ناصر ایمانی اگر‌چه معتقد است حسن روحانی در دوران پسا‌برجام به اصلاح‌طلبان نزدیک‌تر خواهد شد اما این را هم می‌گوید که اصلاح‌طلبان اگر گزینه بهتری داشته باشند حتما از حسن روحانی عبور خواهند کرد.

آقای ایمانی! برای شروع گفت‌وگو بفرمایید که از نظر شما آقای روحانی بعد از اجرای برجام در حوزه سیاست داخلی چه رفتاری خواهد داشت؛ به اصلاح‌طلبان نزدیک می‌شود یا اصولگرایان یا به جریان خودش یعنی اعتدال پر و بال می‌دهد؟
تصورم بر این است که ایشان بعد از مساله انتخابات مجلس عمدتا باز هم بیشتر به سمت جریان اصلاح‌طلبی خواهد رفت.
یعنی مثلا همین الان که نامزدهای اصلاح‌طلب ردصلاحیت شده‌اند حاضر است برایشان هزینه بدهد و چانه‌زنی کند؟
البته این موضوع را شروع کرده‌اند.
آیا حدش از این برون دادی که ما می‌بینیم بیشتر می‌شود؟
آقای روحانی از آنجا که جزو سیاستمداران خبره کشور است، این موضوع را می‌داند که برای اصلاح‌طلبان نباید هزینه کند چون دیگرانی که کردند، خیلی نتیجه‌ای نگرفتند و خودِ ایشان هم تجربه خوبی ندارد.
این هزینه نکردن باعث نمی‌شود اصلاح‌طلبان از او دورتر شوند؟
اصلاح‌طلبان از ایشان دورند. اصلاح‌طلبان هیچ‌گونه نزدیکی با آقای روحانی ندارند و عمدتا از فرصت آقای روحانی برای خودشان استفاده می‌کنند.
این دوری‌شان آنقدر هست که 96 یک نامزد بدهند؟
حتما همینطور است. اصلاح‌طلبان اگر ببینند که فضایی آماده است و می‌توانند کاندیدایی مشخص کنند که در مقابل آقای روحانی بتواند رای بیاورد و به آنها یک پله نزدیکتر باشد، شک نکنید که این کار را می‌کنند.
مثلا آقای عارف!
مثلا عارف.
فکر می‌کنید آنها از بعد سرمایه اجتماعی به این نتیجه رسیده‌اند که می‌توانند با محمد‌رضا عارف، حسن روحانی را شکست دهند؟
این حرف دیگری است. من گفتم اگر ببینند گزینه دیگری می‌توانند بیاورند که یک پله آنها را بالا ببرد و به آنها نزدیکتر باشد، شک نکنید که این کار را می‌کنند. آقای روحانی اصلا گزینه مطلوب آنها نیست و از اول هم نبوده است. آقای روحانی یک معبر عبور بود و الان هم همینطور است و تغییری نکرده است. بهترین کسی که می‌توانسته در مقابل گزینه‌هایی مانند قالیباف و محسن رضایی باشد، طبیعتا روحانی بود. اما اگر قرار باشد دوباره یک میز دیگری چیده شود که یک طرف آن آقای روحانی و طرف دیگر آقای عارف نشسته باشد و یک طرف هم مثلا آقای مجید انصاری نشسته باشد با فرض اینکه بدانند امکان بهره‌وری وجود دارد مسلما از آقای روحانی عبور می‌کنند.
آقای ایمانی! برجام در صحنه سیاست داخلی چه تاثیراتی خواهد داشت. یعنی در بعد داخلی نگاه به روحانی و نگاه به اصولگرایان و اصلاح‌طلبان در میان مردم چگونه شده است؟
اگر از منظر مردم بخواهید نگاه کنید واقعیت این است که بخشی از اصولگرایان نتوانستد در دو سال گذشته مدیریت خوبی در میز مذاکرات داشته باشند و طوری رفتار کنند که وجه انتقادی خودشان باقی بماند، احساس نگرانی‌شان نسبت به حفره‌هایی که در برجام هست، سر جای خود بماند اما در عین حال جامعه هم احساس کند نگاه آنها، نگاه ملی است و نه نگاه یک منتقد که نگذارد این دولت سر این موضوع پیروز شود. نتوانستند این را به خوبی در افکار عمومی مدیریت کنند. این جوابی است که می‌توانم به سوال شما بدهم.
از لحاظ اقتصادی چطور؟ برجام چه تاثیری بر سرنوشت دولت و شخص روحانی خواهد داشت؟
باید دو بحث در این‌باره داشته باشیم؛ نخست اینکه ببینیم پسابرجام چه تاثیری بر اقتصاد کشور دارد و بحث دیگر اینکه پسابرجام چه تاثیری در صحنه سیاست داخلی کشور دارد. متاسفانه روی این زمینه هرکسی که طی دو‌سال گذشته صحبت کرده، برجام را از جنبه‌های سیاست خارجی کشور دیده است. ولی هیچ‌کس به این موضوع نپرداخته که برجام چه تاثیری در سیاست داخلی کشور خواهد داشت. آقای روحانی به تازگی در مصاحبه‌شان جمله بسیار مهمی ‌را بیان کردند که از این جهت مهم بود که ایشان روی این مساله زوم کرد. ایشان گفتند که ما مدل برجام را در داخل هم می‌توانیم اجرا کنیم. این خیلی نکته مهمی ‌است و البته نه از این جهت که ایشان می‌خواهد این کار را بکند یا اصلا می‌تواند بکند یا اصلا اراده‌اش را دارد. می‌خواهم بگویم این خیلی مطلب مهمی ‌است که ما یک مدل برجام را در این دو سال گذشته با غرب اجرا کردیم و حالا مدل برجام را می‌توانیم در داخل اجرا کنیم. البته با جان کری و لوران فابیوس می‌شود اما با برخی افراد نمی‌شود!
در ابتدا وارد بحث اقتصادی شویم. این مساله تحریم‌هایی به این شدت و به این شکل از حدود 4 یا 5 سال پیش گذاشته شد والا ما از اول انقلاب به نوع‌های دیگری تحریم بوده‌ایم. تحریم‌های بانکی، نفتی، کشتیرانی و بیمه از سال 90 گذاشته شد. ما تا سال 89 به سوئیفت وصل بودیم، کشتیرانی‌مان تحریم نبود و نفت‌مان هم به فروش می‌رسید. این داستان‌ها متعلق به چهار سال است. باید ببینیم این تحریم‌ها که از چهار سال پیش به ایران تحمیل شد و ربطی هم به دولت روحانی ندارد، چقدر در اقتصاد ایران تاثیر می‌گذاشت و الان که رفع شده، چقدر تاثیر می‌گذارد؟ صرفنظر از اینکه چهار سال پیش قیمت نفت چقدر بود و الان چقدر است. چون قیمت نفت بسیار برای اقتصاد ایران مهم است. در همان زمان هم معتقد بودم و در جراید هم عنوان کرده بودم که واقعا مساله تحریم‌ها، شاید به صورت تقریب ذهنی 20 تا 30 درصد حداکثر تاثیر تخریبی در اقتصاد کشور داشته باشد. (هرچند که ارائه آمار به صورت درصدی اشتباه است)، الان هم بر همین نکته معتقدم. بازگشت ما در پسابرجام شاید حداکثر صرفنظر از قیمت نفت که آن موقع بین 80 تا 100 دلار بود و الان حدود 30 دلار است، شاید تاثیر آن در اقتصاد کشور 20 تا 30 درصد باشد مثل همان موقع. همه این را می‌دانند که عمده مشکلات اقتصادی ما، مشکلات داخلی است و نه خارجی. تاثیر مشکلات خارجی یعنی تحریم‌ها، در اقتصاد ما بسیار محدودتر از مشکلاتی است که در داخل روی اقتصادمان داریم. فرض کنید ما در اقتصادمان از نفت خلاصی پیدا کنیم، دولت‌مان، دولت کوچکی شود و بخش زیادی از کارها به مردم و بخش خصوصی محول شود و خصوصی‌سازی واقعی انجام شود و اقتصاد شبه‌دولتی‌مان برداشته شود که از بخش خصوصی به مراتب بزرگتر است و حتی به اقتصاد دولتی هم ضربه می‌زند و یک اقتصاد عظیم زیرزمینی است، مساله مدیریت اقتصادمان را حل کنیم، هماهنگی بین دستگاه‌های مختلف نظام را در صحنه اقتصادی هماهنگ کنیم چون اقتصاد ما به‌شدت از ناهماهنگی بین دستگاه‌های مختلف که عمدتا هم متعلق به خود قوه مجریه است، رنج می‌برد و تاثیر تخریبی که اینها می‌گذارند حتی شاید معادل تحریم‌ها باشد. اگر همین امروز تمام بانک‌های کشور تعطیل شوند، صرفا مساله دریافت و پرداخت جاری را داشته باشند و هیچ‌گونه فعالیتی در اقتصاد کشور نداشته باشند، یعنی نه تسهیلات و نه سود بانکی بدهند و هیچ کار دیگری نکنند، به مراتب اقتصاد کشورمان بهتر خواهد شد. یعنی بانک‌ها در اقتصاد نقش تخریبی دارند تا نقش توسعه‌ای. بنابراین تمام آیتم‌هایی که برای شما در اقتصاد شمردم نشان‌دهنده این است که مساله، مساله فروش نفت و تحریم‌شدن نیست. تحریم‌ها توانست حدود 10 درصد قیمت تمام‌شده هزینه واردات کالاهایمان را افزایش دهد. ولی ما چنان هزینه‌هایی از سوی دولت می‌دهیم که 10 درصد پیش آن هیچ است. بنابراین ما مشکلات اقتصادی‌مان عمدتا مشکلات داخلی است. کار زشت و اشتباهی که در دو سال گذشته متاسفانه در دولت یازدهم انجام شد بالابردن سطح توقعات مردم درخصوص مساله برجام بود و اینکه با انجام این توافق چه اتفاقی می‌افتد و بخشی هم به خاطر نوعی ژست و منافع سیاسی بود و متاسفانه اقتصاد ما را بدتر کرد. یعنی یک حالت انتظار در مردم ایجاد کرد. یکی از دلایل رکود سنگین و بی‌سابقه‌ای که در تاریخ ایران بی‌سابقه است، سطح انتظار مردم است. مردم به لحاظ اقتصادی انتظار یک معجزه دارند و الان هم که اجرا شده، یک انتظار ویژه‌ای دارند که فردا صبح که می‌خواهند یک قالب کره برای صبحانه بخرند، قیمتش نصف شده باشد.
ما در سیاست داخلی، اصلا و ابدا ظرفیت‌سازی برای اینکه در داخل هم نوعی برجام را اجرا کنیم، نکردیم بلکه برعکس. یعنی دولت فعلی در زمینه اینکه بخواهد برای اجرای برجام زمینه‌سازی کند، فعالیت‌های بسیار زیادی کرد که خوب و قابل تقدیر است که فضا را طوری در سیاست خارجی با مدیریت خوب دیپلماتیک آقای ظریف تلطیف کرد که فضای جامعه جهانی را آماده کرد که بنشینند یک قرارداد به این سنگینی و مهمی ‌در تاریخ کشور را امضا‌کنند. نگاه کنید در داخل کشور مطلقا چنین کاری را نمی‌بینید. مسئولان ذی‌ربط دولتی با جریان‌های سیاسی داخل کشور چند جلسه داشته‌اند؟ این را اصلا نمی‌بینیم. یعنی ظرفیت‌سازی نه‌تنها این‌طور نبوده بلکه به‌شدت حالت تخریبی بوده است. یعنی بالاخص آقای روحانی با یک حالت عصبانیت عجیب در طول دو سال گذشته نسبت به منتقدین خودشان اعم از منتقدین منصف یا غیرمنصف موضع داشته‌اند. اصلا تفکیک بین منصف و غیرمنصف هم هیچ وقت نبوده است. ایشان با منتقدین‌شان با حالت تند برخورد می‌کردند. این یعنی اینکه اصلا در داخل بنا نیست ظرفیت‌سازی شود که البته به نظرم دلایل تاریخی دارد. اتفاقا منتقدین ایشان عمدتا از هم‌جناحی‌های دو سال پیش خود ایشان هستند. آقای روحانی تا دو سال پیش تکلیفش در جناح‌بندی‌های سیاسی معلوم بود که کجاست. ایشان از زمان ریاست‌جمهوری ناگهان به تعبیری یک تغییر جهت داد. آقای روحانی برخلاف آنچه در سیاست خارجی ظرفیت‌سازی کرد، در داخل اصلا نکرد و اعتقادی به این نداشتند و این موضوع همین‌طوری در داخل کشور ماند. الان هم به نظرم هیچ‌گونه ظرفیتی برای اینکه در داخل بخواهیم به یک تفاهم سیاسی و وحدت نظر برسیم و یک مقدار بتوانیم در جهت منافع ملی کشورمان افکار و سلایق و لابی‌های مختلف و احزاب مختلف را با هم حداقل در مسائل ملی هم‌نظر کنیم، اصلا نداریم. بعید می‌دانم و هیچ علامتی نمی‌بینم که دولت در طول دو سال آینده بخواهد در این زمینه جهت‌گیری داشته باشد.