این سه فرد هنوز تصمیمی قطعی برای طرفداری و رای دادن به کاندیدایی مشخص را ندارند.

روزنامه اعتماد نوشت : «ملاک برای من، عملکرد کاندیداهاست»، «فعلا صحبت نمی‌کنم»، «باید براساس برنامه‌ها و دیدگاه‌های هر یک از کاندیداها رای داد»؛ اینها جملاتی از سه عضو ورزشکار شورای شهر چهارم است که به نوعی در تمامی انتخابات‌ها رای‌هایشان سرنوشت‌ساز است؛ جملاتی به ترتیب از هادی ساعی، حسین رضا‌زاده و عباس جدیدی. رای مخدوش حسین رضا‌زاده در انتخاب شهردارتهران درسال ٩٢ که قالیباف را برای بار سوم شهردارپایتخت کرد، آرای عباس جدیدی و حسین رضا‌زاده و هادی ساعی درانتخابات ریاست شورا به مسجدجامعی که رقیب وی چمران را در سال ٩٢ از میدان به در کرد و تغییر جهت آرای حسین رضا‌زاده و عباس جدیدی به چمران در انتخابات ریاست شورای شهر در سال ٩٣، همه و همه نشان از تاثیرگذاری بی‌برو برگشت سه ورزشکار از چهار ورزشکار عضو شورای شهر دارد. به زبان ساده، در هر انتخاباتی که یکسر آن شورای شهر باشد، جلب همفکری و رضایت این سه عضو می‌تواند تعیین‌کننده فرد برنده انتخابات باشد. حالا در کمتر از ١٠ روز مانده به انتخابات ریاست شورای شهر، با وجود داغ شدن بازار معرفی و تبلیغ کاندایداهای ریاست شورا و در شرایطی که به نظر می‌رسد باز هم دو کاندیدای سنتی شورا یعنی مسجد جامعی و چمران همچنان، کاندیداهای بی‌رقیب انتخابات سال سوم ریاست شورا باشند، هنوز موضع این سه کاندیدای طلایی در هاله‌ای از ابهام قراردارد. دیدگاه‌ها و نظرات این اعضا نیز در نوع خود قابل تامل است و حکایت از آن دارد که هنوز تصمیمی قطعی برای طرفداری و رای دادن به کاندیدایی مشخص را ندارند. هادی ساعی، در گفت‌وگو با «اعتماد» در مورد موضع خود در انتخابات ریاست شورا می‌گوید: من تنها کاندیدای مستقل شورای شهر هستم. همه اعضا هم می‌دانند که وابستگی خاصی به هیچ گروه و طیفی ندارم. برای من مهم‌ترین مساله در رای دادن، نحوه عملکرد کاندیداهاست. در مورد انتخابات ریاست شورا نیز اگر آنطور که می‌گویند مسجد جامعی و چمران کاندیدا باشند، باید عملکردشان را بررسی کنم تا ببینم به کدام‌یک رای بدهم. یعنی هنوز تصمیمی نگرفته‌ام. ولی قطعا رایم حزبی و سیاسی نبوده و نیست. حسین رضا‌زاده اما معتقد است که هنوز تا انتخابات فرصت داریم. برای همین می‌گوید: فعلا ترجیح می‌دهم صحبتی نکنم. عباس جدیدی سومین عضو این لیست سه نفره، نگاهی عمیق‌تر به مساله انتخابات ریاست شورا دارد: به نظر من هیات رییسه سال دوم به دلیل تجربه ١٠ ساله‌ای که چمران از اداره جلسات شورا داشته، موفق بوده است. اما این به آن معنا نیست که هیات رییسه سال اول ضعیف عمل کرده باشد. اتفاقا شرایط کار برای هیات رییسه اول به مراتب سخت‌تر از سال دومی‌ها بود چرا که آنها با حجم عظیمی از تغییرات محیطی و فیزیکی شورا و پرسنل و موضوعات اداری و... شورای شهر دست به گریبان بودند. برای همین فعلا نسبت به هیچ کدام از دو کاندیدای مطرح شده، نظر خاصی ندارم و هر دو را به یک چشم می‌بینم.» او می‌گوید: « همینطور تا وقتی که از صلاحیت بیشتر یکی از کاندیداها نسبت به دیگری مطمئن نشوم، رای نخواهم داد. گرچه واقعا براین باورم که هر دو این عزیزان، افرادی فرهیخته و کارآمد و تاثیرگذار هستند. ولی کلا معتقدم که در هر انتخاباتی باید پس از بررسی عملکرد و دیدگاه‌های کاندیداها رای داد.»

پشت پرده خبری هست؟

با تمام این اظهارنظرها اما به نظر می‌رسد هر دو طیف اصلاح‌طلب و اصولگرا در تلاشند تا با جذب این سه عضو کفه ترازوی آرای انتخابات را به نفع خود سنگین‌تر کنند. رضا تقی‌پور، اصولگرا، سخنگوی شورای شهر در مورد اقدامات اصولگرایان برای جلب حمایت سه ورزشکار عضو شورا می‌گوید: من خبری از اینکه جلساتی برای جلب حمایت ورزشکاران به سمت کاندیدای اصولگرا تشکیل شده باشد ندارم. ولی به نظرم نه تنها این اعضا، که هرکدام دیگر از اعضا هم می‌توانند تعیین‌کننده باشند، چرا که کافی است برخی اعضا برخلاف پیش‌بینی‌های صورت گرفته و تمایلات جناحی خود، به کاندیدای طرف مقابل رای دهند، در این صورت کاملا معادلات پیش بینی شده برهم می‌خورد. پس همه اعضا مهم هستند. البته طبیعی است که هر دو طیف تلاش کنند تا نظر اعضای بی‌طرف شورا را برای رای دادن به کاندیدای مورد نظر خود جلب کنند، ولی به شخصه خبری از اقدامات اصولگرایان در این زمینه ندارم. اما واقعیت این است که چه بخواهیم و چه نخواهیم رای این افراد تاثیرگذار است و به همین دلیل حضورشان برحساسیت انتخابات ریاست شورا می‌افزاید. علی صابری، عضو حقوقدان شورا نیز به عنوان یکی از اصلاح‌طلبان عضو شورا در همین زمینه می‌گوید: من خودم به عنوان یک شهروند چندان از این مساله که چند عضو بخواهند اینچنین در نتیجه انتخابات‌های شورا تاثیرگذار باشند، خوشحال نیستم. حتی شنیده‌ام برخی از این اعضا گفته‌اند که شورا دست ما است. نمی‌دانم چطور می‌توان کاری کرد که این افراد چنین تاثیرگذار نباشند؟ ولی آنچه مسلم است این است که انتخاب ریاست شورا مهم‌تر از وظیفه‌ای که بردوش اعضاست، نیست. برخی اعضا فکر می‌کنند بعد از انتخاب شهردار، انتخابات ریاست شورا مهم‌ترین وظیفه اعضا است. ولی در واقع می‌توان به جرات ادعا کرد که هیچ چیز مانند مصوباتی که ما به تصویب می‌رسانیم نمی‌تواند در اداره شهر و زندگی شهروندان تاثیرگذار باشد. مثلا واقعا اصلاح مصوبه جریمه‌های قطع درختان برای شهر مفیدتر است یا انتخاب شدن یک فرد به عنوان رییس؟ او می‌گوید: «یک روز از دیوید بکهام سوال شد که آیا تمایلی برای حضور در فعالیت‌های سیاسی دارد یا خیر؟ وی جواب داد: به هیچ‌وجه. من یک شهروند ساده هستم نه یک سیاستمدار. آن وقت ما در ایران شاهد آن هستیم که یک ورزشکاری که الان هنوز در حال تجربه دنیای قهرمانی است، می‌آید و در انتخابات‌های مختلف سیاسی شرکت می‌کند.

این برای یک شهر می‌تواند آسیبی قابل تامل باشد، چرا که ورزشکاران شاید افتخارآفرین‌های خوبی باشند ولی دلیلی ندارد که سیاستمداران یا مدیران خوبی هم باشند. به نظر من شاید بهترین راهکار همان باشد که آقای حکیمی‌پور گفته است. اینکه به جای تکیه بر دو طیف در شورا با ائتلافی از اعضای دو جناح به وجود بیاید تا بتوان هر چه بهتر از عهده وظایفی که بردوش اعضا گذاشته شده برآمد، چرا که شهر ما در حوزه مدیریت شهری نیاز به تصمیمات مدیریتی دارد نه تصمیمات سیاسی و جناحی. کمتر از ١٠ روز به رای‌گیری برای انتخابات دور سوم ریاست این دوره شورا بیشتر باقی نمانده است و حالا باید دید این سه رای سرنوشت‌ساز که این روزها افراد محافظه‌کارانه درباره آن صحبت می‌کنند برای چه کسی به صندوق خواهند افتاد؛ یک‌سو مسجدجامعی قرار گرفته و اصلاح‌طلبان و سوی دیگر چمران و اصولگرایان.