پس از شروع بحران در سوریه و دخالت کشورهای خارجی با هدف تقویت نیروهای مخالف بشار اسد، ایران نیز کمک‌های خود را به نفع دولت اسد آغاز کرد‌؛ کمک‌هایی که از عرصه سیاسی آغاز و به کمک‌های مستشاری ختم شد. کمی در رابطه با سیاست‌های ایران در قبال سوریه و اقداماتی که تا به امروز انجام داده بگویید‌.
از مارس سال 2011 که بحران سوریه آغاز شد جمهوری اسلامی ایران باتوجه به نقش تخریبی کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در تشدید بحران سوریه، بلافاصله ورود پیدا کرد. البته ورود ایران در ابتدا به صورت سیاسی بود و اعتقاد ایران همواره این بوده و هست که بحران سوریه راه حل نظامی ندارد. به همین دلیل ایران راهکارهای متعددی در خصوص حل بحران سوریه ارائه داد. تاکنون ایران چهار طرح مختلف را برای حل بحران سوریه به دولت و مخالفان غیر‌‌‌مسلح پیشنهاد داده است. ضمن اینکه سه دوره مذاکره میان دولت و رهبران گروه‌های مخالف غیرمسلح در تهران با نظارت ایران برگزار شد اما به مرور زمان کشورهایی مانند ترکیه، عربستان و قطر با سازماندهی گروهک‌های مسلح داعش، جبهه النصره، لواء التوحید و ارتش آزاد تلاش کردند تا دولت قانونی سوریه را سرنگون کنند. حدود 170 گروهک تروریستی در سوریه توسط برخی کشورهای منطقه سازماندهی شدند تا از رهگذر تشدید بحران در سوریه به اهداف خود نائل شوند. هدف کشورهای غربی و هم‌پیمانان منطقه‌ای آنان این بود که اولا دولت سوریه سرنگون، ثانیا محور تهران- دمشق-بیروت قطع شود و ثالثا حزب‌الله لبنان از محور مقاومت خارج و در نهایت یک دولت وابسته به اسرائیل در سوریه تشکیل شود.
برآیند گزارش‌ها نشان می‌دهد که قطر و عربستان در سه سال گذشته حدود 36 میلیارد دلار کمک مالی و تسلیحاتی در اختیار گروهک‌های تروریستی قرار داده‌اند و ترکیه نیز در آموزش و اعزام گروهک‌های تروریستی نقش‌ کاملا پررنگی ایفا کرده است. به همین دلیل پس از شکست طرح‌های سیاسی برای حل بحران سوریه، جمهوری اسلامی ایران با تشکیل یک جبهه مشترک با شرکت روسیه، چین، عراق و حزب‌الله در‌صدد تغییر شرایط میدانی سوریه به سود دولت بشار اسد عملا وارد عرصه نظامی شد. در این میان باتوجه به خطری که نسبت به اماکن مقدسه سوریه از سوی گروهک‌های تروریستی صورت می‌گیرد برخی از فرماندهان نیروهای مسلح داوطلبانه برای کمک به نیروهای مسلح راهی این کشور شدند. این فرماندهان با استفاده از تجارب میدانی خود در نخستین گام یک نیروی مردمی‌در کنار ارتش دولتی سوریه تشکیل دادند و از همان زمان آموزش جوانان سوریه با شرکت فرماندهان نظامی ایران و حزب‌الله آغاز شد. به‌گونه‌ای که هم‌اکنون بیش از 600 هزار نیروی مردمی‌در قالب 60 لشکر سازمان یافته و آموزش‌دیده برای مقابله با گروهک تروریستی داعش سازماندهی شده‌اند. یکی از این فرماندهان که در سازماندهی نیروهای مردمی‌نقش کاملا پررنگی را ایفا می‌کرد ‌ شهید حسین همدانی بود که باتوجه به اهمیت استراتژیک سوریه برای محور مقاومت و همچنین خطری که اماکن مقدسه سوریه را تهدید می‌کند، ایشان گام بلندی برای مهار بحران سوریه برداشت.
شما نقش مستشاری ایران در عدم سقوط دولت بشار اسد را چقدر پررنگ می‌بینید؟
می‌دانیم که حضور نظامی ایران در سوریه در حد مستشاری است تا از توطئه‌های آمریکا و رژیم صهیوینستی علیه منطقه جلوگیری شود؛ به همین ‌دلیل به محض شروع بحران در سوریه، فرماندهان نیروهای مسلح باتوجه به تجربه‌ای که داشتند وارد جنگ شدند و ارتش سوریه را برای جنگ شهری آماده کردند.
از آنجایی که سقوط بشار اسد به معنای تضعیف جدی بلوک مقاومت است، سپاه پاسداران که نگاهی راهبردی به مسائل منطقه دارد، نخواهد گذاشت به قدرت جریان مقاومت لطمه‌ای وارد ‌شود.
با توجه به اینکه آمریکا، غرب و هم‌پیمانان منطقه‌ای آنان سقف زمانی لازم را برای سرنگونی دولت بشار اسد شش ماه اعلام کرده بودند، بنابراین طولانی شدن بحران سوریه موجب شد که این بحران داخلی به یک بحران منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شود. جمهوری اسلامی ایران در کنار روسیه، عراق و چین، چه در حوزه سیاسی و چه در حوزه نظامی، مشورت‌های لازم را به دولت بشار اسد ارائه دادند و این امر موجب تقویت دولت قانونی سوریه شد. به نظر می‌رسد که ایران باتوجه به حجم توطئه‌های خارجی تمام ابتکارات سیاسی و نظامی خود را برای جلوگیری از تغییر ساختار خاورمیانه که در نهایت به نفع رژیم‌صهیونیستی خواهد بود به کار گرفته است. این امر نشان می‌دهد که اگر دولت سوریه از این بحران خارج شود قطعا آینده خاورمیانه بر‌اساس فرمول و راهکار ایران و روسیه رقم خواهد خورد.
غرب و متحدان منطقه‌ای آنها نسبت به نقش ایران و روسیه در سوریه چه نگاهی دارند؟
پس از گذشت 54 ماه از بحران سوریه و به بن بست رسیدن طرح‌های مشترک آمریکا، غرب، عربستان، ترکیه و قطر اینک نگاه این کشورها به سمت حل بحران سوریه بر‌اساس راهکارهای سیاسی جمهوری اسلامی ایران دوخته شده است. در طول یک سال گذشته یعنی از سپتامبر سال 2014 تاکنون آمریکا یک ائتلاف جهانی به ظاهر برای مقابله با داعش تشکیل داد اما بعدها مشخص شد که این ائتلاف صرفا برای جلوگیری از سقوط داعش تشکیل شده است به همین دلیل روسیه نیز با رایزنی‌های ایران برای مقابله با گروهک‌های تروریستی نیروی هوایی خود را به سوریه اعزام کرد. از آنجایی که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه به خوبی می‌داند که سقوط احتمالی دولت بشار اسد وضعیت خاورمیانه را به سود آمریکا و کشورهای مرتجع عرب تغییر خواهد داد بنابراین تصمیم به اعزام نیرو از سوی کرملین اقدامی‌کاملا استراتژیک تلقی می‌شود. روسیه به خوبی می‌داند که آمریکا پس از سوریه، گروهک‌های تروریستی را به سمت آسیای میانه و قفقاز انتقال خواهد داد و امنیت روسیه و چین در آن صورت مورد تهدید قرار خواهد گرفت. در نتیجه این اقدام‌
پیش گیرانه کاملا راهبردی و منطبق با منافع ایران، روسیه و چین است. همچنین در این میان چند دلیل کاملا منطقی در شکل‌گیری جبهه مشترک ایران وروسیه برای پشتیبانی از دولت سوریه در راستای مقابله با گروهک‌های تروریستی‌ نقش داشت.
نخست اینکه سوریه به دلیل مواضع‌ضد صهیونیستی و مخالفت این کشور با نفوذ آمریکا و اسرائیل به خاورمیانه به‌عنوان عمق استراتژیک جمهوری اسلامی و روسیه تلقی می‌شود. در ابعاد دیگر روسیه بزرگترین پایگاه دریایی خود در شهر طرطوس را تنها نقطه حضور دریایی خود در شرق مدیترانه تلقی می‌کند و تحت هیچ شرایطی حاضر نیست که این پایگاه را از دست بدهد. طبیعی است هر‌گونه تغییری در ساختار قدرت در سوریه موجب خواهد شد تا روسیه جایگاه ژئو‌استراتژیک خود را در خاورمیانه از دست بدهد و این با سیاست‌های راهبردی مسکو کاملا تعارض دارد. البته می‌دانیم که روسیه و جمهوری اسلامی ایران از ابتدای بحران سوریه همواره تلاش داشتند تا از رهگذر تعریف یک طرح سیاسی مشترک بحران سوریه را مهار کنند.
با‌توجه به نقش نظامی روسیه و نقش مستشاری ایران، آینده تحولات سوریه را چطور می‌بینید؟
آینده سوریه بر‌اساس تغییر وضعیت میدانی به سمت حل بحران این کشور حرکت خواهد کرد؛ باتوجه به مهاجرت میلیون‌ها سوری به سمت کشورهای منطقه و اروپا که پیامدهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی سنگینی برای اتحادیه اروپا خواهد داشت، به نظر می‌رسد که پس از سرکوب گروهک‌های‌ترویستی توسط ارتش روسیه، نگاه‌ها به سمت راه‌حل سیاسی دوخته خواهد شد و ایران یکی از بازیگران مهم حل بحران سوریه خواهد بود. همچنین اعتراف رهبران کشورهای غربی مبنی بر اینکه بحران سوریه راه حل نظامی ندارد، نشان می‌دهد که طرح‌های نظامی غرب در سوریه با شکست مواجه شده و در نهایت سال 2015 سال حل بحران سوریه خواهد بود.