ناگهانی در جهت تقویت پازل استراتژیک ما در منطقه و جهان خواهد بود. در چنین شرایطی‌فرصت سوزی‌های ناشی از خطاهای محاسباتی و یا ارسال آدرس‌های نادرستی که امکان ما برای بهره‌مندی از فرصت‌ها را از بین ببرد، هزینه‌های زیادی به سیاست خارجی کشور تحمیل خواهد کرد.
4- مقام معظم رهبری از راهبرد بلند مدت ایالات‌متحده آمریکا در منطقه سخن به میان آورده‌اند. راهبرد بلندمدت واشنگتن در منطقه چیزی جز استیلای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بر جهان اسلام و‌تقسیم منطقه به چندین کشور جدید نیست. پتکی که ایالات متحده آمریکا و انگلیس جهت کوبیدن در میان نقشه جغرافیایی جهان اسلام بالا برده‌اند، تحت تاثیر ذکاوت و هوشمندی بازیگران محور مقاومت هنوز پایین نیامده است اما رصد مستمر واشنگتن در عراق،افغانستان، سوریه و یمن و تلاش واشنگتن برای تقسیم هدفمند منطقه
مساله ای‌است که می‌توان آن را از رفتار مقامات آمریکایی استنباط کرد. جو‌بایدن معاون رئیس‌جمهور ایالات‌‌متحده آمریکا علنا طرفدار تز تقسیم عراق به سه منطقه
شیعه نشین، سنی نشین و کرد نشین است. همچنین تقسیم یمن به یمن شمالی و جنوبی موضوعی است که در اتاق‌های فکر آمریکا روی آن به مدت مدیدی کار شده است. این قاعده در قبال سوریه نیز صادق است.‌تقسیم بندی کشورها بر‌اساس قومیت‌ها و‌وابسته سازی کشورهای جدید به بازیگران غربی خارج از منطقه راهبرد کلانی است که واشنگتن، تل‌آویو و لندن روی آن تمرکز ویژه‌ای دارند.
5-‌نکته دیگری که باید نسبت به آن توجه داشت، به بازی خاص داعش و گروه‌های تکفیری در این معادله
باز می‌گردد. بازی تاکتیکی داعش درست در جهت تکمیل استراتژی‌های کلان و میان مدت ایالات متحده آمریکا در منطقه صورت می‌گیرد. به عبارت بهتر، بازی تاکتیکی داعش در زمین بازی استراتژی آمریکا موضوعی نیست که بتوان آن را نادیده انگاشت. «بکش تا کشته نشوی» خمیرمایه نگاه ابزاری ایالات متحده آمریکا نسبت به داعش را تشکیل می‌دهد. داعش از سوی آمریکا موظف است در داخل محدوده جغرافیایی جهان اسلام دست به عملیات بزند و در همان محدوده نیز نابود شود. البته محاسبات ایالات‌متحده آمریکا در این معادله نادرست از آب در‌آمد! تهدید بخشی از داعش هم‌اکنون متوجه مرزهای ایالات‌متحده و اتحادیه اروپا شده است. در اینجاست که تروریسم مولد باید هزینه تولید و پمپاژ ترور در منطقه را بپردازد. هزینه‌ای که در درآمدهای استراتژیک و تاکتیکی آمریکا از راه اندازی داعش گنجانده نشده بود!این در حالی بود که مقام معظم رهبری حدود یک‌سال و نیم گذشته در خصوص ارتباط داعش و خاستگاه غربی آن و
هزینه سازی‌هایی که بعدها داعش برای صاحبان واقعی خود خواهد کرد، هشدار داده بودند. معظم له سال گذشته در دیدار امیر کویت تاکید کرده بودند:
‌‌‌‌‌«متأسفانه برخی کشورهای منطقه متوجه خطری که گروه‌های تکفیری در آینده برای خود آنها ایجاد خواهند کرد، نیستند و همچنان در حال حمایت از این گروه‌ها هستند. برخی کشورهای منطقه اکنون با کمک به گروه‌های تکفیری، از کشتار و جنایات آنها در سوریه و برخی کشورهای دیگر حمایت می‌کنند اما در آینده نه چندان دور، این گروه‌ها بلای جان همان کشورهای حامی ‌خواهند شد و در نهایت مجبور خواهند بود که با هزینه زیاد، آنها را از بین ببرند.»
6- رهبر انقلاب در خصوص مساله سوریه و مذاکراتی که حول این بحران صورت می‌گیرد نیز به نکته عمیقی اشاره کرده‌اند. واقعیت امر این است که ایالات متحده آمریکا تعادل و توازن «هزینه» و «فایده» بحران‌سازی در سوریه را در سیاست خارجی خود به بدترین نحو ممکن از دست رفته می‌بیند: خطر گروه‌های تکفیری و در راس آنها داعش متوجه امنیت غرب شده است، نظام سوریه به قوت خود باقی‌است، تروریست‌ها در صحنه میدانی هر روزه متحمل شکست‌های بیشتری می‌شوند، ورود روسیه به حوزه عملیاتی در سوریه محاسبات امنیتی و استراتژیک غرب را بر هم زده است، استراتژی مدیریت داعش از سوی غرب دیگر پاسخگو نیست، متحدان منطقه‌ای ایالات‌متحده آمریکا از جمله عربستان سعودی و قطر که مصادر منطقه‌ای حمایت از داعش هستند روز به روز دچار سردرگمی ‌بیشتری در این روند می‌شوند و از همه مهم‌تر اینکه محور مقاومت تحت تاثیر بحران سوریه مستحکم‌تر و قدرتمندتر شده است. هر یک از این موارد مصادیق شکست ایالات متحده آمریکا در قبال تحولات سوریه محسوب می‌شود. واشنگتن در عرصه جنگ میدان را در سوریه باخته و هزینه‌های این شکست نیز روز به روز به صورت تصاعدی افزایش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی واشنگتن به میز مذاکره پناه برده است. میز مذاکره‌ای که در آن بتواند دستاوردهای از دست رفته را احیا و جبران نماید. بدیهی است که اگر این بازی خطرناک آمریکا به حسن رفتار واشنگتن در قبال بحران روسیه حسن تفسیر شود، هزینه‌های محاسباتی جبران ناپذیری برای بازیگران دلسوز در حل بحران سوریه خواهد داشت.
7- تنها راه حل بحران سوریه، قطع تنفس مصنوعی گروه‌های تروریستی از سوی واشنگتن و کشورهای مرتجع عربی و احترام گذاشتن به حاکمیت و اراده ملی سوری‌هاست. تعیین تکلیف برای ملتی که دارای ساختار سیاسی و نهادهای حکومتی است اساسا غیر قابل قبول است، چه این اقدام پشت‌میز مذاکره و چه این اقدام در صحنه نبرد صورت گیرد. در این معادله اخم و لبخند طرف‌های مذاکره کننده و رضایت یا عدم رضایت آنها از انتخاب یک ملت اساسا محلی از اعراب ندارد. میز مذاکرات سوریه محل معامله بر سر استقلال و آزادی یک ملت نیست، بلکه محلی برای تفهیم موضوع «لزوم نابودی تروریسم» و پایان یافتن حمایت غرب از تکفیری‌هاست. امنیت ملی سوریه موضوعی نیست که بتوان حدود و ثغور آن را پای میز مذاکره تعیین کرد. حدود و ثغور این امنیت در سال 2014 میلادی و با انتخاب رئیس‌جمهوری منتخب در سوریه‌ترسیم شده است. بدیهی است که اگر ایالات‌متحده آمریکا به این راهکار تن ندهد، در آینده‌ای نزدیک شاهد افزایش دوباره هزینه‌های حمایت از تروریسم خواهد بود. ایالات متحده آمریکا باید شکست خود در سوریه را پذیرفته و اساسا به فکر دستاوردی در این میدان نباشد زیرا از ابتدا نیز مشخص بود راه‌اندازی جنگ نیابتی در سوریه نتیجه‌ای جز شکست برای کاخ سفید و متحدان غربی و عربی آن نخواهد داشت. در چنین معادله‌ای، دیپلماسی
جنگ طلبانه آمریکا در قبال دمشق باید بیش از پیش از سوی بازیگران آگاه در عرصه بین‌الملل و دلسوزان واقعی ملت سوریه مورد رصد و تحلیل قرار گیرد.
در نهایت اینکه سفر مفید و موثر اخیر ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه به تهران نشان داد همکاری‌های ایران و روسیه و تکیه این دو بر همکاری‌های مشترک در قبال سوریه نقش مهمی‌ در مهار بازی خطرناک غرب در دمشق ایفا خواهد کرد. هم‌اکنون اصلی‌ترین هدف مشترک ایران و روسیه در سوریه، ممانعت از استیلای غرب بر معادلات داخلی کشوری آسیب دیده است. کشوری که از سوی تکفیری‌های وابسته به غرب و ارتجاع عرب دچار آسیب گردیده اما همچنان استوار در مقابل توطئه پردازی‌های غرب و بازیگران منطقه‌ای وابسته به آمریکا ایستاده است.