آقای ایمانی! اگر بنا باشد در مورد آقای لاریجانی و نقش ایشان در انتخابات آینده صحبت کنیم حتما باید اکت‌های جدید ایشان را در محاسبات خود منظور کنیم. از حضور ایشان در جلسه انتخاباتی با آقایان ولایتی، ناطق‌نوری و مقتدایی گرفته تا تشکیل حزب جدیدشان و البته حمایت‌های روشن طیف‌هایی از اصلاح‌طلبان از ایشان. سوال این است که چهار ماه مانده به انتخابات تحرکات سیاسی آقای لاریجانی را چگونه تحلیل می‌کنید؟
دوران انتخابات همیشه یک برهه مهم و حساس برای جریان‌ها و شخصیت‌های سیاسی است. چه‌بسا بسیاری از شخصیت‌های سیاسی طی سالیان گذشته داشتیم که دوران انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری به دلیل نوع عملکردشان بعضا کم‌فروغ‌تر شده‌اند یا بالعکس. بنابراین زمان انتخابات برای شخصیت‌های سیاسی، دوره بسیار مهمی ‌است. در این مورد خاص در مورد آقای لاریجانی هم همین‌طور است. مسلما آقای لاریجانی از شخصیت‌های اصولگرا محسوب می‌شود. همین جا می‌خواهم یک نکته مهم را مورد تاکید قرار دهم. اگر ایشان یا اطرافیانشان هرگونه تلاشی کنند تا برای وی چهره‌ای بسازند که دارای نوعی قالب اصلاح‌طلبی- اصولگرایی است، به‌شدت به چهره ایشان آسیب خواهد زد و جایگاه‌شان در آینده سیاسی کشور به‌شدت تضعیف خواهد شد. البته ایشان به دلیل اینکه احساس می‌کند در مجلس آینده احتمالا اصلاح‌طلبان نقش بیشتری خواهند داشت، تمایل دارد و تلاش می‌کند به‌گونه‌ای حرکت کند که هم اصلاح‌طلبان را به نوعی با خود هماهنگ داشته باشد و هم اصولگرایان را. او جایگاه ریاست آینده مجلس را نشانه گرفته و کسی که بخواهد ریاست مجلس را داشته باشد علی‌القاعده باید این دو جریان سیاسی که هر دو شاید در مجلس آینده نقش برابر داشته باشند را به‌نوعی راضی نگه دارد تا بتواند به هدفش برسد. او راه میانه‌ای را در پیش‌گرفته که یک تشکیلات مستقلی را سازماندهی کند تا مثلا چهره‌های معتدل هر دو جناح یا افراد مستقل را در لیستی مشترک تحت بیرق جبهه رهروان ولایت دور هم جمع کند که قاعدتا خودش هم سردمدار این حرکت خواهد بود.
آیا این در ادامه جریان حرکت انتخاباتی مولود سال 1392 است؟ منظور من این است که این اقدام علی لاریجانی در راستای همان جریان اعتدال است یا ما با پدیده‌ای جدید مواجه شده‌ایم؟
نه، اصلا نامش را اعتدال نگذارید چراکه ممکن است تشابه به وجود آورده و ما را از تحلیل درست موضوع منحرف کند. اصلا بحث اعتدال مطرح نیست. اصلا جریان آقای روحانی هم جریان نبود، یعنی من اعتقاد ندارم که جریان بود. یک جریان، مولفه‌های خاصی را می‌طلبد. ایشان یک شعار انتخاباتی به نام اعتدال سر دادند و در زمان انتخابات به هر دلیل 51درصد آراء را کسب کردند و بعد از آن هم به‌عنوان یک حرکت سیاسی، تفکر، مبنا و منش نتواست در جامعه نهادینه شود و مولفه‌هایی به لحاظ فکری و اجرایی داشته باشد. این فقط یک شعار انتخاباتی مثل همه شعارهای انتخاباتی دیگری بود که سایر کاندیداها دادند.
یعنی آقای لاریجانی قصد قرض گرفتن از این سرمایه را ندارد؟
نه، به نظرم ایشان اصلا در پی سوار شدن بر آن موج نیست. البته تلاش دارند به‌گونه‌ای حرکت کنند که اصولگرایان را خیلی تحریک نکنند و در مقابل آنها نایستند. اصطلاحا خروج از جبهه اصولگرایی نکنند چراکه همه وجود آقای لاریجانی از اصولگرایان سرچشمه گرفته و نمی‌تواند سر یک پیچ ناگهان بپیچد و به یک طرف دیگر برود. در این صورت دیگر لاریجانی، لاریجانی نیست. نه می‌تواند از جبهه اصولگرایان خارج شود و نه به ویترین اصلاح‌طلبان وارد شود و نه می‌خواهد به‌گونه‌ای حرکت کند که دولتی‌ها به نوعی در مقابل ایشان بخواهند موضع‌گیری کنند. بلکه می‌خواهد به تعبیری همه را داشته باشد تا در مجلس بعدی بتواند جایگاه فعلی را حفظ کند. لازمه این کار از نظر ایشان این است که تشکیلات جداگانه‌ای از اصولگرایان راه بیندازند. البته برای اینکه اصولگرایان را هم راضی نگه دارد طبیعتا تعدادی از چهره‌های اصولگرا را در داخل لیست خود خواهد گذاشت تا آنها را هم خیلی تحریک نکند. شاید از چهره‌های خیلی شاخص اصلاح‌طلبان هم در لیست خود استفاده نکند تا خیلی تحریک‌کننده نباشد و یک حرکت وسط را در پیش می‌گیرد. برای همین هم برنامه جبهه پیروان ولایت را سازماندهی کرده است. تصور می‌کنم جلسات چهار نفره هم چندان جدی نباشد و منجر به این نخواهد شد که یک حلقه چهار نفره‌ای شکل بگیرد که در کنار جریان اصولگرایی و بین اصولگرایان و اصلاح‌طلبان آن چهار نفر بخواهند لیستی را تشکیل دهند. چون آقای ناطق‌نوری باتجربه‌تر از این است که بخواهد این‌طور حرکاتی صورت دهد که بعدا ممکن است در لحظات آخر باز هم تنها بماند، همان طور که در انتخابات 84 تجربه‌اش را دارد.
آقای ایمانی! به‌نظر اینکه بگوییم این جلسات چندان جدی نیست شاید درست نباشد. به‌هر‌حال آقایان ولایتی و ناطق‌نوری هر دو تجاربی دارند و در ادبیات سیاسی جزو محافظه‌کاران محسوب می‌شوند. آقای لاریجانی هم همین‌طور و به آن معنا خیلی اهل خطر نیستند. اینکه سه نفر محافظه‌کار به‌رغم همه تجاربشان کنار هم نشستند و علنی هم می‌شود و تائید می‌کنند. به‌نظر می‌رسد قصد حرکت نمادین ندارند و لابد اهداف و برنامه‌هایی هم در سر دارند. آیا در بدبینانه‌ترین حالت این به معنای استقلال از جریان راست اصولگراست یا اینکه این افراد با تحلیلی که پیدا کرده‌اند می‌خواهند با کنار هم قرار گرفتن تبدیل به یک وزنه شده و با طیف دیگر اصولگرایان وارد مذاکره شوند؟
نه آقای ناطق و نه آقای ولایتی و نه آقای لاریجانی و نه آقای مقتدایی هیچ کدام حرکتی نخواهند کرد که خودشان را در مقابل اصولگرایان قرار دهند. ماهیت این چهار بزرگوار و همه سلول‌های بدنشان اصولگراست و هر‌چه دارند از جریان اصولگرایی است. بنابراین خودشان را در مقابل جریان اصولگرایی قرار نمی‌دهند. ممکن است در کنار آن باشند اما در مقابلش نخواهند بود. از اساس این نشست دوستانه‌ای بوده است و چندان جدی به نظر نمی‌رسد. درواقع یک حرکت مستقل سیاسی برای انتخابات نخواهد بود. باتوجه به سابقه‌ای که از آقای ولایتی در خصوص انتخابات 92 داریم و حرکت‌شان در زمان انتخابات و همینطور باتوجه به سابقه‌ای که از آقای لاریجانی وجود دارد که قدرت زیادی در مانورهای سیاسی در زمان‌های مختلف دارند تصور می‌کنم آقای ناطق‌نوری خودشان را در کنار افرادی که قدرت مانور زیادی از لحاظ سیاسی دارند، قرار نمی‌دهند. ضمن اینکه تجربه سال 84 را دارند و تلخی‌اش در کام ایشان باقی است.
اجازه بدهید سوالم را تکرار کنم. من می‌خواهم بدانم این جلسات چهار نفره و تشکیل جمعیت رهروان ولایت را می‌توانیم نوعی تلاش آقای لاریجانی برای استقلال از راست سنتی تلقی کنیم؟
باید شخصیت آقای لاریجانی را بشناسیم و بعد راجع به این موضوع اظهارنظر کنیم. آقای لاریجانی قدرت مانور بسیار زیادی دارد. نگاه می‌کند ببیند که جریان انتخابات مجلس به کدام سمت می‌رود. اگر احساس ایشان این باشد که اکثریت قابل توجه‌شان احتمالا اصولگرا باشند با اصولگرایان خواهد ماند و رهروان ولایت را هم راه نخواهد انداخت ولی اگر احساس‌شان این باشد که اینها به هر دلیلی در افکار عمومی تضعیف شده‌اند و جریان‌های دیگری امکان حضور در انتخابات مجلس را دارند، تلاش می‌کند تا به نوعی خود را از جریان اصولگرایی کنار بکشد تا بتواند از منافع آن طرف هم برخوردار باشد. اگر شخصیت سیاسی ایشان را طی 25 سال گذشته مانتیتور کنید موارد بسیار متعددی را می‌بینید که حرکات این‌چنینی در رفتار سیاسی‌شان دارند. هیچ بعید نیست اگر ببیند جریان اصولگرایی رو به افول است آرام‌آرام به جاده دیگر بروند و اگر رو به صعود است آرام‌آرام با آنها همراه و همدل شوند. برخلاف برخی شخصیت‌های دیگر که می‌بینند که اگر اصولگرایان رو به افول هستند باز هم در همان جریان می‌مانند و خودشان هم سقوط کرده و اصطلاحا از قدرت خارج می‌شوند، یعنی هزینه‌اش را هم می‌پردازند.
همین جا یک نکته مهم وجود دارد و آن اینکه فارغ از آنکه آقای لاریجانی چه خواهند کرد آیا اصولگرایان تلاش می‌کنند که ایشان را در کنار خود نگه دارند یا منتظر تصمیم ایشان هستند؟
اصولگرایان هنوز هم آقای لاریجانی را یک اصولگرا می‌دانند که می‌خواهد با آنها حرکت کند و وجهه برخوردی‌شان این‌گونه است. اصلا قبول و باور ندارند که ایشان بخواهد از حرکت جمعی اصولگرایان خارج شود. هنوز هم برداشت‌شان این است که آقای لاریجانی با ماست و در رفتارهای سیاسی‌‌شان این‌طور باور نکرده‌اند که آقای لاریجانی خارج شده است. این آقای لاریجانی است که آرام‌آرام یک مقدار فاصله می‌گیرد به خاطر اینکه احساس می‌کند بالانس قدرت سیاسی در مجلس آینده چگونه است، بنابراین می‌خواهد به نحوی حرکت کند که همه اینها را داشته باشد. الان آقای لاریجانی باید به هر نحو و با هر هزینه‌ای دور بعد رئیس مجلس باشد.
با‌توجه به شناختی که از فضای سیاسی و اتفاقاتی که تاکنون افتاده تصورتان این است که درنهایت چه رخ خواهد داد؟ اگر بخواهیم راجع به خود آقای لاریجانی بحث کنیم، چقدر شانس دارند که همچنان در دور بعد رئیس مجلس باشند؟
شانس ایشان، کم نیست. اما من تصور می‌کنم اگر این حرکت‌های فعلی را ادامه بدهد، جایگاه سیاسی شان در افکار‌سیاسی و عموم افول پیدا خواهد کرد. هیچ‌کس این شخصیت را نمی‌پسندد. اعم از اینکه اصلاح‌طلب باشد یا اصولگرا. نمی‌پسندد که کسی تعلق جناحی به هر جناحی که داشته باشد بخواهد مانورهایی در زمان‌های خاصی انجام دهد تا چهره خود را تطهیر کند. ما اصلاح‌طلبان کمی نداشتیم که اصلاح‌طلب بودند، ماندند، هزینه‌اش را هم دادند و در خانه هم نشستند و حتی بعضا زندان هم رفتند اما بر مشی خودشان باقی ماندند به درست یا غلط. نمی‌خواهم ارزش‌گذاری کنم. اصولگرایانی هم داشتیم من‌جمله شخص آقای ناطق‌نوری که اصولگرا ماندند و حتی در زمان‌هایی که کنار هم کشیدند اما هر حرکتی را برای ماندن در قدرت نکردند. افکار عمومی و نخبگان، کسانی که بخواهند از جایگاه قبلی‌شان مانور سیاسی داشته باشند را نمی‌پسندد. این بسیار نکته مهمی ‌است. شما ‌تردید نکنید که یک مقدار خوش و بشی که الان اصلاح‌طلبان با آقای لاریجانی می‌کنند نه به‌خاطر ایشان و قبول داشتن شخصیت ایشان بلکه به خاطر ایجاد انشقاق در میان اصولگرایان است. اگر زمان مناسب فرا برسد آقای لاریجانی را به‌گونه‌ای نامناسب کنار خواهند گذشت. آنها این کار را با شخصیت‌های دیگر هم کرده‌اند. مانند شخص خود آقای ‌هاشمی. بنابراین آقای لاریجانی هم باید عاقل‌تر از این باشد. باید دلیل این نوع خوش و بش آنها با خودش و تحویل گرفتن‌شان را متوجه شود و بفهمد که منظور آنها چیست.