داود احمدزاده
کارشناس مسائل خاورمیانه

به‌دنبال حصول توافق‌‌نهایی ایران با گروه 1+5 بر سر حل‌وفصل موضوع صلح‌آمیز هسته‏ای، ورود به فضای پسا‌فرجام، معادلات منطقه‎ای و ترتیبات امنیتی آن با تغییرات جدی مواجه شده است. پرونده هسته‎ای ایران به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین و مناقشه‌آمیز‌ترین موضوعات نزد محافل جهانی از بدو طرح در سازمان‎های بین‎المللی با واکنش‎های متفاوت و عمدتا بدبینانه از سوی همسایگان عرب آن روبه‌رو شد. به‌طوری که کشورهای حوزه حاشیه خلیج‌فارس با محوریت عربستان سعودی در تلاش بودند که با استناد به تلاش‎های ایران در دستیابی به تکنولوژی صلح‌‌آمیز هسته‌ای این فعالیت‎ها را برهم زننده امنیت خویش قلمداد کرده و با تکرار واژه ایران‌هراسی از هرگونه گشایش در روابط ایران با غرب جلوگیری کنند.
از نگاه عربستان با حل‎وفصل نهایی پرونده هسته‎ای ایران، توان بازیگری آن در موضوعات منطقه‎ای دو چندان خواهد شد و بنابراین امکان نزدیکی ایران و اتحادیه اروپا و حتی آمریکا از طریق همکاری‎های اقتصادی، سیاسی و مشارکت سازنده کشورمان در نشست‎هایی چون وین 2 و نیز موضوع عراق - یمن بر دشواری‎های منطقه‌ای عربستان و برخی کشورهای عربی افزوده است.
بنابراین، هرچه به زمان اجرای برجام نزدیک‌تر می‌شویم عربستان سعودی موضع سخت‎تری نسبت به حل‌و‌فصل سیاسی بحران‎های منطقه‌ای (سوریه - عراق- یمن) در پیش می‎گیرد. در چرایی اتخاذ مواضع سخت ریاض و دوحه.... نسبت به بحران سوریه و عراق باید به فرآیند تحولات اخیر منطقه و شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید منطقه‌ای و گسترده شدن اقدامات تروریستی داعش در مرزهای خارج از جغرافیای منطقه خاورمیانه به ویژه در پاریس و تهدیدات اخیر در قاره سبز و حتی آمریکا اشاره کرد.
1- ایران از بدو شکل‌گیری بحران در سوریه به‌دلیل ارتباطات استراتژیک و نیز نقش نظام سوریه در حلقه محور مقاومت، حمایت تمام‌عیاری را برای ماندگاری رژیم بشار اسد در پیش گرفته و با تصاعد بحران و ظهور گروه تروریستی داعش و تسلیح آن از سوی محور عربی - غربی- ترکی تلاش کرده علاوه بر حمایت مادی با اعزام نیروهای مستشاری نیز در کنار روسیه مانع از فروپاشی نظام سیاسی سوریه شود. تحرکات همه‌جانبه غرب و نیز عربستان و ترکیه برای تحمیل ساختار جدید در سوریه و برکناری بشار اسد ازعوامل اصلی همکاری‎های راهبردی مسکو و تهران بوده است. بنابراین ایران با بسیج نیرو و با مشارکت گروه‎های مردمی‌ وفادار به بشار اسد در داخل و نیز خارج و ترغیب بیشتر روس‎ها برای حضور نظامی بیشتر در سوریه مانع اجرایی شدن سیاست‎های منطقه‌ای غرب و عربستان شد. در این مسیر با لاینحل ماندن نقش بشار اسد در هندسه قدرت سیاسی سوریه باتوجه به اصرار محورترکی- عربی بر رفتن وی از قدرت در نشست وین 2 با طرح چهار ماده‌‌‍‌ای مبنی‌بر راه حل سوری- سوری و سپردن سرنوشت سیاسی این کشور به دست مردم آن تلاش کرده که همچنان به‌عنوان بازیگر اثر‌گذار در تحولات منطقه به ویژه سوریه جایگاه خویش را حفظ کند. در هر صورت حضور نظامی روسیه و حمایت فراگیر از نیروهای دولتی در جنگ علیه نیروهای مخالف بشار اسد در قالب داعش و جبهه‌النصره و حتی گروه‎های میانه‌رو چون ارتش آزاد، به‌رغم برخی گزاره‎های بدبینانه نسبت به روس‎ها و معامله‌گری آنها بر سر منافع ایران با غرب، نشان می‌دهد که سوریه همچنان واسطه استراتژیک مهم همکاری بین تهران- مسکو به شمار می‎رود.
2- جبهه غربی- عربی - ترکی ضد نظام سوریه برعکس جبهه واحد ایران - روسیه و نظام بشار اسد با تشتت آراء و اختلافات درونی روبه‌روست. در حالی که کشورهایی چون فرانسه و برخی کشورهای اتحادیه اروپا بر لزوم ایجاد ائتلاف بین‌المللی و گسترده شدن متحدین خود برای اقدام علیه تروریسم بین‎المللی و شروع عملیات توفانی بر ضد‌داعش در پی عملیات تروریستی پاریس و تهدیدات اخیر پافشاری می‎کنند و در این میان از هماهنگی بیشتر با روسیه و نقش نیروهای دولتی حامی بشار اسد نیز حمایت می‌کنند، ترکیه، عربستان و قطر همچنان اولویت نخست خویش را ساقط کردن نظام سوریه و حمایت از مخالفین اعلام کرده و بقای رژیم بشار اسد را عامل تطویل بحران داخلی و گسترش نا‌آرامی‎ها اعلام می‎دارند.
در هر‌صورت از نظر آنها مکانیزم سیاسی برای حل بحران سوریه در شرایط موجود امکان‌پذیر نیست. با این وجود وزن حامیان مشارکت با ایران و حتی نیروهای سوری برای مقابله عملی با تکفیری‌ها پس از عملیات تروریستی در پاریس بیشتر شده و علنا کشورهای غربی با اذعان به ناکارآمدی خویش در برکناری بشار اسد از قدرت و نیز برجسته شدن نقش روسیه و ایران در تحولات منطقه از الزامات جدید برای تسریع در فرآیند صلح سازی حمایت می‌کنند.
3- سرنگونی سوخو24 روسیه توسط ترکیه به‌عنوان رخدادی که علاوه بر تبعات منفی در روابط فی‌مابین، دارای ابعاد منطقه‎ای و بین‌المللی بوده، نیز قابل توجه است. از نظر سطح داخلی اقدام ترکیه باعث حضور نظامی پر‌رنگ روسیه در خاک سوریه و تقویت هرچه بیشتر دولت و ارتش وفادار به بشار اسد شده است و در وضعیت خطرناک امروز روس‎ها به‌دنبال انتقام‌گیری از ائتلاف عربی - ترکی ضد سوریه برآمده‎اند. بنابراین با استقرار اس‌400 و بمباران کوبنده مواضع مخالفین دولت سوریه به‌دنبال تغییر موازنه قدرت در منطقه هستند. بی‌تردید ترکیه، عربستان و قطر به‌عنوان حامیان اصلی گروه‎های تکفیری از وضعیت و شرایط به‌وجود آمده ناراضی‎اند ولی توان مقابله مستقیم با جبهه روسی و ایرانی را در خود نمی‏بینند. عمده تلاش این جبهه برای درگیرکردن ناتو با روسیه است البته به جز حمایت ضمنی آمریکا بیشتر اعضای اصلی ناتو با اقدام ترکیه مخالفت کرده و حتی برخی از این اعضا خواستار اخراج ترکیه از این پیمان نظامی شدند. بنابراین شرایط میدانی در سوریه به ضرر عربستان، قطر و ترکیه در حال تغییر است.
با این تفاسیر اگر به دو مولفه اثرگذار (بحث هسته‎ای و بحران سوریه و عراق..) در روابط ایران و برخی کشورهای منطقه نظیر عربستان، قطر و حتی ترکیه نگاه کنیم دلیل رویکرد جدید این کشورها مبنی بر حمایت آشکار از گروه‏های تکفیری در قالب داعش و جبهه النصره کاملا مشخص می‎شود. به‌طوری که پس از اقدامات تروریستی در جنوب لبنان، سقوط هواپیمای مسافربری روسی در صحرای سینا و کشتار در پاریس از جامعه بین‎المللی صدای واحدی مبنی بر مبارزه همه‌جانبه با تروریست‎ها شنیده می‎شود.
حامیان اصلی این گروه‎های تروریستی برخلاف جریان آب، به‌دنبال برهم‌زدن بازی و نیز جلوگیری از پیروزی رقیب هستند. در موضوع هسته‎ای ایران با وجود دشواری موجود و نیز اختلافات میان ایران و گروه 1+5 درباره چگونگی پایان دادن به pmd یا ابعاد احتمالی نظامی، باتوجه به صحبت‌های حاشیه ساز یوکیا آمانو درمورد این فعالیت‌ها اراده مشترک قوی برای عمل به توافق وین از سوی طرفین مذاکره‌‌کننده مشاهده می‌شود. در هر صورت با اجرای برجام و تسهیل در روابط فیمابین به‌ویژه با اتحادیه اروپا و سرمایه‌گذاری‌های مشترک در حوزه‌های نفتی و گازی و ورود سرمایه از سوی شرکت‌های چند ملیتی به ایران فضای جدیدی برای افزایش قدرت مانور کشورمان در منطقه خاورمیانه به‌وجود خواهد آمد. بنابراین عربستان و برخی کشورهای همسو از تغییر معادلات و نیز احتمال همکاری‌های ایران با غرب علاوه بر موضوعات استراتژیک احساس نگرانی می‌کنند.
از نگاه سعودی‎ها حضور ایران در سوریه، لبنان و یمن تهدید مستقیم علیه منافع این کشور محسوب می‏شود چراکه ایران به‌عنوان داعیه دار رهبری دنیای شیعه در منطقه و با تولید گفتمان جدید از اسلام با قرائت خاص خود، ادعای خودساخته عربستان را در جهان اسلام با چالش جدی مواجه ساخته است و بنابراین عربستان با لابی‌گری گسترده با گروه‌های تندرو آمریکایی واسرائیلی بجد در راستای ممانعت از اجرایی شدن توافق هسته‌ای ایران با گروه 1+5 برآمده است.
در واقع اختلافات عمیق و دامنه‌دار حقوق بشری و نیز گسترده‌تر‌شدن جغرافیای عملیاتی داعش در قلب اروپا بیشتر کشورهای غربی را به این نتیجه رسانده که بالاخره برای مبارزه عملی با تروریسم باید منابع مالی و نیز حمایت‎های رسانه‌ای و معنوی آن را قطع کرد.
عربستان و قطر و امارات‌متحده عربی در کنار ترکیه منبع اصلی رشد گروه‌های تروریستی و الهام‌بخش اقدامات خشن داعش در منطقه و جهان هستند گرچه هنوز هم در تصمیم‌گیرندگان اصلی کاخ سفید اراده مستقل برای مبارزه با گرو‌ه‌های تروریستی مشاهده نمی‌شود و آمریکایی‌ها همچنان با رفتار متناقض خود به‌دنبال ادامه بحران و سو‌ءاستفاده از وضعیت به‌وجود آمده در منطقه هستند ولی ‌ترس از ادامه اقدامات تروریستی در پایتخت‌های کشورهای اروپا و تحریک افکار عمومی دنیا علیه حامیان گروه‌های تکفیری در منطقه باعث شده است که در کنار تلاش ‌بی‌وقفه جبهه روسی - ایرانی باحمایت ضمنی چین در سوریه جبهه ائتلاف غربی به رهبری آمریکا برای کنترل اوضاع و جلوگیری از باخت کامل به‌دنبال جبران مافات باشند. در این میان واکنش اولین قربانی حملات تروریستی در اروپا قابل تامل است. حضور اولاند در مسکو و رایزنی بیشتر با پوتین برای ایجاد ائتلاف فراگیر با هدف ضربه‌زدن به داعش می‌تواند خبر بدی برای عربستان سعودی، قطر و حتی ترکیه قلمداد شود.
بنابراین مشاهده می‌شود اقدام جنون آمیز گروه تروریستی داعش در حمله به پاریس ضمن ایجاد گسست آشکار درجبهه عربی-ترکی و غربی حامیان اصلی این گروه‌ها آشوب‌ساز را در شرایط دشوارتری قرار داده است. اگر عربستان و قطر و ترکیه بخواهند مسیر همراهی و همگامی ‌با گروه‌های تروریستی را در منطقه ادامه بدهند با افزایش تهدیدات این گروه واز بین رفتن قدرت بازدارندگی کشورهای مدرن و جهان اولی شاهد فشار بیشتر علیه حامیان اصلی آن یعنی عربستان و ترکیه از سوی کشورهای حتی همپیمان خواهیم بود و اگر ائتلاف عربی- ترکی مخالف نظام سوریه و ضد‌ایران و روسیه بخواهند قواعد بازی را درک کنند و به ناچار از حمایت‌های مالی و تسلیحاتی خویش دست بردارند این گزاره به مفهوم اثبات نا‌کار آمدی سیاست‌های منطقه‌ای و تبدیل‌شدن به بازیگر حاشیه‌ساز و قبول افزایش قدرت رقیب در معادلات منطقه خاورمیانه قلمداد می‌شود. به‌دنبال حصول توافق‌‌نهایی ایران با گروه 1+5 بر سر حل‌وفصل موضوع صلح‌آمیز هسته‏ای، ورود به فضای پسا‌فرجام، معادلات منطقه‎ای و ترتیبات امنیتی آن با تغییرات جدی مواجه شده است. پرونده هسته‎ای ایران به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین و مناقشه‌آمیز‌ترین موضوعات نزد محافل جهانی از بدو طرح در سازمان‎های بین‎المللی با واکنش‎های متفاوت و عمدتا بدبینانه از سوی همسایگان عرب آن روبه‌رو شد. به‌طوری که کشورهای حوزه حاشیه خلیج‌فارس با محوریت عربستان سعودی در تلاش بودند که با استناد به تلاش‎های ایران در دستیابی به تکنولوژی صلح‌‌آمیز هسته‌ای این فعالیت‎ها را برهم زننده امنیت خویش قلمداد کرده و با تکرار واژه ایران‌هراسی از هرگونه گشایش در روابط ایران با غرب جلوگیری کنند.
از نگاه عربستان با حل‎وفصل نهایی پرونده هسته‎ای ایران، توان بازیگری آن در موضوعات منطقه‎ای دو چندان خواهد شد و بنابراین امکان نزدیکی ایران و اتحادیه اروپا و حتی آمریکا از طریق همکاری‎های اقتصادی، سیاسی و مشارکت سازنده کشورمان در نشست‎هایی چون وین 2 و نیز موضوع عراق - یمن بر دشواری‎های منطقه‌ای عربستان و برخی کشورهای عربی افزوده است.
بنابراین، هرچه به زمان اجرای برجام نزدیک‌تر می‌شویم عربستان سعودی موضع سخت‎تری نسبت به حل‌و‌فصل سیاسی بحران‎های منطقه‌ای (سوریه - عراق- یمن) در پیش می‎گیرد. در چرایی اتخاذ مواضع سخت ریاض و دوحه.... نسبت به بحران سوریه و عراق باید به فرآیند تحولات اخیر منطقه و شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید منطقه‌ای و گسترده شدن اقدامات تروریستی داعش در مرزهای خارج از جغرافیای منطقه خاورمیانه به ویژه در پاریس و تهدیدات اخیر در قاره سبز و حتی آمریکا اشاره کرد.
1- ایران از بدو شکل‌گیری بحران در سوریه به‌دلیل ارتباطات استراتژیک و نیز نقش نظام سوریه در حلقه محور مقاومت، حمایت تمام‌عیاری را برای ماندگاری رژیم بشار اسد در پیش گرفته و با تصاعد بحران و ظهور گروه تروریستی داعش و تسلیح آن از سوی محور عربی - غربی- ترکی تلاش کرده علاوه بر حمایت مادی با اعزام نیروهای مستشاری نیز در کنار روسیه مانع از فروپاشی نظام سیاسی سوریه شود. تحرکات همه‌جانبه غرب و نیز عربستان و ترکیه برای تحمیل ساختار جدید در سوریه و برکناری بشار اسد ازعوامل اصلی همکاری‎های راهبردی مسکو و تهران بوده است. بنابراین ایران با بسیج نیرو و با مشارکت گروه‎های مردمی‌ وفادار به بشار اسد در داخل و نیز خارج و ترغیب بیشتر روس‎ها برای حضور نظامی بیشتر در سوریه مانع اجرایی شدن سیاست‎های منطقه‌ای غرب و عربستان شد. در این مسیر با لاینحل ماندن نقش بشار اسد در هندسه قدرت سیاسی سوریه باتوجه به اصرار محورترکی- عربی بر رفتن وی از قدرت در نشست وین 2 با طرح چهار ماده‌‌‍‌ای مبنی‌بر راه حل سوری- سوری و سپردن سرنوشت سیاسی این کشور به دست مردم آن تلاش کرده که همچنان به‌عنوان بازیگر اثر‌گذار در تحولات منطقه به ویژه سوریه جایگاه خویش را حفظ کند. در هر صورت حضور نظامی روسیه و حمایت فراگیر از نیروهای دولتی در جنگ علیه نیروهای مخالف بشار اسد در قالب داعش و جبهه‌النصره و حتی گروه‎های میانه‌رو چون ارتش آزاد، به‌رغم برخی گزاره‎های بدبینانه نسبت به روس‎ها و معامله‌گری آنها بر سر منافع ایران با غرب، نشان می‌دهد که سوریه همچنان واسطه استراتژیک مهم همکاری بین تهران- مسکو به شمار می‎رود.
2- جبهه غربی- عربی - ترکی ضد نظام سوریه برعکس جبهه واحد ایران - روسیه و نظام بشار اسد با تشتت آراء و اختلافات درونی روبه‌روست. در حالی که کشورهایی چون فرانسه و برخی کشورهای اتحادیه اروپا بر لزوم ایجاد ائتلاف بین‌المللی و گسترده شدن متحدین خود برای اقدام علیه تروریسم بین‎المللی و شروع عملیات توفانی بر ضد‌داعش در پی عملیات تروریستی پاریس و تهدیدات اخیر پافشاری می‎کنند و در این میان از هماهنگی بیشتر با روسیه و نقش نیروهای دولتی حامی بشار اسد نیز حمایت می‌کنند، ترکیه، عربستان و قطر همچنان اولویت نخست خویش را ساقط کردن نظام سوریه و حمایت از مخالفین اعلام کرده و بقای رژیم بشار اسد را عامل تطویل بحران داخلی و گسترش نا‌آرامی‎ها اعلام می‎دارند.
در هر‌صورت از نظر آنها مکانیزم سیاسی برای حل بحران سوریه در شرایط موجود امکان‌پذیر نیست. با این وجود وزن حامیان مشارکت با ایران و حتی نیروهای سوری برای مقابله عملی با تکفیری‌ها پس از عملیات تروریستی در پاریس بیشتر شده و علنا کشورهای غربی با اذعان به ناکارآمدی خویش در برکناری بشار اسد از قدرت و نیز برجسته شدن نقش روسیه و ایران در تحولات منطقه از الزامات جدید برای تسریع در فرآیند صلح سازی حمایت می‌کنند.
3- سرنگونی سوخو24 روسیه توسط ترکیه به‌عنوان رخدادی که علاوه بر تبعات منفی در روابط فی‌مابین، دارای ابعاد منطقه‎ای و بین‌المللی بوده، نیز قابل توجه است. از نظر سطح داخلی اقدام ترکیه باعث حضور نظامی پر‌رنگ روسیه در خاک سوریه و تقویت هرچه بیشتر دولت و ارتش وفادار به بشار اسد شده است و در وضعیت خطرناک امروز روس‎ها به‌دنبال انتقام‌گیری از ائتلاف عربی - ترکی ضد سوریه برآمده‎اند. بنابراین با استقرار اس‌400 و بمباران کوبنده مواضع مخالفین دولت سوریه به‌دنبال تغییر موازنه قدرت در منطقه هستند. بی‌تردید ترکیه، عربستان و قطر به‌عنوان حامیان اصلی گروه‎های تکفیری از وضعیت و شرایط به‌وجود آمده ناراضی‎اند ولی توان مقابله مستقیم با جبهه روسی و ایرانی را در خود نمی‏بینند. عمده تلاش این جبهه برای درگیرکردن ناتو با روسیه است البته به جز حمایت ضمنی آمریکا بیشتر اعضای اصلی ناتو با اقدام ترکیه مخالفت کرده و حتی برخی از این اعضا خواستار اخراج ترکیه از این پیمان نظامی شدند. بنابراین شرایط میدانی در سوریه به ضرر عربستان، قطر و ترکیه در حال تغییر است.
با این تفاسیر اگر به دو مولفه اثرگذار (بحث هسته‎ای و بحران سوریه و عراق..) در روابط ایران و برخی کشورهای منطقه نظیر عربستان، قطر و حتی ترکیه نگاه کنیم دلیل رویکرد جدید این کشورها مبنی بر حمایت آشکار از گروه‏های تکفیری در قالب داعش و جبهه النصره کاملا مشخص می‎شود. به‌طوری که پس از اقدامات تروریستی در جنوب لبنان، سقوط هواپیمای مسافربری روسی در صحرای سینا و کشتار در پاریس از جامعه بین‎المللی صدای واحدی مبنی بر مبارزه همه‌جانبه با تروریست‎ها شنیده می‎شود.
حامیان اصلی این گروه‎های تروریستی برخلاف جریان آب، به‌دنبال برهم‌زدن بازی و نیز جلوگیری از پیروزی رقیب هستند. در موضوع هسته‎ای ایران با وجود دشواری موجود و نیز اختلافات میان ایران و گروه 1+5 درباره چگونگی پایان دادن به pmd یا ابعاد احتمالی نظامی، باتوجه به صحبت‌های حاشیه ساز یوکیا آمانو درمورد این فعالیت‌ها اراده مشترک قوی برای عمل به توافق وین از سوی طرفین مذاکره‌‌کننده مشاهده می‌شود. در هر صورت با اجرای برجام و تسهیل در روابط فیمابین به‌ویژه با اتحادیه اروپا و سرمایه‌گذاری‌های مشترک در حوزه‌های نفتی و گازی و ورود سرمایه از سوی شرکت‌های چند ملیتی به ایران فضای جدیدی برای افزایش قدرت مانور کشورمان در منطقه خاورمیانه به‌وجود خواهد آمد. بنابراین عربستان و برخی کشورهای همسو از تغییر معادلات و نیز احتمال همکاری‌های ایران با غرب علاوه بر موضوعات استراتژیک احساس نگرانی می‌کنند.
از نگاه سعودی‎ها حضور ایران در سوریه، لبنان و یمن تهدید مستقیم علیه منافع این کشور محسوب می‏شود چراکه ایران به‌عنوان داعیه دار رهبری دنیای شیعه در منطقه و با تولید گفتمان جدید از اسلام با قرائت خاص خود، ادعای خودساخته عربستان را در جهان اسلام با چالش جدی مواجه ساخته است و بنابراین عربستان با لابی‌گری گسترده با گروه‌های تندرو آمریکایی واسرائیلی بجد در راستای ممانعت از اجرایی شدن توافق هسته‌ای ایران با گروه 1+5 برآمده است.
در واقع اختلافات عمیق و دامنه‌دار حقوق بشری و نیز گسترده‌تر‌شدن جغرافیای عملیاتی داعش در قلب اروپا بیشتر کشورهای غربی را به این نتیجه رسانده که بالاخره برای مبارزه عملی با تروریسم باید منابع مالی و نیز حمایت‎های رسانه‌ای و معنوی آن را قطع کرد.
عربستان و قطر و امارات‌متحده عربی در کنار ترکیه منبع اصلی رشد گروه‌های تروریستی و الهام‌بخش اقدامات خشن داعش در منطقه و جهان هستند گرچه هنوز هم در تصمیم‌گیرندگان اصلی کاخ سفید اراده مستقل برای مبارزه با گرو‌ه‌های تروریستی مشاهده نمی‌شود و آمریکایی‌ها همچنان با رفتار متناقض خود به‌دنبال ادامه بحران و سو‌ءاستفاده از وضعیت به‌وجود آمده در منطقه هستند ولی ‌ترس از ادامه اقدامات تروریستی در پایتخت‌های کشورهای اروپا و تحریک افکار عمومی دنیا علیه حامیان گروه‌های تکفیری در منطقه باعث شده است که در کنار تلاش ‌بی‌وقفه جبهه روسی - ایرانی باحمایت ضمنی چین در سوریه جبهه ائتلاف غربی به رهبری آمریکا برای کنترل اوضاع و جلوگیری از باخت کامل به‌دنبال جبران مافات باشند. در این میان واکنش اولین قربانی حملات تروریستی در اروپا قابل تامل است. حضور اولاند در مسکو و رایزنی بیشتر با پوتین برای ایجاد ائتلاف فراگیر با هدف ضربه‌زدن به داعش می‌تواند خبر بدی برای عربستان سعودی، قطر و حتی ترکیه قلمداد شود.
بنابراین مشاهده می‌شود اقدام جنون آمیز گروه تروریستی داعش در حمله به پاریس ضمن ایجاد گسست آشکار درجبهه عربی-ترکی و غربی حامیان اصلی این گروه‌ها آشوب‌ساز را در شرایط دشوارتری قرار داده است. اگر عربستان و قطر و ترکیه بخواهند مسیر همراهی و همگامی ‌با گروه‌های تروریستی را در منطقه ادامه بدهند با افزایش تهدیدات این گروه واز بین رفتن قدرت بازدارندگی کشورهای مدرن و جهان اولی شاهد فشار بیشتر علیه حامیان اصلی آن یعنی عربستان و ترکیه از سوی کشورهای حتی همپیمان خواهیم بود و اگر ائتلاف عربی- ترکی مخالف نظام سوریه و ضد‌ایران و روسیه بخواهند قواعد بازی را درک کنند و به ناچار از حمایت‌های مالی و تسلیحاتی خویش دست بردارند این گزاره به مفهوم اثبات نا‌کار آمدی سیاست‌های منطقه‌ای و تبدیل‌شدن به بازیگر حاشیه‌ساز و قبول افزایش قدرت رقیب در معادلات منطقه خاورمیانه قلمداد می‌شود.